اخبار

اينستاگرام دکتر عمادی

آدرس اينستاگرام دكتر عمادي 

Dr.naseremadi

 

 

کانال تلگرامی 

https://t.me/drNaserEmadi

آخرین به روز رسانی شنبه, 01 مهر 1396 21:14

دهمین بهار در آفریقا

 

بنام حق

دهمین بهاری است که آغاز آن با حضورم در آفریقا میباشد و امروز چهاردهمین روز حضورم در شرق آفریقا، کشور بروندی میباشد که به دعوت وزیر بهداشت و مبارزه با ایدز بروندی به این کشور آمده ام.

اتفاق عجيبي حادث شد. دو نكته را عرض ميكنم و نكته سوم را به شما مي سپارم.

 بروندي كشوري مسيحي نشين در شرق و مركز آفريقا با يازده ميليون جمعيت ( فقط ٤ درصد مسلمان ) و بدون متخصص پوست میباشد.

 روز دوم حضورم (فروردين ٩٦)  مردمي كه براي ايشان با كلينيكي كه در سال ٢٠١٤ ( سه سال قبل) بنام امام رضا ع افتتاح كرده بوديم بسیار دور از انتظار بخصوص با کودکان بیمارشان و آنانکه به شدت از بیماری ایدز رنج می بردند، از هر گوشه و کنار کشورشان آمدند.

حضورشان برای دیدن پزشک هلال احمر ایرانی بسیار و حتی فراتر از تصور دولت بروندی بود.

آنقدر كه صدا و سيماي بروندي هم وارد ميدان شد. آنقدر که سرانجام به کابینه دولت برای توفیقات درمانی و اثرات داروی ایرانی دعوت شدم.

تا آنجائیکه معاون رئیس جمهور بروندی" دکتر بوتوره"  با دعوت رسمی از اینجانب اظهار نمود:

 با دقت فعالیت های شما برای درمان بیماران کشورم و نیز آموزش پزشکان را پیگیری نمودم و جمله ای که باید برای شما بیان نمایم این است. که " هیچ پزشکی را از سراسر دنیا به اندازه شما پزشک ایرانی پرتلاش و دلسوز برای مردم کشورم بروندی ندیدم".

 بسیار خوشحالم که معاون رئیس جمهور نگفتند " به اندازه شما دکتر عمادی " بلکه از نام ایران و پزشک ایرانی یاد نمودند. 

هم مردم و هم دولت کشور آفریقایی بروندی  یکصدا در دومین سفرم  گفتند: ملت بزرگ ایران برای فرستاده پزشک ایرانی که حامل پیام صلح و دوستی و سلامت و تندرستی بود، بسیار متشکریم

 زماني كه با خود از شهرت نام خود بنام پزشك ايراني در مصاحبه تلويزيوني مي انديشيدم. مطلب عجيبي شنيدم كه به سرعت به سمت تابلوي امام رضا دويدم تا از وجود پرمهر ايشان عذرخواهي كنم. 

 

 اما نكته اول:

رئيس بيمارستان  دكتر پونسيون متخصص أطفال برايم به زبان انگليسي گفت. 

دكتر عمادي بعد حضور شما در سال ٢٠١٤ (سه سال قبل)  و نصب تابلوي امام رضا ع شاهد بودم هر از گاهي عده اي كنار تابلوي امام رضا مي نشينند و زمزمه ميكنند. از ايشان علت را جويا شدم 

كه جواب شنيديم:  اگر با امام رضا گفتگو كنيم درمان میشویم. 

دكتر پونسيون ادامه داد، كه به ايشان گفتم ما مسيحي و امام رضا مسلمان بود.

  گفت از ايشان (مسيحيان اهل بروندي) شنيدم، كه امام رضا همه را شفا ميدهد برايش مسلمان و مسيحي فرقي نميكند. 

تازه فهميدم اين همه آدم در بروندي، نه براي دكتر عمادي آمدند و نه براي لباس سرخ هلال احمر، بلكه همه به عشق امام رضا ع آمدند.

تازه فهميدم دكتر عمادي غريب بود و امام رضا آشناي مردم مسيحي بروندي

تازه فهميدم امام رضا در قلب و جان آفريقايي هاي مسيحي بروندي اما فقط در چشمان و نگاه ما ايران 

       

آقا دانستم دست پرمهر و محبت تو آبرو  و معرف من در اين قاره سياه و غريب بود.

 دانستم، میتوان بر اساس دو اصل مهم اطلاعات (علم، دانش، تخصص و تجربه) و ارتباطات ( مدیریت انتقال دانش، تخصص و تجربه) بر اساس معیارهای دینی و انسانی موجب اعتبار و آبرو هم برای کشور و ملت و هم برای دین و شریعت مان شویم.  

دانستم سرمایه و ثروت بیش از آنکه در کسب اموال خصوصی و شخصی با حرفه پزشکی معنا شود در رفتار حکیمانه و طبیبانه برای مردم نیازمند دنیا و ارمغان سلامت و شادی به دل های محزون شان که محصول آن آوازه نمودن نام ایران به قلب و جان شان است به دست میآید.

 عزیزان طبیب کشورم ایران،  کاش زودتر میدانستم اگر صادقانه و خالصانه با مردم دنیا از درد و آلام ایشان همراه و همدل می شدم، تا چه اندازه میتوانستم سرمایه و اعتبار برای کشور و ملت بزرگ ایران شوم. که در آنصورت با خدای خود عهد میکردم اگر یازده ماه از سال را برای خود طبابت میکنم یک ماه را فقط برای خدا و رضای دل بندگان او طبابت کنم.  

نكته دوم؛ 

به سمت تابلوي آقا با دكتر پونسيون (رئيس بيمارستان) حركت نموديم بين راه جمله اي عجيب تر حالم را بيشتر دگرگون نمود. 

اينكه دكتر پونسيون برايم گفت: دكتر عمادي حقيقت اينكه من هم از امام رضا درخواستي كردم!!

گفتم شما هم عاشق امام رضا شده ايد!

جواب داد: بله آنقدر كه خواندم ايشان در شهري بنام مشهد هستند و ميخواهم به ديدن ايشان بروم.

 اما نكته سوم با شما و کسانیکه عشق خدمت به مردم با هر نیتی دارند باید عرض کنم هیچ نیتی بالاتر از همان نیت خدمت به دل غمناک بیمار نیست.  و هیچ سرمایه و اعتباری بالاتر از اهدا سلامتی و تندرستی به بیمار درمانده نیست. خالصانه و صادقانه عرض میکنم محبت علي ابن موسي الرضا را در طبابت براي اين مردم شاهد هستم وإلا چگونه چنين جماعتي ممكن هست.

مضاف اينكه اين دومين سفر بنده ميباشد دفعه اول هرگز چنين نبوده                                                

اما در مقابل همه اثرات معنوی نام شفا بخشی که با تمام وجود و اعتقاد قلبی به آن دست یافته ایم باید بدانیم، حفاظت و حراست از کرامت این نام بزرگ مدیریت و درایتی میخواهد که نبايد در اين كشور مسيحي نشين نام امام رضا ع را با فریاد آوازه نمود زيرا خطر دشمني با تابلو و نام او حادث ميشود.

در پیامی به مسئولین و متولیان سیاسی و بهداشتی در ایران درخواست نمودم، اگر خدمت ما در مسیر خلوص و صداقت به این مردم باشد لزومی به ذکر نام امام رضا از زبان ما نیست آنها خود او را به زبان میاورند. همچنانکه بدون سخنرانی و موعظه ما، خودشان نام رضا را جستجو نموده و اظهار نمودند او شفا میدهد و در مشهد هستند.

 اما وظیفه ما از این دروازه گشوده شده در شرق آفریقا بنام امام رضا آن است تا آنجا که میتوانیم همچنانکه حرم مقدس او روز به روز گسترده میشود مرام و نام آن امام غریب با خدمت بشردوستانه ما پزشکان ایرانی در همه کره خاکی و بخصوص آفریقا گسترده شود.

 آقا سألها و بارها به ديدن تو آمدم اما هرگز تو را نديدم!

اما كسانيكه هرگز تو را زيارت نكردند تو را ديدند!

آقا هميشه فقط در انديشه زيارت يك نام و يك شهر آن هم طوس مشهد الرضا بودم، 

  اما ندانستم كه بارها از من خواسته بودي بجاي تمسك به ضريح  تو مروج انساندوستي و مرام تو در همه دنيا با نام امام رضا باشم تا اينچنين مردم مسيحي آفريقا به نام مهر تو كه بر تكه آهني نوشته شده با جان و دل نام تو و ايران را زمزمه كنند. 

 خدايا كمك كن تا بهشت و جهنم تو را از كمك به دل محزون و بيمار بندگان نيازمند تو فارغ از نژاد، ملیت، مذهب و رنگ پوست ببينم.

پایان کلام؛ 

 

خدايا كمك كن با نام رضا محشور شويم نه مشهور! 

 

سید ناصر عمادی

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

فروردين ٩٦ 

شرق آفريقا- بروندي

 

تقدیر معاون رئیس جمهور بروندی از پزشک ایرانی

از دولت تا مردم باید خرسند و خشنود از حضور ما باشند.

آموزش پزشکان و دانشجویان پزشکی  بروندی

دعوت نامه رسمی وزیر بهداشت کشور بروندی از پزشک ایرانی

 

 حضور انبوه بیماران به کلینیک پوست امام رضاع - تابلو با پرچم ایران و نام رضا

 

 به همراه دکتر پونسیون رئیس بیمارستان در محل کلینیک امام رضا ع - فروردین 96 بروندی

انتشار خبر از خبرگزاری رسمی دولت بروندی از حضور پزشک ایرانی - فروردین 96- بروندی

 

آخرین به روز رسانی چهارشنبه, 10 خرداد 1396 09:49

نوروز امسال با سیل زدگان کرمان

نوروز امسال با سیل زدگان جنوب کرمان
فاطمه، زهرا، طیبه، محمدرضا و والدین سیل زده کرمانی هم هموطنم هستند.


به فرمایش مولا علی (ع) تجربه و سعادت از سختی و جذر ومد روزگار است نه راحت روزگار، همچنان که زندگی همه ما سرشار از لحظات تلخ و شیرین، فراز و نشیب میباشد.
اما نیک میدانیم شادی و خرسندی ما طبیبان آن روزی است که به رسالت الهی و انسانی  تبسم و لبخند را به سیمای غم و اندوه هدیه نماییم که در آنصورت زندگی میکنیم و طبابت، در غیر اینصورت فقط زنده ایم و.....
اول اسفند 95 ماجرای سیل سیستان و جنوب کرمان از تلویزیون، بسیار موجب تاثر و اندوه بود.

آنچه در جلسات معاونت اجتماعی وزارت بهداشت از برادر بزرگتر جناب آقای دکتر ایازی به تاکید مشارکت نافذ و موثر طبیبان و حکیمان بر کاهش آلام بشری بیان میگردید علتی شد تا بعنوان استادیارعلوم پزشکی تهران و به نمایندگی از همه اساتید متخصص پوست بیمارستان رازی و کشور، ایام روزهای پایانی سال و لحظات سال تحویل را با کسانیکه خانه هایشان از سیل ویران و ساکن چادر بوده اند سپری نمایم.
بیست و هشتم اسفند پس از ورود به زاهدان به دوستان گروه جهادی فارغ التحصیلان مدرسه مفید و دوتن از دانشجویان پزشکی عزیزم در منطقه محروم فهرج کرمان، روستای محمد آباد و اسماعیل آباد پیوستم.و اتفاقا همان شب اول بعد از نماز جماعت مغرب صحبتی دوستانه از تجربه های سفرهای آفریقا با جوانان گروه جهادی تا دیروقت داشتم.


برادران گروه جهادی مدرسه می ساختند و خواهران گروه جهادی آموزش علمی و اجتماعی دانش آموزان و خانواده های آسیب دیده ایشان. من و دو تن از دانشجویانم طبابت.  بیش از یکصد و پنجاه بیمار طی چند روز در مراکز بهداشتی محمد آباد و علی آباد ویزیت شدند و داروهایشان توسط دوستان گروه جهادی رایگان تهیه و در اختیارشان قرار گرفت.

 دانشجوی پزشکی ام آقای حجتی که از کلاس درس رازی به یک بهانه با هم به کویر کرمان آمدیم

متین تر و زیباتر از این نگاه سراغ دارید؟  هموطن با تو سخن دارم.......


اگرچه در 7 سال گذشته همه اعیاد نوروز را در آفریقا برای درمان بیماری پوستی بیماران مبتلا به ایدز و آموزش پزشکان آفریقایی بنام ملت و کشور عزیزم ایران  بودم اما تالمات هموطنان سیل زده جنوب کرمان، برایم فرصتی فراهم نمود تا ضمن معاینه و درمان بیماران در مراکز درمانی اسماعیل و محمد آباد، آخرین دقایق سال 95 را در چادر یکی از هموطنان سیل زده برای آغاز سال نو سپری نماییم

تا فرزندان ساکن آن چادر فاطمه، زهرا، طیبه، محمد رضا در کنار پدر و مادرشان و همه همسایه ها بدانند با همین چادر 4 متری محقر،  باز هم پزشکان ایرانی غمخوار و دوستدار ایشان و در بهترین لحظات سال در کنار ایشان میباشند.


پدر خانواده فرج اله، جعبه شیرینی فراهم نمود و مادر خانواده چایی و آب نوشیدنی، و پسر خانه (چادر) محمدرضا هم پذیرایی ما. فاطمه، زهرا و طیبه هم حیران از حضور ما پزشکان که ساعتی قبل در درمانگاه اسماعیل آباد مشغول معاینه ایشان بوده و اکنون میهمان چادر ایشان.

  سفره هفت سین آقا فرج اله با یک جعبه شیرینی و چای در کنار خانواده و همسایه ها و دکتر های تهرانی 


بسیار سخت و دشوار است که در گوشه ای از این آب و خاک شاهد زندگی شش عضو یک خانواده در چادر 4 متری با چند پتو وچند تکه ظروف باشیم و آنرا فراموش نموده و برای دوستان و هموطنان دیگر تعریف نکنیم.
با خود گفتم برای دوستان انساندوست و خدادوست می نویسم تا شاید...... که خوشبختانه به محض اطلاع تعدادی از اساتید بیمارستان رازی تهران و پزشکان مازندران، ساری از ماجرای سیل زدگان، بیصبرانه و با شوق فراوان قدم خیر و کمک را همراه و همگام نموده و دست محبت و یاری خود را به هموطنان رساندند. تا محبت و همدردی هم از دور باشد و هم از نزدیک و همنشینی در چادر.
باور چنین زندگی بسیار سخت است اما حقیقت باورم شد. چرا که فاطمه، زهرا، طیبه، محمدرضا با والدین در یک چادر کوچک بدون هیچ امکاناتی زندگی می نمودند تا آنجا که بچه ها از ما فقط تقاضای تلویزیون برای برنامه کودک عید نموده بودند. لحظه ای دشوار که وقتی سر بچه ها را از غصه دلشان به آغوش گرفتیم، بسیار آرام فقط با تو از یک تلویزیون درد دل کنند. خدای بزرگ مرحمتی فرمود همان روز با جابجایی مبلغی از پدرشان خواستم برای بچه ها تلویزیون خریداری نماید.

 

 هرچه با او سخن میگویم گویا دلش همچنان تنگ است.

 

 

 


با حضور ما در محله اسماعیل آباد بچه های محل از هر گوشه و کنار از چادرهایشان آمدند تا آنها هم سال نو را با ما در همان محل شان آغاز نمایند. لحظه ای سرشار از تقابل غم و شادی، حسرت و امید، حیرت و سکوت بود. آرزو میکردم هیجان کودکان این مرز و بوم را می دیدید که چگونه با دقایق حضور ما و گپ و گفتگوی کوتاه با ایشان آن هم در لحظات  تنهایی آنها، چه امید و آرزوهایی را بر وجودشان حاکم و آشکار نموده بود. 

وقتی دست خدا بالاتر از هر دستی به سراغ مان آمد، دیگر نه تنهاییم و نه دلتنگ.


همه از حضور چند روزه ما خشنود بودند. تلاش جهادی فارغ التحصیلان مدرسه مفید جان تازه ای بر جان و دل سیل زدگان جنوب کرمان بود و از همه مهمتر اینکه بعنوان یک مسلمان، ایرانی و طبیب دانستم که زندگی ما برای کمک به دیگران است نه کمک به دیگران برای زندگی ما.  شاید بتوانم بگویم ما زنده ایم برای زندگی دیگران و نه زندگی دیگران برای زنده ماندن ما.

 


امیدوارم  صفحه زندگی ما عاری از خدمت به هموطنانی نباشد که بارها افسوس و آه شان به فلک رسیده و ما آنرا نشنیده باشیم.
به دفعات از اساتیدم در دانشگاه علوم پزشکی تهران و بیمارستان رازی شاهد بوده و آموختم که علم پزشکی در وجود خود، هم عرفان دارد و هم اخلاق و هم فلسفه و هم عاقبت. شاید به این دلیل پزشک امروز حکیم و طبیب دیروز بود.


برای همین لازم است بدانم اول معرفت، اخلاق، جوانمردی، انسانیت و بعد طبابت. تا ثابت کنیم چون حکیم بوعلی سینایی فارغ از نژاد، ملیت، دین، رنگ پوست، مقام و قدرت به عنوانی جز سلامت و تندرستی برای همه، به چیزی نمی اندیشم. بنابراین سعی کنیم انسان مفیدی باشیم تا آدم مهم.


لازم میدانم از پیام مسرت بخش جناب آقای دکتر ایازی و آقای دکتر مکارم  در اولین ساعات سال تحویل به هنگام کار و تلاش در جنوب کرمان صمیمانه تشکر نمایم.
و انشالله طی روزهای آینده به دعوت رسمی وزیر بهداشت کشور کنیا جهت آموزش پزشکان کنیایی و درمان بیماران عازم آفریقا خواهم شد.
تبریک سال نو اینجانب را بپذیرید و بنده را مشمول دعای خالصانه خود فرمایید که نیازمند آن میباشم.


دکتر سید ناصر عمادی – متخصص پوست،

استادیار دانشگاه علوم پزشکی تهران- بیمارستان رازی
اول فروردین 96- جنوب کرمان، فهرج، روستای محمد آباد
              

 

آخرین به روز رسانی چهارشنبه, 02 فروردين 1396 22:04

خاطرات دیماه 95

خاطرات دیماه95

خاطره اول اینکه: برای انجام ویزیت رایگان  خدمت اهالي  روستاي دور افتاده لمراسك در منطقه گلوگاه رسيديم. بسياري آمدند اما يك صحنه عجيب بود. مادر و دختري كه تنها زندگي ميكردند براي مشكلات پوستي تشريف آوردند.
مادر ٣٠ سال قبل بدنبال سقوط از ارتفاع قطع نخاع شده بود و دختري كه باردارش بود نيز آسيب جدي ديد. زماني نگذشت كه همسرشان از دنيا رفت و دختر بدنيا آمد.
امروز بعد ٢٧ سال از آن ماجراي تلخ هر دو آمدند يكي با عصا و ديگر با چرخ ويلچير، اما بدون كمك كسي و با همت يكديگر.

دختر وقتي مي نشست نمي توانست برخيزد اما مادر از همان چرخ ويلچير او را حمايت مي نمود تا برخيزد.
و وقتي دختر برمي خواست با عصايش چرخ ويلچير  مادر را هدايت مي نمود.گويا خوب ميدانستند چگونه همديگر را حامي باشند.

دانستم و آموختم:
هر دو ناتوان جسمي اما با روحي کوشا و توانمند، همكار و همراه.
بازخواني تصوير موجب شد تا نكته اي ديگر از محبت بيكران خدا را شاهد باشيم.
اينكه؛ دسته چرخ ويلچير مادر، عصاي دست دختر است.  هرگاه مادرم را كمك ميكنم از عصا بي نياز ميشوم.
هيچ محبتي در دنيا بي پاسخ نيست.


خاطره دوم اینکه: هفته آخر دیماه به درخواست و دعوت مدیران مرکز دینی و علمی جامعه المصطفی به گرگان رفتم. حاج آقا تقوی مدیر مرکز و آقای پاکدامن و دانش پژوهان مرکز استقبال کم نظیری داشتند.
جامعه المصطفی مرکز دینی و علمی میباشد که اکثر دانشجویان و طلاب این مرکز از کشورهای مختلف دنیا (اروپا، آسیا، آمریکا و آفریقا) از دو گروه شیعه و سنی میباشند. کلمه وحدت به معنای واقعی در عالمان و جویندگان دین در این مرکز موجب شد تا  بدون نگاه متعصب به مذهب، توفیقات قابل تحسین داشته باشند.
ساعت 7 صبح به مدت یک ساعت برای حضار انبوه و مشتاق ایرانی و غیر ایرانی مطالبی از تاثیر علوم پزشکی بر اخلاق و ایمان بیان نمودم و پس از آن دانشجویان مرکز و خانواده های ایشان برای مشکلات پوستی مشاوره شدند.

خاطره سوم اینکه: در این ماه نزدیک به دوازده کلاس آموزشی در بیمارستان های رازی و امام در تهران و بوعلی سینا و رازی در مازندران برای دانشجویان پزشکی ، دستیاران پوست و عفونی  و فلوی HIV  داشتم. ماه بسیار پرکار از آموزش در سطوح مختلف بود. تجربه بسیار خوب این بود که یکدوره آموزش مشترک بین گروه پوست و گروه عفونی از تظاهرات پوستی در بیمارستان امام خمینی تهران برگزار گردید که تجربه موفقی از فعالیت مشترک بین گروهها بود.
 اما آخرین کلاس آموزشی از  بیماریهای پوست دیماه 95 را با دانشجویان بسیار خونگرم و با صفای علوم پزشکی مازندران سپری نمودم. همیشه احساس من این بوده که بهترین ساعات عمرم آن زمانی میباشد که با دانشجویان و دستیاران رشته های پزشکی به گپ و گفتگو می نشینم.

چه دانشجویان در تهران باشند یا خارج کشور در آفریقا و یا در مازندران.  هم برای ایشان از طبیب و طبابت میگویم و هم از وجودشان میآموزم. هیچ نشست و ملاقاتی به اندازه ملاقات با دانشجویان پزشکی بنده را شاد، پرانرژی و خرسند نمی نماید و همیشه موفقیت و سربلندی ایشان آرزوی من هست چراکه سربلندی ایشان، سربلندی کشور، ملت و انسانیت است. 



سید ناصر عمادی
زمستان 95

آخرین به روز رسانی شنبه, 23 بهمن 1395 11:30

اخلاق و قانون (همیشه و برای همه)

 اخلاق و قانون (همیشه و برای هم)



 امروزه آنچه بیش از همه در جامعه موجب تاثر و تاسف میباشد عدم پایبندی مکفی به اخلاق و قانون میباشد. وقتی چشم هایمان به صورتها یمان دوخته و با هم گپ و گفتگو میکنیم آنچنان از عزت بزرگی خودمان گرد و خاک میکنیم و سخن میگوییم که گویا معصوم زمان هستیم و هیچ ایرادی بر ما نیست اما همینکه از هم دور شدیم و نگاهی به سیمای یکدیگر نداریم خدا میداند از هم چه میگوییم.

صبح که بطور همزمان در محل کار با همکارمان از درب وارد میشویم تا او را پیش قدم نکنم امکان ندارد وارد اتاق شوم. اما همان روز در خیابان پشت فرمان نه برای عابر حق عبور قائل هستم و نه در تقاطع برای اتومبیل روبرو، فقط میخواهم خودم اول باشم و اگر موفق نشوم گویا شکست خوردم.

در زمان سخن گفتن انسان کامل میشوم و آنقدر از خود در صداقت، اخلاص و اعمال حسنه سخن میگویم گویا بهترین آفریده خدا بر کره زمین میباشم ، اما در عمل با هزار عذر و بهانه  کاملا مقابل همه آن ادعاهایی که بر زبان جاری ساخته بودم میشوم .  

از مرگ دوستان و نزدیکان چند روزی عبرت سخت گرفته متنبه میشویم اما به هفته نمیگذرد گویا اتفاقی نیافتاده، میشوم همان آدم قبل.
با هزار تلاش و واسطه کارمند دستگاه و دولت میشویم و قول میدهیم همیشه خدمتگذار خالص و صادق دولت و ملت باشیم. اما چند هفته وماه از شروع استخدام ما نگذشته خود را مستحق جایگاه بزرگتر و بالاتر میدانیم. مسئول قسمت نشده میخواهیم رئیس اداره بشوم و رئیس اداره نشده میخواهم معاون مدیرکل و....بشوم. سالها میگذرد و  با وجدانی در خلوت خود، آیا دانستم؟  بجای آن قولی که روز اول از خدمت صادقانه و خالصانه  به ملت و دولت داده بودم تمام و یا اکثر آنرا فقط صرف ارتقا و جایگاه شخصی خود بدون آنکه مستحق و شایسته آن باشم نمودم. آیا دانستم با این بداخلاقی و عدم توجه به قانون چه آسیبی به جامعه وارد نمودم؟ آیا از خود پرسیدم دیگران که ناظر کار من بودند آنها هم ممکن است مرام من پیشه کنند؟
در اتاق و صندلی قدرتمند ریاست  با قلم برنده و توانمند، از هرکه خوشم نیامد، به حق یا ناحق با هر دلیل و شیوه ای، پرونده ای ساختم که تا آخر خدمت و عمرش نفس نکشد. آیا رعایت اخلاق بود یا رعایت هوای نفس درونم؟ میتوانستم با همه لجبازی، نفس درون  و قدرت سرکش خود را مهار کنم و با محبت از او همکاری پرتلاش برای کشور بسازم  اما نکردم برای خود و خدای خود و آن انسان محروم و زمین گیر شده از قدرت کاذب خود چه دارم بگویم؟ مهمتر آنکه دیگران هم آموختند بجای آنکه تابع اخلاق و قانون باشند از ترس روزگار آن نگون بخت، کامل تابع من باشند. چنین نیست؟


بعنوان سخنران در اجتماعات و دانشگاهها با جملات احساسی بر خلاف اخلاق و قانون، عقل و منطق را  از مستمعین ولو برای لحظاتی سلب و آنها را به وجد و احساس کاذب وارد نموده و از کف و سود آنان سرمست شده چون با شور و نه با شعور خواستم حتی شده برای لحظه ای قهرمان میدان باشم. اما نمی فهمم جامعه و جوانان را به مرز بداخلاقی و بی قانونی هدایت نمودم در حالیکه میبایست در جمع فرهیختگان و دانش پژوهان که بزرگترین سرمایه های این مملکت هستند نمونه اخلاق، احترام، ادب و قانون مداری باشم. چرا که ما پیرو همان رسول خدا (ص) هستیم که حتی برای کسانیکه او را آزار نمودند نیز دعا و احترام قائل بود. چون محبت آغاز همه نیکی هاست.

وقتی بفرمایش رهبر معظم انقلاب این آقا ( ترامپ) از محدودیت ورود ملت مسلمان و بزرگ ایران سخن گفت بالاترین عزت و بزرگی بوسیله دشمن برای ملت ما کسب شد و مردم از کشورهای مختلف دنیا و حتی در خاک آمریکا بر علیه این فرمان و به حمایت از ملت و کشور ایران و 6 کشور دیگر برخاستند زیرا چهره واقعی تبعیض دشمن آشکار شد. و چه ارزنده و شایسته سخنگوی دولت کشورمان با جدا نمودن مردم، ورزشکاران و توریست ها از وابستگان حکومتی آن کشور متخاصم اعلام نمود ما برای ویزاهای صادره خودمان که نوعی پذیرش دعوت سفر به ایران در مسیر قانون و اخلاق میباشد با احترام رفتار میکنیم.  آنان اخلاق و قانون را زیر پا گذاشتند اما ما ضمن تشریح ظلم ایشان به جهانیان، بر اخلاق و قانون پافشاری و به استمرار آن تاکید نمودیم. تا آنجا که قاضی کشور خودشان ناچار در مقابل سیل اعتراضات جهان خط بطلان بر فرمان آقای رئیس صادر نمود.

اخلاق و قانون از مولفه های مهم زندگی فردی، اجتماعی، ملی و بین المللی میباشد از کوچکترین عنصر جامعه تا  بالاترین فرد صاحب قدرت مشمول رعایت آن میباشند. زیرا کوچکترین قانون گریزی و بداخلاقی نه تنها مضرات جبران ناپذیری خواهد داشت بلکه منشا بدآموزی در جامعه  و تحریک دیگران به اعمال بزه خواهد بود بالعکس رعایت قانون و اخلاق علاوه بر امنیت، آسایش و آرامش موجب تسریع و انتشار نیکی و محبت در جامعه خواهد بود.

بیاییم برای خودمان، خانواده مان و جامعه مان، چه مسلمان چه غیر مسلمان، چه انقلابی چه بی تفاوت به انقلاب، چه ارباب و چه رعیت،  چه مسئول و چه کارمند ساده، چه دانشگاهی و چه سیکل، چه نظامی و چه کاسب، همه و همه بعنوان ایرانی ناظم و منظم، به رعایت اخلاق و قانون به نام دین یا انسانیت و یا وجدان باشیم.
انشاالله
 یک هفته بطور آزمایشی به انجام آن در تمام طول شب و روز در هر زمان و مکان  ساعی و کوشا باشیم تا تفاوت های وجود و عدم وجود آنرا هم در خود و هم در جامعه درک و تجربه نموده تا عالمانه بدانم به استمرار آن کوشا باشم بهتراست یا بیخیال آن شوم؟   انشالله

سید ناصر عمادی
زمستان 95 - مازندران قائمشهر  

آخرین به روز رسانی شنبه, 23 بهمن 1395 10:49

درسی بزرگ در سفر به بلوچستان

سخنی با همکاران و دستیاران عزیزم از سفر اخیر به بلوچستان

روز چهارشنبه 95/9/17 خانم علیخانی از دفتر رئیس بیمارستان رازی (خانم دکتر عابدینی) تماس گرفته ابراز نمودند: آقای دکتر عمادی هفته آینده بیمارستان صحرایی در مناطق بسیار محروم سیستان و بلوچستان برگزار میگردد و خانم دکتر عابدینی خواستند با اجازه شما، اسم شما بعنوان متخصص پوست اعزامی از این بیمارستان اعلام شود. ادامه دادند آقای وزیر و رئیس دانشگاه به نحوی از همکاری شما قدردانی خواهند نمود.

گفتم اول از همه همکاران سوال نمایید شاید کسی داوطلب باشد. ضمنا اگر بروم برای دل خودم میروم نه برای دل وزیر یا رئیس دانشگاه ضمنا حق ماموریت هم میگیرم!!!

ساعتی بعد مثل همیشه چهره مهربان و صمیمی اما جدی و با طرح و نقشه خانم رئیس (دکتر عابدینی) را در زمان معرفی بیمار دیدم. چنین گفت: دکتر عمادی خوبی؟  چه خبر؟ حالا اینقدر شرط و شروط نزار، لطفا برای همه ما و بیمارستان این ماموریت را بروید. البته خانم دکتر هم خوب میدانستند هیچ خبری به اندازه این خبر که آن دور دورها عده ای منتظر من هستند بنده را خوشحال نمیکند. 

اما واقعیت موضوع آنکه ماموریت های اینچنین را درگذشته عده ای  به نام غیبت برای ما ثبت نمودند چون ساده و بی آلایش و بدون ناز و کرشمه با یک کوله پشتی به راه میافتادیم. بدون آنکه از زمان و مکان ماموریت بسیار بدانم. بدون اینکه درخواست حق ماموریت و یا حتی تقدیر نامه ای نمایم.  اما همین برایم کافی بود که مرهمی بر دردی از آلام انسانهای دردمند و نیازمند، چه این سوی مرز و چه آنسوی مرز بنام هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و متخصص پوست بیمارستان رازی هستم.  برای همین این بار زرنگ شدم.   

اما نشد و نتوانستم خیلی زرنگ باشم. چون از بلیغی و شمس و غنی نژاد و ولیخانی و دیگر بزرگان علم و اخلاق چنین نیاموختم. و مهمتر آنکه آنقدر همکاری و مودت و تلاش در بیمارستان رازی به اوج خود رسیده بود که نمی توانستم مهر و محبت خالصانه و صادقانه خانم دکتر عابدینی و همه اساتید بزرگوار و دستیاران پرتلاش و خالص را از پنجره زرنگی نگاه کنم. و برایم واضح و متقن بود برای اعتبار، عزت و آبروی دانشگاه و بیمارستان رازی و بالاتر از همه انسانیت باید یکی در بیمارستان رازی بماند و دیگری سفیری از رازی به آن دورها. 

بسمالله گفتیم و سفر آغاز شد. صبح روز دوشنبه وارد دانشگاه علوم پزشکی زاهدان شدیم تا به بیمارستان صحرایی در نقطه صفر مرزی پاکستان اعزام شویم. غافلگیرانه ما را به سالن اجتماعات دانشگاه هدایت نمودند تا به درخواست معاونت فرهنگی دانشگاه چند کلام برای دانشجویان پزشکی بعنوان پزشک بدون مرز سخن بگوییم.

به شوخی به مسئولین دانشگاه زاهدان گفتم مطمئن هستید دانشجویان شما با سخنرانی من گمراه نمیشوند؟ گفتند آقای دکتر شما رحمت و حامل پیام صلح و دوستی به همه دنیا هستید. عرض کردم اما در تهران همین روزهای گذشته علیه ما پرونده زحمت و تنبلی گشوده اند!  خلاصه تریبون سخنرانی را به دست ما دادند و سخن به درازا کشید تا آنجا که همه کلام ما شد دو جمله " انسان مفیدی باشیم تا آدم مهم "  و " عزت از خدا و ذلت از خدا "

پس از مراسم راننده محلی با ماشین زانتیا بعد از 6 ساعت ما را به منطقه بالق در 2 کیلومتری مرز پاکستان رساند. در بین راه بارها اشهد خود را خواندم. زانتیا مانند گلوله میرفت آقای راننده محترم من متخصص پوست، استاد دانشگاه را به کشتن میدهید!  لطفا آرامتر! آقای دکتر منطقه ناامن است هرچه شب بگذرد خطر و کمین احتمالش بیشتر میشود باید زود از این بیابان گذر کنیم. راننده گفت: آقای دکتر اگر ماشینی در زاویه 45 درجه شما قرار گرفت بدانید میخواهد شلیک کند زود کف ماشین بخوابید. گفتم: چشم آقای راننده.  کارنامه اعمال ما هم مملو از این ماجراها در عراق، افغانستان و آفریقا و ....است.

ساعت 10 شب به منطقه بالق محل بیمارستان صحرایی رسیدیم. سرمای زیاد و مکان غریب خواب را برایم سخت نموده بود تا صبح که ویزیت بیماران را آغاز نمودیم. انبوه بیماران در این منطقه محروم که باورش بسیار مشکل بود. آنانکه از دنیا آنچه داشتند هیچ بود. تا شب آنجا مریض دیدیم و دستور دادند که شب بسوی خاش حرکت نمایم. راننده ای دیگر و شبی دیگر در راه. زندگی ما در این ایام چنین بود که روز دیدن و درمان بیماران و شب حرکت از یک منطقه به منطقه دیگر. ایده خوبی بود.

که روزها به خدمت و شب ها به حرکت.

کار و تلاش را در این شبها و روزها در این سخت ترین شرائط دیدم.  به قول مولایم علی که میفرماید: تجربه از جذر و مد روزگار و روزهای سخت است نه راحت روزگار.

به هنگام غروب از جالق به مقصد خاش خارج و وارد بیابان برهوتی شدیم که غربت آن هر قلبی را آزرده می نمود. از خود پرسیدم خدایا این مردم در این بیابان چگونه زندگی میکنند؟ همین زمان به هنگام غروب کامل خورشید و سرمای شدید در بیابان برهوتی که مختصر غبار شن بر آن حاکم بود. صحنه عجیبی جلوه شد که درس بزرگی برایم در زندگی و این سفر بود.

اینکه دیدم دو شتر با وسائل و باری بر پشت آنها کمی دورتر ایستاده بدون آنکه کسی یا صاحبی همراه آنها باشد. از راننده درخواست نمودم ایستاد از ماشین پیاده شده و از دور دقت نمودم. خوب دقت کنید: در کمال تعجب دیدم صاحب شتر لباسی سفید و پوششی کامل به صورت در نماز به سجده طولانی رفته و به همین علت از منظر نگاه مخفی مانده بود. و سپس بعد سجده به دعا و یا به شکر در آن بیابان دست به آسمان گرفته بود.  از آن لحظه  تاکنون بسیار از خود پرسیدم که آن ساربان در آن بیابان با آن اندک سرمایه ( دو شتر) یا کمی بیش، چگونه به وقت نمازش بسیار شاکر با صورت و پیشانی به سجده طولانی در خاک سرد و سخت بیابان افتاد اما ما هر چه داریم یا نداریم هرگز شرط بندگی را نمی دانیم و دست شکر با دلی خالص برای خدا نداریم؟

شب دیروقت به خاش رسیدم و صبح تا عصر (همکنون) بیش از 120 بیمار دیدم. خبر حضور متخصص پوست در خاش مانند برق و باد به همه جا پیچید باورم نمی شد همان روز اول 120 بیمار ویزیت شوند. مردم نه از درمان بلکه همینکه متخصص پوستی به شهرشان آمده یرایشان بسیار موجب مسرت و خرسندی بود. حقیقتا برایشان مهم نبود چه می نویسم و یا چه تشخیصی دارم. همینکه می دیدند کسی برای ابراز محبت به ایشان آمده بالاتر از درد و درمانشان بود. گویا میهمان عزیزی برایشان آمده. به قول یکی از همکاران بیمارستانی که میگفت آقای دکتر داروخانه های شهر از نسخه های شما هنگ کردند نمیدانند این نسخه ها چیست!!!

جملاتی که بسیار تکرار می نمودند: آقای دکتر نروید اینجا بمانید.    آقای دکتر کی بر میگردید؟  حتی یکی از بیماران درخواست نمود تا برای رئیس ما ( خانم دکتر عابدینی) پیامی بدهد که من همان زمان از طریق تلگرام برای خانم دکتر در حضور خودشان پیام ایشان را فرستادم و خانم دکتر نیز ایشان را مورد محبت و تفقد خود قرار دادند. بیماری دیگر به اصرار از من خواست پیامی برای رئیس دانشگاه آقای دکتر جعفریان بفرستند و جواب آقای دکتر را دریافت نمایند  که ضبط نموده و انشالله اجازه بدهند خدمت ایشان خواهم رساند.

نمیدانم چه بگویم ولی با همه سفرهایی که داشتم این سفر روزگار عجیبی داشت  و درس و عبرتی بزرگ، از آن ساربان تا محبت مردمی که صداقت و سادگی بزرگترین سرمایه ایشان بود. از همه اینترلوکین و سایتوکائین و درم و اپیدرم و کمی آنطرفتر ژل و بوتاکس بسیار میدانیم و ملاک بزرگی خود را استادیار و دانشیار و استادی میدانیم. از درد و بیماری بیماران مقاله می سازیم تا رتبه علمی کسب کنیم و از دیدن بیمار جالب که مقاله میشود و پله ترقی ما،مشعوف میشویم. اما از دردهای دل و زندگی همانکه پله ترقی ما شده هرگز ندانستیم و نخواستیم بدانیم. نام مقاله، نام ژورنال و IF آنرا تا آخر عمر بخاطر دارم اما نام آن بدبختی که بارها از کاپوزی ناله نمود و سرانجام  به دل خاک خفت تا من دانشیار و استاد شوم را ندانسته و یک فاتحه هم برایش نفرستادم.   خدایا به من رحم کن که نمیدانم آخرت چه بهانه و جوابی برای این سوالات دست و پا کنم.

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک پیکرند   گر به درد آورد عضوی دیگر عضوها را نماند قرار

سید ناصر عمادی

25 آذر ماه 95 - سیستان و بلوچستان

  

آخرین به روز رسانی پنج شنبه, 25 آذر 1395 18:15

سنای آمریکا علیه ملت ایران

مصوبه سنای آمریکا حكايت از يك درس مهم و يك پيام تاريخي به ملت ايران بود:

 

اینکه ما آمریکائیها ( چپ یا راست) ( اصلاح طلب یا اصول گرا) ( جمهوری خواه یا دمکرات) همه و همه علیه ملت،  دولت و حکومت ایران به رغم همه قول و وعده هایی که رئیس جمهور ما باراک اوباما داده، قاطعانه وارد ميدان نبرد سياسي، اقتصادي، فرهنگي و .... شده ايم.

 

وقتی حتی یک مخالف در میان رای دهندگان مجلس سنا به تحریم ایران به چشم نمیخورد . یعنی همه آنها چه چپ و چه راست، بسیار جدی تر از هرزمانی برای نابودی ملت ایران با یکدیگر متحد شده اند. یعنی اوباما هم دیگر برایشان ارزشی ندارد.

وقتی اوباما را اینچنین تحقیر نموده اند قطعا به تعهدات و مصوبات او از جمله برجام هم ارزشی قائل نخواهند بود. حال ساده گی و خوش خیالی نخواهد بود اگر بعنوان یک ایرانی فارغ از هر تعصب سیاسی و جناحی، دل خود را به اجرای عادلانه برجام از سوی آمریکا خوش کنیم؟

در سفر هایم به کشورهای آفریقایی و آسیایی و حتی سفر اخیر به پاکستان، اگرچه تمام فکر و اندیشه و تلاشم فقط ارائه خدمات پزشکی به انسانهای نیازمند، فارغ از هرگونه مسائل سیاسی بود  اما بر حسب اتفاق صحبت از مسائل سیاسی به میان میآمد. از همه حتی از کارگر  و کارمند ساده آفریقایی تا وزیر و وکیل و آدم مهم و مسئول،  یک جمله همیشه به سخن و به گوش میآمد: " آمریکا قابل اعتماد نیست" یا " آمریکا فقط به فکر منافع خود میباشد"

حتی در سفر مهرماه امسال به غنا که به طور اتفاقی با یک خانواده توریست آمریکایی در محل پل های معلق شمال آکرا برای چند ساعتی همراه شده بودیم و گپ و گفتگویی از مسائل دنیا داشتیم. آن خانواده آمریکایی در حضور صاحب تور  که غنایی بود چنین گفت:

حاکمان کشور ما (آمریکا) فقط به فکر منافع خود میباشند حتی اگر با کشتن انسانها باشد و در ادامه چنین گفت: آنچه امروز در سوریه و عراق می بینیم نتیجه همین سیاست آمریکا میباشد.

 

بنده در کنار پزشکان اروپایی، آسیایی و  آمریکایی در قاره آفریقا مدتها به عنوان همکار علمی، کوشا و ساعی به ارائه خدمت به انسانهای نیازمند بوده ایم اما با همه این فعالیت ها و همکاریها بسیار سادگی و نابخردی میباشد که از بارها و بارها حیله و ترفند سیایت مداران آمریکا نیاموزم و ندانم.  و حتی در مقابل تذکر و تجربه مردم کشور های آفریقایی و آسیایی که با همان سادگی و نجابت انسانی خود بسیار مودبانه از آمریکا با کلمه و جمله " بی اعتمادی " یاد میکنند من آخر و عمق معنای حرفشان را نفهمم.

آمریکائیها بارها اعلام نموده اند ما برای ملت بزرگ و تاریخی ایران بسیار ارزش قائل هستیم و در تلویزیون با حربه روانی و اجتماعی به دروغ  "عید مبارک باد"  را به فارسی بیان میکنند اما تحریم را اینچنین حتی بدون یک رای مخالف، علیه ملت ایران از مجلس سنا هر ده سال تمدید میکنند.

 

بنده بعنوان عضو هیات علمی دانشگاه، ابتدا از دانشجویان و دستیاران عزیز خودم درخواست می نمایم به دل های صادق و خالص و نیز به گفتار و کردار انسانی و صادقانه که در آن فقط  نیت و توجه بسوی خدا و حق بندگان او میباشد اعتماد نمایند.

دوم: تجربه نیات و دشمنی آمریکا با ایران و بخصوص رای اخیر مجلس سنا به ما نشان داد که حداقل در این مورد ما هم باید از خودشان یاد بگیریم که چپ و راست همه با هم با پیروی از رهبر معظم انقلاب و با حمایت از دولت پرتلاش علیه سیاست های ضد انسانی و ضد ایرانی آمریکا یکصدا، متحد و جانانه  مقاومت نماییم. 

سوم: عزت و شرف هر ملتی در گرو استکبار ستیزی او میباشد بخصوص نخبه ها و سرآمدان جامعه که باید هادی و راهنمای جامعه و ملت  در این حرکت ضد ایرانی آمریکائیها باشند .

 

خدایا چون شهدا ما را مفتخر به مقام  دفاع از دین و مملکت هدایت فرما

 

ناصر عمادی

آذر ماه 95

 

آخرین به روز رسانی یکشنبه, 14 آذر 1395 18:29

حضورم در پاکستان

 

حضور در پاکستان برای آموزش مبارزه با سلاح های شیمیایی

 

بیست چهارم آبانماه 95 به دعوت وزارت خارجه پاکستان و سازمان بهداشت جهانی به مدت یک هفته به اسلام آباد پایتخت کشور پاکستان رفتم. منظور از این مسافرت یکدوره آموزش فشرده از مبارزه با سلاحهای شیمیایی و میکروبی بود. در این دوره از حدود 30 کشور جهان نمایندگانی دعوت شده بودند تا بر اساس آخرین حملات شیمیایی که از عوامل مختلف تروریستی به آن اقدام نموده بودند بیشتر دانسته و راه مبارزه با آن را بیاموزیم.

 

دانش مبارزه با عوامل شیمیایی توسط نهاد بین المللی بنام OPCW  مدیریت و برگزار میگردد که مرکز آن در لاهه هلند میباشد. ایران نیز بعنوان یکی از قربانیان بزرگ سلاح های شیمیایی عضو این نهاد بین المللی میباشد و هر ساله ضمن پرداخت حق و حقوق عضویت خود انتظار دارد تا کارشناسان و پزشکان ایرانی از آخرین دانش مبارزه با سلاح های شیمیایی مطلع شود. اگرچه چنین دوره های آموزشی در کشورهای اروپایی برگزار میگردید اما این بار کشور پاکستان درخواست میزبانی نمود و بنده هم خوشحال از حضور در یک کشور همسایه مسلمان تا بیشتر از این کشور دوست و وضعیت آن به همراه یکدوره آموزش علمی بدانم.

 

در بدو ورود به اسلام آباد آقای دارایی رایزن فرهنگی سفارت ایران به استقبال ما آمدند که بی نهایت از محبت ایشان سپاسگزارم. اما بلافاصله از فرودگاه عازم کلاس های آموزشی شدیم. همه روزه از 8 صبح تا 5 عصر کلاس های تئوری و عملی از مبارزه با سلاحها و انفجارات شیمیایی بود. دروسی که مبنای آن اتفاقات واقعی از حوادث تروریستی در گوشه و کنار دنیا بود. در این دوره نکات مهمی بیان گردید.

 

1-       چگونه خود را در مقابل عوامل شیمیایی مصون و محفوظ نگه داشته باشیم؟

2-       چگونه مصدومین و بخصوص مردم بیگناه آسیب دیده را نجات دهیم؟

3-       چگونه عامل شیمیایی منفجر شده را شناسایی نماییم؟

4-       چگونه عامل انفجار را در محیط حنثی نماییم؟

5-        چگونه مردم و دیگر افراد جامعه را از حمله احتمالی مطلع نماییم؟

 

نکات بسیار مهم و ارزشمندی در این دوره از آموزش بیان گردید که همه یادآور دوران جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران بود. دورانی که به حمایت غرب بیش از یکصد هزار جانباز شیمیایی به خانواده های ایرانی و دولت ایران تحمیل نمود. جانبازانی که هنوز جسم و جانشان رنجور و متالم از تبعات شیمیایی دوران دفاع مقدس میباشد.

روز آخر فرصتی بود تا هر عضو شرکت کننده از 30 کشور جهان دقایقی از کشورشان صحبت کنند. نوبت به اینجانب رسید نزدیک به یکساعت سخنرانی ام مملو بود از آه و ناله جانبازان شیمیایی، تصاویر سربازان ایرانی که بعد از سی سال از جنگ هنوز ریه ها، چشم ها و پوست شان زخمی آشکار داشتند. خانواده های سردشتی، روستاهای مریوان و کرمانشاه که هنوز آه و ناله هایشان از حمله شیمیایی به گوش ما میرسید. اگرچه فرصت هر کشور یک ربع بود اما اجازه دادند یک ساعت از درد و آلامی که بر کشور حادث شده بود سخن بگویم. خدا را شکر میکنم هرجا باشم خون های پاکی که برای حفظ این مملکت و دین آن بر زمین ریخته شد را فراموش نمیکنم و نمیدانم آیا شهدا جنگ و انقلاب از ما راضی خواهند بود؟ آنها که بر خاک شلمچه افتادند و خردل ریه، چشم و پوست آنان را سوزاند تا ما ایستاده پیام آور روزهای دفاع ایشان باشیم. برایم سخت بود فقط از اصفهان و تبریز و مشهد و تهران و خیابانهای آن بگویم. در حالیکه نگویم چه کسانی آنرا برای ما حفظ کرده اند.

 

تمام مدت در دانشکده فیزیک مستقر بودیم هم کلاس ها و هم استراحت. محیط کمی سرد بود و شب آخر تیراندازی در محل اطراف سکونت ما که الحمدالله به خیر گذشت.

 

شب آخر هم برای معاینه و درمان کارکنان سفارت ایران که مشکل پوستی داشتند به رایزنی فرهنگی رفتم و شب شام را مهمان حاج آقا دارایی رایزن فرهنگی ایران در پاکستان بودم. همینجا از مهمانوازی ایشان و همه ایرانیان تقدیر و تشکر می نمایم.

 

روز اختتامیه سفرای کشورهای حاضر در پاکستان به مراسم دعوت شدند از جمله سفیر کشورمان. مراسم با شکوهی بود مسئولین لشگری و کشوری پاکستان آمده بودند. نکته جالب اینکه پاکستان کشوری امنیتی با جمعیتی بالغ بر 200 میلیون بدون گاز و نفت و به وسعت یک سوم خاک کشورمان میباشد. چهل درصد جمعیت این کشور شیعه میباشند کسانیکه علاقمند جدی ایران و مشهد مقدس میباشند.  عده ای از مردم عادی و حتی مسئولین همانجا اظهار می داشتند ایران وطن دوم ما چون امام رضا (ع) را در دل خود دارید. عشق و علاقه مردم پاکستان به کشور ایران اینجانب را بسیار به وجد آورد و برای همین به همه ایرانیان و بخصوص پزشکان ایرانی تاکید می نمایم تا آنجا که میتوانیم باید به همسایگان کشور خود از عراق، افغانستان و پاکستان محبت نماییم زیرا موجب اعتبار و امنیت برای کشور است. و از سوی دیگر فرصت بزرگی از فعالیت های اقتصادی و فرهنگی برای کشور و ملت بزرگ ایران فراهم میگردد. که بسیار جای تاسف در حالیکه این همه عشق و علاقه از کشور همسایه به ایران و نظام مقدس اسلامی وجود دارد اما نقش و حضور ما در این کشور 200 میلیونی حتی به اندازه یک دهم کشورهای خاور دور و اروپایی نمیباشد. امیدوارم به صداقت و اخلاص خدمتگزار برادران و خواهران دینی خود در پاکستان همانند رایزنی فرهنگی ایران کوشا و ساعی باشیم تا به اعتبار این صداقت و اخلاص جایگاهی عمیق و مستمر در دل مردم پاکستان داشته باشیم.

 

دوستان و عزیزان ایرانی ام  بدانیم نام بزرگ ایران بواسطه گفتار و کردار نیک هر یک از ما کسب میشود. نمیتوان منتظر دولت و وزارت خارجه و یا رایزن فرهنگی بود بلکه هر یک از ما میبایست یک وزارت خارجه، رایزن فرهنگی و پزشک بدون مرز بود.   چون به فرمایش مولا علی ان آثارنا تدل علینا هر کدام میتوانیم با عمل خود سخن از ایران بزرگ باشیم.

بعد یک هفته میهمانوازی برادران مسلمان پاکستانی به ایران عزیز برگشتم تا انشالله از دانش و تجربه آموخته آنرا در اختیار کارشناسان و مسئولین کشورم قرار داده تا همیشه کشورعزیز و بزرگم در مقابل کینه و دشمنی کینه توزان و دشمنان آن  مصون و محفوظ باشد.

 

به این نکته تاکید می نمایم:  اگرچه از خانه و خانواده دور میشویم، اگرچه از طبابت و منافع مادی آن مدتی محروم میشویم ، اگرچه در محیطی ناامن و نسبتا ناآرام وارد میشویم. اما بفرمایش مولا علی ع تجربه و توفیقات از راحت روزگار و خانه نشینی به دست نمیآید بلکه از سختی سفر و جذر ومد روزگار حاصل میشود.

 

 

سفیر ایران در پاکستان

ابانماه 95 – اسلام آباد پاکستان

 

سید ناصر عمادی  

 

آخرین به روز رسانی دوشنبه, 08 آذر 1395 18:53

تاسوعا و عاشورا در غنا

تاسوعا و عاشورای امسال در غنا

 

جمعه ششم محرم که با ماه مهر و آغاز سال تحصیلی مصادف شده بود به درخواست جناب آقای دکتر ملکی دوست عزیز و ارزشمندم که سالها خدمات خالصانه ای به نیازمندان خارج کشور داشته و اکنون مسئول مرکز سلامت هلال احمر ایران در غنا میباشد و نیز به دعوت وزارت بهداشت کشور غنا برای آموزش پزشکان غنایی و نیز درمان بیماران، در معیت دوست و همکار ارجمند جناب آقای دکتر شاهرخی فوق تخصص اطفال عازم آکرا پایتخت غنا شدیم.

روز پنجشنبه قبل از عزیمت به غنا، برای درمان جانبازان شیمیایی عازم گرگان شدم و عصر همانروز به روستای سید محله شهرستان سیمرغ برگشته تا بیماران این روستا را همزمان با مراسم عزاداری ویزیت نماییم و پس از ویزیت بیماران روستای سید محله به دعوت عزاداران شهرک شهیدان بذری به شهرستان بابل رفته تا دقایقی با حضور در مراسم مردم خونگرم این شهرک، سخنانی کوتاه از اندوه امام حسین ع به جهل و نادانی کثرت مردم زمان خود و جایگاه والای نماز داشته باشم.

 

روز نخست در منظقه مسلمان نشین نیما به دیدار مسلمانان و شیعیان بخصوص دانش آموزان رفتیم. بعد از کمی گپ و گفتگوی صمیمانه با دانش آموزان به ویزیت و درمان آنان مشغول شدیم. محله بسیار فقیر و محروم اما همان تکیه ما آنجا هم برقرار بود و همان جمله معروف پیامبر رحمت و مهربانب از شهید مظلوم کربلا که " حسین از من است و من از حسین" نقش در و دیوار پایتخت غنا بود. تصور نمیکردم شیعیان غنا اجازه این حضور و عزاداری را داشته باشند چون همسایه شرقی آن نیجر به شدت با چنین مراسم ها مبارزه می نمایند.

دیدن بیمار با مشکلات پوستی در طی این روزها از وظائف اول ما بود. همکاری دکتر ملکی، برای فراخوان بیماران غنایی و نیز آشنایی بیماران با اینجانب از سال 2009 و نیز سفرهای مکرر اینجانب به غرب آفریقا و غنا موجب شده بود که از همان روز اول تعداد بسیاری از بیماران به ایران کلینیک مراجعه نمایند. حقیقتا احساس خرسندی از درمان بیماران غنایی در ایام محرم داشتم زیرا اعتقاد دارم مرام و کردار امام حسین ع برای احیا ذات الهی در وجود انسانها بود و برای امام حسین ع تفاوتی در نژاد، مذهب، ملیت و رنگ انسانها وجود نداشت. به تاسی از این مقام مولا یمان معتقدیم انسانیت محدود به مرز های جغرافیایی نیست بلکه متعلق به قلبهای عاشق و تشنه محبت است.

آیا میتوان برای دین امام حسین ع و بزرگی ملت و کشور ایران اعتبار آبرو کسب نمود در حالیکه فقط در خانه خود زندگی میکنیم و بی خبر از درد عالم هستیم؟ مولا علی ع فرموده اند با تقوی ترین شما مفید ترین شما برای نیازمندان عالم است. نفرمودند ایرانی، نفرمودند آسیایی، و نفرمودند فقط مسلمان یا شیعه. بلکه فرمودند هر انسانی و مخلوقی.

روز چهارم در منطقه مسیحی نشین آکرا کمپ پزشکی رایگان برگزار شد تا نقش ایران و پزشکان ایرانی به شعر معروف ایرانی " بنی آدم اعضا یکدیگرند " بیشتر معنا و مفهوم داشته باشد. و روز بعد هم برای بیان مطالبی از بیماری ایدز و بیماریهای اختلات رفتاری به مدرسه دخترانه فاطمه زهرا در پایتخت آکرا دعوت شدم و ضمن بیان نکات مهم به پرسش دانش آموزان دوره دبیرستان غنایی پاسخ گفتم. نکته جالب اینکه، وقتی به دانش آموزان از علم تندرستی می آموزیم قطعا ایشان نه تنها خودشان مجری دستورات میباشنذ بلکه سفیر سلامت و تندرستی در خانواده و جامعه و حتی برای نسل آینده از فرزندان خود خواهند بود. بنابراین همیشه آموزش اساسی ترین روش ارتقا سلامتی میباشد.

روز بعد هم مصاحبه ای با تلویزون " پان آفریقا" با کمک سفیر محترم ایران در غنا جناب آقای سلیمانی انجام دادیم که در این مصاحبه به بیماریهای شایع پوستی در آفریقا و غنا اشاره شد.  بهرحال امروز نام ملت و کشور ایران بیش از هر زمانی نیازمند عزت و عظمت میباشد و آنچه باید از ایران دانسته شود محبت و دوستی او با تمام ملل دنیاست. و این دوستی حاصل نمیشود الا به حضور خالصانه و صادقانه. پس از آن خودشان ما را به صدا و سیمای شان دعوت و از ما و ایران و اعمال ما خواهند گفت. همچنان که تلویزیون پان آفریقا به دیدار ما آمد.

 

مهرماه 95غرب آفریقا- آکرا- غنا

 

آخرین به روز رسانی جمعه, 23 مهر 1395 08:39

پرچم ایران و نام مولایم حسین در آفریقا

امروز بیش از هر زمانی بعنوان ایرانی باید پیام آور صلح و دوستی در دنیا باشیم:

 
 كنيا كشوري مسيحي نشين و قدرتمند با بیش از 40 ميليون جمعيت ( 25 درصد مسلمان) در شرق آفريقا بعنوان دروازه ورود به شرق و مركز قاره آفريقا ميباشد. پیشرفت این کشور در سالهای اخیر  بدلیل حضور کشورهای چین، ترکیه، هند چشمگیر بوده  از سیاست های رئیس جمهور جدید این کشور یعنی آقای اهورو (فرزند جمعه کنیاتا  رهبر انقلاب این کشور) بوده که کشورهای شرقی را به غرب ترجیح داده است.
و امسال ششمين سالي بود كه در ایام فروردین و سال نو بعنوان پزشك مسلمان ايراني براي آموزش پزشكان و درمان بيماران آفريقايي به كنيا میرفتم. حضور در مراکز درمانی و آموزشی، مراکز درمانی ایدز و حتی مدارس ابتدایی که در گزارش قبلی آورده بودم آثار خوبی را از فعالیت ها آشکار نمود.  


اما در آخرين سخنراني علمي از بيماريهاي پوست در دانشگاه كنياتا كه با حضور جمع كثيري از پزشكان و دانشجويان و مسئولين بوده از بنده به گرمي از كشور و ملتي بزرگ بنام ايران تقدير شد
در پايان مراسم تقدير از بنده مجددا خواسته شد تا چند جمله اي براي حاضر مطلبي بيان كنم
گفتم: نماينده ملتي بزرگ و مسلمان هستم كه آرزويش سلامتي تندرستي و دل خوش براي همه ملت هاي دنيا است.
ما خدمتگزار همه مردم دنيا فارغ از نژاد، فرهنگ، مليت، مذهب، رنگ پوست و سياست هستيم.
چون 1- مرام مولاي مان حسين انسان آزاده و 2- تمدن كهن ايران اسلامي به ما چنین آموخت که
" زندگی ما ایرانیان برای کمک به دیگران است " و مادامی زندگی میکنیم که نشاط و سلامتی را برای دیگران به ارمغان آوریم.   
بنابراين بنام حسين و بنام ملت ايران درخواست ميكنم تابلويي به اين نام در اين بيمارستان نصب شود
كه با تشويق همه حاضرين تاييد و روز بعد اين تابلو در بيمارستان بزرگ و آموزشي باگاتي در پايتخت كنيا يعني نايروبي نصب شد.


به آقا حسين عرض كردم:
شش سال  به کنیا آمدم و رفتم. تا آنجا که میتوانستم به نام انسانیت بیمار دیدم  و زخم های بسیاری را  خودم شستم و پانسمان نمودم. و آنچه میدانستم به دانشجویان و پزشکان کنیایی آموختم.
سختی ها و کسالت ها  از غربت خانه و خانواده ،تهدید دشمنان دین و انسانیت،  تا مشکلات و سختی دانشگاه و  ابتلا جسم و جانم به مالاریا و تیفوئید را تحمل نمودم 
تا امروز پرچم تو حسين ابن علي و  نام کشورم برافراشته شود. تا شاید ما را قبول فرمایید!


میخواهم عرض کنم : هر که باشیم اگر اظهار محبت ما به دردمندان و نیازمندان خالصانه و صادقانه باشد حتما به باب الحسین در کربلا میرسیم و این شاید برتر از بارها و بارها سفر کربلا و حج باشد.

 و ایکاش فقط یک سفرمان به کربلا برای بیعت با حسین زهرا بود و دیگر سفرهایمان به نقاط دیگر از گوشه و کنار این دنیا برای بیعت با مرام و اخلاق حسین در کمک و یاری به مستضعفین، نیازمندان و بیماران برای اعتلای نام کشورمان ایران و ملت بزرگ آن بود.

 

 



خاطره یک پزشک زن مسیحی را که برای کمک به بیماران مبتلا به ایبولا به کشور لیبریا رفته بود را میخواندم  که برای ساعات پایانی عمر کسانی که دیگر نجات آنان غیر ممکن بود هر چه میخواستند برایشان تهیه می نمود و در اختیارشان قرار میداد. لحظه ای او را با تعدادی بستنی و عروسک دیدند که به سرعت به سمت بیماران مبتلا به ایبولا در سالن مدرسه ای می دوید. بستنی برای کسانی بود که از شدت تب و تشنگی در آخرین لحظات عمرشان طلب آنرا نمودند و عروسک برای کودک چارلی 4 ساله که دیگر دیر شد و از دنیا رفته بود و آن پزشک زن گریه و حسرت که کاش قبل مرگ کودک میتوانست عروسک را در آغوش چارلی کودک قرار می داد. 

نمیدانم آیا روزی بر ما خواهد آمد که چرا بعنوان پزشک مسلمان ایرانی، چه خانم دکتر و چه آقای دکتر اینقدر بیخیال درد و غم دردمندان دنیا بودیم؟ و چشم و گوش ما فقط به مطب و درمانگاه و بیمارستان خصوصی ما بود؟ به خود میگویم آیا میتوان با خدا شرط کنیم که خدایا یازده ماه از سال را برای خودم کار و تلاش میکنم اما قول میدهم یکماه از دوازده ماه را فقط برای تو و بندگان نیازمند تو بدون هیچ رابطه مالی کار کنم! خدایا میتوانم؟؟

بگذریم!

 

در تابلویی که بعد از شش سال تلاش در کشور مسیحی نشین کنیا و در بزرگترین بیمارستان دولتی مرکز بیماریهای عفونی نصب گردید که هر روز در معرض نگاه صدها بیمار و مراجعین میباشد چهار نکته مهم در آن نهفته میباشد.

 



1-نام و پرچم کشور ایران  برای آنان که میهن پرست هستند.
2-نام و نشان از حسین ابن علی برای آنان که عاشق اهل بیت ع هستند.
3-نام و لوگو دانشگاه علوم پزشکی تهران برای آنان که اهل علم و دانش هستند.
4-نام و نشان از خودم اگر طالب شهرت و نام و نشانی از کار و تلاش خود هستیم. 

بنابراین محبت و نیکی سرمایه و اعتباری عظیم  هم برای کشور، هم برای دین، هم برای علم و دانشگاه و هم برای خود فرد است.

مشروط بر آنکه

1- صاحب دانش و تجربه  برتر، از نیازانسانها باشیم. همچنانکه اگر متخصص پوست نبودم شاید هرگز در چنین مقامی از دفاع برای کشورم نبودم

2- صبور و بردبار باشیم 

3- شجاعت و جسارت حضور در میدان رقابت با همه تهدیدی ها را داشته باشیم.

4-  با اطلاع کامل و جامع از فرهنگ و مرام کشور هدف و احترام به همه اعتقادات آنان،قدرت سخن به زبان انگلیسی را داشته باشیم.

5-مدیر و صاحب درایت به اعتلای دین و نام کشورمان ایران به موازات فعالیت های بشردوستانه باشیم.

 
این یعنی همان فرمایش مولا علی (ع) که موفقیت ها و تجربه ها ی ارزشمند  از جذر و مد و سختی های روزگار حاصل میشود نه راحت روزگار.

 

یکبار دیگر خدای بزرگ را برای این اراده و رحمت واسعه ایشان شکرگزارم و  دعاگوی معلمین، دوستان محبت گستر هلال احمر و اساتیدی که از آنها مرام زیستن و خدمت را آموختم و نیز مدیون دعای خیر مردم کشور، شهر و دیارم روستای چاشم. 

 

اول اردیبهشت 95 مصادف با میلاد علی ابن ابیطالب (ع)

سید ناصر عمادی




  

آخرین به روز رسانی جمعه, 03 ارديبهشت 1395 12:45

سفري ديگر به آفريقا بنام ايران

خدایم فرمود: حرکت از تو و برکت ازمن.


