پرسش و پاسخ

هفته آخر ماه مهمانی خدا

آخرین به روز رسانی پنج شنبه, 14 شهریور 1392 21:37

 
هفته آخر مهمانی خانه خدا لطف و صفای دیگری دارد. احساس آرامش و تقرب  در کنار آنکه یازده ماه به کار خود و دنیا مشغول بودیم اما اکنون یک ماه را در خانه او هستیم . تفاوت ها بسیار است. یکماه مهمان سفره او هستیم و از نعمات درگاه او متنعم میشویم.  چگونه او را شکر کنیم که سزاوار آن یگانه معبود ازلی و ابدی باشد؟ فقط میتوانم بگویم خدایا باز هم شکرت. نه، هزاران هزار بار شکرت که همه جا با منی اما من بسیار غافل از حضورت هستم و ترا نمی بینم مخصوصا آنزمان که در سخت ترین شرائط و پرخطر ترین لحظات حتی  مرا در آغوش می گیری تا از هر بلا و خطر در امان باشم. اما بر ما در این هفته چه گذشت:


1- هفته آخر برایم هفته پرتلاشی بود و اتفاقات عجیبی برایم حادث شد.اوائل هفته خانم دکتر خالقی از هفته نامه سلامت برای مصاحبه در خصوص فعالیت هایم در افریقا به بیمارستان رازی آمدند بسیار انسان وارسته و دلسوزی بودند و برایم جالب بود که ایشان در سفر به افغانستان تجارب بسیار و ایده های ارزشمندی در کمک به انسانهای نیازمند در وجود خود داشتند. نگرش کلاسیک، علمی و اعتقادی او در نحوه ارائه خدمات به بشریت امید و شعف قابل توجهی در من ایجاد نمود.


2- تقریبا این سومین ماهی است که در بیمارستان رازی تهران اغاز بکار نموده ام. اگر چه درخواست به حضور در سایر بخش ها (لیزر، اطاق عمل، کرایو کوتر)  به غیر از درمانگاه داشته ام اما همچنان صلاح و مصلحت مدیر محترم گروه پوست آن میباشد که پا از درمانگاهها فراتر نگذارم. ما هم گفتیم چشم.


3- در ارتقاء فعالیت های بین بیمارستانی، بعد از سخنرانی ام در بیمارستان فارابی با موضوع تظاهرات مشترک چشمی و پوستی در بیماران مبتلا به ایدز که مورد استقبال اساتید گروه چشم واقع شد این هفته هم در بخش عفونی بیمارستان امام خمینی به مدت بیش از یکساعت در محضر اساتید این بخش از تجارب خود در افریقا در خصوص تظاهرات پوستی در بیماران مبتلا به ایدز سخن گفتم. که البته جای سرکار خانم دکتر محرز خالی بود. بسیار خوب بود و به گمانم آغاز خوبی بین بیمارستانها (عفونی و پوست ) خواهد بود.


4- روز یکشنبه(13/5/92) صبح زود سفیر کشور بروندی در تهران با من تماس گرفته و درخواست نمود وزیر خارجه کشورشان که برای مراسم تحلیف ریاست جمهوری به ایران آمده، میخواهند با من ملاقاتی در هتل آزادی داشته باشند. ساعت 10 صبح برای دیدار با ایشان رفتم. وزیر خارجه بروندی در ابتدا بسیار از کشور و مردم  و نیز استقلال و قدرت مان در دنیا تمجید نمودند. سپس درخواست نمود با توجه به تجارب چند ساله ام در آفریقا برای راه اندازی بخش پوست در دانشگاه کشورشان به بروندی سفر نمایم. جمله مسرت بخش ایشان آن بود که ما اکنون به این نتیجه رسیدیم که شما پزشکان ایرانی بیشتر و موثرتر از پزشکان غربی دلسوز ملت و مردم ما میباشید. خیلی خوشحال شدم که از زبان وزیر خارجه یک کشور 10 میلیونی آفریقایی چنین مطلبی را از ایران اسلامی میشنیدم و اتفاقا همان شب رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضا هیئت علمی دانشگاهها فرمودند امروز مسئولیت شما حضور علمی در سراسر دنیا میباشد. خدا کند همه ما بدانیم که دنیای علم، تلاش و پیشرفت فقط آمریکا و اروپا نیست. 


5- اما روز دوشنبه (14/5/92) به دعوت رئیس دانشگاه اقای دکتر منصوری و ستاد امور ایثارگران دانشگاه جلسه هم اندیشی در محل دانشگاه با حضور اساتید دیگر داشتیم فرصتی شد تا دقایقی بنده صحبت کنم که مهمترین تاکید و درخواست بنده از رئیس دانشگاه تاسیس پژوهشکده ایثار بود. چرا که فقط چنین محل و مکانی است که میتواند تمام آثار ایثارگران 8 سال دفاع مقدس را حفظ نماید. والا هر چه در جلسات و مراسمات از ایثارگران گفته شود همه فراموش خواهد شد.

 

دومین جلسه هم اندیشی اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران - با حضور ریاست دانشگاه


6- متاسفانه بعد از مدت طولانی که رانندگی نکرده بودم این هفته را با ماشین خود به تهران آمدم که در برگشت به شمال (روز سه شنبه) ناگهان با سد کنار جاده برخورد نمودم که به رغم آسیب جدی ماشین اما چون کمربند ایمنی را بسته بودم آسیب مختصری به شانه من وارد شد. اول خدا را شکر که به خیر گذشت دوم از کمربند ایمنی بسیار متشکرم که اگر نمی بستم ........ پس همیشه کمربند ایمنی را ببندیم که تصادف غریب و آشنا نمی شناسد.


7- صبح پنجشنبه روز آخر ماه مبارک (17/5/92) با هماهنگی برادر عزیزم دکتر اویس که از سالها قبل با ایشان رفاقت دارم و محبت  و مهمانوازی گرم آقای دکتر رشیدی رئیس شبکه بهداشت سوادکوه برای ویزیت رایگان بیماران ساکن در مناطق محروم و روستایی عازم روستای کالیکلاه منطقه لفور شدم. این چهلمین روستای استان مازندران بود که برای درمان رایگان بیماران می رفتم. حدود 70 بیمار با مشکل پوستی مراجعه نمودند که سادگی و رفتار خالصانه آنان و تشکر قلبی آنان به من درک و فهم جدی و جدیدی از انسانیت میداد به من میفهماند که دنیای صانعی شهر نشینی چقدر متفاوت از طبیعت سبز و زنده و انسانهای آن است. آنانکه که تنها مدال افتخارشان  بندگی خدا با دست پینه بسته و دل صاف و ساده است.  

روز پنجشنبه آخرین روز ماه مبارک در روستای کالیکلاه سوادکوه


8- فردا هم روز عید فطر که انشالله بعد نماز عازم روستای چاشم برای معاینه و درمان مردم روستای خود میشوم.
خدایا هر آنچه  برمن گذشت از مرحمت و حکمت تو بود. آنرا شاکرم
 
دکتر سید ناصر عمادی - عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید