نکته ها

آنفولانزای خوکی را با هم کامل بشناسیم

 

بنام خدا
كامل ترين اطلاعات علمي و تجربي از آنفولانزاي خوكي 
مقدمه و سخنی با خوانندگان
اين روزها گزارش ابتلا و مرگ و مير آنفولانزاي خوكي از جنوب و جنوب شرق كشور خبر مهم رسانه ها گرديده تا آنجائيكه عده اي از مسئولين آنرا خطري جدي و عده اي همچون مركز مديريت مبارزه با بيماريها آنرا حادثه اي معمول همچون سالهاي گذشته دانسته تا بيم و هراس بر جامعه نافذ نگردد. ساده انگاري است كه حتي از يك مورد ابتلا آسان بگذريم تا خداي نكرده ناموفق جلوه نكنيم زيرا اگر چنين باشد بشارت كاذب و اميد ناصواب دلهاي عموم مردم را در مقابل دشمن ويروسي آرام نموده و آنگاه آنفولانزا بر جسم و جان با سهل انگاري ما مي تازد. 
ساده انگاري ويروس و عواقب احتمالي آن از شناختن آسان آثار مخرب ويروس و جلوگيري آسان از ابتلا به آن بسيار متفاوت است. منظور مي بايست جامعه را با حداكثر آثار زيانبار و خطرناك بيماري آشنا نمود تا آنها را مهيا و مطمئن به مبارزه آسان و قطعا موفق با بيماري ويروسي موجود نماييم 
لذا بر آن شدم تا از   آموخته ها، دانسته ها و تجربیات درمانی بعنوان پزشک بدون مرز و متخصص پوست  در كشور های مختلف آفریقایی از تجربيات علمی و عملي كسب شده از بيماري آنفولانزاي خوكي كه به همراه آخرين اطلاعات علمي از بزرگترين مركز مبارزه بيماري هاي واگيردار در جهان (C.D.C) يا
( Center for Disease Control and Prevention) و WHO ميباشد را پس از ترجمه در اختيار هموطنان عزيز کشورم قرار دهم.
همانا که حضرت علی (ع) میفرمایند: تجربه آن نیست که بتوان آنرا در راحت روزگار بدست آورد بلکه آن از پیش آمدها و جزر و مدهای روزگار بدست می آید. لذا آنانکه از تجارب خود میاموزند اینها خردمندانند و آنانکه از تجربیات دیگران می آموزند سعادتمندانند و آنانکه نه از تجربه خود و نه از تجربه دیگران می آموزند اینها از واماندگان روزگارند بنابراین ما پزشکان ایرانی بر اساس رسالت والای پزشکی باید چشمی بینا ، گوشی شنوا ، زبانی ناطق، فکری اندیشمند و وجودی مهربان و دلسوز برای ارتقاء سلامتی مردم عزیز کشورمان و همه دنیا باشیم و بر اساس این گفته سقراط بزرگ : که ایرانیان اولین کسانی در دنیا بودند که بیمارستان را برای سلامتی بیماران ساختند باید بدانیم آباد کردن کشور،مبارزه با فقر و ارتقاء سلامتی و بهداشت با سخن گفتن تنها و انتقاد امکان پذیر نیست بلکه باید کار کرد و کاری بس طولانی و مداوم و در هر لحظه و هر مکان و هر مقام باید به یاد میهن ،مملکت و مردم کشور عزیزمان باشیم.
لذاآنچرا شما ملاحظه خواهید نمود اطلاعات جامع و کامل کاربردی از بیماری آنفولانزای خوکی میباشد که در چهار بخش ( تاریخچه، تشخیص، درمان ، پیشگری و واکسیناسیون) جمع آوری گردیده.
مطالعه دقیق این مجموعه، شما را با تمام زوایای این بیماری بطور کامل آشنا می نماید و پیشنهاد میشود حتما به دیگران خواندن این مقاله را یادآوری نمایید
 
بخش اول) ویروس آنفولانزای خوکی را بیشتر بشناسیم:
 
1- ويروس H1N1 چيست؟
اين ويروس از آنفولانزاي تيپ A مي باشد كه اولين بار در سال 1918 ميلادي در آمريكا شناخته شد و پس از يك دوره طولاني در آوريل 2009 (سال جاري) مجدداً اين بيماري به نام Swine flu يا آنفولانزاي خوكي با شكل، قدرت و توانايي بیماریزایی متفاوت از گذشته در ايالات كاليفرنياي جنوبي از كشور آمريكا گزارش گرديد و پس از آن به سرعت كشورهاي مكزيك، كانادا و كشورهاي اروپايي نيز مواردي از ابتلا به اين بيماري را گزارش نمودند. اگر چه Swine flu آنفولانزاي خوكي نام گرفته، اما اين به آن معني نيست كه اين بيماري از خوك به انسان انتقال می یابد بلكه در آزمايشات بعمل آمده از اين ويروس مشخص شده كه تعدادی از ژن هاي آن شبيه به آنفولانزاي ويروسي مي باشد كه در خوك هاي شمال آمريكا يافته اند. در عين حال بدليل شباهت بروز اين آنفولانزا در خوك هاي اروپا و آسيا و مرغان و انسان ها، دانشمندان آنرا يك آنفولانزاي ويروسي چهارگانه نام نهاده اند.
قدرت بيماري زايي اين ويروس 3 برابر ويروس آنفولانزاي معمولي بوده و بيشترين شيوع آن در فصول سرد سال مي باشد. انتقال آن از انسان به انسان مي باشد ( نه حيوان به انسان) معمولاً قسمت فوقاني سيستم تنفسي را درگير مي نمايد و تنها در 1 تا 2 درصد مي تواند منجر به مرگ شود كه دلايل آن ذكر خواهد شد.
 
2- آخرين وضعيت بيماري در جهان چگونه است؟
بنا بر گزارش WHO) ( سازمان بهداشت جهانی و CDC اين بيماري در مرحله پاندميك يعني همه گيري جهاني مي باشد و بيماري در فاز 6 مي باشد. اين بدان معني است كه جهان و تمام قاره ها در راه اين بيماري بوده یا مي باشند و اين بيماري همه كشورها را طي خواهد نمود و هيچ كشوري از اين بيماري در امان نخواهد بود. در حال حاضر 206 كشور جهان و تمام كشور های همسايه ايران مبتلا به این بیماری شده اند. آخرین آمار تا پایان آبانماه 88 اعلام میکند 526000 هزار نفر در دنیا به این بیماری مبتلا گشتند و 6770 نفر به علت این بیماری فوت نمودند. در همین ارتباط کشور آمریکا با 19000 مبتلا و 4800 مرگ و میر رتبه اول را به خود اختصاص داده است ¾) مرگ و میر ناشی از آنفولانزای خوکی در جهان).
 
3- آیا نتایجی از شیوع بیماری و مرگ و میر بر اساس گروههای سنی وجود دارد؟
بلی، بر اساس مطالعات انجام شده در کشور آمریکا بیشترین بیماران بستری شده در گروه سنی 5 تا 18 سال با آمار %26 درصد بوده و کمترین گروه بستری در گروه سنی 65 سال و بالاتر با آمار %7 درصد بوده و بیشترین میزان مرگ ومیر نزد گروه سنی 25 تا 49 سال با %32 و کمترین آن در گروه سنی 0 تا 4 سال با %3 بوده. که این آمار در کشورهای مختلف مطمئنا متفاوت خواهد بود.
 
4 - آخرین وضعیت بیماری در کشور ایران چگونه میباشد؟
در كشور ما اولین مورد ابتلاء از يك نوجوان 16 ساله ايراني الاصل مقيم آمريكا بوده كه در تیر ماه ٨٨ گزارش گردید و تنها بر اساس نتایج مثبت آزمایشگاهی از بیماران مراجعه کننده به مراکز درمانی مشخص گردید تا پایان آبانماه 88 بیش از 3000 موردابتلاء با بیش از 100 مورد فوت ناشی از این بیماری در کشور مان گزارش گردید. و  در هفته اخیر سال ٩٤  بيش از ٣٠ مورد فوت گزارش گردیده و این زنگ خطر مهمی میباشد كه سراسر كشور در آماج حمله اين بيماري ميباشد.
 
5- آیا میزان ابتلاء در کشورهای مختلف متفاوت میباشد؟
بلی کشورها و قاره های پنج گانه را بر اساس تعداد موارد کشف شده از بیماری به 3 رنگ سفید (کمترین موارد بیماری) ، صورتی یا زرد و نهایتا کبود یا قرمز ( بیشترین میزان آلودگی) تقسیم بندی نمود. که بعضی کشورهای آفریقای مرکزی، پاکستان، افغانستان و... در محدوده سفید و کشورهای ایران و آسیای میانه در محدوده صورتی و کشورهای آمریکا، انگلیس، آفریقای جنوبی، مکزیک و... در محدوده قرمز می باشند.
 
6- آیا این ویروس قادر است تغییر شکل داده و نوع جدیدی را بوجود آورد؟
 
از نکات مهمی که موجب نگرانی میباشد جهش یا تغییر توان بیماری زایی این ویروس میباشد که میتواند بخودی خود یا در ترکیب با ویروس های دیگر سرماخوردگی فصلی حادث شود به طوریکه در روزهای اخیر نوعی جدید از این ویروس در کشور نروژ یافت گردید. بنا بر این اطلاع از این موضوع که ممکن است در منطقه ای این بیماری به طور ناگهانی با علائم جدید آشکار شود مورد اهمیت میباشد.
 
7- چگونه میتوانیم از آخرین اخبار و اطلاعات این بیماری مطلع باشیم؟
سایت ها و مرکز اطلاع رسانی وزارت بهداشت کشورمان از جمله مرکز مدیریت مبارزه با بیماریهای کشور و ادارات تابعه در مراکز استان و شبکه های بهداشتی شهرستانها معتبرترین منبع اطلاع رسانی داخلی میباشند. اگر چنانچه میخواهید از شرائط بیماری در جهان و سایر کشورها مطلع باشید مطمئن ترین آن مرکز Centers for Disease Control and prevention یا
C.D.C H1N1flu میباشد که براحتی میتوانید از طریق اینترنت به ان دسترسی و از همه شرائط و زوایای این بیماری و جدیدترین یافته های ان به روز و حتی به ساعت مطلع باشید.و اگر در سمت راست و بالای صفحه اصلی این سایت آدرس الکترونیکی یا ایمیل خود را وارد نمایید تمام اطلاعات این بیماری به روز برای شما ارسال میشود.
 
 
بخش دوم) نشانه ها ، علائم و راه انتقال بیماری:
 
8- نشانه و علامت بيماري انفولانزای خوکی چيست؟
علائم اين بيماري مشابه آنفولانزاي فصلي همانند تب، سرفه، گلودرد، آب ريزش بيني، كوفتگي و درد بدن، سر درد، لرز و خستگي و در موارد مشخص اسهال، تهوع و استفراغ مي باشد و در مواردي ممكن است اين بيماري ويروسي پيشرفت نموده و ايجاد عفونت هاي شديد ريوي، گوشي و سينوسي نمايد.
 
9- چه افرادي بيشتر در خطر معرض اين بيماري مي باشند؟
4 گروه از مردم در گروه خطر مي باشند. خانم هاي حامله ، كودكان با سن كمتر از 5 سال، افراد با بيماري هاي مزمن و طولانی مدت مانند آسم، ديابت، برونشيت مزمن، بيماري هاي قلبي و ريوي،کلیوی، کبدی، افراد مسن 64 سال و بالاتر و كساني كه به عللي همانند جراحي وسيع، شیمي درماني مكانيزم دفاعي سيستم ايمني بدن آنان در شرايط مناسب نمي باشد. در عين حال وجود آنتي بادي ضد اين ويروس در بدن افراد ميانسال , جوان و سالم و حتي در يك سوم از افراد مسن بالاي 60 سال بدن آنها را در مقابل اين ويروس محافظت مي نمايد. بنابراين لازم است بدانيم بسياري از افراد در ابتلاي به اين بيماري نيازي به درمان ویژه به استثناء استراحت و اقامت 7 روزه در منزل و استفاده از داروهای معمولی جهت تسکین درد و علائم به اقدامی دیگر نیاز ندارند. زيرا مكانيزم دفاعي مناسب بدن ويروس را سركوب و نابود مي نمايد.
 
10- چگونه اين ويروس انتقال مي يابد؟
آخرين اطلاعات اظهار مي كند که انتقال اين بيماري از انسان به انسان از طريق سرفه، عطسه، تخليه ترشحات بيني و دهان مي باشد. كه ويروس مي تواند حداكثر تا فاصله 1.5 متري از طريق سرفه يا عطسه منتقل شود. اما راه ديگر انتقال تماس دست ها، با محيط آلوده به ويروس است. مانند دستگيره درب ها و يا وسايلي كه بطور عمومي و مشترك استفاده مي شود. دست تماس يافته با محيط آلوده به ويروس موجب انتقال آن از طريق دست آلوده شده به بيني و دهان و يا چشم مي شود.
 
11- دانستیم که ویروس از راه سرفه، عطسه و ترشحات بینی و دهان انتقال می یابد. آیا راه دیگری هم برای انتقال وجود دارد؟
بله براساس آخرین اطلاعات این ویروس می تواند از طریق صحبت کردن نیز انتقال یابد. زیرا ذرات ویروس از طریق تنفس بخصوص در زمان صحبت کردن که دم و بازدم با قدرت بیشتری هوای مجاری تنفسی را به خارج منتقل می نماید باعث انتقال بیماری به فرد مقابل شود. به همین منظور تأکید شده در هنگام صحبت کردن یا غذا خوردن بطور مستقیم مقابل همدیگر نباشید و اصطلاحا شطرنجی نشستن و یا ایستادن ضربدری در مقابل همدیگر را پیشنهاد نموده اند. این موجب می شود تا طرفین مخاطب و گفتگو، تماس مستقیم با هوای دم و بازدم ناشی از تنفس یکدیگر نداشته باشند.
 
12- آیا کسی می تواند مبتلا به این ویروس باشد ولی علامتی یا نشانی از بیماری نداشته باشد؟
در مواردی نادر ممکن است. بعبارتی توانایی سیستم ایمنی بدن فرد نقش مؤثری در بروز علائم جسمی و ظاهری دارد. و در این بین افراد را می توان به 3 گروه تقسیم نمود.
دسته اوّل: کسانیکه به شدت علائم بیماری را بروز می دهند مانند اطفال، خانم های حامله، افراد مسن و اشخاص با بیماری زمینه ای ( بیماریهای ریوی، قلبی و دیابت).
دسته دوّم: کسانیکه علائم خفیفی از عطسه، سرفه و کوفتگی بدن در حد سرماخوردگی مختصر دارند. یا ممکن است هرکدام از این علائم را به تنهایی داشته باشند.
و دسته سوّم: کسانیکه که ممکن است هیچ علامتی جزء یک تب خفیف نداشته باشند.
 
13- گروه سوّم که هیچ علامتی جزء تب خفیف ندارند می توانند منبع انتقال بیماری باشند؟
به طور قطع بلی و اتفاقاً تأکید فراوان شده که این افراد بیشتر از گروه اوّل و دوّم می توانند باعث انتقال بیماری به دیگران شوند. زیرا به راحتی در اجتماع در رفت و آمد و کسب و کار می باشند و بدون آنکه خود و یا دیگران بدانند محیط و افراد دیگر را آلوده می نمایند. و به همین منظور به عنوان مثال وزارت بهداشت یکی از کشورهای آسیای جنوب شرقی برای این عده پیشنهاد نموده حتماً یک دماسنج یا ترمومتر که مخصوص تعیین درجه دمای بدن می باشد همراه خود داشته باشند و روزانه دمای بدن خود را کنترل نمایند. و در صورت مشاهده تب ملایم(حدود 38درجه) با پزشک معالج مشاوره و در صورت تایید مدت 7 روز با اقدامات درمانی در منزل ایزوله و اقامت نموده و از محاوره و رفت و آمد خودداری نمایند و لو اینکه هیچ کسالتی نداشته باشند.
بنابراین بیماران با ظاهر سالم و باطن بیمار به مراتب خطرناکتر از بیماران به ظاهر و باطن بیمار می باشند.
 
 
 
14- چه علائمی در كودكان بسيار جدي است و باید به مراکز درمانی منتقل شوند؟
 
بيشتر مبتلايان به غير از 4 گروه در خطر(كودكان زير 5 سال، سالمندان بالاي 64 سال، خانم هاي باردار و افراد با بيماري زمينه اي) با استراحت در منزل و دوري در تماس با افراد و استفاده از داروهاي ضد ويروس به راحتي درمان مي شود. اما اگر علايم زير در كودكان بروز نمود حتماً نيازمند انتقال به بيمارستان مي باشند.
-1تنفس سريع و غير عادي (نفس نفس زدن(
-2 تغير رنگ پوست به آبي يا خاكستري بخصوص در لب ها
-3 بي اشتهايي شديد
-4 تهوع و استفراغ مقاوم و مداوم
-5 عدم هوشياري، تشنج و بي توجهي به محيط
-6 بي قراري و اضطراب شديد
-7 تب بالا و سرفه مقاوم
-8 اسهال به همراه علايم فوق
 
15- چه علائمی در بزرگسالان باید مورد توجه قرار گیرد؟
-1تنفس كوتاه كه به سختي انجام مي شود.
-2احساس درد و فشار در قفسه سينه و شكم
-3سرگيجه ناگهاني و استفراغ شديد و مداوم و اسهال
-4 كاهش سطح هوشياري
-5تب بالا و سرفه شديد.
 
16- مهمترین و شایع ترین علت بستری بیماران مبتلا به آنفولانزای خوکی در بیمارستان و
ICU چه میباشد؟
مطالعه در گروهی از بیماران بستری شده در آمریکا نشان میدهد این بیماری به میزان%32 با آسم همراهی داشته و از علل مهم انتقال بیمار به بیمارستان میباشد که در بیشتر موارد به پنومونی ریوی تبدیل شده و در نهایت %20 از این بیماران به علت وخامت بیماری در ICU بستری شده اند.
 
17- دوره این بیماری چه مدت یا چند روز میباشد؟
اطلاعات بر اين باور است كه شخص يك روز پس از ابتلا به اين ويروس دچار علايم مي شود يعني اين ويروس پس از ابتلاي شخص در روز اول هيچگونه علايمي ندارد و اصطلاحاً دوره نهفته آن يك روز است اما دوره بيماري در افراد با مكانيزم دفاعي نرمال و طبيعي 7 روز مي باشد. ولي اين دوره در كودكان، افراد مسن و خانم هاي باردار و افردا با بيماري هاي ديگر متفاوت و طولاني تر مي باشد. بنابراين طي اين مدت( 7 روز ) شخص بيمار منبع انتقال بيماري به افراد ديگر نیز مي باشد.
 
18- آيا امكان بيماري از طريق گوشت خوك مي باشد؟
اگر چه كاملاً مشخص نيست اما تاكنون گزارشي از آن ارسال نشده و پاسخ منفي است.
 
19- آيا انتقال این بیماری از طريق آب نوشيدني یا آب لوله كشي شهري ممكن است؟
گندزدايي و كلرزني آب موجب سلامت كامل آب هاي نوشيدني شهري مي باشد كه همواره در حال انجام مي باشد . اگرچه اثبات اين ادعا بر اساس موفقيت درماني و سلامت آب هاي نوشيدني در درمان آنفولانزاي مرغي (H5N1) مي باشد. اما تاكنون گزارشي از انتقال بيماري از آب هايي كه كلرزني شده اند نداشته ايم.
 
20- آيا استخر و چشمه هاي معدني مي توانند آلوده به ويروس شوند؟
بر اساس تجربيات بدست امده از آنفولانزاي مرغي (H5N1) اگر چنانچه استخرها به اندازه 3 PPM -1 و چشمه هاي معدني به اندازه PPM5-2 كلرزني و گندزدايي شوند احتمال وجود و انتقال ويروس صفر خواهد شد
 
. 21- چه مدت ويروس آنفولانزای خوكي مي تواند در محيط باقي بماند و بيشترين مكان هايي كه امكان آلودگي آن را دارد كجاست؟
در خارج از بدن ويروس به مدت 2 تا 8 ساعت زنده مي ماند. اما گرماي محيط 75 تا 100 درجه سانتيگراد مواد ضد عفوني كننده هيدروژن پروكسايد، بتادين و الكل آنرا به راحتي نابود مي كنند. اما منابع آلودگي در انسان شامل: بيني ، دهان، لب ها، چشم ها موي سر و دست ها مي باشند. زيرا مكان هاي فوق بيشتر مورد تماس دستها در افراد عادي مي باشد.
اما بيشترين امكان آلودگي محيطی براي وسايلي مي باشد كه به نحوي با دست، صورت انسان در تماس مي باشد. همانند دستگيره درها، ميز و صندلي، شيرآلات، نرده هاي پله ها، بالشت خواب و ملافه، اسباب بازي ها ، وسايل آشپزي و آشپزخانه، وسايل عمومي كه مورد استفاده مشترك مي باشد. همانند اسكناس، اسناد و مدارك دست به دست شده و ... . بنابراين حائز اهميت است پس از تماس با هر فرد يا اشیاء مشكوك دست و صورت خود را با آب و صابون شستشو دهيم. و بهتر است در محیط کار قبل از شروع کار و پایان کار میز کار مان را با پنبه الکلی ضد عفونی نماییم
 
22- چگونه مي توان خود را در مقابل اين بيماري محافظت نمود و عوارض بیماری را به حداقل رساند؟
1- پوشاندن صورت، بيني و دهان در زمان سرفه و عطسه با دستمال كاغذي يك بار مصرف و پس از آن قرار دادن آن در سطل در بسته مخصوص
2- شستشوي دست و صورت با آب و صابون بعد از هر عطسه و سرفه تا ويروس ها زدوده شوند. دستها را مي توان با پنبه و الكل ضدعفوني نمود.
3- در خارج از منزل، محيط كار و معابر عمومي از تماس دستهايتان با صورت يا چشم، بيني و دهان تان خودداري نماييد
4- استفاده از ماسک در محیط خارج از منزل بخصوص در مراکز شلوغ و پر رفت و آمد
5- حدامكان از تماس بسيار نزديك (دست دادن يا روبوسي) با افراد ديگر خودداري نماييد.
-6 آب دهان و ترشحات بيني را در زمين نريزيد. آنرا در دستمال كاغذي يك بار مصرف تخلیه و سپس آنرا به سطل مخصوص منتقل نماييد.
-7 سعي كنيد از حضور در مكان هاي پر ازدحام بخصوص در محيط هاي بسته كه امكان عطسه و سرفه در آن زياد مي باشد خودداري نماييد.
8- دقت كافي به مسافراني كه از خارج كشور بخصوص كشورهاي آمريكايي، اروپايي و آسياي جنوب شرقي وارد کشور میشوند داشته باشيد و در مسافرت به این کشورها به همه نکات مراقبتی دقت نمایید.
9 -اگر احساس سرماخوردگي داريد در صورت شك به آنفولانزاي خوكي حداقل 7 روز در خانه بمانيد. و يك روز بعد از بهبودي كامل مي توانيد وارد فعاليت روزانه و اجتماعي شويد. اين راهي است كه ديگران را آلوده نمي كنید.
10- بيمار بايد در اتاقي استراحت نماید كه محل عبور و مرور و رفت و آمد ديگران نباشد. اصطلاحاً ايزوله باشد. تماس با افراد بهتر است از طريق تلفن باشد و حدالامكان يك نفر نيازهاي شخص بيمار را تامين نمايد. درب و پنجره اتاق بيمار حدامكان باز باشد و از سيستم تهويه برخوردار باشد.
-11 حمام جداگانه براي بيمار به همراه وسايل شخصي ضروري است. در غير اينصورت قبل از استفاده از حمام براي ديگران بايد حتماً كلرزدايي و گندزدايي شود
-12 نوشيدن مايعات فراوان و مسكن هاي استامينوفن، بروفن، ناپروكسن با نظر پزشك فراموش نشود. محدودیت مصرف دارو برای اشخاص با نارسايي و مشكلات كبدي و كليوي بايد مدنظر باشد و مصرف آنتي بيوتيك فقط با نظر پزشك در صورت احتمال بروز عفونت هاي باكتريال ضروري مي باشد.
 
23- اگر يكي از اعضاي خانواده بيمارشد چه كنيم؟
در صورت ابتلاي يكي از اعضاي خانواده تان مي توانيد به محل كار و تحصيل خود برويد اما شرايط خود را كنترل نماييد و مسئول محيط كار را از موضوع مطلع نماييد زيرا به محض بروز علايم در شما مي بايست در منزل استراحت نماييد. 4 گروه افراد پرخطر ذكر شده در صورت اجبار به زندگي در كنار بيمار نيازمند درمان جهت پيشگيري از بيماري مي باشد و اگر شما در اين 4 گروه نمي باشيد نياز به درماني جز مراقبت هاي ذكر شده نداريد.(4 گروه شامل كودكان زير 5 سال، سالمندان، افراد با بيماري زمينه اي و خانم هاي باردار) در خصوص ظروف و وسايلي كه بوسيله شخص بيمار مورد استفاده قرار مي گيرند تاكيد شده شستن آن با آب گرم و مواد ضد عفوني كننده موجب نابودي ويروس مي شود و استفاده از آن برای ديگر افراد خانواده منعي ندارد. مانند (بشقاب، سيني، قاشق) البته اين مجزا از وسايل شخصي چون شانه، مسواك، لباس و ... مي باشد.
 
24- نکته مهم در روابط عاطفی با بیماران چیست؟
نكته مهم احترام و توجه ويژه به بيمار در اين شرايط بسيار مهم است. هرگز تصور نكنيد كه این بيماري بسيار خطرناك و صعب العلاج يا لاعلاج مي باشد. اين ويروس همانند همه ويروس هاي سرماخوردگي مي باشد اما با تفاوت هاي اندك و ناشناخته كه ما را مجاب به رعايت نكات جديد مي نمايد تا چيز مهمي را از دست ندهيم. بنابراين حتما بايد به سالمندان و كودكان كه به محدوديت در معاشرت و احترام حساس مي باشند و حتي ممكن است كمي ناراحت و دلگير شوند شرايط بيماري شان را توضيح دهيم كه بدانند بقاي سلامتي و شادابي ایشان و اطرافیان نيازمند يك هفته فراغت و دوري از تمايلات و علايق گذشته مي باشد تا محدودیت رفتاری دیگران با ایشان موجب تاثر و تالم بیشتر آنان نگردد. با پزشك معالج يا خانوادگي و يا مركز درماني همواره در تماس باشيد و همه روزه آنان را از شرايط بيمار خود مطلع نماييد تا در شرايط بحراني بيمار را به بيمارستان منتقل نماييد.
 
 
25-از چه زمانی شخص می تواند بیماری را به اطرافیان انتقال دهد؟
این موضوع در بیماریهای ویروسی مختلف متفاوت می باشد. مثلاً در بیماری سارس بعد از شروع علائم بیماری، ویروس بیماری قابل انتقال می باشد. اما در آنفولانزا یک روز بعد از شروع بیماری قابل انتقال می باشد. و در بعضی بیماری های ویروسی دیگر، یک روز قبل از شروع علائم بیماری قابل انتقال می باشد. به همین دلیل تاکید شده انتقال و سرایت بیماری ویروسی را باید بر اساس میزان ابتلاء منطقه ای و محلی ارزیابی نمود. بعنوان مثال اگر فردی در خانواده مبتلا به بیماری آنفولانزا شده باید 2 موضوع را در نظر داشته باشیم اوّل نزدیکترین افراد به او از یک تا 2 روز قبل شروع بیماری چه کسانی بودند؟ و دوّم اینکه از این نزدیکترین افراد به او چه کسانی در گروه خطر میباشند (کودکان زیر 5 سال، افراد بالای 64 سال، خانم های حامله و افراد با بیماری های زمینه ای و مزمن) و با این محاسبه می توانیم حلقه اوّل مبتلایان احتمالی را شناسایی و با هشدار به آنان، هم آنها را تحت نظر داشته و هم رفت و آمدهای آنان را با دیگران برای جلوگیری از انتقال بیماری به زنجیره دوّم محدود و کنترل نمائیم.
 
26- جدی ترین نکته ای که همه مردم باید به آن توجه کنند چیست؟
دو نکته مهم که از آن نباید غافل باشیم 1- آغاز فصل سرما که خواستگاه بیماری ویروسی است 2- مصادف شدن آن با شروع مدارس که مطمئنا با اوج انفولانزای خوکی در این دوره مواجه خواهیم بود. تماس نزدیک دانش اموزان خردسال با یکدیگر غیر قابل اجتناب است بنابراین آیا برنامه مدون و منسجمی برای اموزش انان توسط متولیان اموزش و پرورش و اولیا دانش اموزان داریم؟ C.D.C و WHO هشدار میدهند بیشترین قربانیان از گروه سنی کودکان و نوجوانان میباشند. هشدار اوج و طغیان بیماری را در این فصول با انتقال سریع بیماری در بین دانش اموزان جدی بگیریم.
 
27- به غیر از مراکز جمعی و گروهی مانند سربازخانه های، مدارس و... که می توانند بهترین و بیشترین راه انتقال باشند چه مکانهای دیگر باید مورد توجه جدی باشد؟
جالب است بدانیم برخلاف محتوی سؤال اماکن کم رفت و آمد نیز باید مورد توجه باشند. مانند هتل ها براساس قانونی در یکی از کشور های آسیای شرقی مقرر گردید. تمام توریست های خارجی وارد شده به هتل ضمن معاینه اوّلیه زمان، محل و مواجهات خود را از دو روز قبل و همینطور مقصد خود را بعد از ترک هتل تا مدت یکهفته، در بدو ورود به مسئول هتل اعلام نمایند. این از آن جهت است که اگر اخبار و اطلاعاتی از بروز بیماری در محل قبلی به هتل گزارش گردید باید این توریست یا مهمان بعنوان فرد مشکوک حامل ویروس که از آن محل امده مورد ارزیابی قرار گیرد تا خلاف آن ثابت شود. و نکته جالب تر اینکه اطلاع از مقصد او بعد از ترک هتل به این دلیل است که اگر فردی در هتل بعد از ترک او مبتلا به آنفولانزا گردید. بلافاصله او را که در واقع هتل را ترک نموده مطلع می نمایند تا اگر در زمان حضور در هتل به نحوی با این فرد تماس داشته، شرائط خود را در وضعیت مشکوک به این ویروس ارزیابی و به پزشک معالج مراجعه نماید.
شاید ما با نگاهی عجیب به این موضوع بنگریم ولی به واقع نظم و انضباط و جابجایی دقیق اطلاعات اینگونه می تواند ما را در پیچ و خم بیماریها مصون و محفوظ نماید. نمی توان به انتظار نشست تا بیمار شویم آنگاه فکر چاره کنیم.
 
 
28- آخرین روش پیشگیری درمانی برای افراد پرخطر (4 گروه ذکر شده) چیست؟
4 گروه پرخطر حتی در صورت احتمال ابتلاء به بیماری باید بعنوان پیشگیری و درمان بعد از تماس احتمالی با افراد آلوده به مدت 10 روز از داروی آنتی ویروس یا ضد آنفولانزا استفاده نمایند.
 
29- دانستیم که ویروس از دو طریق مستقیم (سرفه، عطسه .....) و غیر مستقیم (اسباب و ملزومات محیطی که به مدت 2 تا 8 ساعت ویروس می تواند در آن محیط زنده بماند به انسان انتقال می یابد) بنابراین چه پیشنهادی برای به حداقل رساندن انتقال ویروس در محیط های اجتماعی و اداری دارید؟
بعنوان مثال در دستورالعملی در مرکز مبارزه با بیماری C.D.C آمده بهتر است اطاق جلسات که افراد مختلف از نقاط مختلف برای بحث و بررسی یا سمینار و کنگره وارد آن میشوند، بعد از اتمام جلسه تا روز بعد یا حداقل 8 ساعت از این سالن یا اطاق برای جلسه دیگر استفاده نشود. زیرا اگر ویروسی بدلیل حضور افراد مختلف از مناطق مختلف به این محیط راه یافته و در محیط و اسباب و ملزومات آن باقی مانده باشد بعد از 8 ساعت از بین می رود.
ولی با این حال در صورت نیاز پیشنهاد گردیده محیط های پر رفت و آمد که به ناچار باید کراراً از آن استفاده نمود به روش زیر آنرا گندزدایی و تمیز و ضدعفونی نمود.
 
30- نحوه نظافت و ضدعفونی نمودن چگونه می باشد؟
1- افرادی که مسئول نظافت می باشند باید مشخص باشند.
2- افراد مسئول نظافت باید از ماسک مخصوص N95- دستکش- و لباس مخصوص یک بار مصرف در زمان نظافت استفاده نمایند.
3- سطل و پارچه های یک بار مصرف تمیز و محلول رقیق شده هیپوکلرید سدیم یک دهم درصد (%1/0) یا
( 1000ppm)(part per million) و الکل %70 و آب گرم در دسترس افراد مسئول نظافت باشد.
4- ابتدا پارچه ها و سطل را با آب داغ شستشو نمائید زیرا آب داغ خود موجب نابودی ویروس است.
5- گرد و خاک و غبار و سطوح خاکی را ابتدا با پارچه نمدار تمیز نمائید.
6- محلول ضدعفونی کننده (هیپوکلراید سدیم %1/0) را در سطل آماده نمائید.
7- پارچه را در سطل فروبرده و بعد از آغشته شدن آن حد امکان با وسیله ای دیگر مانند تی چوبی به همه مکانهایی که امکان آلودگی وجود دارد بکشید. البته بعد از غبارروبی با پارچه نمدار (محل های ورود و خروج، روی میز و صندلی، دستگیره ها، کنار پنجره ها، وسائلی که احتمالاً با دست لمس شده اند، کامپیوتر، حتی توالت)
8- سطل و دستمال ها و وسائل نظافت و ضدعفونی کننده هر اطاق باید مجزا باشد.
9- قبل از استفاده مجدد از پارپه برای محل دیگر آنرا در آب داغ فرو برده و سپس وارد سطل محلول ضد عفونی کننده نموده و آنگاه به محیط و اسباب وسائل بکشید.
10- در طول مدت نظافت مراقب باشید. لباس، دستکش و ماسک مخصوصتان پاره نشده و آسیب نبینند و در صورت صدمه آنرا تعویض نمایید.
11- باز کردن درب و پنجره اتاقها در طول مدت نظافت مهم می باشد. زیرا محیط نظافت در حداقل زمان ممکن باید خشک شوند زیرا رطوبت و خیسی محیط بهتر ویروس را به دست ها و بدن منتقل می نماید.
12- بهتر است نظافت را از یک نقطه اغاز و در طرف یا نقطه مقابل به پایان برسانید.
 
31- برای خشک کردن محیط و زدودن گرد و غبار می توان از پنکه یا فشار باد یا اسپری استفاده نمود؟
مطلقاً از این عمل خودداری نمائید. زیرا با فشار باد یا باد پنکه ویروس به همراه گرد و غبار در محیط پخش می شوند و در آن صورت به راحتی قابل استنشاق می باشند و به همین علّت تاکید شده گرد و غبار محیط را با دستمال نم دار پاک و تمییز نمایید و در طول نظافت درب و پنجره را باز بگذارید. و همچنین از گرفتن شیلنگ با فشار آب جداً خودداری نمایید زیرا ذرات در محیط و درزها پخش می شوند.
32- کارگران در کارخانه ها و سربازها در سربازخانه ها چه وضعیتی را باید اتخاذ نمایند؟
دستورات WHO برای این موارد بسیار جالب می باشد که به چند مورد مهم آن اشاره می کنم.
1- کارفرمایان باید گروههای کاری را از یکدیگر مجزا نمایند تا در تماس حداقل با یکدیگر باشند بعبارتی یک کارگر نباید در چند گروه کاری فعالیت نماید.
2- بازدید افراد خارجی از کارخانه و تماس آنان با وسائل کار و افراد کارگر باید در حداقل ممکن باشد.
3- اگر کارگری قادر به انجام کار کارخانه در منزل می باشد به او اجازه داده شود که در منزل مسئولیت خود را ایفاد نماید.
4- ملاقاتهای غیر ضروری حتماً لغو شود و در صورت نیاز تماس از فاصله بیشتر از 2 متر باشد و یا حائل شیشه ای بین ملاقات کننده گان باشد. و بهتر آنکه با تلفن باشد
5- در هنگام صرف نهار همه گروهها در یک زمان وارد سالن غذاخوری نشوند و هر گروه کاری مجزا و در فاصله 2 متر از یکدیگر وارد سالن شده و در میز غذاخوری بجای اینکه مقابل یکدیگر بنشینند بصورت ضربدری مقابل هم باشند.
6- کنترل علائم حیاتی، دمای بدن، علائم احتمالی باید به شدت بوسیله گروههای پزشکی کنترل شود.
نظرات ارائه شده در کارخانه ها به آن جهت است که آسیب های اقتصادی ناشی از بیماریهای ویروسی را به حداقل برسانیم و بتوان توان فیزیکی نیروهای انسانی را در حد امکان حفظ نمودو تصور کنید اگر با پیروی از این دستورالعمل ها بتوانیم حتی یک نیروی کاری را در هر کارخانه یا کارگاهی برای اقتصاد مملکت حفظ نماییم چه نیروی عظیمی می توانند با لحاظ نفوذ بالای بیماری ویروسی مشغول کار باشند. این دستورات را باید با اعتقاد به ان و در عمل به آن اثبات نماییم.
 
33- نقش ماسک در کنترل و پیشگیری بیماری چه اندازه می باشد؟ و نحوه استفاده آن چگونه است؟
ماسک تا بیش از %50 از ابتلاء به بیماری پیشگیری می نماید. بر اساس استاندارد جهانی ماسک N95 برای مبارزه با بیماری های ویروسی می باشد. و باید بدانیم اندازه های مختلف از آن برای افراد و گروههای سنی مختلف باید در دسترس باشد. نکاتی که در استفاده از ماسک باید مد نظر باشد:
1- ماسک باید کاملاً بروی صورت (بینی، لب و چانه) فیکس باشد.
2- زمانیکه ماسک بعلّت عطسه، سرفه یا تنفس مرطوب شده و یا سوراخی در آن ایجاد شده باید تعویض شود. و به همین خاطر باید چند ماسک همراه خود داشته باشیم.
3- برای تعویض ماسک از بندک یا کشی که به دور گوش شما می افتد استفاده کنید و دستتان با خود ماسک تماس نداشته باشد.
4- ماسک مخصوص شما باید دور از دسترس دیگران باشد و پس از استفاده و یا تعویض آنرا در سطل مخصوص قرار دهید.
اگر دچار سرگیجه یا حساسیت پوستی شدید احتمالاً به این نوع ماسک حساس می باشید. بنابر این در موارد بسیار نادر افرادی ممکن است به ماسک حساس باشند.
 
 
34- نحوه شستن دستها چگونه باشد؟
دستها با آب گرم و صابون به مدت 15 تا 20 ثانيه بايد شسته شوند و يا با پنبه و الكل تمام دستها و حتي بين انگشتتان و زير ناخن ها تميز شوند
 

 

بخش سوم) تشخیص و درمان:
 
35- ایا روش تشخیص ازمایشگاهی برای این بیماری وجود دارد؟
بلی به 4 روش میتوان این بیماری را با تهیه نمونه از ترشحات حلق یا بینی تشخیص داد. 1- RT-PCR که بررسی ملکولی است و RNA که پروتئین ویروس میباشد را در محیط ازمایشگاه بدست میاوریم. میزان اطمینان این آزمایش 80 تا %100 میباشد و بهترین راه تشخیصی میباشد. 2- کشت ویروس در محیط ازمایشگاه که 2 تا 10 روز به طول می انجامد و اطمینان آن کمتر از تست PCR میباشد. 3- اندازه گیری انتی ژن با آنتی بادی به روش مستقیم و غیر مستقیم که 2 تا 4 ساعت وقت نیاز دارد اما این تست نمی تواند بین گونه های مختلف آنفولانزای A اختلاف بگذارد. 4- تست سریع تشخیصی یا RIDT که در مدت نیم ساعت انجام میشود ولی اطمینان آن از همه تست ها کمتر بوده (10 تا %70) و همچنین قادر به افتراق انواع مختلف آنفولانزای A نمیباشد. بنابراین 2 تست اول قادر به تشخیص آنفولانزایA نوع خوکی H1N1 میباشند.
36- آيا درمان دارويي براي درمان آنفولانزاي خوكي وجود دارد؟
بله داروي ضد ويروس Oseltamivir (اسلتا مي وير) يا Zanamivir (زانا مي وير) كه داراي اشكال قرص، مايع و اسپري مي باشد و در داخل كشور توليد مي شود. اين دارو در پيشگيري موثر بوده و بخصوص با نظر پزشك معالج در موارد شديد ابتلاء به بيماري نيز مصرف ان ضروري مي باشد.
37- اثرات دارو چگونه میباشد؟
اظهار شده دارو دارای 4 اثر درمانی میباشد. 1- کاهش یا تخفیف علائم 2- کوتاه نمودن دوره بیماری 3- جلوگیری از عوارض جدی و مهلک بیماری 4- کاهش امکان سرایت بیماری به دیگران.
38- آیا داروهای فوق عوارضی دارند؟
مهمترین عوارض Oseltamivir تهوع و استفراغ میباشد که برای کاهش اثرات آن پیشنهاد شده با غذا میل شود.
وZanamivir دارای عوارض شبه آنفولانزا مانند سرگیجه، سینوزیت، سرفه، اسهال و سردرد میباشد که تاکید شده از مصرف این دارو در مبتلایان به آسم خودداری نمایید.
39- آیا حتما تجویز دارو باید بر اساس نتیجه مثبت آزمایشگاهی باشد؟
بر اساس پیشنهاد WHO اگر چه نتایج آزمایشگاهی نقش مهمی در درمان دارند اما تشخیص بالینی و وضعیت ظاهری بیمار مهمتر از نتیجه ازمایشگاهی میباشد به همین دلیل تاکید شده در بیماران در معرض خطر (4 گروه) در صورت بروز علائم آنفولانزای خوکی حتی در صورت نتیجه آزمایشگاهی منفی باید درمان آنان را در 48 ساعت اول آغاز نمود.
و در ساير بيماران مبتلا به درجات متوسط و خفيف از شدت بيماري استراحت، مصرف مايعات فراوان و اقدامات درماني، حمايتي و علامت درماني با مسكن هاي تجويز شده از سوي پزشك كافي مي باشد.
40- داروی موجود و نحوه مصرف ان چگونه است؟
Oseltamivir یا Tamifluبهترین داروی موجود میباشد که کپسول ان 75 میلی گرمی و شربت ان 12 میلی گرم در میلی لیتر میباشد و در دمای 15 تا 30 درجه باید نگه داری شوند.
نحوه مصرف برای بزرگسالان از 13 سال به بالا 2 عدد کپسول در روز به مدت 5 تا 7 روز میباشد و در کودکان از یکسال و به بالا با وزن 15 کیلو گرم تا 40 کیلوگرم از 30 میلی گرم تا 75 میلی گرم دو بار در روز متفاوت میباشد. مطمئنا پزشک معالجتان بهتر شما را راهنمایی مینماید و ممکن است بر حسب شرائط بیمار شما دستوراتی کم یا بیش از این داشته باشد.
41- آیا دارو را میتوان در هر مرحله از بیماری استفاده نمود؟
بلی .اما بهترین و موثرترین زمان با حداکثر اثرات درمانی در 48 ساعت اولیه آغاز بیماری میباشد.
42- آیا محدودیت دارویی (Oseltamivir) برای خانم های حامله یا کودکان وجود دارد؟
خیر حتی برای کودکان کمتر از یکسال هم میتوان تجویز نمود در صورت عدم دسترسی به شربت میتوان کپسول را باز نمود و پودر آن را با مقداری آب میوه مخلوط و برای مصرف کودکان استفاده نمود.
 
43- نحوه درمان در بیماری که قبلا مبتلا به سرطان بوده اما اکنون در بهبودی کامل میباشد چیست؟
تاکید شده است حتی اگر چنین بیمارانی به بهبودی و درمان قطعی نیز دست یافته اند همچنان باید به عنوان گروه پرخطر مورد توجه باشند. لذا واکسیناسیون و درمان آنها در اولویت میباشد.
44- در بیمار مبتلا به ایدز یا HIV چه باید کرد؟
WHO پیشنهاد نموده در بیمارانی HIV+ که تعداد CD4 آنان در محدوده کمتر از 500 میباشد باید در گروه پر خطر قرار گرفته و در اولویت درمان و واکسیناسیون از نوع تزریقی قرار گیرند. در عین حال به استراحت، دوری از استرس و تغذیه کامل در این بیماران تاکید شده.
بخش چهارم: واکسیناسیون
45- واکسیناسیون چیست و چرا ما نیاز به واکسن داریم؟
همانطور که میدانیم بدن ما همواره در معرض عفونت های ویروسی و میکروبی میباشد و گاهی سیستم دفاعی بدن بنا به دلایل گوناگون قادر به حذف و نابودی عامل عفونی نمیباشد زیرا ایمنی سلولی و هورمونی که دو سیستم دفاعی در بدن میباشند در ابتدا باید قادر به شناسایی ساختمان و عملکرد میکروب یا ویروس باشند و آنگاه با ساختن پادتن یا ضد میکروب و ضد ویروس آنرا نابود نمایند اما گاهی سیستم دفاعی بدن بنا به 2 دلیل مهم قادر به انجام این عمل دفاعی نمیباشد 1- ضعف سیستم دفاعی ناشی از شرائط سنی ، ژنتیکی ، ارثی یا بیماریهای زمینه ای و داروها 2- توانایی بیماریزایی بالای ویروس و یا باکتری در مقابله با سیستم دفاعی بدن بطوریکه با تغییر شکل و یا همانند سازی خود را در مقابل سربازهای دفاعی بدن ( گلبول های سفید) ناشناخته و نهفته و مقاوم نگه میدارند. به همین دلیل سیستم دفاعی بدن باید به نوعی با این مکانیسم مرموز و ناشناخته و پیچیده ویروس و میکروب آشنا شود تا مغلوب حقه و کلک آن نشود. که در این راه دانشمندان موفق به ساخت عامل کشته و یا ضعیف شده از میکروب یا ویروس بنام واکسن شدند تا پس از تزریق آن به بدن انسان این فرصت را برای سیستم دفاعی بدن او فراهم آورند تا خود را در مقابل ویروس ضعیف یا کشته شده آزمون نماید تا با همه شرائط و ساختمان آن اشنا شود تا اگر در روز مبادا با فرم و شکلی قویتر از ان مواجه شد با دانش و تجربه قبلی که از فرم ضعیف یا کشته شده آن بدست آورده بتواند بلافاصله آنرا نابود نمایند.
 
46- تاکنون چند کشور موفق به تولید و عرضه واکسن شده و چه تعداد از مردم واکسینه شده اند؟
تاکنون 16 کشور موفق به تولید و عرضه واکسن شده اند و نزدیک به 65 میلیون نفر در دنیا واکسن این بیماری را دریافت نمودند. در کشور ایران تولید و عرضه واکسن در مراحل پایانی میباشد و انتظار میرود تا پایان آذر ماه عرضه گردد.
47- چگونه و کجا میتوان واکسن را تهیه نمود؟ و آیا رایگان میباشد؟
شبکه ها و مراکز بهداشت و پایگاههای علوم پزشکی کشور محل عرضه و تزریق این واکسن میباشند زیرا حفظ ،نگهداری و انتقال این واکسن نیازمند شرائط خاصی میباشد و ارائه این واکسن در بسیاری از کشورها تاکنون رایگان میباشد. بنابر این هرگونه تحویل ، عرضه یا تزریق و فروش واکسن در محل های دیگر غیر قانونی و فاقد اثرات واکسیناسیون میباشد.
48- واکسن آنفولانزای خوکی تولید شده و به چه اشکالی میباشد؟
بلی تولید شده و دارای 2 شکل میباشد 1- فرم اسپری بینی که به داخل محفظه بینی( سوراخهای) بینی اسپری میشود 2- فرم تزریقی که در محل بازو تزریق میشود. FLU SHOTتزریقی)) -2 FLU MIST) اسپری بینی ( -1
49- تفاوت های این 2 نوع واکسن چیست و موارد کاربرد ان چگونه میباشد؟
1- واکسن اسپری نازال یا بینی از ویروس ضعیف شده میباشد و برای افراد سالم که سن آنها بین 2 تا 49 سال میباشد قابل استفاده میشود بنابراین برای سایر گروههای سنی از جمله کودکان زیر 2 سال و افراد مسن و خانم های باردار و همچنین در افراد با بیماری زمینه ای ممنوع میباشد. 2- اما واکسن تزریقی که از ویروس کشته شده میباشد برای تمام گروههای سنی حتی خانم باردار و شیرده و در افراد با بیماریهای زمینه ای مجاز میباشد.
50- تزریق واکسن برای چه کسانی از اهمیت بیشتری نسبت به سایر افراد برخوردار میباشد؟
بر اساس دستور سازمان بهداشت جهانی به ترتیب : 1- خانم های حامله 2- افراد نزدیک یا نگهدارنده کودکان زیر 6 ماه 3- پرسنل و کادر پزشکی و درمانی در بیمارستانها و درمانگاهها 4- افراد سالم از 6 ماه تا 24 سال 5- افراد 25 تا 64 سال با بیماریهای زمینه ای 6- بالغین سالم از 25 سال به بالا
51- در چه کسانی استفاده از واکسن اسپری بینی ممنوع میباشد؟
1- در کودکان کمتر از 2 سال و افراد بالاتر از 50 سال ممنوع میباشد 2- خانم های حامله 3- کسانیکه سابقه آلرژی به واکسن های دیگر داشته اند حتی کسانیکه به تخم مرغ حساسیت داشته اند 4- افراد با سابقه بیماریهای زمینه ای قلبی ، ریوی، کلیه، کبد و بیماریهای خونی 5- کودکان با سن کمتر از 5سال و سابقه آسم و یا یک دوره بیماری تنفسی در هر سال 6- هر شخصی با بیماری عصبی – عضلانی مانند ( سندرم گیلن باره) و یا فلج مغزی – عضلانی7- کسانیکه اخیرا پیوند کلیه یا قلب شده و یا از بیماری عفونی و تب دار شدید رنج میبرند 8- کسانیکه در حال شیمی درمانی میباشند و کسانیکه مدت طولانی تحت درمان با اسپرین میباشند .
 
52- در چه کسانی استفاده از واکسن تزریقی ممنوع میباشد؟
1- افراد با سابقه بیماری عصبی- عضلانی (گیلن باره) 2- کودکان کمتر از شش ماه 3- افراد با سابقه آلرژی شدید به واکسن های دیگر4- کسانیکه حساسیت به تخم مرغ دارند 5- کسانیکه در مرحله حاد و شدید از بیماری عفونی و تب دار میباشند
53- آیا سایر واکسن های سرماخوردگی فصلی میتواند موجب مصونیت در مقابل ویروس آنفولانزای خوکی گردد؟
مطمئنا خیر و حتی واکسن آنفولانزای خوکی هم نمی تواند موجب مصونیت در مقابل سایر ویروس های سرماخوردگی فصلی گردد. بنابر این در صورت نیاز یک شخص می بایست از هر دو واکسن به طور جداگانه استفاده نماید.
54- واکسن آنفولانزای خوکی چند بار باید تزریق شود ودوره مصونیت آن چگونه میباشد؟
آخرین اطلاعات اظهار میکند1- نوزادان تا 6 ماهگی نیازی به این واکسن ندارند.2 - افراد از شش ماه تا 9 سال دو بار و طی 3 تا 4هفته جداگانه و 3- افراد بالاتر از 9سال فقط یکبار کافی است. مصونیت در مقابل بیماری از 2 هفته بعد از تزریق آغاز میشود و مدت اثر آن اگر چه هنوز مشخص نمیباشد ولی انتظار میرود حداقل برای یک دوره فصول سرد (6ماهه) پایدار باشد. با اینحال بررسی های منطقه ای و پاسخ های ایمنی و نشانه های عدم ابتلاء پاسخگوی این سوال میباشند که میزان اثر بخشی این واکسن جدید چه اندازه میباشد که باید به انتظار پاسخ آن باشیم.
55- تا چه اندازه واکسن فوق موجب عدم ابتلاء به آنفولانزای خوکی میگردد؟
مصونیت ایجاد شده از این واکسن در مقابل ابتلاء به بیماری از 30 تا 90 درصد میباشد و در مقابل مرگ و میر تا حدود 80 درصد میباشد علت این تفاوت ناشی از شرائط و توانایی اشخاص نسبت به این بیماری میباشد. بعنوان مثال بیشترین مصونیت در افراد جوان و میانسال ایجاد میشود و کمترین مصونیت در کودکان و افراد مسن و اشخاص با بیماری زمینه ای میباشد.
56- چرا باید هر سال واکسن بزنیم؟
به دو دلیل 1- ویروس قابلیت تغییر پذیری بالایی دارد بنابر این واکسن تزریق شده در سال گذشته فقط این فرصت را برای سیستم ایمنی بدن فراهم آورده تا ویروس سال گذشته را شناسایی نماید نه ویروس تغییر شکل یافته جدید را 2- گاهی ما با ویروس های جدید و خطرناک مواجه میشویم که در دهها سال اخیر هم هیچ ویروس مشابه به آن وجود نداشته مانند همین ویروس آنفولانزای خوکی یا مرغی که هر چند دهه ناگهان با اشکال کاملا متفاوت و خطرناک ظاهر میشوند.
57- آیا ممکن است تزریق واکسن هم عوارضی داشته باشد؟
سوال بسیار مهمی است زیرا همواره فکر میکنم واکسن به نوعی پیشگیری و رهایی از بیماری است ولی واقعیت این است که حتما باید به علائم و شرائط جسمی خود بعد از تزریق واکسن توجه نماییم و تزریق واکسن هم در مواردی میتواند عوارضی را در پی داشته باشد. و این عوارض معمولا از چند دقیقه بعد از تزریق آغاز شده و تا حداکثر 2 روز ادامه می یابد اما در مواردی ممکن است طولانی تر باشد که در آن صورت نیازمند مراجعه به پزشک میباشد
58- چه عوارضی از واکسن آنفولانزای خوکی جدی میباشد و باید به پزشک مراجعه نماییم؟
1- تب بالا 2- تغییر در رفتار و هوشیاری 3- کهیر یا راشها و ضایعات پوستی منتشره 3- عطسه و سرفه مکرر 4- گرفتگی صدا و مشکلات تنفسی 5- ضربان قلب بالا و ضعف شدید بدنی با رنگ پریدگی
59- چه عوارضی از واکسن فوق ممکن است شایع باشد در حالیکه از اهمیت چندانی برخوردار نمیباشد و نیازی به مراجعه به پزشک نمی باشد؟
در نوع تزریقی: 1- قرمزی، سفتی و تورم و درد مختصر در محل تزریق 2- تب پایین موقت 3- آلرژی موقت از خارش مختصر تا عطسه، سرفه و آبریزش بینی موقت 4- احساس خستگی و کوفتگی مختصر و کوتاه مدت
در نوع اسپری بینی: 1- ابریزش بینی 2- سردرد 3- حالت تهوع و استفراغ مختصر با درد شکم خفیف 4- گلو درد و سرفه کوتاه با مختصر صدای خشن تنفسی
البته باید بدانیم که تمام این عوارض کوتاه مدت و مختصر گاهی ممکن است به عوارض جدی و مهم تبدیل شوند که در ان زمان مراجعه به پزشک ضروری میباشد.
60- آیا ممکن است این واکسن عوارض ناشناخته داشته باشد؟
از آنجائیکه این واکسن با سرعت بالایی به جهت شیوع گسترده و پیشرونده بیماری تولید گردیده ممکن است اثرات پیشگیرانه و عوارض آن تا اندازه ای متفاوت از سایر واکسنها باشد به همین لحاظ دقت و انتقال اطلاعات ما به مراکز درمانی و بهداشتی از عوارض احتمالی این واکسن و همینطور رعایت نکات ایمنی و پیشگیرانه از ابتلاء به بیماری به رغم تزریق واکسن ضروری میباشد و میتواند نقش مهمی در اصلاح ، تقویت و عرضه بهتر و موثرتر واکسن در تولید ات آتی و آینده داشته باشد.
61- چه نکته مهمی را ما باید از این بیماری و واکسیناسیون آن به یاد داشته باشیم؟
قدر مسلم در مبارزه با هر بیماری جدید و خطرناک نقش پزشک و بیمار به یک اندازه میباشد زیرا بیمار با تحمل درد و رنج و انتقال آه و ناله به مراکز درمانی و تحقیقاتی ، سلامتی انسانهای دیگر را بواسطه انسانهای دیگر بنام پزشک تضمین می نماید . بعبارتی بیمار ضمن تحمل درد ناشی از بیماری ، خود کانونی برای ارتقاء سلامتی دیگران میباشد زیرا ما پزشکان از پیام شما بیماران میآموزیم تا چگونه دیگران را با بیماری مشابه درمان نماییم و در این مبارزه نفس گیر با بیماریهای ناشناخته چه نیکو است که 1- شما بیمار عزیز تا آنجا که میتوانید به دقت و کامل از بیماری خود و تمام مراحل آن با پزشک خود سخن بگویید و 2- نیکوتر از آن اینکه پزشک معالج با تمام وجود به پای سخن شما بنشیند و از همه آلام شما به خوبی و متانت بشنود زیرا هر کلام بیمار میتواند چراغ هدایتگری برای پزشک در علاج بیماریهای سخت برای هرانسانی دیگر باشد. بنابر این به همه بیماران عزیز توصیه می نمایم در مواجهه با چنین بیماریهایی حتما تمام مراحل بیماری از ابتلاء تا درمان و حتی واکسیناسیون را در دفتری کوچک یادداشت و آنرا برای ارائه به پزشک و حتی آیندگان حفظ نمایید زیرا گاهی نکته ای کوچک در دفتر یادداشت تان میتواند انقلاب بزرگی در درمان و پیشگری از بیماریهای مهم و صعب العلاج برای متولیان بهداشت و درمان باشد. بنابراین اکنون که در آغاز واکسیناسیون آنفولانزای خوکی میباشیم حتما همه جوانب و علائم بعد از واکسیناسیون را به یاد داشته و پزشک خود را از آن مطلع نمایید.
62- آیا ترس و اضطراب از ابن بیماری می تواند در تشدید علائم نقش داشته باشد؟
قطعاً همینطور می باشد.
قبل از هر چیز باید اشاره نمایم. مرگ و میر ناشی از این بیماری از میان بیش از یکصد هزار نفر کمتر از 2 درصد بوده که بیشتر این مرگ و میر هم در زمانی بوده که بسیاری از مراکز درمانی و بهداشتی و در عین ناباوری هیچگونه راهکار منسجم و مشخصی برای مبارزه ، درمان و پیشگیری از این بیماری نداشته اند. در حالیکه اکنون به سرعت تمام مراکز درمانی دنیا بخصوص در کشور عزیزمان به همت و تلاش همه گروههای پزشکی، درمانی و بهداشتی تمام شرائط آماده و مهیا به مبارزه با این بیماری می باشد.
نکته دیگر که باید بر آن انتقاد نمائیم این است. اظهار مطالبی از تاریخچه این بیماری و بیماریهای ویروسی دیگر در بعضی سایت ها و خبرها که در قرن گذشته موجب مرگ و میر بالایی شده چه ارتباطی با دنیای پرقدرت و پرتوان بهداشت و درمان امروزی دارد. شایسته است اگر خبری از مرگ و میر تلخ این بیماری در گذشته آورده ایم در ادامه اظهار کنیم که امروز آنروز نیست که در مقابل بیماری درمانده باشیم زیرا به برکت نفوذ علم و دانش بسیاری از بیماریهای لاعلاج و صعب العلاج امروز علاج می شوند و خنده و شادی بر جسم بیمار شفا یافته نقش می بندد. و به همین لحاظ در هر شرائط از بیماری جسمی و روحی باید وجود خود را متصل به وجود حکیم یگانه الهی نموده و با خودباوری و تقویت نیروی درونی, ضمیر و نهاد خود را از ترس و اضطراب رها یی بخشیم.
زیرا واضح است سیستم ایمنی بدن و قوای عقلانی در شرائطی فارغ از ترس و اضطراب به راحتی به نقش خود عمل می نمایند و به شدت هر عامل بیگانه ویروسی و میکروبی را سرکوب می نمایند و در مواجهه با هر بیماری و مشکل جسمی باید به فکر راه چاره باشیم و ذهن و اندیشه خود را از نگاههای منفی و آزار دهنده پاک نمائیم.
63- چه توصیه ای به افراد خانواده و اجتماع دارید؟
ما باید بدانیم ویروس آنفولانزای خوکی اوّلین بیماری ویروسی نبوده و مطمئناً آخرین آن هم نخواهد بود. فراموش نمی کنیم ویروس های دیگر هم مانند ویروس هپاتیت، ایدز، فلج اطفال، سارس، آنفولانزای مرغی و طاعون و... تا ویروس پر هیاهوی امروز ما آنفولانزای خوکی و ویروسهایی که خواهند امد تهدیداتی در زندگی ما انسانها بوده میباشند و خواهند بود.
اما آن چیزی که ما باید از قاعده و قانون مبارزه با این بیماری و هر بیماری ویروسی مسری دیگر بدانیم و بیاموزیم بسیار مهمتر از نام و ترس و وحشتی است که این بیماریها در جامعه ما پدید میاورند و از سوی دیگر مطمئناً نقش تک تک افراد اجتماع در پیشگیری از این بیماری ها کمتر از نقش متولیان بهداشت و درمان نمی باشد. و نباید منتظر باشیم تا همه چیز برای ما اماده و مهیا شود.
زیرا آنان قانون و مقررات را تنظیم و ارسال می نمایند و ما مردمان عادی باید مجریان آن باشیم بنابر این ما هم در زندگی اجتماعی مسئولیتی داریم که نقش ان کمتر از کارگزاران ان نیست. لذا برای یک بار هم شده باید تمام اسرار و راه مبارزه با این بیماری ویروسی هزار چهره را بشناسیم تا اگر روزی دیگر با آنفولانزای دیگر مواجه شدیم با خیالی آسوده و مطمئن بدانیم نقش و مسئولیت ما در مبارزه با ان چیست؟ زیرا تجربه و علم به ما میگوید برای زندگی سالم و شاد ضمن اموختن باید به دیگران هم بیاموزیم.
همانا که که حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند: 4 چیز از خرد و دانش بر امت من لازم است 1- شنیدن دانش و علم 2- حفظ کردن آن (نوشتن) 3- انتشار آن 4- عمل و اهتمام به علم و دانش آموخته شده
بنابر این از شنیدن تا عمل به علم و دانش شنیده و آموخته شده تضمینی بر سلامت فردی و اجتماعی میباشد. و این به ما میآموزد که همه افراد جامعه در قبال سلامتی یکدیگر مسئول میباشند. و چنین بود که شاعر نامی ایران زمین فردوسی گفت : بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به دردآورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار.
پايان سخن اميدوارم با تاسی از فرموده حضرت امام علی (ع) كه دانا زنده است گرچه بميرد و نادان مرده است هرچند زنده باشد به اين نكته مهم دست يابيم كه دانايي انسان را از شك و تردید رهايي مي بخشد فضيلت اخلاقي او را از رنج و درد مي رهاند و همت و عزم استوار او را از ترس نجات مي دهد. شك و درد و ترس بدترين دشمنان نيك بختي ادمي هستند و دانايي ، فضيلت و همت براي او فرشتگان نجات اند.
هميشه بخواهيم كه بخوانيم و بدانيم تا سالم، سلامت و شاد زندگي كنيم.
سالم تندرست باشید و تلاش کنیم انسانی مفید برای جامعه باشیم تا انسانی مهم.
 
سید ناصر عمادی - آذر ماه94   
                                                                                                                                        

طبابتم از آفریقا تا کردستان عراق

بنام خدایی که به ما آموخت تا بعد او برای بندگانش باشیم


یکماه حضورم در کشور آفریقایی بروندی در تاریخ هفتم دیماه 93 به پایان رسید و با کسب اعتبار و ارزش برای کشورم ایران که موفقیت آنرا مدیون لطف آقا امام رضا (ع) و خون شهدا میباشم  با اندوخته و تجربه ای دیگر از کشوری دیگر از دنیا به نام بروندی به خاک پاک کشورم ایران برگشتم.
این هفتمین کشور آفریقایی بعد از کشور های کنیا، غنا، زیمبابوه، تانزانیا، سومالی و نیجریه بود  که به آن پا می گذاشتم. کشور هایی که از سال 2008 برای ارائه خدمات داوطلبانه پزشکی بعنوان پزشک بدون مرز ایرانی به آنها وارد شدم. شش سال مستمر و حضور منظم در آفریقا با هزینه شخصی و درمان بیماران موجب شد تا این بار با دعوتنامه رسمی رئیس جمهور بروندی و ارسال آن به وزارت خارجه کشورم به این کشور عازم شوم.
در طول یکماه دو ملت، دو نژاد، دو فرهنگ، دو دانشگاه، دو چهره، دو رنگ سیاه و سفید توانستند و دانستند چه زیبا و عالمانه میتوانند در کنار یکدیگر خالق صحنه هایی از فرمان پروردگار متعال برای دوستی و اتحاد با یکدیگر، فارغ از همه  دشمنی های حرمت شکنان حریم انسانی، بنام دین، مذهب ، ملیت و ناجوانمردی های سیاسی  باشند. 


خنده پدر و دختر بعد از سالها بیماری پوستی کودک- دیماه 93- آفریقا بروندی


وزارت خارجه بروندی، سوم دیماه 93 با قلم و زبان بیان نمود،  (مراسم تقدیر و تشکر وزیر خارجه  از خدمات آموزشی و درمانی یکماهه پزشک ایرانی): یکماه تلاش بی نظیر دکتر عمادی در آموزش پزشکان و دانشجویان پزشکی و درمان بیماران ما ( بروندی) نشان داد کسانیکه (کشور هایی) که دو سال قبل از بازگشایی سفارت بروندی در تهران انتقاد کرده و آنرا در جهت منافع تروریست میدانستند! امروز ثابت شد کشور و ملت ایران انساندوست و بازگشایی سفارت بروندی در تهران اقدامی لازم و با ارزش بوده است.   وزیر خارجه بروندی در نامه ای به همتای ایرانی خود بیان نمود: کلینیک پوست که اولین بار در بزرگترین بیمارستان ما با همکاری دکتر عمادی آغاز به فعالیت نمود،  به درخواست دکتر عمادی بنام " درمانگاه پوست امام رضا (ع)"  نامگذاری  و تابلویی در محل نصب گردید.

نصب تابلوی کلینیک پوست امام رضا (ع) - دیماه 93 - کشور مسیحی نشین بروندی آفریقا

حضور وزرای کشور بروندی در روز افتتاح کلینیک امام رضا (ع) - دیماه 93
اما وزیر بهداشت و آموزش عالی در نامه ای به وزیر بهداشت ایران: یکماه تلاش بی وقفه و دقیق پزشک ایرانی در اقدامات  آموزشی و درمانی با داروهایی که ایشان بهمراه خود از ایران وارد نموده اند و نظراتی که از دانشجویان، پزشکان آموزش یافته و بیماران علاج شده بدست آمد. بر آن شدیم تا 1- دانشجویان و پزشکان را جهت طی دوران تخصصی به ایران اعزام نماییم. 2- داروهایی ایرانی را با کمترین و ساده ترین قوانین گمرکی  و دارویی  به کشور بروندی وارد نماییم. 3- هر گونه فعالیت های پزشکی از سوی جامعه پزشکان ایرانی در کشور بروندی مورد استقبال خواهد بود. 4- ایران یکی از کشورهای هدف در درمان بیماران اعزامی (توریسم درمانی) ما خواهد بود. و .....


آموزش دانشجویان پزشکی همه روزه صبحها از 8 تا 10 صبح- بیمارستان خالد - بروندی


صدا و سیمای و روزنامه های کشور بروندی طی 3 برنامه تلویزیونی( یکی در خبر سراسری)  و 2 برنامه رادیویی و 2 خبر روزنامه ای،  از فعالیت های موفق پزشک ایرانی در بروندی بطور صریح و آشکار حمایت نموده و از روابط بیشتر و گسترده تر با جمهوری اسلامی ایران حمایت نمودند.
1- وزارت خارجه نماد سیاسی 2- وزارت بهداشت و آموزش علمی نماد علمی و تخصصی و 3- صدا وسیما نماد پیام و درخواست مردم  کشور بروندی،  قاطعانه و آگاهانه مستند به یکماه عملکرد درمانی و آموزشی یکماهه (نه سخنوری) پیام متعارف و منطقی را به مردم و دولت ایران ابلاغ نمودند.  آنکه: وقتی در عمل و کردار دلسوز سلامتی و همنشین درد نیازمندان ، دور از خانه، خانواده و ملک و مال خود باشیم آنگاه دوست و دشمن به از نیکی ما سخن خواهند گفت.  
برای کشور اعتبار و سرمایه خواهیم شد اگر بعنوان پزشک، نه به کلام و نه به  زبان و نه به مقاله نویسی و نه  به گزارش از دور بلکه  به جان و دل و دست بر تن رنجور بیماران در آن گوشه دنیا نگران سلامتی آنها باشیم.   همکار عزیز بجای اندوختن مال و سرمایه بیشتر که ضرورتی بیشتر در زندگی ما بر آن نیست و جز دردسر نگه داری، انبار داری  و مراقبت آز آن عقوبتی برای ما ندارد، اما اکنون میتوانیم با سفر به روستاهای کشور  و دیدار آنانکه چشم انتظار ما هستند سرمایه گذار ملی و نیز با قدم به دنیای بیماران و نیازمندانی که در آن سوی مرزها از فقر، جهالت، جنگ و نداری با مرگ و بیماری همخانه شده اند همدرد شده تا سرمایه گذار بین المللی  برای کشورمان شویم.  سرمایه دار و سرمایه گذار کجا و چه کسی هستیم؟  خودم و خانواده ام  یا  مردم کشورم  و یا  همه دنیا؟  منافع اندوخته ها فقط برای خودم یا دیگران و یا کمی فراتر همه نیازمندان کره خاکی؟
واضح است سلامت و امنیت  دو نیاز اساسی و برتر همه انسانها میباشد و آنانکه برای این نیاز انسانها ساعی و کوشا باشند همیشه با عزت و عظمت از آنها یاد خواهد شد. پس چرا پزشک ایرانی باید از کسب این سرمایه و اعتبار جهانی و ملی غافل باشد؟
کدام برایم با ارزشتر و جاودان تر خواهد بود؟ بوستان و گلستان  که برای خود فقط در حیات خانه ام میسازم یا  بوستان و گلستانی محبتی که برای همه مردم دنیا میسازم؟
جان کلام،  بنام سلامتی و تندرستی دوستان بیشتری در دنیا دست و پا کنیم و بسازیم  تا سرمایه و اعتبار ملی و جهانی کشور و ملت ایران افزایش یابد نه سرمایه  شخصی و خانوادگی.   که در آن صورت اول به دعای همان بیمار سیاه پوست علاج یافته قاره سیاه، خدای بزرگ عزت و برکتی پایدار بر دین و دنیای کشور و ملت ما عطا خواهد فرمود  و دیگر آنکه نفس وجود خودمان  تلطیف به یاد خدا  و عمل انسانی  میشود که شرط عقل است. زیرا پروردگارم فرمود "شرط عقل پس از بندگی خدا محبت به بندگان اوست".
بله تابلوی درمانگاه پوست امام رضا (ع)  با پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران و لوگو دانشگاه علوم پزشکی تهران بر دیوار بزرگترین بیمارستان آموزشی و درمانی   کشور مسیحی نشین بروندی در قلب آفریقا نصب شد. تا ثابت شود که بالاترین عبادت ، خدمت به بندگان نیازمند پروردگار ازلی و ابدی است و محبت آغاز مستحکم ترین و جاودان ترین دوستی هاست.

نام امام رضا (ع) - نام و پرچم کشور ایران - نام و لوگو دانشگاه علوم پزشکی تهران- در قلب آفریقا

وزیر خارجه کشور بروندی - دیماه 93 - بجومبورا پایتخت بروندی - آفریقا
روز بازگشتم برادرم حاج مسعود و شوهر خواهرم محمد آقا در فرودگاه به استقبالم آمدند. اگر چه یکماه دوری از کشور، خانواده و دوستان بسیار دشوار بود اما شیوع بعضی  بیماریهای خطرناک  و ناامنی ها  خاص این  کشور، شوق بازگشت به کشور را مضاعف می نمود.  مادرم که در آغاز سفر بسیار نگران بودند  در بازگشتم بسیار اشک شوق داشتند بنده را وارد اتاق مرحوم پدرم نمودند و اصرار نمودند در محلی که همیشه پدر می نشستند چند لحظه ای بنشینم. آنروز برایم که به سلامت برگشتم گوسفندی قربانی کردند. دوستان هلال احمر قائمشهر و استان هم به استقبالم آمدند و با خبر شده بودم که آقای دکتر فرهادی رئیس جمعیت هلال احمر که اخیرا وزیر آموزش عالی شده بودند در زمان حضورم در بروندی طی مراسمی در سالن وزارت کشور نشان ارشد ملی داوطلبی را به اینجانب (همسرم) اهدا نمودند.
چند روزی از بازگشتم به ایران نگذشته بود که از وزارت صحه اقلیم خودمختار کردستان عراق برای درمان بیماران در اردوگاههای آوارگان جنگ داعش در مناطق شمال عراق درخواست پزشکان متخصص در رشته های مختلف نمودند. موضوع را با مدیر گروه پوست دانشگاه استاد حسین مرتضوی مطرح و از ایشان برای اعزام به مدت یکهفته درخواست موافقت نمودم. که با موافقت ایشان در تاریخ 4/11/93 وارد شهر اربیل عراق شده و در معیت همکاران دیگر (هفت متخصص دیگر) و با حفاظت برادران پیشمرگ کرد به اردوگاه بحرکه  و شهر بنسلاوه در استان اربیل عراق جهت مداوا و درمان بیماران آسیب دیده از جنگ داعش و علل دیگر رفتیم. در این مدت نزدیک به 300 بیمار با مشکلات پوستی مورد معاینه واقع شدند.

اردوگاه بحرکه - استان اربیل کردستان عراق- آوارگان جنگ داعش- بهمن ماه 93

مصاحبه پرس تی وی در محل اردوگاه بحرکه جهت آوارگان عراقی و سوری- بهمن 93

ویزیت بیماران کرد عراقی در شهر بنسلاوه کردستان عراق با حفاظت پیشمرگان کرد- بهمن 93
چند نکته برایم بسیار جالب بود نکته اول اینکه واقعا باید قدر امنیت و آرامش در کشورمان را بسیار بدانیم. در گفتگویم با کسانیکه از جنگ داعش گریخته و در اردوگاه اسکان داشتند متوجه شدم دشمن در چند ساعت با حمایت همان مدعیان کمک به مردم عراق،  شهر و دیار آنان را از غفلت نیرو های نظامی و امنیتی اشغال نموده و جنگ و ناامنی را تا سالها بر زندگی آنان حاکم نمود. مردم کرد بسیار افسوس روزهای آرام و امن قبل از جنگ داعش را به دل داشتند. و بسیار قدردان کشور ایران بودند و به صراحت از بسیاری شنیده بودم که می گفتند اولین کشوری که در جنگ با داعش حتی زودتر از حکومت مرکز (بغداد) به کمک ما آمد ایران بود و چه بسا اگر ایران نمی آمد ما شهرها و مناطق بیشتری را از دست میدادیم. از این پیام آنان واقعا احساس افتخار کردم و با خود گفتم  چه سرمایه ای بالاتر و چه دعایی آسمانی تر از جانب ملت کرد عراق برای ملت ایران که در روزهای آغازین جنگ داعش علیه  مردم کرد برادران نظامی، انتظامی و نیروهای مسلح مردمی ایران به کمک آنها شتافتند و امروز هم سربازان سفید پوش جامعه پزشکی ایران به کمک شان آمدند.
نکته دیگر بر اساس گزارش گریخته گان از شهر موصل بسیاری از اعضا داعش از ملیت های آسیایی، آفریقایی، اروپایی و آمریکایی میباشند. (بر خلاف تصور که همه از کشور های عربی بوده اند) یعنی کسانیکه هرگز مسلمان نبوده اند و از کشور های فوق به این مناطق اعزام و یا مهاجرت نموده اند. و جالب آنکه آواره گان بیان می نمودند آنانکه مدعی اسلام بودند هرگز آنها را به نماز و عبادت ندیده اند و یا رفتارشان اصلا شباهتی با مسلمانان ندارد. وقتی از ایشان پرسیدم منظورتان از رفتار چیست؟ بیان نمود یک فرد مسلمان جدای رفتارش،  نوع و نحوه بکارگیری کلمات و جملات آنان مشخص است. ولی بسیاری از آنان گویا با کلمات معمول محاوره روزانه مسلمانان کاملا غریبه میباشند.  گزارشاتی اینچنین نشان میدهد کسانی که هرگز مسلمان نبوده و یا نمی باشند با ادعای مسلمانی به جنگ با مردم آمده اند. و این سوال بسیار مهم نیز مطرح است که چه قدرت و  کشورهایی به ایجاد، هدایت و حمایت از این گروه اقدام نموده اند؟ و چگونه در مناطقی که سیطره قدرت و نفوذ آنها بوده و با افتخار مدعی آزادسازی کشور از صدام بوده اند اکنون به ناگه گروهی در زمانی بسیار کوتاه در همان مناطق حکومت آنان، اینچنین صاحب قدرت و نفوذ  در مناطق وسیعی میشوند؟ 
اگرچه در تمام سفرهایم به کشور های آفریقایی تلاش نموده ام بر خدمات پزشکی و انسانی تمرکز نموده و ذهنم مشغول موضوعات دیگر ، بخصوص مسائل سیاسی نشود. اما اتفاقات کردستان عراق  و سخنان آوارگان نشان داد دشمن دین، انقلاب و کشورمان از یک لحظه غفلت ما بیشترین صدمات را بر کشور و ملت وارد خواهند نمود. و امروز هیچ مصلحت، عقل، تدبیر و سیاستی بالاتر و برتر از این نیست که متحد، یکدل همراه با مدافعان کشور مهیا به دفاع از کشور باشیم. یادمان باشد امنیت و آرامش مقدم بر همه نیازها میباشد. ماجرای حضورم در کردستان عراق تجربه بزرگی از اهمیت به نعمت امنیت و ارامش در کشورم بود. آنقدر که کسانیکه به هر علت ( سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و ...) کشور را ناامن میکنند مستحق هیچ گذشتی نیستند زیرا بخوبی میدانند کشور در چه منطقه و چه شرائطی خطیر و بسیار حساسی  واقع شده است و اگر باورشان نمی شود دقایقی پای صحبت آوارگان عراقی در کردستان عراق و سوریه  بنشینند تا واقعیت ها و مصالح کشور و مردم را بیشتر درک کنند و مسئولیت خود واقف شوند.

خدا را برای نعمت امنیت، آرامش و سلامت در کشورمان شاکر باشیم و هوشیارانه بر استمرار و گسترش آن از هیچ تلاش و کوششی غافل نباشیم. مطمئنا اولین گام موفق و موثر آن محبت خالصانه و صادقانه به یکدیگر و از سوی دیگر عفو و چشم پوشی از عیوب و خطاهای یکدیگر است. همانطور که خالق ما، هم رئوف هست هم رحیم است و هم ستارالعیوب.  پس خدایا کمکم کن تا 3 چیز را با احتیاط بردارم قسم، قلم و قدم  و 3 چیز را هرگز به گناه آلوده نکنم چشم، دل و زبان و 3 چیز را هرگز فراموش نکنم خدا، دوست و مرگ را.   

 

دکتر سید ناصر عمادی متخصص پوست - هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

بهمن ماه - 1393


     


پنجمین سفرنامه نوروزی حضورم در آفریقا

 سفرنامه هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران به قاره آفریقا
آقای دکتر عمادی چرا آفریقا؟
بنی آدم اعضای یکدیگرند   که در آفرینش زیک پیکرند
  چو عضوی بدرد آورد روزگار  دگر عضوها را نماند قرار
  تو کز محنت دیگران بی غمی   نشاید که نامت نهند آدمی
خدای من: مولایم علی (ع) فرمود: انا آثارنا تدول علینا  زیرا میدانست هنوز معنای خلیفه الله تو را در عمل نشناختم  اما خدایا دانستم بزرگترین هدیه و نعمت تو به بندگانت سلامتی و تندرستی است و بزرگترین هدیه تو به حکیمان و طبیبانت تلاش برای سلامتی و تندرستی بندگانت هست.  خدایا مولایم علی (ع) فرمود: عزیزترین شما نزد خدا مفید ترین شما برای بندگان اوست. خدای من : هنوز به خانه ات نیامدم  و نمیدانم آنانکه بارها در یک سال به خانه ات میآیند آیا میداند در گوشه های دیگر از این دنیا چون قاره آفریقا در دلهای پر از درد و آلام این بیماران سیاه همچون بلال موذن هم خانه داری که آنجا هم میتوانیم بعنوان شیعه علی اذان محبت را بر وجود سراسر نیاز آنها ساری و جاری نماییم؟ 
همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن     همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن
به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن     ز ملاهی و مناهی همه احتزاز کردن
شب جمعه‌ها نخفتن به خدا راز گفتن       ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن
به خدا که هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد     که به روی ناامیدی در بسته باز کردن


خدایا ندانستم چه عدالت و حکمتی در پس این همه فقر و بیماری در دل این قاره سیاه نهفته و چه پایان و پاسخی در پس آن همه آسایش و خوشی در مکانی دپگر از دنیا؟ آیا واقعا آنچه را ما خوشبختی می‌نامیم، نبودن همان بدبختی است، یا خوشبختی حقیقی آن است که هیچ ‌یک از افراد بشر، آن را تاکنون در این دنیای فانی ندیده‌اند.
سفرنامه پنجمین نوروز پزشک ایرانی به آفریقا:  
روز 5 فروردین برای حمایت معنوی، روحی و توصیه های علمی و خداحافظی خدمت ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی تهران جناب آقای دکتر جعفریان رسیدم از سفر اسفند ماه 92 به شهر حلبچه و درمان بیمارانی که در این شهر در سال 1367 بمباران شیمیایی شده بودند و نیز از سفر قریب الوقع دیگر به مدت یکماه  به قاره آفریقا و کشور کنیا که  روز 8 فروردین عازم بودم  مطالبی به استحضارشان رساندم. نظرات و بیانات ایشان قابل تعمق و موجب امتنان، زیرا بیشتر دانستم
امسال کمی دیرتر از 5 سال گذشته به آفریقا میرفتم که علت آن 3 شب کشیک اول عید در بیمارستان رازی و درمان بیماران مبتلا به گال و همه مددجویان ( 700 نفر)  در ندامتگاه قائمشهر بود که لازم بود بعد از آموزش آنان اقدام به درمان همه آنها می نمودیم. 
روز سفر به آفریقا فرا رسید. شهر آرام و باران در حال باریدن بود. حال خوبی نداشتم خیلی دلتنگ بودم. ساعت 10 صبح وضو ساختم و طبق معمول همه سال به گلزار شهدا سید نظام رفتم. تا از وجود همیشه شاهد و مطهر آنها طلب استعانت و برکت نمایم. شدت باران بیشتر شد کسی آنجا نبود حتی یک نفر. حس عجیبی بود  گویا من بودم همه آن شهدا و رفتگان. همچنان که کنارشان قذم میزدم و برایشان صلوات میفرستادم به آرامگاه 3 شهید گمنام رسیدم جایی که دیگر طاقت نیاوردم و صورت بر سنگ قبور آنها گذاشتم. باران رحمت آسمان و اشک چشم و دلم با هم همصدا شده بودند. نیم ساعت بر پای آنها نشستم و همه زندگی خود را مرور نمودم و باری دیگر به همه غربت و بی نام و نشانی آنها و دل تنگ پدر و مادر آنها قسم یاد کردم از خون پاکشان که برای اقتدار این نظام و مملکت بود لحظه ای غافل نشوم و هیچ حق و عدالتی را فدای مصلحت نکنم. بر مزار پدرم رفته و از وجود پرمهر و محبتش طلب دعا نمودم سپس برای نماز به مسجد جامع و نیز خداحافطی خدمت امام جماعت و پدر شهید پناهنده رسیدم. زیرا محبت واسعه ایشان با احساس بسیار عمیق در این سفرهای طولانی همیشه شامل حال من بوده و هست.


از وجود ارزشمند معنوی و علمی حاج آقا عیسی زاده با توصیه های از رعایت محبت و التفات  به همه انسانهای نیازمند حس و حالم بیش از بیش مهیا به این سفر شد.
اما  گویا رفتنم بعد از 5 سال پی در پی، دیگر برای همه حتی دوستان، بستگان، خانواده و حتی خودم عادی شده بود اما دخترم هلیا سادات همچنان روسری سبزش را بار دیگر به من هدیه نمود و گفت بابا اگر در آفریقا خدای نکرده تب کردی و سرت درد گرفت به سرت ببند خوب میشوی (که ماجرایش مفصل است). تنها ساعت 3 نیمه شب به فرودگاه امام آمدم و در لحظه قبل پرواز، ترک وطن و روزها خاطرات آن بشدت دلتنگم نمود. وقت اذان صبح بود چاره ای جزء التماس دعای ویژه و پرواز این دل تنگ از زبان و صدای یار باوفا و سفرکرده نداشتم زیرا همیشه این احساس را از او آموختم که در آسمانها به خدا نزدیکتر میشویم شاید به همین علت وقتی نام خدای سبحان را از صمیم قلب صدا میزنیم نگاه ما به سوی آسمان میباشد.
   با پرواز دوحه ساعت 2 بعداظهر وارد نایروبی شدم. طبق معمول موریس دوست کنیایی ام در فرودگاه به استقبالم آمد به منزلشان رفتیم خانواده شان به گرمی به استقبالم آمدند و درخواست نمودند تا مدتی با ایشان باشم. بعد از کمی استراحت به درمانگاه هلال احمر کشورمان در همان نزدیکی رفته و با اقای دکتر شاهرضایی که قبلا معاونت بهداشت درمان هلال احمر بوده و اکنون مسئول مرکز درمانی هلال احمر ایران در کنیا به گفتگو نشستیم. ایشان از دوستان قدیمی و اهل کرمانشاه میباشند که در تیرماه سال 92 در ماموریت به لیبی به مدت 70 روز در اسارت گروههای معارض لیبیایی بوده اند. برخلاف انتظار بسیار با نشاط و به گرمی استقبال نمودند. توافق نمودیم از ساعت 4 بعداظهر بعد از فراغت از بیمارستانهای دانشگاهی کنیا (مابقتی و کنیاتا) در شیفت عصر به درمانگاه جمعیت هلال احمر آمده و بیماران پوستی را ویزیت نمایم و انصافا در این مدت 3 هفته در نهایت صداقت و اخلاص و با آن محبت و مهمانوازی خاص کرمانشاهی از ما استقبال نمودند و من هم تلاش کردم همه روزه با نظم و انظباط حضور داشته و بعنوان پزشک ایرانی به گرمی از همه بیماران کنیایی در مرکز درمانی متعلق به ایران اسقبال نمایم. از نکات مثبت دیدار با دکتر شاهرضایی عزیز، بازخوانی خاطرات مدت اسارت ایشان در لیبی بود که به اصرارم بازگو و توسط دیگر دوست خوبمان آقای عزیزی ضبط گردید تا همیشه خاطرات مردان بزرگ و خدمات جمعیت هلال احمر کشورمان در اقصی نقاط دنیا ثبت گردد.
صبح سه شنبه 12 فروردین بعد از ملاقات با رئیس بیمارستان مابقتی (دکتر سوله) که مسئول مرکز مبارزه با ایدز، سل و بیماریهای عفونی کنیا نیز میباشد و نیز مذاکره کوتاه با پرفسور بهت در دانشگاه نایروبی تقریبا نحوه ارائه خدمات پزشکی ام در طی یک ماه مشخص شد با این شرح که همه روزه صبحها بعد از ویزت بیماران در بخش مردان، زنان و اطفال  در 2 درمانگاه مبارزه با ایدز و پوست بیمارستان مابقتی تا 3 بعداظهر بیماران کنیایی را ویزیت و درمان نماییم و روزهای پنجشنبه شیمی درمانی بیماران ایدزی با سرطان پوست (کاپوزی سارکوما) و روزهای جمعه نیز درمان بیماران آلبینو و در مدت یکماه 3 سمینار آموزشی جهت دانشجویان پزشکی و پزشکان و متخصصین از بیماری پوست داشته باشم.

بیمارستان مابقتی نایروبی- دکتر سوله رئیس بیمارستان و پزشکان - بعد گزارش صبحگاهی و سخنرانی اینجانب

بیمارستان مابقتی - آموزش به دانشجویان پزشکی از نحوه پانسمان در سوختگی بیمار مبتلا به ایدز- فروردین 93
امروز 4 اردیبهشت همه برنامه های درمانی و آموزشی به لطف خدا بسیار موثر و موفق در بیمارستانهای مابقتی و کنیاتا و مرکز درمانی هلال احمر کشورمان اجرا گردید.


خاطرات تلخ وشیرین:
عیادات از دوستان مبتلا به ایدز در منازلشان: آقای جرج  دوست قدیمی و مبتلا به ایدز که سال قبل شیمی درمانی ایشان را انجام داده بودم وبهتر شده بود، اکنون به اتفاق موریس به منزل ایشان برای صله رحم رفته بودیم که دیگر خبری از جرج در آن خانه نبود و 5 ماه قبل به رحمت خدا رفت. شاید نگاه 2 فرزند خردسالش و همسرش وقتی سال قبل در منزلشان بعد از بهبودی جرج با هم میخندیدیم تلخ ترین لحظه ای بود اکنون به خاطرم میآمد. 

سال 92 منزل جورج - کنیا - نایروبی - ایامی که در قید حیات بودند.

مرگ پدر بسیار دشوار اما همدردی بسیار آسان

اما جوزف  دوست دیگر مبتلا به ایدز که  3 سال قبل با ایشان آشنا شده بودم و امیدی به مقاومت او در مقابل  بیماری مهلک ایدز نداشتم امسالسرحال تر و خوشحالتر از سال قبل بود  وقتی به منزلشان رفتیم میگفت طبق معمول سالهای قبل از 20 روز قبل منتظر آمدنت بودم. به من یادآوری میکرد که سال 2012 کسی حاضر به پانسمان زخم پاهایم و تزریق آمپول های شیمی درمانی نبود اما شما (دکتر ایرانی) در بیمارستان مابقتی برایم انجام دادید تا دیگران جرات انجام آنرا داشته باشند. و دیگر بیماران که معمولا اواخر هفته( یکشنبه ها) به دیدارشان میرفتم.

جوزف و خانواده -نایروبی - نوروز 93-
 اما چه میخواهم بگویم :جرج عزیز که خوب شده بود عمرش به دنیا نبود اما جوزف که فکرش را نمیکردیم  حالا خندان تر و تندرستر از گذشته میباشد.
وقتی بیماری، فقر و جهل و نادانی هر سه یکجا به سراغ یک زن جوان آفریقایی با 7 فرزند میآید: جمعه 15 فروردین در کلینیک آلبینو مادری با 2 فرزند دو قلوی 7 ماهه را برای معابنه پوست فرزندانشان ملاقات نمودم گریه مداوم دوقلوها حکایت از گرسنگی آنها داشت چون مادر مبتلا به آچ آی وی و قادر به شیر دادن نبود. بلافاصله به خارج از بیمارستان رفته برایشان یک کارتون شیر مخصوص آنها خریده برگشتم. مادر دو قلوها برای خدا و او مطلبی بر تکه کاغذی نوشت و بدستم داد تا آنرا همیشه حفظ کنم. اما بشنوید از ادامه ماجرا. هفته بعد دیدارشان در بیمارستان به منزلشان که در یک منطقه بسیار محروم حاشیه شهر نایروبی بود رفتم. همسر مبتلا به ایدز او از یکسال قبل  برای همیشه فلج دست و پا  شده و در بیمارستان بستری بود. برایم تعریف میکرد در سن 33 سالگی صاحب 5 فرزند پسر بود که  باردار شد و بعد مدتی همسرش به بستر دائمی بیماری افتاد. میگفت از خدا پرسیدم چرا با این همه فرزند مجددا باردار شدم و حالا که چنین شدم چرا همسرم به بستر بیماری افتاد چگونه شکم آنها را سیر کنم. تا اینکه 7 ماه قبل زایمان نمودم و صاحب 2 فرزند پسر دوقلوی دیگر شدم اما در کمال ناباوری هر دو آنها کاملا سفید پوست بودند و علتی شد تا همه بستگان خودم  و شوهرم من را متهم به ارتباط  نامشروع با مرد سفید  پوست نمایند اما وقتی هفته قبل در بیمارستان برای بستگان شوهرم  موضوع رنگ پوست بچه هایم را بعنوان یک پزشک خارجی توضیح دادید که یک بیماری ژنتیکی (آلبینو یا زال) است و در بسیاری دیگر از سیاه پوستان اتفاق میافتد و عکس  و پرونده های دیگر بیماران را نشان دادید آنها خیلی آرام شدند و  احترامشان به من بازگشت. (در سال 2012 به رئیس بیمارستان دکتر سوله پیشنهاد راه اندازی کلینیک آلبینو را برای این بیماران نمودم تا هم از نظر پوستی و هم به لحاظ تصورات نادرست ناشی از جهل و نادانی تحت حمایت های اجتماعی باشند که ایشان پذیرفتند و امروز بعد از گذشت 2 سال درمانگاهی فعال در شهر نایروبی میباشد که اکنون افتخار راه اندازی آن بنام ایران و یک پزشک ایرانی میباشد).

کنیا - منزل مادر با 7 فرزند و دوقلوی سفید آلبینو- به دیوار خانه !!؟ قروردین 93
فعال شدن درمانگاه پوست کلینیک جمعیت هلا احمر ایران در نایروبی: سالها ی قبل وقتی به کنیا میآمدم بدلایلی محروم از درمان بیماران در خانه خود در همین کشور بودم اما امسال قبل آمدنم به خود گفتم  اشکالی ندارد یکبار دیگر به دوستان هلال احمر رفتنم به کنیا را اطلاع میدهم دیگر خودشان تصمیم میگیرند. با آقای دکتر رئیس کرمی تلفنی صحبت کردم ایشان بسیار مشتاقانه استقبال نمودند و با ارسال نامه ای به دکتر شاهرضایی در کنیا راه اندازی کلینیک پوست  و برگزاری کمپ را ابلاغ نمودند. اما مهمتر از همه همکاری و مشایعت و محبت کم نظیر جناب دکتر شاهرضایی و آقای زریعی معاون ایشان بود که یکبار دیگر نشان داد ایرانیان در خارج کشور در اتحاد و دوستی با هم تا چه اندازه میتوانند نام و نشانی برای کشورشان باشند. که به لطف خدا و لطف دوستان جمعیت هلال احمر خدمات خوبی ارائه میگردد.

اتاق عمل مرکز سلامت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران - نایروبی 1393- جراحی پوست بیمار کنیایی


ارائه سخنرانی علمی در بیمارستان مابقتی و دانشگاه نایروبی :  بزرگترین و پرافتخارترین لحظه زندگی ام زمانی بود که به دانشگاه نایروبی برای ارائه سخنرانی از بیماری پوست میرفتم. تصور میکردم 40 تا 50 نفر برای شنیدن مطالبم میآیند. از سالنی در دانشگاه نایروبی به اتفاق پرفسور بهت برای حضور در سالن سخنرانی رفتیم. وقتی وارد سالن اجتماعات شدم گوش تا گوش سالن مملو از دانشجویان، پزشکان، متخصصان و اساتیدی که بالغ بر 400 نفر بودند برای شنیدن و ارزیابی یک پزشک ایرانی آمده بودند.  چهارشنبه 27 فروردین ساعت 3 بعداظهر در  بزرگترین سالن اجتماعات دانشگاه نایروبی و در حضور 400 دانشمند، پزشک و دانشجوی کنیایی با این جمله سخنرانی علمی خود را به پایان رساندم. جاودان نام کنیا و جاودان نام ایران که با احساسات عمیق و تشویق مستمر آنان مواجه شد. فراموش نمیکنم نگاهی که با دقت بر همه مطالبم شور و شعفی وصف ناپذیر را بر وجودم القا مینمود تا بدانم همواره هستند کسانیکه ما را میشنوند و میشناسند.

دانشگاه نایروبی فروردین 93- موضوع سخنرانی سرطانهای پوست در بیماران ایدز

{jcomments on}
انتشار اولین مقاله علمی تحقیقاتی مشترک  بین دانشگاه تهران، دانشگاه نایروبی و جمعیت هلال احمر: فروردین سال قبل دانشگاه نایروبی بواسطه سالها فعالیت اینجانب در کنیا نامه ای به سفارت ایران از همکاری دوجانبه با دانشگاه علوم پزشکی تهران ارسال و سفارت ایران نیز آنرا برای آغاز همکاری دوجانبه به دانشگاه تهران ارسال نمود. یکسال از ارسال این نامه گذشته بود و هنوز پاسخی از دانشگاه  تهران ارسال نشده بود و من نگران از موضوع چون میدانستم با آن همه تعریفی که من از دانشگاه خودم (تهران) کرده بودم لااقل از من میپرسیدند چرا جواب ما را بعد از یکسال هنوز نداده اند. به همین خاطر چاره را در آن دیدم که به هر نحوی شده مقاله ای با عنوان شیوع بیماریهای پوست در کودکان مبتلا به ایدز را بنام مشترک دانشگاه نایروبی و تهران به زبان انگلیسی نوشته و آنرا در ژورنال مهم علمی و بین المللی به چاپ برسانم تا این را در زمان حضورم بعنوان سندی از آغاز همکاری دوجانبه به آنان ارائه نمایم تا انشالله در سال دوم دانشگاه علوم پزشکی تهران همتی نماید و این بار نیز در مدت حضورم 2 بار به دانشگاه ایمیلی برای کسب تکلیف در مواردی از نحوه همکاری با دانشگاه نایروبی ارسال که هنوز پاسخی دریافت نکردم.
ملاقات با وزیر بهداشت کنیا:  که با همکاری سفیر محترم کشورمان آقای گیوزاد فراهم گردید. فرصتی شد تا فعالیتهای چند ساله هلال احمر کشورمان و خودم مطالبی را در کنیا برایشان بازگو نمایم. اگر چه پزشک نبودند و وزیر تازه بکار بودند، ولی وقتی از حضور ایران و ایرانیان در کشورشان برای سلامتی مردمشان مطلع شدند بسیار خوشحال شدند و اظهار نمودند مشتاق به هر همکاری میباشند. 

ملاقات با وزیر بهداشت کنیا  به همراه جناب آقای گیوزاد سفیر کشورمان در کنیا
صدور مجوز طبابت از وزارت بهداشت:  بنابه درخواست رئیس بیمارستان و موافقت وزارت بهداشت کنیا بر اساس این مجوز اجازه درمان بیماران و حتی بستری و ترخیص بیماران کنیایی  را در بیمارستانهای دولتی و دانشگاهی داشتم. این شاید نتیجه 5 سال حضور پی در پی و تلاش در فعالیت های درمانی ، آموزشی و تحقیقاتی بود که مستندات آن خود بیماران و مشاهدات مسئولین وزارت بهداشت از فعالیت های پزشک ایرانی بود. این هم اول و آخرش لطف خدا بود.
قدم آخر با مسلمانان و شیعیان جزیره لامو در دل اقیانوس هند و دیدار با دوست قدیمی عبدالله و فرزندانش خمینی، خامنه ای، مطهری و بهشتی:  دوشنبه اول اردیبهشت 93 به اتفاق دکتر شاهرضایی و عزیزی با هواپیما کوچک 540 به جزیره لامو در شرق آفریقا رفته تا به مناسبت تولد حضرت فاطمه (ع)  با برگزاری کمپ پزشکی رایگان جویای احوال مسلمانان و شیعیان این شهر شویم. لامو از 5 شهر تاریخی جهان میباشد که در سازمان یونسکو به ثبت رسیده. از فرودگاه کوچک با قایق وارد جزیره شده و بلافاصله با انتقال داروها به مسجد امام علی،  کمپ پزشکی را برگزار نمودیم. جمعیت قابل توجهی برای درمان مراجعه نمودند و شب هم به مدت نیم ساعت بعد از نماز مغرب و عشا برای جماعت نمازگزار مطالبی از بیماریهای شایع و مراقبت های آن بیان نمودم. در طول سخنرانی  2 بار سلام و پیام اتحاد، دوستی ملت و دولت ایران اسلامی و نیز پیام ویژه  جناب آقای دکتر فرهادی رئیس جمعیت هلال احمر ایران را به مسلمانان لامو ابلاغ نمودم.  اما در مسجد عبدالله و فرزندانش را ملاقات نمودم از آخرین دیدار ما 3 سال میگذشت هیچکدام باورمان نمی شد مدت زیادی هم را در آغوش گرفتیم و فرزندان خردسالش نیز به دیدارم آمدند بطوریکه همچنانکه امام جماعت از زندگی فاطمه زهرا (ع) سخن میگفتند فرزندان ایشان آرام آرام کنارم نشستند بطوریکه بعد مدتی مطهری 3 ساله از خستگی سر به زانویم نهاده و به خواب رفت و دیگر فرزندانش تا آخر سخنرانی امام مسجد در کنارم نشستند. حس عجیبی با هم داشتیم گویا خوب میدانستیم که چقدر همدیگر را دوست داریم و از با هم بودن چقدر لذت میبریم. 

جزیره لامو در کنار دوست عزیز و پرتلاش آقای دکتر شاهرضایی سرپرست مرکز سلامت هلال احمر ایران در کنیا

ساحل زیبای جزیره لامو اردیبهشت 93 - و یادی از دیماه 89

شرق آفریقا- کنیا- جزیره لامو -مسجد حضرت علی (ع)-مراسم تولد حضرت فاطمه زهرا(ع)- 4 فرزند عمر عبدالله درکنارم- اردیبهشت 93

جزیره لامو در اقیانوس هند- برگزاری کمپ پزشکی توسط جمعیت هلال احمر ایران در معیت و سرپرستی آقای دکتر شاهرضایی - اردیبهشت 93


مطالبم طولانی شد اما آرزو میکنم آقای دکتر هاشمی وزیر محترم دولت تدبیر این جملات آخرم را ملاحظه فرمایند که بفرموده خودشان در پیام نوروزی امسال" یک راه در پیش داریم امید به آینده و کار و تلاش بیشتر"  
یک راه یعنی باید محکم و با صلابت بر جایگاهی قدم نهیم که نشان از ایثار جسم، جان، مال، اخلاق و علم در اعتلای سلامتی و تندرستی باشد. اما راه طولانی و دشوار است.
آمدنم به آفریقا طی این 5 سال فقط و فقط برای کمک به نیازمندان آفریقایی و همدردی با دل های پردرد و نیازمند آتها نبود. آمدنم برای کسب شهرت و مقام در این قاره سیاه که سراسر درد، بیماری و ناامنی است نبود. زیرا  روی دیگر آمدنم آن است که همنشینی با آنها هم  برایم درس، اخلاق و معرفت به آخرت و نوع دوستی است  و هم کسب علمی جاودان و ماندگار از بیماری مهلک و جهانی میباشد که کشور عزیزم هم در آماج طوفان سهمناک آن خواهد بود. تا انجائیکه  آه و ناله و روزها بیماری  آنان و در نهایت  جان باختن مظلومانه آنان  برایم بزرگترین و باارزشترین کتاب علمی از بیماری ایدز میباشد که هرگز نه من و نه کسی دیگر میتواند به آن در مکانی غیر از اینجا دست یابد. اگر چه بارها بر مرگ مظلومانه و آرام آنها گریستم و بر خود لرزیدم اما امروز به درجه ای از علم، تجربه و شجاعت از بیماری ایدز رسیده ام  که اکنون شاید بتوانم سرمایه ای برای کشورم و سپس برای هر گوشه از این دنیا باشم.
جناب آقای دکتر هاشمی: تزریق ژل و بوتاکس به ظاهر کار امروز ما متخصصین پوست شده همانچه در بیمارستان رازی قطب علمی بیماری پوست کشور به آن مشغول میباشیم و روز به روز به روش های نوین و آرایشگونه آن با آخرین متدهای متنوع دنیای غرب بیشتر و بیشتر آشنا میشویم و هر روز از گوشه کنار دنیا و کشور بهترین دستگاهای لیزر و مالیدنی های زیبایی  را به هدیه و ارمغان میآورند. اما اگر یک بیماری مبتلا به ایدز با بیماری پوستی کاپوزی سارکوما مراجعه نماید خدا میداند از در پشتی بیمارستان به کدام خیابان و کوچه هدایتش میکنیم  تا مشتری های زیبایی از بیمارستان فراری نشوند. 
قصدم از بیان این مطلب این بود که به دستور یا درخواست کسی برای کسب این تجربه به آفریقا نیامدم. برای آرامش دل خودم و رضای خدای سبحان آمدم تا در روز نیاز برای کشورم  دستم در مقابل این بیماری و بیماران آن در بیمارستان زیبایی و لیزر رازی خالی نباشد.

امیدوارم به همت و حمایت وزارت بهداشت و خارجه روزگاری فراهم گردد تا جامعه پزشکی از همه رشته های تخصصی فراتر از مرز و مکان خدمتگزار بنی آدم باشند.
خدای من حرف آخرم:  به غربت و رضای مشهدالرضا قسم تا نام و نشانی  برای دین، میهن و ملت بزرگ و کهن ایران نشدیم به مرگ ما راضی مباش که خدمت به میهن نیمی از عبادت است.


دکتر سید ناصر عمادی متخصص پوست-  عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران. 
    Dr-emadi.ir                            این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


 
 

ایامی با مددجویان ندامتگاه قائمشهر و یادی از زندانهای آفریقا

ایامی با مددجویان ندامتگاه قائمشهر و یادی از زندانهای آفریقا(کنیا و غنا)


شنیدن نام زندان و زندانی گاهی ملا ل آور میباشد. اما واقع مطلب آن است که آنانکه به حکم قانون به هرعلتی برایشان کیفر خواست صادر و مجبور به پذیرش آن میباشند نباید از حقوق اجتماعی محروم شوند. اواخر اسفند به اتفاق دوست خوبم آقای ولی پور مدیر عامل هلال احمر استان مازندران با مشایعت و همراهی آقای رحمتی رئیس ندامتگاه قائمشهر به دیدار آنها رفتیم. از آنجائیکه بیماری گال خواستگاه چنین مکانهایی میباشد با مشاهده شیوع این بیماری تصمیم به درمان همه آنها گرفتیم. آقای ولیپور پذیرفتند که محلول ضد گال را برای بیش از 700 نفر فراهم نمایند و بنده هم پذیرفتم بعد از آموزش همه مددجویان و بیان علت این بیماری در یک زمان مشخص همه آنان را درمان نماییم. تجربه جدیدی بود از انجام یک پایش سلامت، آموزش و درمان برای همه کسانی که در زندان بوده اند تا ثابت شود که نعمت سلامتی و تندرستی در کشور اسلامی مشمول آنان نیز میشود و مهمتر آنکه بعنوان هیات علمی دانشگاه قرار نیست فقط دانشجویان پزشکی و پرسنل بهداشت و درمان اهداف آموزشی ما باشند.


انصافا آقای رحمتی نهایت همکاری را بعمل آوردند و حتی مصرانه پیگیر انجام این طرح و سلامت زندانیان بودند. بعد از فراهم نمودن 715 عدد محلول لیندان به دیدار مددجویان رفته و همه آنان (700) نفر در سالن ورزشی ندامتگاه گردهم آمدند. از بیماری گال و مسری بودن آن و نشانه های بیماری حدود نیم ساعت صحبت کردم سپس اهمیت درمان را برایشان توضیح دادم. با این منطق که هر فرد مبتلا به گال نه تنها عامل انتقال بیماری به دیگران میباشد بلکه در زمان ملاقات و مرخصی نیز میتواند به خانواده منتقل نماید. و خانواده آنان به خانواده دیگر.
بسیار مهم بود تا آنها را نسبت به بیماری حساس نموده و مضرات و خطرات بیماری را برای آنها توضیح دهم و سپس فوائد نعمت سلامتی و تندرستی را برای آنها یادآوری نمایم تا بتوانیم شاهد نهایت همکاری و مساعدت آنها باشیم. سرانجام روز شنبه 9 فروردین نماز ظهر و عصر را به جماعت با حضور همه زندانیان و با حضور امام جماعت به جا آوردیم سپس مجددا یکبار دیگر نحوه مصرف دارو و درمان را یاداوری نمودم و به برخی سوالات جواب داده و درمان را آغاز نمودیم. (آنجا بود که بیاد سالهای قبل 1387و 1391 افتادم که در زندانهای بزرگ نواشای کنیا (شرق آفریقا) و غنا (غرب آفریقا) روزها بعنوان پزشک ایرانی زندانیان آفریقایی را معالجه می نمودیم).


به اذعان آقای رحمتی شور و حال خاصی در زندان حاکم شده بود. زیرا قرار شد همه در یک موضوع مشترک با عنوان سلامتی برای همه مشارکت نمایند. وارد بندها و محل استحمام شدیم. صحنه عجیبی بود هر مددجو مددجوی دیگر را شستشو می نمود و داروی ضد گال را به بدنش میمالید آنقدر تحت تاثیر قرار گرفتم که خودم هم دست بکار شدم و دارو را با دست خودم به بدن آنها می مالیدم. بیش از همه این لطف خدا  بود که باز هم به حقیر فرصتی داد تا  اگرچه بارها وجودم از خستگی و ملالت ایام با دستان مهربان او شسته شد این بار من بنام او و بیاد او خستگی و بیماری را از جسم و جان دیگران مبرا نمایم.


 دکتر عطاریه عزیز همرزم دوران جنگ تحمیلی و نیز همکلاسی دوران دانشگاه قدم به قدم و با تمام وجود و دلسوزی ما را همراهی مینمود. همه مددجویان خوشحال و خرسند بودند. نمی دانم چگونه این مودت و همکاری را بیان نمایم ولی خنده را بر لب همه میدیدم. به اتفاق آقای رحمتی و دکتر عطاریه در داخل بند تا انتهای معاینه و نظارت بر انجام اقدامات درمانی ماندیم تا هم به سوالات و عوارض احتمالی در بعضی از مددجویان پاسخگو باشیم و هم بدانیم زندان کجاست و حال و هوای زندان چگونه میباشد. روز خوبی بود. خیلی احساس آرامش و رضایت میکردم این هم عیدی خدا به ما.


اما از این اقدام آموختم.با وجود مدیران لایق، دور اندیش، دلسوز و شجاع می توانیم بزرگترین مشفق و حامی در بدعت و نوآوری در ارائه خدمات انسانی و اجتماعی موفق و موثر باشیم. دیگر آنکه از وجود همه آن انسانهایی که از دیده ما دور هستند و تصوری از توان اجتماعی و معنوی مثبت آنان نداریم میتوانیم با وجود آنها پایه گذار یک حرکت مفید و معنی دار در ارتقاء سلامتی و تندرستی زندگی خودشان و دیگران باشیم.
فردا انشالله عازم آفریقا خواهم شد اگرچه امسال کمی دیرتر از قول و قرار پنجمین سال گذشته میروم. اما چون قبل از عید به مددجویان عزیز قول درمان آنها را داده بودم نمی توانستم آنها را تا انجام درمان آنها ترک کنم.


به حقانیت و مظلومیت این ایام بنام حضرت فاطمه زهرا (ع) خدا را قسم میدهم لحظه ای از محبت و نیکی به یکدیگر حتی  دشمن خود غافل نباشیم. همانطور که وقتی وجود مقدس پیامبر خدا آزرده از دشمن او شد در وقت بیماری به عیادت او رفت.  تا بدانیم محبت، احترام و عزت به دیگران، بندگی خدا و احترام به خود است.


دکتر سید ناصر عمادی – متخصص پوست – هیات علمی دانشگاه تهران


ندامتگاه قائمشهر - نوروز93  - به اتقاق دکتر عطاریه

شرق آفریقا - کنیا - نایروبی- زندان بزرگ نواشا - 1387

غرب آفریقا- غنا - آکرا زندان بزرگ نسوام - سال 91

حلبچه شهید عراق، تقابل ظلم و مظلوم.


تا نبینیم، نشنویم، نخوانیم و نباشیم نه می دانیم نه می فهمیم و نه هستیم نه میتوانیم سخنی برای گفتن داشته باشیم

. جانا که گفت " باید که جمله جان شویم تا لایق جانان شویم ".

هفته گذشته (17 اسفند 92) در آغاز سال نو به لطف خدا فرصتی پیش آمد تا بعنوان عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و  پزشک بدون مرز در معیت پزشکان متخصص دیگر ایرانی عازم شهر تاریخی و همیشه زنده شهر حلبچه شویم تا بر مزار5000  شهید   و مصدومین شیمیایی جسم و جان سوخته و بازمانده از بمباران شیمیایی( اسفند 1988 ) مرهم و همدردی باشیم 
بعد از دیدار کوتاه با رئیس دانشگاه علوم پزشکی کردستان و بدرقه ایشان، ساعت 4 بعداظهر شنبه از مرز باشماق مریوان با خیر مقدم رسمی مسئولین عراقی و حفاظت برادران کرد عراق،  کشور عزیز ایران را به مقصد شهر حلبچه ترک نمودیم. در مسیر عبور از گردنه های کردستان به یاد تابستان  سال 1366 افتادم که آنروز ملبس به سلاح و کوله پشتی جنگ و جهاد در دفاع از کشور در همین کوهها بودیم و امروز بعد 27 سال در همان راه و مسیر بعنوان طبیب و سفیر سلامت و تندرستی به دیدار مظلومانی میرفتیم که جسم و جان سوخته از بمباران شیمیایی ایشان ما را فرا خوانده بودند. میرفتیم تا ثابت کنیم که اکتشافات آثار مربوط به چهار هزار سال قبل از میلاد و تا هزار و دویست سال بعد از میلاد حکایت و دلالت بر این دارد که خدمات عالیه و برجسته ایرانیان مسلمان در تعالی اصول تربیت و آداب عالیه آسیا و اروپا تا چه اندازه مستمر، متنوع و اساسی میباشد که خدمات و آثار بارزه آن فراتر از زمان، مکان، نژاد، ملیت و مذهب،  پیشرو و یکتا در قلمرو وظایف الهی و انسانی میباشد.
ذوق و شوق همه پزشکان و تلاش وصف نشدنی دکتر قائد امینی و آقای رضایی روح و جان تازه ای به همه ما میبخشید. چهره خندان و پر جنب و جوش دکتر قائد و آقای رضایی یادآور شب های عملیات بود که دلها را آرام و قراری نبود.  روز یکشنبه صبح  جناب آقای عبادی از کنسولگری ایران در کردستان عراق به دیدار ما آمدند تا ضمن خیر مقدم  ما را در معاینه و درمان بیماران همراهی نمایند. سراسر وجود ایشان در مدت حضورمان در حلبچه مهر و محبت بود زیرا آنقدر با خلوص و تواضع ما را همراهی میکردند که کسی تصور نمیکرد ایشان یک شخصیت دیپلماتیک در جایگاه سیاسی هستند.

بعد ادای احترام به گلزار شهدای حلبچه در تنها بیمارستان شهر (نخوش خانه هلب چه شهید) مستقر شدیم و به معاینه و درمان بیماران مشغول شدیم. بنده و دکتر متین در یک اتاق انبوه بیماران با مشکلات پوستی ناشی از جراحات شیمیایی و عارضه های دیگر را مداوا میکردیم. عدم اطلاع بیماران از مراقبت های پوستی و کمبود داروهای پوستی 2 علت مهم برای شیوع بیماریهای پوستی بودند.


واقع مطلب آنکه مشکلات پوستی بیماران حلبچه ای که فقط و فقط بیماری آنان ما پزشکان را به سوی خود فراخوانده بود را با آنچه در این ایام (نزدیک عید) در تهران از تزریق بوتاکس، ژل، لیزر و اعمال زیبایی هم در سوی دیگر ما پزشکان را به سوی خود فرا میخواند مقایسه میکردم. 
به ذهنم آمد یک سو (کلینیک های زیبایی تهران) ناز و نعمت و زیبایی و اجر و دستمزد پول هنگفت و اما سوی دیگر ( شهر حلبچه مظلوم) آه و ناله، زخم و جوشگاه شیمیایی و پاسخ و پاداش بیماران، دعای قلبی آنان و اگر خدا بپذیرد معامله با خودش. 
نمی توانستم حال و هوای پزشکانی که در این ایام چشم بر مال دنیا بستند تا احیاگر سوگندنامه بقراط باشند را فراموش کنم. از چشم پزشک، ارتوپد، داخلی، اطفال، جراح پلاستیک، جراح اعصاب و ....که میخواستند اثبات کنند پزشک همان طبیب هست و حکیم.  چون بوعلی سینا که هرگاه بیماری به دست او علاج میشد رو به سوی آسمان میکرد و میگفت خدایا تو شفا دادی و منتی دیگر بر من که نقش آفرین این خنده بر لب بیمار بودم.
خدایا شاید خودم بیش از همه به این موعظه نیازمندم که با این همه مال و ثروت و مقام و مرتبه استادیاری ، دانشیاری و استادی ممتاز باز هم لحظه ای از مال و ملک و دینار و مقام و منزلت دنیوی غافل نمی شویم. در حالیکه چشم خود را به مقام و معرفت حکیمانه طبابت و پزشکی بسته ایم و نخواستم بدانیم که کسانی هم در همسایگی ما از شدت بیماری پوستی و نداری، خاک یا تکه پارچه ای بر زخم خود می نهد تا آنرا مخفی نموده که کسی از او دوری نکند. خدا به ما رحم کند اگر آخرتی باشد و از ما بپرسند ای آقای دکتر عمادی از علم و دانش و عزت و احترامی که برای تو از جانب خود و مردم قائل شدیم برای نجات انسانهای بیمار چه کردی؟ فقط جیبت پر شد و عمارت ساختی و سواحل زیبای غرب و شرق را به بهانه کنگره ها تماشا کردی و خوش گذراندی یا ساعات و روزهایی را هم با بی کسان غریب و بینوا هم سپری نمودی

بگذریم خیلی معنوی شدیم. روزها در 2 شیفت صبح و عصر مریض میدیدم . بیشتر ایام در آن غربت در فراق دوستان  و وفاداری آنان سیر و سلوکی میکردم. از روزهای حضور در کنیا و غنا تا معاینه بیماران در روستاهای مازندران بخصوص گت آب و المشیر و ....، همه و همه تجسمی از کعبه دلها، محبت و عشق جاودان به عهد و پیمان بود. دعا کنیم همه عاقبت بخیر شویم.
روز دوم از صدا و سیمای عراق خبر حضور پزشکان ایرانی به اطلاع مردم رسانده شد که از آن زمان حضور مردم  بیشتر و بیشتر شد و این حکایت از اعتماد و اعتقاد آنان به پزشکان ایرانی داشت. که بسی افتخار و خرسندی برای ما.

اما آنچه در این سفر برایم بسیار ارزشمند بود زندگی با صفا و صمیمی مردم حلبچه در کنار یکدیگر بود. با نهایت عزت و احترام به استقبال هم میروند و هیچگاه کسی را ندیدم که به تندی با هم سخن بگویند. برایم سوال بود با همه مصیبتی که بر آنها وارد شده که آثار و تبعات آن هنوز دامن گیر آنان میباشد چگونه تواضع و فروتنی و احترام به یکدیگر را لحظه ای فراموش نکرده اند. و وقتی با آنها سخن میگویی آنقدر با یکرنگی و صفا و صمیمیت پاسخگو میباشند که گویا این صداقت و آرامش در وجود و نهاد ما هم القا می شد و ما هم به یک آرامش ناخوداگاه میرسیدم. از سوی دیگر حضور در چنین شهرهایی ما را به نعمت بسیاری از دستآوردهای کشورمان ایران عزیز آگاه میکند که چگونه در امنیت و آرامش و همه نعمات خداوندی زندگی میکنیم اما گاهی ناشکری نموده و از آن بی خبر و غافل میشویم.
بهرحال این ماموریت هم تمام شد و در مرز خسروی در بدو ورود به کشورم سجده شکر بجا آورده و باری دیگر خدا را برای لطف و مرحمت واسعه اش در این خدمت هزاران با شکر نمودم و رو به آسمان و خاک مرزهای عملیاتی بخصوص تنگه مرصاد نموده تا زنده ایم خدای بزرگ لطفی نماید تا شرمنده خون شهدا نشویم
اکنون به خاک ایران عزیزم برگشتم  تا خدمتگذار ملت و مردم خود باشم اما دل و وجودم بی تاب دیدار او است که ما را در هر زمان و مکان هادی و رهنما است. روزی که او خواهد گفت همه درد ها و رنج ها پایان خواهد یافت و دنیا پر از عدل و عدالت خواهد شد.
 اگر خدای بزرگ یاریم کند و صدای آرامبخش آن مهربان و غمخوارم را داشته باشم پس از روزهای نخست نوروز به قاره سیاه (آفریقا) و کشور کنیا خواهم رفت تا برای ششمین سال متوالی بعنوان سفیر ملت و کشور اسلامی به همه دنیا ثابت کنیم که ما پزشکان ایرانی سلامتی را هدیه الهی و خدمت به بیماران نیازمند از هر کشور، ملت، نژاد،  فرهنگ، رنگ و مذهب را وظیفه الهی میدانیم. زیرا ما آموخته دین محمد (ص) و فرهیخته ملتی بزرگ از خاکی کهن بنام ایران هستیم.


دکتر سید ناصر عمادی – عضو هیات علمی دانشگاه تهران -


یادبود شهدای بمباران شهدای حلبچه - شهر حلبجه اسفند 92

 

 مزار 5000 شهید بمباران شیمیایی حلبچه 1988 - عکس اسفند 92

بیمارستان حلبچه شهید - 20/12/92 - معاینه بیمار حلبچه ای

بخش خبر حضور پزشکان ایرانی در حلبچه از خبر سراسری کردستان عراق - 20/12/92

بازمانده بمباران شیمیایی به همراه همسرش و آسیب های پوستی دستانش - 21/12/92

همیشه تشنه محبت هستیم چون آغاز همه نیکی هاست.


شور و شعور 2 بال خدمت عالمانه و عاشقانه هستند. آنکه فقط شور و  شعف در انجام کاری را بدون شعور و درایت داشته باشد مانند تراکتوری است که فقط شخم میزند و بالعکس آنکه شعور و درایت کاری را بدون شور و شوق داشته باشد مانند فردی است که فقط در رویا، تخیلات و سخنوری است. اینکه پیامبر بزرگ اسلام میفرمایند انسان عالم، علم را در کنار عمل بر تقوی و ایمان استوار میکند. یعنی هم شور خدمت،جهاد، عبادت، همدردی، و .... را دارد و هم شعور خدمت، جهاد، عبادت، همدردی و .... را دارد. و چه زیبا و با عظمت خواهد بود اگر بتوانیم آنرا ملبس به لباس تقوی الهی و انسانی نماییم. برای ما پزشکان ممکن است کمی دشوار باشد بخصوص خودم. اگر از طمع و وسوسه مال و دینار بگذریم از طمع و وسوسه جاه طلبی، نام و افتخار چگونه رهایی یابیم. اگر از هر دو رهایی یافتیم  چگونه منتی بر مردمی که شفا یافته اند نداشته باشیم و آنچه در حق بیماران انجام داده ایم فقط آنرا به نیت قربت الی الله بدانیم. خلاصه  شیطان نفس و درون همه جا با ماست. بنابراین باز هم این خداست که به فریاد ما میرسد.
 بهمن ماه را همیشه ماه اقتدار و پیروزی حس میکنم. زیرا در این ماه وحدت، همبستگی و مقاومت در مقابل جهل ، نادانی و استبداد را بیشتر درک نمودیم. شاید حضور چشمگیر و گسترده مردم را در راهپیمایی 22 بهمن امسال را یکی از پرشورترین حرکت و همبستگی ملی در پایبندی به اصول اساسی اسلام، انقلاب و قانون اساسی دانست که پیام مهم آن به همه دولت های خارجی و دلهای  فرنگ دوست این بود که نام خدا، اسلام و خون شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی منبعث از خون و نام امام حسین (ع) همیشه در سایه امام، ولایت و امت حی و زنده است. و امده ایم تا با شور انقلابی و شعور بالاتر و والاتر از شور انقلابی مملکت خود را بیش از گذشته در مسیر سازندگی و استقلال بعنوان کشوری کهن و متمدن با قدمتی چند هزار ساله به همه دنیا معرفی کنیم.


در2  ماه گذشته در 4 پنجشنبه برای درمان رایگان بیماران به ترتیب به روستاههای گتاب بابل،  ملاکلا محمودآباد، شیرگاه سوادکوه و ندامتگاه قائمشهر رفتم. حضور در گتاب به همراه پزشکان دیگر بخصوص تلاش موثر و دلسوزانه سرکار خانم دکتر صیاد نوری، رستگار و خناری نژاد و جناب آقای دکتر رشیدی، عمادی، حسینی و عادلانی  بسیار دلگرم کننده بود. همه با شور و حال خاصی نزدیک به 500 بیمار را معاینه و درمان نمودیم. اما  شیوع بیماریهای گال، عفونت قارچی و ساس در بین مددجویان ندامتگاه قائمشهر نگران کننده بود چرا که نه تنها بیماریهای فوق قابل سرایت به همه مددجویان بوده بلکه قابل انتقال به خانواده ها و فرزندان مددجویان نیز خواهد بود. زیرا در هر ملاقات یا مرخصی مددجویان بیماریهای مسری زندان را نیز به همراه خود به خانه برده و آنرا به  کودک دلتنگی که در آغوش گرفته اند منتقل می نمایند و کودکان آنان نیز فردای آنروز در دبستان و کودکستان به کودکان دیگر.
خوشبختانه به درایت و دلسوزی رئیس ندامتگاه آقای رحمتی و برادر عزیز و زحمتکش جناب آقای ولیپور (مدیر عامل هلا احمر مازندران) مقرر گردید پس از برگزاری کلاس آموزشی از بیماریهای فوق برای همه مددجویان در یک اقدام همه جانبه با همکاری همه مددجویان درمان و ریشه کنی بیماری و نظافت محیط ندامتگاه  در یک روز بطور کامل به مرحله اجرا درآید.  انشالله خدای بزرگ ما را تا قبل پایان سال در انجام این اقدام موفق نماید تا مددجویان را در آغاز سال نو با سلامت جسم و وجودی عاری از هر گونه بیماری راهی دیدار خانواده هایشان نماییم.
اما هر چه به پایان سال نزدیک میشوم شوق و ذوق ششمین سال حضورم در کشورهای آفریقایی بعنوان پزشک بدون مرز بیشتر در جسم و جانم آشکار میشود. تاکنون لطف خدا بوده که در 5 سال گذشته از اوائل نوروز تا اواسط اردیبهشت در کنار بیماران آفریقایی در کشورهای کنیا و تانزانیا بوده ام. امسال هم مقررشد به درخواست وزیر بهداشت و سفیر کشور بروندی به این کشور سفر نمایم. اما آشنایی با انسان فرهیخته و جهانگردی که حرکات، سکنات و کردار او یاد و نامی از شهید آوینی است قرار است ماجرای حضورمان در آفریقا را به گونه ای دیگر رقم بزند. با ایشان ماهها قبل از طریق ایمیلی که به من ارسال نمودند آشنا شدم. به من در آن ایمیل چنین گفتند: آقای دکتر عمادی من مجید عزیزی هستم در شهر جزیره ای لامو در کشور کنیا هستم. در سفرنامه شما به آفریقا و شهر لامو خوانده بودم با فردی جوانی در این شهر آشنا شدید که نام 3 فرزند پسر ایشان بنام بزرگان انقلاب ما (خمینی، خامنه ای، و شهید مطهری) میباشد. از ایشان آدرس و نشانی میخواهم که مصاحبه نمایم. بهرحال آنروز متوجه شدم عاشق تر و ماجراجوتر از ما هم هستند که دوستی با ایشان آموزه هایی دارد. بعدا با ایشان در تهران ملاقات نمودم و از ایشان باخبر شدم که خداوند فرزند پسر چهارم را هم به عمر عبدالله (کنیایی) عطا نموده که اسم ایشان را هم شهید بهشتی انتخاب نمودند.


مطلب آخر هم اینکه در آغاز زندگی با بهار طبیعت و دلها  که در آن عشق،صفا،محبت و یکرنگی ذره ای کوچک از ذات و نور الهی را به وجود نیازمند انسان هدیه میکند تصمیم گرفتم قبل از سفر به آفریقا  یک بار دیگر در مشهد الرضا و یا مسجد جمکران به امام همیشه شاهد، قادر و منجی مان آقا امام زمان (عج)  قول دهیم تا آنجا که میتوانیم پاک و بی ریا برای ابراز همه  خوبیها، زیبایها و مهربانی ها تا پای جان در کنار هم برای کمک  به انسانهای نیازمند تلاش کنیم چرا که امروز همه ما تشنه محبت هستیم و محبت سرچشمه و آغاز همه نیکی هاست و ما تا پای جان بر عشق و محبت ایستاده ایم زیرا شور و شعور زندگی بر آن استوار است.

سال 87 کنیا نایروبی  جزیره لامو- عمر عبدالله و 2 فرزندش به نام های خمینی و خامنه ای

سال 1392 کنیا - جزیره لامو- عمر عبدالله و 4 فرزندش به نامهای خمینی - خامنه ای- مطهری و بهشتی ( عکس  عزیزی)

روستای ملا کلا محمود آباد

د

روستای گتاب بابل - صرف صبحانه با همکاران پزشک - قبل از معاینه بیماران دیماه 92

گتاب - تشریح بیماریهای شایع منطقه و مراقبت های لازم جهت بیماران- دیماه 92

 

دکتر سید ناصر عمادی – متخصص پوست و هیات علمی دانشگاه تهران
             

ماجرای رئیس دانشگاه شدن ما

پس از ماهها بحث، گفتگو،یارگیری و پیگیری سرانجام  دوست، برادر و همکار مجرب، پرتلاش و متدین ما جناب آقای دکتر جان بابایی در تاریخ 25/6/92 عهده دار مسئولیت دانشگاه علوم پزشکی مازندران شدند.

ساری بیمارستان زارع - مرداد ماه 92- آقایان دکتر جانبابایی - دکتر گلپور- دکتر رحمت پور - دکتر عمادی و رئیس و مدیر بیمارستان زارع


یادداشت ماجرای انتصاب رئیس دانشگاه در این دوره  در وب سایت اینجانب به توصیه بسیاری از دوستانم بوده  تا به بسیاری از سوالات، ابهامات و شایعات پاسخ مناسبی داده و روح مودت، همکاری، همدلی را بیش از بیش در استان و بخصوص در میان جامعه متولیان سلامت استان (دانشگاه علوم پزشکی)  حاکم و متعالی نماییم.


اوائل مرداد ماه سال جاری  از دفتر ریاست دانشگاه (آقای دکتر ناصحی) با اینجانب تماس گرفته تا برای دیدار با رئیس دانشگاه به دفتر ایشان مراجعه نمایم. پس از حال و احوال و کمی صحبت از مسائل دانشگاه به اصل موضوع وارد شدیم. ایشان ضمن تعریف و تمجید از حضور اینجانب در روستاها و ویزیت و درمان رایگان بیماران روستایی که به اظهار ایشان یک حرکت مردمی و انسانی بوده، خواستند تا با حمایت ایشان چنانچه شرائط مناسبی فراهم باشد تلاش نموده تا عهده دار مسئولیت دانشگاه پس از ایشان باشم.  اگر چه موضوع فوق قبلا توسط همکاران مختلف از ایشان و خودم درخواست شده بود اما اعتقادم آن بود زمانی موضوع برایم جدی و قابل پیگیری خواهد بود که از خودشان نظر حمایت ایشان را بشنوم. بنابراین بعد از این  ملاقات و اظهار محبت ایشان از فعالیت هایم  علتی شد تا با ایده خدمت در چنین جایگاهی برنامه های بهداشتی، درمانی، آموزشی و پژوهشی را مرور نموده تا اگر مصلحت پروردگار یگانه بر تحقق آن باشد مهیا به ارائه برنامه مدون، موفق و قابل قبولی باشم.
روزهای بعد موضوع گفتگو با ایشان را برای صلاح و مصلحت به اطلاع  بعضی از دوستان و بزرگان ( نماینده مجلس، دکتر میرزایی، دکتر  صالح طبری، حاج اقا مستقیمان، حاج آقا پناهنده، سلیمی  و ....) رسانده و به اتفاق همه آنرا خیر و نیک دانستند.


اوائل شهریور که موضوع حضور دیگر گزینه ها جدی تر شده بود مجددا با آقای دکتر ناصحی تماس گرفته تا ضمن انکه ایشان را از پیگیریهای تهران و مازندران مطلع می نمایم از نقطه نظرات جدید ایشان نیز مطلع شوم. به ایشان عرض کردم اگر همچنان نظرشان به ادامه فعالیت اینجانب بوده و شرائط را مناسب میدانند به تکمیل برنامه ها و پیگیری ها ادامه دهم. که موافق ادامه کارها بودند. گفتگوی مجدد با ایشان از آن جهت برایم مهم بود که گذشت زمان، حضور گزینه های جدید و یا اخبار و گزارشات جدید در خصوص اینجانب یا هر فردی دیگر  امکان تغییر در ایده و دیدگاه هر فردی را  ممکن می نماید. لذا  این گفتگو برای آن بود تا یکبار دیگر از حمایت ایشان مطمئن شوم. بهرحال تاکید و حمایت مجدد ایشان اینجانب را ترغیب نمود تا با نماینده ها و مسئولین مختلف استان در ارائه برنامه ها ملاقاتی داشته باشم.
 سرانجام بر اساس گزارش شمال نیوز  در تاریخ 21/6/92 مجمع نمایندگان استان پس از بحث و گفتگو و انجام رای گیری از میان چهار گزینه،  اینجانب را بعنوان گزینه پیشنهادی برای تصدی ریاست دانشگاه انتخاب و  به وزارت بهداشت معرفی نمودند.  فردای آنروز صبح جمعه  22/6/ 92 آقای دکتر موهبتی (معاون پارلمانی وزارت بهداشت) از اینجانب دعوت نمودند تا جهت مصاحبه راس ساعت 12 مورخه 23/6/92 به دفتر وزارتی مراجعه نمایم. همانروز (عصر جمعه) با حضور بر قبور شهدا شهرمان و پدرم در سید نظام قائمشهر از ارواح مطهر آنها طلب استعانت و دعا نمودم تا در دنیا و آخرت مورد شفاعت آنان برای هر مسئولیتی باشم.  روز شنبه هم با حضور در وزارت بهداشت آقایان دکتر سیاری، دکتر پیوندی و 2 نفر دیگر که اعضای تیم انتصابات بودند به مدت نیم ساعت سوالاتی از سوابق و برنامه های آینده اینجانب برای دانشگاه نمودند. 


صبح دوشنبه (2 روز بعد) در بیمارستان رازی تهران مشغول دیدن بیمار بودم که آقای دکتر پورموسی از ساری  تماس گرفته و موضوع معرفی جناب آقای دکتر جان بابایی  و معارفه ایشان را در ساعت 2 بعداظهر توسط دکتر امامی رضوی بیان نمودند.   چند دقیقه بعد با ارسال پیامک به دکتر جان بابایی ضمن عرض تبریک موفقیت ایشان را از درگاه احدیت مسئلت نمودم.
ماجرای چند ماهه تمام شد و ظاهرا  حکایت از آن داشته است که از نمایندگان، دکتر ناصحی، دکتر میرزایی و بسیاری دوستان و همکاران برای تحقق تصدی این مسئولیت برای اینجانب تلاش نمودند اما بنابر هر علتی صلاح و مصلحت مسئولین وزارت بر آن شد تا این مسئولیت به فردی دیگر واگذار شود. این تصمیم اگرچه بر خلاف انتظار و توقع بنده  یا دیگر گزینه ها بوده اما هرگز خلاف قانون یا شرع نمیباشد. آنکه امروز بر این مسئولیت نشسته کسی است بیشترین اوقات زندگی خود را در مراکز دولتی برای احیاء زندگی بیماران مبتلا به سرطان سپری نموده. همت والا، دلسوزی و تلاش خالصانه چند ساله ایشان ضمن آنکه نقطه عطفی از معرفت و تعریف حکیمانه و طبیبانه یک پزشک بوده، بلکه احیاگر مرام و کرداری بوده که این روزها به فراموشی و نسیان سپرده میشود. به اطمینان باید بدانیم کسی مسئول و رئیس واقعی است که بیش از همه وجودش نگران آه و ناله بیمار باشد و بیش از همه شب و روز او برای ارتقاء سلامتی مردم باشد و بیش از همه چشم و دلش برای تعالی آموزش و پژوهش دانش آموختگان و پزشکان آینده دانشگاهش باشد.  و مهمتر آنکه بیش از همه صرفه، صلاح و منافع مردم و کشور را مقدم بر هرنیاز و امیال شخصی بداند. همانا که بفرمایش مولا علی ع : برترین شما کسانی هستید که همه اعضا و جوارح شما از علم و عمل سخن بگوید و بیشترین منفعت را بر بندگان خدا داشته باشید. و زبون ترین شما کسانی هستید که علم  شما فقط بر زبان شما باشد.


روز پنجشنبه 28/6/92 با هماهنگی و همکاری ارزشمند  آقای دکتر رشیدی عزیز برای ویزیت رایگان به  روستای چای باغ  شیرگاه رفته و حدود 70 بیمار با مشکلات پوستی را معاینه  نمودیم. روز بسیار خوبی بود مردم روستای چای باغ  مسرور و شادمان از حضور پزشک متخصص دانشگاه علوم پزشکی و ما هم  حمد و سپاس خدا که این فرصت برای ما فراهم گردید. آقای محمودی مسئول شورای روستا هم نهار مفصلی را برای حضور ما در روستا تهیه دیده بودند که از ایشان متشکرم و به دیگر دوستان متخصص سفارش میکنم  با حضور در روستاها لذت همنشینی بر سفره پربرکت روستائیان را تجربه نمایند که مطمئنا آثار آن در همه ابعاد زندگی ما اشکار میشود.    بعداظهر هم به اتفاق آقای گرجی به  عیادت پدر بزرگوار شهید محمودزاده در پل ستیر قائمشهر رفته  که از مشکلات پوستی رنج میبردند. مراقبت جانانه فرزندان از پدر بزرگوارشان برایم درس بزرگی بود.

شیرگاه - روستای چای باغ - همکاران پرتلاش مرکز بهداشت  - پنجشنبه 92/6/28


خاطره جالب هفته قبل هم آن بود که وقتی برای ویزیت بیماران پوستی به ندامتگاه (زندان) قائمشهر رفتم. دوست رزمنده و همکلاسی  25 سال قبل خود یعنی دکتر عطاریه را دیدار نمودم که پزشک ندامتگاه بودند. نکته جالب اینکه سال 65 در اعزام به جبهه در مقر حضرت ابوالفضل ع با هم اشنا و همرزم شدیم. سپس 5 سال بعد در دانشگاه با هم همکلاس شدیم و در نهایت هفته قبل در ندامتگاه قائمشهر با هم همکار شدیم. این هم  که میگن کوه به کوه نمیرسه اما آدم به آدم میرسه (از جبهه جنوب تا دانشگاه و سپس زندان)


همیشه و همه جا در کنار هم و با هم  برای خدا و مردم خدمتگزار باشیم. 


دکتر سید ناصر عمادی – عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران     
   

اعتراف تونی بلر نخست وزیر سابق انگلیس به حقانیت دفاع مقدس و جانبازان شیمیایی

 

alt

پس از 30 سال:  اعتراف  تونی بلر نخست وزیر سابق انگلیس به حقانیت دفاع مقدس و جانبازان شیمیایی 

 

 

دو هفته قبل تونی بلر نخست وزیر سابق انگلیس در مصاحبه ای از عملکرد خود در حمله به عراق و سرنگونی رژیم صدام دفاع نمود. این مصاحبه نکته  بسیار مهم و قابل توجه ای داشت که مظلومیت و حقانیت ایران اسلامی را در 8 سال دفاع مقدس اثبات می نمود. به خصوص رزمندگان دلاوری که وجودشان از حملات شیمیایی رژیم صدام آسیب دیده بود. چه آنانکه در همان روزهای حمله به شهادت رسیدند و چه آنانکه همچنان وجودشان از زخمهای گاز خردل در چشم، ریه و پوست میسوزد.  چه آنانکه در لباس دفاع از دین، مملکت و ملت  ناجوانمردانه در آتش شیمایی دشمن سوختند و چه کودکان، زنان و پیرانی که بیرحمانه در مزرعه و مغازه،  خانه و خیابان، مدرسه و مسجد بدون آنکه از حمله شیمیایی دشمن بدانند و توانی برای دفاع داشته باشند در شهرهای مرزی سردشت، مریوان، بانه و روستاهای آلوت، زرده و ریجاب و... مورد حمله دشمن قرار گرفتند.    