یازده فروردین طبق معمول هر سال اما کمی دیرتر به آفریقا کشور کنیا آمدم چون اواخر اسفند به دلیل حمله شیمیایی داعش به جنوب کرکوک عراق برای کمک به  آسیب دیدگان و  ساکنین شیعه شهر " تازه خرماطو " به این شهر رفته بودم.


امسال هشتمین سال متوالی هست که بهار طبیعت را در آفریقا سپری میکنم. این قطعا لطف خدا است که این نظم و انظباط  را در زندگی ام لااقل در خصوص آفریقا برقرار نموده است. خصوصا امسال چون پسرم سیدعماد به مکانی دور سفر نمود و خانواده خصوصا دخترم بیش از سال گذشته تنها شد. اما نتوانستم از قول و قرارم با مردم ، بیماران و پزشکان آقریقایی بعنوان یک ایرانی به سادگی بگذرم بخصوص که برنامه هایی از ویزیت بیماران و آموزش پزشکان را برایم تنظیم کرده بودند. 
مثل همیشه موریس دوست کنیایی ( نه ایرانی)  در فرودگاه نایروبی به سراغم آمد. خیلی خوشحال بود که بعد یکسال همدیگر را مجددا می دیدیم. در مسیر فرودگاه به نایروبی گفت: مدتی که اینجا هستی با ما باش. اصرار کرد گفتم ببینم چطور میشه!


وقتی منزل شان رسیدم خانواده شان خیلی خوشحال شدند  و ملاحظه نمودم که یکی از اتاقها را برای من آماده کردند و عکسی را که سالها قبل دسته جمعی با اعضا خانواده ایشان ( خودشان، همسرشان، دخترشان آنجلا، پسرشان آنتونی و خودم )  گرفته بودیم  قاب گرفته به دیوار خانه نصب نمودند. این محبت عمیق ایشان بود که فراموش نشوم.


اما آنچه در این مدت در آفریقا انجام داده ام:


1-    برگزاری جلسه علمی با پزشکان بیمارستان دولتی Mbagathi   و برگزاری آموزش های تئوری و عملی از بیماری پوست
2-    معاینه و درمان بیماران پوستی همه روزه صبحها در درمانگاههای پوست، درمانگاه بیماران HIV  ایدز، و درمانگاه آلبینو که در سال 2012 آنرا  برای بیماران آلبینو یا همان زال راه اندازی کرده بودیم .


3-    معاینه و درمان دانش آموزان مدرسه  Nursery  در نایروبی که به بیماری پوستی خاصی مبتلا شده بودند.
4-    ویزیت و جراحی بیماران در درمانگاه هلال احمر کشورمان در نایروبی  عصرها.


5-    بازدید و دیدار با مسئولین و پزشکان بیمارستان دولتی Thika level 5  در خارج از شهر نایروبی و برگزاری یک کلاس آموزشی برای دانشجویان از رشته های مختلف با همکاری و محبت  دوست و برادر عزیزم آقای دکتر شاهرضایی که بنده را همراهی نمودند.
6-    ملاقات با سفیر کشورمان در کنیا با ارائه گزارشی از فعالیت های انجام شده و دوستان ایرانی ساکن در نایروبی.


جالب اینکه در پایان آموزش دانشجویان بیمارستان Thika  همه یک شعار را با هم سر دادیم.
Best for Kenya Best for IRAN             یعنی جاودان کنیا و جاودان ایران


امشب شب جمعه تنها و دلتنگ کشورم، مردم عزیز، دوستان و خانواده ام. آمدم تا برای همه شما عزیزانم بنویسم  که تنها نباشم. و عرض کنم برای کسب سرمایه و اعتبار برای کشور، ملت و دین می بایست روزهای سخت را در غربت برای سلامتی نیازمندان سپری نمود و از راحت روزگار و خانه و مطب نشینی  نمیتوان دل بدست آورد. 
و بفرمایش رسول خدا: " هر آنکه جانب اهل خدا نگه دارد   خدایش در همه حال از بلا نگه دارد ".

و خدایا به دعای کسانیکه به لطف و مرحمت تو برای درمان و آموزش آنان به این راه دور آمده ام  مردم کشورم را در امنیت و سلامت محفوظ بدار.  

 

کنیا - بیمارستان دولتی Mbagathi  متخصصین و پزشکان - 95

دانشگاه کنیاتا-  دانشجویان کنیایی - بیمارستان  Thika level 5i

معاینه دانش آموزان مدرسه Nurcery  که مبتلا به بیماری پوستی بودند- نایروبی فروردین 95

از مادری سیاه فرزندی سفید: خلقتی از خالق

سید ناصر عمادی- شرق آفریقا-  کنیا نایروبی فروردین -95

آخرین به روز رسانی یکشنبه, 22 فروردين 1395 07:31

با مجروحین شیمیایی کرکوک عراق

بمباران شیمیایی شیعیان کرکوک عراق

 

روز جمعه 94/12/21 ساعت 2 بعداظر آقای دکتر رضایی در تماس تلفنی گفت : به  درخواست وزیر بهداشت عراق از دکتر هاشمی وزیر بهداشت کشورمان ، مقرر شد یک تیم پزشکی برای مداوای مجروحان شیمیایی ناشی از حمله موشکی عوامل داعش بطور اورژانسی عازم جنوب کرکوک در عراق شوند. شما میایید؟ چون اکثرشان مصدومیت با گاز خردل دارند و بدنشان نیز تاول زده است.


به شکرانه حق لحظه ای درنگ نکرده و پذیرفتم . این ماموریت یرون مرزی از جهاتی با ماموریت های قبل تفاوت هایی داشت: 

اول اینکه به منطقه جنگی اعزام می شدیم که دشمن ما داعش بود.

دوم اینکه به کمک کسانی میرفتیم که درد و ناله آنها را در طول 8 سال دفاع مقدس لمس کرده و با آن آشنا بودم. مخصوصا آن روزی که تعدادی از همرزمان را که در سال 66 در محور حاج عمران شیمیایی شده بودند را با لاندیور به مرکز درمانی در نقده میرساندم و هنوز آه و ناله آنها در گوشم زمزمه میکرد گویا باری دیگر مرا صدا میزنند.

سوم اینکه طبابت فقط محصور و محدود به مطب و بیمارستان و دانشگاه نمی باشد. زیرا بفرمایش مولا علی ع تجربه از جزر و مد روزگار سخت است نه راحت روزگار. نمیتوان زنان و کودکانی در کشور همسایه عراق  که انتظار شان سراسیمه به حضور ما بود را به ترس و وحشت دشمن تکفیری فراموش یا از آن منصرف شویم. معنای واقعی بشر دوستی و انساندوستی اینجا جلوه می نماید که با استقبال خطر و در سخترین شرائط به مداوا و نجات آلام دردمندان برویم.

چهارم اینکه حضور در مناطق عملیاتی و جنگ شیمیایی اگرچه در معنای واقعی خود نجات جان انسانهای بیگناه بوده اما از سوی دیگر کسب تجربه از حملات شیمیایی، میکروبی و بیولوژی دشمن ناجوانمرد میباشد تا از آموخته ها و تجربیات این جنگ، برای حفظ سلامتی مردم عزیز کشورم در روز مبادا به نحو احسن بهره مند شوم.

و بالاخره با توجه به تلاش وافر و ارزشمند ریاست محترم دانشگاه ، معاونین و همه اساتید برجسته و پرسنل دانشگاه علوم پزشکی تهران که مقام دانشگاه را به لحاظ علمی و ارائه خدمات انسانی در جایگاه بسیار رفیع تعریف و تثبیت نمودند انگیزه و علتی می شد تا ثابت کنیم اعضا هیات علمی این دانشگاه در لبیک به پیام مقام عالی وزارت بهداشت، مقید به اصول اخلاقی و انسانی در دفاع از سلامت هر انسان بیمار و نیازمندی بخصوص زنان و کودکان حتی فراتر از مرزها و با همه خطرات آن میباشند.
سرانجام روز شنبه ساعت 6 صبح بعد از عبور از مرز پرویز خان وارد خاک عراق شده و بعد از حدود 5 ساعت از جاده در معرض دید تروریست داعش با ماشین های تویوتا با سرعتی معادل 120 تا 150 کیلومتر بر ساعت (به منظور امان از تیر اندازی احتمالی دشمن)   وارد منطقه جنوب کرکوک یعنی محل بمباران شیمیایی روستای " تازه خرماتو" که همه جمعیت 30 هزار نفری آن شیعه و ترکمن بودند شدیم. 8 پزشک در رشته های مختلف تخصصی ( ریه – عفونی-  پوست- بیهوشی- چشم- طب اورژانس) از سه دانشگاه بقیه الله، مازندران و علوم پزشکی تهران بسیار صمیمانه مورد استقبال مردم و مسئولین منطقه واقع شدیم.
ساعت 11 صبح معاینه و درمان بیماران را آغاز نمودیم و در مدت 3 روز حدود 994 بیمار مورد معاینه قرار گرفتند که نزدیک به 50 نفر آنان آثار آشکاری از گاز خردل را به جسم و جان خود داشتند که بیشتر آنان کودکان و زنان بودند. در مدت سه روز تهدید داعش به بمباران روستای حضورمان به گوش میرسید و در طول شب گاهی شاهد انفجار و تیراندازی بودیم که البته تدابیر امنیتی به حفظ جان ما از سوی مقامات محلی و مردمی بسیار قابل وصف و تشکر بود. اما در هر صورت موشک رها شده را کسی نمیتواند مانع و حافظ باشد و تنها آن پروردگار ازلی و ابدی است که ما را حافظ و نگهبان است.
مردم روستای بسیار بزرگ " تازه خرماتو " از حضور ما شگفت زده بودند که چگونه خطر حضور را به جان خریده ایم و اتفاقا به اعتقادم این حرکت و حضور برای درمان و ارتقا سلامتی مردم کشور همسایه میتوانست بزرگترین اعتبار، سرمایه و آبرو برای کشور و ملت بزرگ ایران باشد زیرا داوطلبانه و شجاعانه در آزمون بزرگی واقع شدیم که خود مردم شاهد و قاضی آن بودند.  
در مدت این 3 روز ضمن ضمن معاینه و درمان مجروحین از محل اصابت موشک های شیمیایی نیز بازدید نمودیم. عجیب اینکه با گذشت 5 روز، هنوز محل اصابت موشک بوی سیر و پیاز را به مشام میرساند. بطوریکه بعد از ده دقیقه حضور در محل اصابت احساس سرگیجه و تهوع به من عارض شده بود.
در این حمله فاطمه کودک 2 ساله که گلوله شیمیایی در حیات خانه شان منفجر شده بود به شهادت رسید و در بازدید از منزلشان محل حضور این کودک و نحوه شهادت  توسط بستگان بیان گردید. لحظه خداحافظی سخت و دشوار بود زیرا همانطور که مردم ترکمن جنوب کرکوک از حضور ما به شعف آمده بودند از بازگشت ما گویا غم تنهایی بر دلشان سایه افکنده بود و غربت و تنهایی را با چشمان نگرانشان به ما منتقل میکردند.انگار به هم عادت کرده بودیم و نمیخواستیم از هم جدا شویم.
روز سه شنبه به تهران برگشتیم درس یزرگی از این ماجرا بود. با این جمله که  " بی تجربگی، نادانی، ترس،  دلهره و اقدامات نامناسب مردم و مسئولین نظامی ، انتظامی درمحل بمباران آسیب، زیان و خسارتی بیشتر از 40 موشک شیمیایی کاتیوشا دشمن داعش داشته است. و ایکاش مردم و مسئولین محل بمباران با علم به حمله ناجوانمردانه داعش از قبل برنامه آموزشی برای مردم از این حمله داشتند.
اکنون با این تجربه امیدوارم مسئولین و مردم کشورمان از تجربه پزشکان ایرانی اعزام شده نهایت تجربه را بدست آورند. بنابراین  قطعا صدا وسیما، بسیج، شهرداری، مراکز درمانی و بیمارستانی، داوطلبان و مراکز امداد و نجات هلال احمر در کنار نیروهای نطامی و انتظامی میتوانند نقش بسیار موثر و مفیدی را در کاهش صدمات و خسارات حملات شیمیایی و میکروبی ایفا نمایند. زیرا همان یک حمله،  فاجعه و مصیبت بزرگی را به همراه خواهد داشت.


