پرسش و پاسخ

آبانماه 92 و عاشورای حسین در روستاها

آخرین به روز رسانی سه شنبه, 19 آذر 1392 23:18

بنام خدا

آبانماه 92 هم گذشت. در حالیکه یکماه از روز تولد مان فاصله گرفته ایم به همان اندازه( یکماه) به رحلت و عظیمت ابدی مان نزدیکتر شده ایم. همیشه با خود فکر میکردم چه خوب همه این جملات را خوب می شناسیم و آنرا به زبان میآوریم اما نمیدانم چرا تمام وجود و جسم ما در عمل و کرداربا این جملات مانوس نیست که در انتظار ماست. گویا آن فقط برای همسایه است و بس.

همه روزهای پنجشنبه این ماه را به درمان رایگان بیماران در روستاها اختصاص دادم. هفته اول آبانماه با اطلاع رسانی روستاهای اطراف پل سقید ضمن معاینه و درمان بیماران روستایی، کلاس آموزشی از بیماریهای پوستی شایع برای پزشکان مراکز بهداشتی سوادکوه برگزار نموده که حدود 20 پزشک با حضور در این کلاس آموزشی، استقبال خوبی از آن بعمل آوردند. آنروز، هم درمان بیماران بود و هم آموزش پزشکان مراکز روستایی و این لطف خدا و همت بلند و با ارزش پزشک دلسوز و پرتوان برادر ارزشمند آقای دکتر رشیدی (رئیس مرکز بهداشت سوادکوه) بود که با احساس مسئولیت فراتر از آنچه برای او در حیطه مدیریت تعریف شده بود حرکت میکرد. انصافا از او آموختم که خدمت روز و شب ندارد. با مردم و پای درد و دل های آنها نشستن مقام و مسئولیت نمیخواهد. محبت به خالص ترین و صادق ترین بندگان خدا همانانکه روز و شب زندگی آنها کشاورزی و دامداری است برتر و بالاتر از هر عبادت و سیاست و ریاست است. دکتر رشیدی انسانی ساده اما مرام و کردارش از همه بزرگی ها، درسی است برای ساده زیستی اما بزرگ اندیشیدن.

شبکه بهداشت سوادکوه - پزشکان فداکار و خادم روستائیان- کلاس آموزشی بیماریهای پوست- آباماه 92

عصر عاشورا به همراه یکی از همکاران پزشک خدمتگذار به روستای المشیر رفته و ضمن ویزیت بیماران در مراسم شام غریبان در تکیه امام حسین (ع) شرکت نموده و حدود نیم ساعت برای مردم عزادار مطالبی عرض نمودم شب خوبی بود. به مردم عزادر عرض کردم در لباس مقدس پزشکی هم میتوانیم نام و نشانی برای امام حسین (ع) باشیم در لباس مهندسی، کشاورزی و ...هم میتوانیم. و حتی باید گفت در لباس پزشکی هم باید چنین باشیم و چه فایده بر عمری که بر ما گذشت و در عالمی دیگر نتوانیم بگوییم: حسین جان طبیب بودم اما طبابتم بوی طبابت وشفای تو را نمیداد. حسین جان آنزمان که ناامید و رانده از همه پزشکان و بیمارستان میشویم تازه نور امید و شفا در دل ما آشکار میشود میگوییم یا حسین، یا امام رضا. سخت و ناگوار خواهد بود وقتی بیماران از نزد ما میروند  و در دل هایشان آقا حسین را نجوا کنند اما من پزشک وقتی دست و دلم برای معاینه بیمار بر وجودش کشیده میشود نگویم حسین جان شفا از تو و من وسیله ای بین تو و خدای تو و این بیمار. چه اشکالی دارد در همان زمان طبابت نام حسین را در گوش بیمارمان زمزمه کنیم. این سومین دفعه بود که برای معاینه رایگان بیماران المشیری به این روستا میرفتم. اما چه بگویم که باز هم رفتنم به مرحمت و لطف آن بود که عین الله بود.

شام غریبان روستای المشیرآباماه 92-نکاتی از سلامتی و آنکه چگونه نام حسین(ع) شفای دردهاست

فرصتی هم شد تا هفته آخر را به روستای سرخکلاه از توابع شهر زیراب بروم. شاید از خصوصیت بارز این روستا این بود که همه پرسنل مرکز بسیار فعال و پرشور حاضر شده بودند آقای دکتر حسینی متخصص اطفال هم در خدمتشان بودیم. چقدر انسان و پزشک با صفایی بود که با دلسوزی قابل وصفی ازهمه بیماران باحوصله و متانت استقبال می نمود.حقیقتا روز معرفت و جوانمردی برای پزشکان بود. یک اتاق متخصص اطفال و یک اتاق متخصص پوست و اتاقی دیگر خانم دکتر نیکزاد (مسئول مرکز بهداشت سرخکلاه) که دلسوزانه همانند همه روزها خدمتگذار بیماران در روستایش بود و همگی رایگان مشغول دیدن بیمار بودیم. و اتاقی دیگر هم دکتر رشیدی پای درد دلهای مردم و پرسنل مرکز بهداشت نشسته بودند. مسئول شورای محل برای تشکر آمده بودند و اظهار نمودند بی سابقه بوده که روز پنجشنبه این همه دکتر از تخصص های مختلف در روستای ما حضور داشته باشند. باز هم میگویم این لطف خدا است و اگر همه با هم و صادقانه در کنار هم باشیم کشور و مملکت ما سرشار از امید و شادی و پیشرفت و تعالی خواهد بود.

روستای زیبای سرخکلاه زیراب- دکتر رشیدی،عمادی،حسینی،نیکزاد و پرسنل زحمتکش مرکز بهداشت-آباماه 92

دیگر آنکه بنابر درخواست و دعوتنامه رسمی وزیر خارجه و وزیر بهداشت کشور بروندی قرار شد تا به این کشور برای راه اندازی دپارتمان درماتولوژی یعنی بخش پوست سفر نمایم که از طریق آقای دکتر گتمیری (مسئول روابط عمومی دانشگاه و فوق تخصص کلیه) که حقا انسان شریف، متدین، خوش فکر و صبوری است موضوع را برای تصمیم گیری به اطلاع ریاست محترم دانشگاه تهران آقای دکتر جعفریان رساندم که امیدوارم باز هم به لطف و مرحمت خدای بزرگ و این ایام متعلق به آقا اباعبدالله (ع) و دعای ملت عزیز ایران و پدر مرحومم افتخاری برای کشور بزرگ و پرافتخار ایران اسلامی باشم. تا به فرمایش مقام معظم رهبری تصور نکنیم که حدود و محل خدمت و تلاشمان فقط محدود به داخل کشور میباشد بلکه همه انسانهای نیازمند میباست از توان و تجربه ما که بدون هیچ نیت و غرضی فقط معطوف به سلامت و تندرستی آنها است بهره مند گردند.

که قطعا دعای آنان آثار و برکات وافری را برای ملت و کشور عزیزمان خواهد داشت. (تو نیکی میکن و در دجله انداز).

پایان سخن عزیمت ابدی عزیز فرهیخته، انسان ایثارگر و معلم بی نظیر از ادب، اخلاق، فداکاری و انساندوستی آقای دفتری که عمری را در جمعیت هلال احمر کشور، ترسیمی از هلال مهر و محبت به همه انسانهای نیازمند و آسیب دیده بود را به خانواده بزرگوارشان و همه همکاران هلال احمر به خصوص دوست عزیز و پرتلاشمان آاقای ولیپور مدیرعامل هلال احمر استان مازندران که در یاد بود رحلت این اسطوره تلاشی مضاعف نموده اند تسلیت عرض میکنم. و امیدواریم تا هستند از وجودشان که سراسر برکت و رحمت است بیاموزیم.

سید ناصر عمادی – متخصص پوست عضو هیات علمی دانشگاه تهران- آذرماه 92