در این مصاحبه :

تونی بلر( نخست وزیر سابق انگلیس در زمان حمله به عراق) در پاسخ به سوال خبرنگار که  آیا هنوز (2013) همچنان فکر میکنید حمله شما به عراق کار درستی بود پاسخ داد. بله کاملا اعتقاد دارم حمله ما به عراق و سرنگون کردن صدام لازم بود. 

خبرنگار پرسید. اما نتیجه حمله شما به عراق ترور، کشت و کشتار ، بمب گذاری و هرج و مرجی است که هنوز هر روز در این کشور شاهد مرگ دهها نفر هستیم.

تونی بلر پاسخ داد. اشتباه نکنید این همان صدامی بود که به کویت حمله کرد این همان صدامی بود که دهها هزار مخالف خود را کشت و این همان صدامی بود که 8 سال به ایران حمله کرد و بسیاری از سربازان ایرانی را با حملات شیمیایی به کشتن داد. و معلوم نبود اگر بر قدرت میماند چه میکرد.

 

 بسیار عجیب بود که تونی بلر با چه دقت به هشت سال حمله صدام به ایران و بارها حملات شیمیایی او و شهادت مظلومانه رزمندگان ایرانی اشاره نمود.

چه شده که خون صدهها هزار شهید از غرب تا جنوب کشور و جانهای بر زمین افتاده و  نفس های در گلو مانده دهها هزار جانباخته از حملات شیمیایی بعد 30 سال دلیل، سند و مدرکی برای حمله به عراق شده؟

 که اگر چنین است چرا آنروز سکوت کردید و اجازه دادید (به قول خودتان)  بارها و بارها به مناطق عملیاتی و مسکونی حمله شیمیایی شود؟ مگر حمله به جان انسانهای بیگناه از مادران باردار تا کودکان شیر خوار و پیران  زمین گیر شده از کهولت سن در شهرها و روستا های غرب و جنوب کشور ایران بدترین جنایت جنگی نبود؟

 

چگونه میتوانیم  صداقت و درستی شما را باور کنیم در حالیکه نزدیک به 30 سال سکوت کردید و نگفتید بر جسم و جان  صدها هزار جوان رشید و فداکار  ایرانی که بعد مجروحیت همچنان در بستر بیماری هستند چه گذشت؟  در حالیکه که همان جانبازان شیمیایی، امروز میتوانستند نیروی عظیمی برای کشورمان باشند.

 

آیا غیر از این خواهد بود که در مقابل این سکوت یا به نوعی حمایت 30 ساله شما از صدام  بگوییم: شما فقط برای حفظ منافع  و عملکرد خود از هر حادثه ای منفعت و سود خود را طلب مینمایید و هرگز دلتان برای جانبازان شیمیایی کشورمان و 8 سال دفاع مقدسمان نسوخته و ای چه بسا روزی دیگر بر حسب نیاز و منفعت خود حتی خلاف آنچه امروز گفته اید به زبان بیاورید.

اکنون در آغاز سال نو بیاد همه شهدا و جانبازان جنگ تحمیلی  دل خود را میسپاریم به جمله ای نافذ و گران از جانباز شهید فاطمه حداد از شهر سردشت که در تابستان 66 در آتش حمله شیمیایی عراق مجروح گردید و در اسفند 82 با شهادت سرخش به سوی حق شتافت. او کسی بود که در نهایت صبر و استقامت  18 سال وجود و جسم پاکش از آتش شیمیایی دشمن میسوخت اما آنقدر محکم و استوار بود که کسی ناله ای را از این زن نمی شنید.  در آخرین ملاقات با ایشان در بیمارستان ساسان تهران به من بیان داشت:  همه 18 سال رنج و بیماری من را روزی به قلم تحریر بیاورید تا همه دنیا بدانند چه بر سر ملت ایران آمد تا دیگر کسی از سلاح های شیمیایی بر علیه انسانیت حتی دشمن خود هم استفاده نکند.  آخرین جمله ای که در نهایت ایثار و گذشت بیان نمود این بود که:

 در این 18 سال آنقدر از آثار حمله شیمیایی دشمن رنج کشیدم که اکنون آنرا (حمله شیمیایی) را حتی برای دشمن خود هم آرزو نمیکنم.   

فراموش نکنیم که بسیاری از هموطنان ما بعنوان قربانیان جنگ در شهرها و روستاهای مرزی از کردستان، آذربایجان، ایلام و کرمانشاه تا خوزستان سپر بلای ملت و کشور در حملات دشمن بودند. بر ماست که هرگز آنها را فراموش نکنیم و ایامی را در کنارشان سپری کنیم تا مرهمی بر زخم های آنان باشیم.  

 

فردا به لطف خدا به مدت یکماه عازم آفریقا خواهم بود تا بعنوان پزشک بدون مرز ایرانی، پنجمین سال پی در پی از ایام نوروز را برای درمان بیماران آفریقایی خدمتگزار انسانهای نیازمندی از ملیت، مذهب و نژادی دیگر در قاره آفریقا باشم تا همه ملل دنیا بدانند که پزشکان ایران اسلامی فراتر از زمان و مکان، کمک به دیگران و شادی برای آنان را از وظائف مهم زندگی خود میدانند.

 

 

 

خدا عمل ما را بپذیرد و به مرحمتش همه ما را عاقبت بخیر نماید.

و به ما فرصت دهد تا جان در بدن داریم افتخاری برای مملکت و ملت خود باشیم و هرگز ذره ای به اجنبی و بیگانه دل نبندیم.

 

دکتر سید ناصر عمادی – عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران –

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید  

      dr-emadi.ir آدرس وب سایت

 

  

. alt

alt alt

ویزیت بیماران در روستای طالش محله و خاطره زلزله بم

امروز 91/3/31 روز چهارشنبه با هماهنگی جناب آقای دکتر سلیمانی به روستای طالش محله از توابع جویبار برای ویزیت رایگان بیمارانی که از مشکلات پوستی رنج میبردند رفته بودم تا ساعت 1 بعداظهر انجا بودم. عجب صفایی دارند روستائیان. رفتار ، کردار و مرام آنها هر ادمی را خاکی و بی آلایش میسازد. دستان پینه بسته، صورت های آفتاب سوخته اما قلب مهربان و رئوف همه آسایش و آرامش را به وجود ما هدیه میکند.

نمیدانم چه بگویم هر بار که به روستاها برای کمک و درمان بیماران میروم حس میکنم خودم بسیار و بیشتر به کمک آنها نیاز داشتم زیرا آنچه را که باید بعنوان یک انسان داشته باشیم را از معاشرت با آنها کسب میکنم ( صداقت، پاکی، یکرنگی، همدلی و ...) اما افسوس که تجملات دنیای شهر نشینی مانع از بقای آن در وجودمان میشود.

بعد از ویزیت بیماران در روستای طالش محله به بیمارستان بوعلی سینا ساری برای جراحی پوست سر پیر مردی که مبتلا به تومور بدخیم بوده رفته که به لطف خدا عمل خوب انجام شد سپس ساعت 3 به کلینیک طوبی برای ویزیت بیماران رفتم. فرصت نشد نهار صرف کنم ساعت  6  عصر در حال ویزیت بیماران حسابی گرسنم شده بود به خودم گفتم   " خدا جان این هم شد کار و کاسبی ما که از گرسنگی نمیدونیم چطوری یک لقمه غذا میل کنیم"   به فاصله چند دقیقه بعد فکر میکنم مریض نفر 63 که یک خانم 50 ساله چادری بود از کیف خودشان یک پلاستیک با 2 قرص نان شیرمال خانگی به من دادند و گفتند  " اقای دکتر امروز به نیت شما خودم این نان را پختم. تمیز هست و دستهایم را کاملا شسته بودم" نمیدانستم چی بگم. از خدا عذرخواهی کردم. دقایقی حالم خیلی دگرگون شد. از ایشان تشکر کردم. و دقایقی بعد بهترین و خوشمزه ترین نان عمر خود را با اشتهای زیاد خوردم.

از این ماجرا بیاد ماجرای سال 1376 در شهرستان زلزله زده بم افتادم. ماجرا از اینقرار بود که به مدت یکسال در بم بعنوان پزشک داوطلب برای کمک به زلزله زدگان خدمت نمودم. هر روز 150 تا 200 بیمار میدیدم. یک روز خیلی سرم شلوغ بود و خیلی خسته. به خودم گفتم  " با این همه کار و تلاش در این شهر غریب و دور از خانواده که هیچ درآمد مادی هم برایم نداره و در حالیکه بعضی از همکارانم در حال اعمال جراحی ریبای و کسب درآمد هنگفت در تهران هستند. حالا آیا خدا و  ائمه اطهار (ع) ما را می بینند  و از ما راضی هستند"  همان زمان پیر زنی را بعلت سالک در جلسه سوم معاینه کرده بودم و از اتاق خارج شد به فاصله 5 دقیقه بعد به اتاقم برگشت و چنین گفت " پسرم دلم طاقت نداد برگشتم به شما بگم خیلی زخمم بهتر شده انشالله خدا و امام زمان از شما راضی باشند"

خوب هر کس به زعم خود ممکن است از نوشته هایم قضاوتی داشته باشد. اما میخواهم بگویم خوشبختی، بدبختی، خشنودی و رضایت و یا خدای نکرده احساس گناه و ناخشنودی اول از همه در وجود خودمان هست. یعنی اولین محکمه و قاضی وجود خودمان هست که همه چیز را به ما برمیگرداند. فقط از خودمان بپرسیم امروز چقدر خلیفه خدا و منشا محبت برای بندگان خدا و همنوعان خود در کره خاکی بودیم. سوزاندیم یا گرما بخشیدیم و روشنایی.

دکتر سید ناصر عمادی – متخصص پوست

 

قلبی که مهر میورزد همیشه جوان است ( روستای کلاگر محله با دکتر احمدی)

روز چهارشنبه 91/3/26 با هماهنگی آقای دکتر فاضلی به روستای کلاگر محله قائمشهر رفتم تا ویزیت رایگان را برای این روستای پرجمعیت داشته باشیم. از ساعت 9 صبح تا 1 بعداظهر حدود 65 بیمار معاینه و برایشان نسخه درمانی تجویز نمودم. آقای دکتر احمدی مسئول مرکز بهداشت این روستا انصافا زحمت زیادی کشیدند. زیرا اولا معلوم بود که اطلاع رسانی خوبی انجام داده بود و دوما از اول تا آخر ویزیت بیماران با ثبت اطلاعات بیماران و تشخیص بیماری آنان بسیار جدی و علاقمند در کنارم بود تا بیشتر از بیماریهای روستای تحت پوشش خود و درمانهای آن بداند. جالبتر آنکه با اکثر بیماران و خانواده های آنان مثل کدخدای محل آشنا، همدم و دلسوز بود. واقعا از حسن معاشرت و علاقمندی ایشان به اهالی روستا لذت بردم و این به من نیرو و نشاط بیشتری القا میکرد.

با تمام وجود م آنروز حس کردم که محبت انسانها به یکدیگر میتواند موجب نزول الطاف و محبت بیکران الهی گردد. مگر خدا از ما چه میخواهد.

همانا که حضرت علی (ع ) میفرمایند: دل آدمی رمنده ای است که با مهر و محبت آرام میشود. پس بدانیم دنیا را محبت و صداقت نجات میدهد و در عالم چیزی ارزنده تر و والاتر از محبت نیست. از هدیه آن به دیگران غافل نباشیم زیرا ابتدا موجب آرامش و آسایش  هدیه کننده آن است. خدا ما را در دنیا و آخرت عاقبت بخیر کند.


 

وب سایت اختصاصی دکتر سید ناصر عمادی - متخصص پوست و پزشک بدون مرز

پایگاه اطلاع رسانی دکتر سید ناصر عمادی متخصص پوست و پزشک بدون مرز

'وقتی ویزیت رایگان بیماران برای متخصص پوست مشکل باشه

از پارسال تصمیم گرفتم هر 2 یا 3 هفته و یا لااقل ماهی یکبار به روستاهای استان مازندران برای ویزیت بیماران بروم.  زیرا عده ای گله میکردند که چرا آفریقا میروم در همین ایران ما هم بیماران نیازمند بسیار هستند).

حضورم در روستاها چند نتیجه مثبت داشت.

اول آنکه مردم روستاها خوشحال میشدند که پزشک متخصص پوست به خانه های آنها آمده و آنها را رایگان ویزیت میکند که این به نوعی ایجاد امنیت و آرامش و انس و الفت در بین بیماران و مردم بود. زیرا یکی از بیماران 2 هفته بعد حضورم در روستای شان به من میگفت: آقای دکتر عمادی روزی که شما به روستای ما در لاریم جویبار آمده بودید و فرزند من را معاینه کردید آنروز احساس خیلی خوبی داشتم چون حس کردم دولت و مسئولین به فکر ما هستند که متخصص پوست را به روستای ما فرستادند و حتی گفتم اگر خودتان هم داوطلبانه آمده باشید چه با ارزش تر. همانروز به خودم گفتم وقتی دیگران اینقدر به ما محبت میکنند چرا من به دیگران محبت نکنم. ایشان میگفت انروز اینقدر خوشحال بودم که همسرم به من میگفت امروز صبح از بیماری بچه نگران بودی ولی حالا خیلی سرحالی چه خبر شده. بله واقعا ما پزشکان میتوانیم منشا شادی و نشاط در جامعه باشیم اگر....

دوم انکه با حضور در روستاها میتوانیم بیماریهای نادر را در منشا بیماری (روستاها) شناسایی و اطلاعات آنرا با دیدگاه تخصصی به پزشکان خانواده  روستایی انتقال دهیم که در آنصورت دیگر بیماران مجبور نخواهند بود با هزینه و اتلاف وقت زیاد در شهر ها به دنبال مطب پزشک متخصص پوست باشند زیرا پزشک عمومی مستقر در مراکز بهداشتی روستایی قادر به درمان بیماران خواهد بود.. بعبارتی هم درمان بیماران زحمتکش روستایی، هم شناسایی بیماری در منشا آن، هم آموزش پزشکان عمومی شاغل در روستاها، هم تجربه خودمان بعنوان پزشک متخصص، هم حفظ زمان و هزینه های مالی برای بیماران روستایی و مهمتر از همه ایجاد محبت و دوستی و افزایش اعتماد بیماران به نظام سلامت کشور نتایج حضور متخصصان در روستاها خواهد بود.

از تعداد روستاهایی که برای درمان رایگان بیماران رفته ام  مانند خطیرکوه سوادکوه - نجار کلاه کیاکلا- میدانسرقائمشهر- ارطه قادیکلاه- کفشکرکلاه- چمازکتی - لاریم - جویبار - کوهیخل و ....

اما چرا این ماجرا را تعریف کردم ؟قضیه از آن قرا است که دعا کردم اقایان از دست این پزشک متخصص پوست زود خسته نشوند ( چون رفت و آمد به روستاها با ماشین خودم هست و تلاش کردم هیچ زحمتی برایشان نباشم) فقط اطلاع رسانی بعهده آنان باشد. اما در این مدت 2هفته به رغم تماس تلفنی بنده هنوز خبری نیست. شاید دیگر بیماری با مشکل پوستی نداریم یا آقایان سرشان شلوغ باشه و ......

بهرحال هنر مردان روزگار آن است که خسته نشوند و گله نکنند که کردم.  جانم مولا علی (ع) که امروز سالروز تولد اوست میفرماید. عالم ترین انسانها کسانی هستند که تمام وجودشان از علم سخن بگوید و زبون ترین دانشمندان کسانی هستند که علمشان فقط بر سر زبان آنها باشد زیرا آنان علم را فقط برای افتخار خود  و دنیا میخواهند نه برای نجات بیماران و نیازمندان.

ایام اعتکاف در مساجد است. چه صفایی داشت وقتی امروز جوان هایی را در مسجد جامع قائمشهر میدیدم که خالصانه نماز و روزه را برای خدا شرط زندگی خود میدانستند .  کاش خدمت به این معتکفین بخشی از  شروط زندگی ما پزشکان باشد که برکت واسعه آن  بی انتها خواهد بود.(جالب اینکه استاندار در جمع معتکفین مسجد جامع قائمشهر با آنکه کسالت داشتند دقایقی سخن گفتند و افطار را در کنار آنان بودند). دوشنبه 15 خرداد 91

دکتر سید ناصر عمادی - متخصص پوست

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

دیروز و امروز چه گذشت

دیروز سه شنبه (9/3/91) ساعت 7 صبح بیمار مبتلا به عارضه جدی  پوستی را در بخش عفونی بیمارستان رازی معاینه نمودم. سپس سخنرانی کوتاه علمی  از بیماری پوستی را  برای همکاران پزشک و دانشجویان پزشکی در بیمارستان رازی با حضور استاد عزیزم جناب آقای دکتر بابامحمودی داشته و پس از آن با ویزیت بیماران پوستی در درمانگاه پوست رازی به بیمارستان زارع در شهرستان ساری رفته تا از تجربیات جناب آقای دکتر حسین زاده در انجام جراحی پوست (گرافت و فلپ) در اتاق عمل پوست بیشتر بیاموزم. که اتفاقا با اجازه آقای دکتر حسین زاده گرافت کامل را برای یکی از بیماران انجام دادم. ( علت این آموزش برای آن میباشد تا در آفریقا و کشورم بتوانم برای بیمارانی که نیازمند گرافت یا جراحی وسیع پوستی میباشند با دقت و توانایی بیشتری قادر به انجام آن در  ارائه خدمت به بیماران  باشم).
ساعت 2 بعداظهر از بیمارستان زارع به کلینیک طوبی رفتم در همان اتاق معاینه نیم ساعت خوابیدم  چون خیلی خسته بودم و چه لذتی داشت. ساعت 3 تا 10 شب نزدیک به 100 بیمار دیدم . ساعت 11 شب به خانه برگشتم بعد کمی استراحت برای دانشجویان پزشکی که فردا امتحان پایان بخش داشتند سوال طرح نمودم طوریکه همراه با آموزش باشد. ساعت 2 نیمه شب بعد شکر وسپاس به درگاه پروردگار متعال به خواب رفته تا صبح چهارشنبه را با حضور در بیمارستان بوعلی آغاز نمایم. این هم یک شب و روز کاری از ما پزشکان.

 

,ویزیت بیماران روستای کوهیخل جویبار

امروز روز چهارشنبه 91/3/3 تعدادی از بیماران با مشکلات پوستی را در مرکز درمانی بهداشتی روستایی کوهیخل بطور رایگان معاینه نمودم خوشحال بودند که پزشک متخصص پوست به دیدارشان در روستای شان که در واقع خانه شان بوده رفته.شب هم مهمان دانشگاه برای تقدیر از اساتید برتر دانشگاه علوم پزشکی بودیم. آقای دکنر عبدالهی از دانشمندان برتر دنیا نیز میهمان ویژه بودند. استاندار محترم جناب مهندس طاهایی هم حرفهای دلنشینی را بیان نمودند.

از آنجایئکه مراسم به نام استد شهید مطهری بود در زمان مراسم از جناب دکتر ناصحی خواستم تا مطلبی را از یک بیمار مسلمان آفریقایی بیان کنم که نام فرزندش را شهید مطهری نهاد که ایشان هم اجازه دادندو ماجرا از این قرار بود که عبدالله عمر که ساکن شهر لامو از کشور کنیا بود به من زنگ زد ( وقتی در شهر نایروبی بیمارستان مابقی مشغول ویزیت بیماران بودم) که خدا امروز به من فرزند سوم پسر را عنایت نمود و من نام او را شهید مطهری نهادم که این نشانه عشق علاقه او هم به اسلام بود و هم به ایران.

 


 

زیر مجموعه ها