پرسش و پاسخ

ماجرای دستان یخ زده امدادگر هلال

آخرین به روز رسانی جمعه, 27 اسفند 1395 12:41

مشهد مقدس
در انتخابات پنجشنبه 12/19/ 95 تعیین هیات رئیسه مجمع هلال احمر کشور بعنوان نفر اول هيأت رئيسه انتخاب شدم
وقتي در انتخابات نفر اول شدم و به جايگاه هيأت رئيسه نشستم در حاليكه استاد دكتر ضيايي ریاست محترم هلال احمر کشور بعنوان فرهیخته علم و اخلاق در كنارم نشسته و همه اعضا مجمع به همراه مديران و دبيركل جمعيت و نماينده محترم ولي فقيه حاج آقا معزي در مقابل بنده در سالن اجتماعات حاضر بودند چنين عرض كردم
اگرچه امروز بنده بعنوان نفر اول و عضو هيأت رئيسه شدم اما نفر اول واقعي و هيأت رئيسه واقعي آن جوان امدادگر گمنام داوطلب سوادكوهي ميباشد كه دو هفته قبل در درمانگاه طوبي ساري در حاليكه نوك انگشتان او سياه شده بود براي درمان به من مراجعه نمودند.
علت را جويا شدم؟
هادوي جوان 22 ساله امدادگر هلال احمر و کارشناس ارشد برق چنين گفتند: چند شب قبل آنقدر در برف و يخ ماشين هاي در راه مانده گردنه گدوك را هل دادم و زنجير بستم كه ديگر به دستانم حسي نبود و ديگر سرمايي را حس نميكردم
بله هادوي امدادگر دستانش از سرما يخ زد اما از كمك به مردم نايستاد

برايش دارو نوشته و دستوراتي دادم
و گفتم بايد استراحت كني و مراقبت بيشتر لازم داري
گفت آقاي دكتر جاده برف و يخ هست بايد بروم مردم به من نياز دارند
فقط دوايي بدهيد بتوانم كارم را ادامه دهم
همه حضار و دكتر ضيايي از شنيدن ماجرا بسيار متأثر شدند
ادامه دادم ايثار واقعي نزد اين جوان بود نه ما
ياد جبهه و جنگ افتادم كه وقتي دوستانم مجروح مي شدند ميگفتند خوب هستيم چيزي نشده  يك پانسمان كنيد من برگردم خط، و یا حتی آنکه دست و پایش هم قطع شده بود باز هم میگفت من باید برگردم خط، همرزمانم تنها هستند.
امروز ايثار جنگ و جهاد را در جوانان امدادگر و داوطلب هلال مي بينيم كه با انگشتان سياه شده از برف يخ باز هم ميگويند آقاي دكتر عمادي خوب هستم يك دوايي بدهيد برگردم به كمك مردم در برف و بوران و يخ!

گفتم آن جوان امدادگر حسرتي از عزت و بزرگي در دلم نهاد و از مطب خارج شد و من ماندم و دل كوچكم از حيرت دل بزرگ او.

دكتر ضيايي شماره و آدرس ايشان را در همان جلسه از من خواست و خوشبختانه من عكس دست و انگشتان يخ زده او را به دكتر ضيايي نشان دادم


عكس را براي اينكه فراموش نكنيم چه انسانهاي بزرگي در زندگي ما هستند از دست و انگشت ايشان گرفتم تا هر وقت غرور سراغم آمد به خودم بگويم انسان و انسانيت از اين انگشتان يخ زده است نه ميز و مقام تو!

 دكتر ضيايي كه گويا حادثه اي بزرگ در زندگي ايشان حادث شده دو بار از من شماره و نام ايشان را درخواست نمود
به آقاي دكتر عرض كردم فقط شماره تلفن پدرشان را دارم چون فكر كردم جوان هست ممكن هست به فكر خودش نباشه به پدرشان اطلاع داده بودم پيگير پسرشان باشه

امروز شنبه ساعت ١٢ ظهر پدر آقاي هادوي داوطلب جوان سوادكوهي با بنده تماس گرفتند
آقاي دكتر عمادي فردي از طرف دكتر ضيايي تماس گرفته و از ما خواستند برويم تهران تا ما را تشويق كنند
خواستم بدانم مزاحمي نباشه. عرض كردم درسته
تشريف ببريد.
( که البته سه روز بعد این جوان ایثارگر با حضور در ساختمان صلح تهران مورد تشویق ریاست جمعیت و معاونین واقع شدند و هدایای ارزشمندی به ایشان تقدیم گردید این در حالی است که در استان مازندران هیچ توجهی به این رفتار ایثارگرانه نگردید.)
آفرين دكتر ضيايي قدرشناس
كه ايثار را قدر دانستيد و نگذاشتيد به روز برسد و جوان امدادگر سوادكوهي را براي انگشتان امدادگر يخ زده اش خواستيد
دوست من تو خوبي ميكن در دجله انداز.......


هفته قبل این ماجرا به منظقه گلوگاه بند پی برای ویزیت بیماران رفته بودیم که آقای فیروزی از دوستان بسیار پرتلاش و مهمانواز،  ما را برای نهار  به منزل شان دعوت نمودند.

انشالله فردا 26 اسفند تا روز اول فروردین برای ویزیت بیماران و آموزش اهالی منطقه محروم عازم جنوب کرمان بنام فهرج میباشیم که حدفاصل استان سیستان و بلوچستان و کرمان میباشد. تا سال تحویل را در کنار مردم محروم  و بزرگواری از دل کویر باشیم که استقامت و صبوری را از وجود زجر کشیده ایشان میآموزیم.
این اردوی جهادی به همت فارغ التحصیلان مدرسه مفید از 24 اسفند به مدت 3 هفته در منطقه محروم فوق با هدف ساخت مدرسه سه کلاسه، آموزش دانش آموزان و تاکید بر مسائل فرهنگی و اجتماعی برگزار گردیده که اینجانب نیز بعنوان پزشک علاوه بر معاینه و درمان بیماران،  مردم منطقه را از مسائل بهداشتی و درمانی آگاه می نماییم.

انشالله ششم فروردین نیز همچون سالهای قبل به دعوت وزیر بهداشت اوگاندا برای آموزش پزشکان و درمان بیماران عازم آفریقا میشوم.
سال نو را خدمت همه هموطنان عزیزم تبریک عرض میکنم و امیدوارم امسال، وجدان انسانی ام آگاه تر از سال قبل باشد. 

 

سید ناصر عمادی

اسفند نود و پنج

 

انگشتان یخ زده هادوی امدادگر جوان هلال، پس از یک هفته - ساری کلینیک طوبی اسفند 95