امیدوارم بسیج، هلال احمر و مراکز امداد و نجات حرف دلم را بشنوند و نگذارند این تجربه حضور ما در بمباران شیمیایی مناطق مسکونی جنوب کرکوک که برای آن با همه خطرات 3 روز پر تلاش را سپری نمودیم به خاک نسیان و فراموشی سپرده شود.
انشالله طی روزهای آینده هم طبق روال 7 سال گذشته برای درمان بیماران و آموزش پزشکان آفریقایی عازم این قاره میشوم.

تصاویر ذیل  از جنوب کرکوک عراق  روستای " تازه خرماتو "در فاصله 4 کیلومتر از روستای بشیر یعنی محل اسقرار داعش میباشد  که شامل:

گزارش پرس تی وی، مرز پرویز خان با همکاران پزشک، مصاحبه با خبرنگاران، معاینه و درمان مجروحین و کودکان شیمیایی، و بالاخره محل بمباران و باقیمانده موشک کاتیوشا میباشد.

 

سید ناصر عمادی - دانشگاه علوم پزشکی تهران

اسفند 94



                                                              

آخرین به روز رسانی سه شنبه, 03 فروردين 1395 20:41

عدم حضوردر انتخابات یعنی پنهان شدن

عدم حضور در انتخابات یعنی دزدیدن خود از میان ملت.

 

روز گذشته گفتکویم با یکی از دوستانم که گویا انتخابات برای او آنچنان مهم نبود، بنده را تشویق نمود تا چند جمله ای از انتخابات بنویسم.

حضور در انتخابات یعنی

1- در هر شرائطی دین، ملت، کشور، شهر، دوستان، خانواده و خودم را دوست دارم و به عاقبت همه آنها می اندیشم .

2- میآموزیم که همه (چپ، راست و مستقل) میتوانیم با همه اختلاف سلائق در کنار یکدیگر برای پیشرفت مملکت به گفتگو بنشینیم و انتخابات مجلس فرصتی برای همین گفتگو میباشد.

 

3- انتخابات به ما میآموزد حرف آخر را از زبان صندوق های رای خواهیم گفت و هرگز خیابانهای امن و آرام شهرمان را جولانگاه اعتراضات خود نمیکنیم  و با رادیو و تلویزیونهای بیگانه هرگز به درد دل نمی نشینیم. زیرا آخر و عاقبت مداخله بیگانگان مدعی دلسوزی را در عراق، افغانستان، سوریه و یمن دیدم.

در مقابل عاقبت اتحاد رهبری،دولت، مردم  و نیروهای جان برکف نظامی و انتظامی  را در کشورمان دیدم که چگونه با آنکه در جزیره ای از آتش و خون در کشور های خاور میانه زندگی میکنیم اما به لطف پروردگار متعال و عظمت خون پاک شهدا کوچکترین اقدام تروریستی را در مقایسه با کشور های حتی بسیار امن ( فرانسه، ترکیه، ....) شاهد نبودم.  

 

4- حضور انبوه مردم بسیار مهمتر از پیروزی فرد، گروه و حزب میباشد. زیرا کمترین پیام از حضور حداکثری ملت به دشمنان و بیگانگان این آب و خاک آن میباشد که ملت بزرگ ایران با قدمت کهن و غنی از فرهنگ انسانی و اسلامی، در مقابل هر حرکت ضد ایرانی و ضد اسلامی یکپارچه ایستاده اند.

 

5- انتخابات یعنی دمیدن نفسی تازه و نوید بخش به جان کشور و انقلاب که همه بدانند "میزان رای ملت است " و همواره ملت ایران فرصت و مجال ارزیابی مسئولین و کارگزاران را دارند و میتوانند برای سرنوشت خود تصمیم بگیرند.

 

6- یادمان باشد یک اصل منطقی و علمی است که هرگاه درب های انتخابات را با هر توجیه و علتی به روی خود و دیگران ببندیم و یا آنرا تحریم نماییم  روزگاری نه چندان دور مقصر و متهم به نزاع و آشوبی بین گروهها و مردمی خواهیم شد که میتوانستیم با راهنمایی و هدایت آنان به سوی صندوق های رای موجب صلح و صفای عمیق و پایداری فیمابین همه آنها و حتی خودمان  در کشور عزیزمان باشیم. زیرا میدانیم " به روز  آتش تر و خشک معنایی ندارد "

 

7- اکنون که رهبر معظم انقلاب، رئیس جمهور محترم و همه علما بزرگ دین و دلسوزان کشور از حضور در انتخابات بعنوان رمز بزرگ اتحاد و پیشرفت و اعتلاء کشور و ملت سخن میگویند چرا باید در این حماسه سرنوشت ساز که سفارش همه شهدا عزیزمان در طول 8 سال دفاع مقدس میباشد نقشی نداشته و در خانه بنشینم؟

 

بنام خدا هرگز خود را از میان ملت پنهان نکرده و برای صلابت دین، کشور و انقلابم  و به مستند علم، منطق و عقل که  حداقل اولین دستاورد مهم آن امنیت و آرامش برای کشور، ملت و خانواده ام میباشد با تمام وجود و در کمال شوق و اشتیاق در صفوف انتخابات حاضر میشوم.   

از همه عزیزان و نخبگان بخصوص دانشجویان پزشکی، انتظار نقش بارز و تاثیر گذار خود در تشویق و ترغیب آحاد مردم به حضور در انتخابات را دارم. انشاالله

 

سید ناصر عمادی - اسفند 94

 

 

 

آخرین به روز رسانی پنج شنبه, 06 اسفند 1394 23:55

زیکا در برزیل قاتل نوزادان و در کلمبیا قاتل بالغین

حقایقی از زیکا ویروس
زیکا در برزیل قاتل نوزادان و در کلمبیا قاتل بالغین است.


وقتی ویروس زیکا قدرت خود را اینچنین در دو کشور همسایه آمریکای جنوبی با چهره ای متفاوت از مرگ نوزادان و بالغین در مدت کمتر از چند روز و هفته  به رخ انسانها میکشد بسیار سادگی است در کشورمان مدعی شویم که پشه ناقل ویروس زیکا را در خارج از مرزهای کشور کنترل نموده و اجازه ورود به آن نمیدهیم. شایسته بود، بجای ادعای موفقیت کاذب در میدان مبارزه ای که هنوز  ویروس و دشمنی در آن وارد و  مشاهده نشده، با ارائه گزارش علمی و تجربی از مبتلایان گذشته از کشورهای دیگر به همه مردم این آب و خاک بیاموزیم که تک تک آنها بعنوان محرم، همراه، همرزم و ساعی در سخترین و پر مخاطره ترین لحظات می بایست مهیا به هر دفاعی منطقی، علمی و موثر  در مقابل نفوذ ویروس بیگانه باشند.
بعنوان متخصص پوست و  عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران که سالها مشاهدات مکرری از بیماریهای مختلف ویروسی را با حضور در کشورهای مختلف از قاره آفریقا تجربه نموده ام، بهترین، موثرترین و موفق ترین راه مبارزه با بیماریهای خطرناک و هولناک عفونی و ویروسی را  گپ و گفتگو صادقانه با مردم و بیان همه زوایای پنهان بیماری را به مردم عزیز کشورمان میدانم. 
از اینرو آخرین اطلاعات و اخبار از بیماری ویروس زیکا را که از مراکز معتبر علمی دنیا بخصوص مرکز مبارزه با بیماریهای واگیر دار (  CDC ) تهیه و ترجمه گردیده در اختیار هموطنان عزیز قرار میدهم.
که به فرمایش مولا علی (ع) عالم واقعی کسی است که همه اعضا و جوارح آن از علم و عمل سخن بگوید و دیگران را از دانسته های خود مطلع نماید.

 

1- تاریخچه ویروس زیکا از کجاست؟

این ویروس نخستین‌بار در سال ۱۹۴۷و در کشور اوگاندا شناسایی شد. متخصصان به صورت اتفاقی و در هنگام پایش سیستماتیک بیماری تب زرد، با نوعی عامل بیماری‌زا بر روی میمون‌های رزوس مواجه شدند که برایشان کاملاً تازگی داشت و این سرآغاز ماجرا بود. حدود ۵ سال بعد در اوگاندا و تانزانیا مواردی از ابتلای انسان به این ویروس گزارش شد.

تحقیقات نشان می‌دهد که این بیماری در اثر نیش پشه‌های آلوده از جنس (Aedes) بالاخص گونه موسوم به (Aedes aegypti) که اغلب در مناطق حاره زیست می‌کند، به انسان منتقل می‌شود. لازم به یادآوری است که این گونه پشه در عین حال می‌تواند ناقل بیماری‌های مشهور دیگری مانند دنگی، چیکونگونیا و تب زرد نیز به انسان باشد.این ویروس تا سال 2014 فقط در آفریقا، آسیای جنوب شرقی و جزایر اقیانوس آرام شیوع یافته بود. این ویروس در آن سال به جزیره ایستر و شیلی گسترش یافت. ویروس زیکا تا ماه مه 2015 به برزیل راه یافت. در برزیل در سال گذشته بیش از 84000 مورد ابتلا به این ویروس ثبت شد.

امسال هفتادمین سال کشف این ویروس میباشد.


2- اما آخرین گزارشات و اطلاعات از ویروس زیکا از آمریکای جنوبی:


بعد از برزیل بعنوان اولین کشور قربانی ویروس زیکا در هفته اخیر که موجب تولد نوزادان با سرهای کوچک ( میکروسفالی ) گردیده در مقابل، امروز آخرین خبر از کلمبیا بعنوان دومین کشور قربانی ویروس زیکا حاکی از مرگ سه فرد بالغ ( یک زن و دو مرد) بعلت ابتلا به بیماری گیلن باره ( ضعف شدید عصبی-عضلانی) ناشی از ویروس زیکا میباشد. 
وزارت بهداشت کلمبیا با اعلام وضعیت اضطراری اعلام نموده تا به امروز (هجدهم بهمن) ماه نزدیک به شصت هزار نفر در این کشور آلوده به ویروس زیکا گردیده اند که نزدیک به سه هزار نفر آن مادران باردار میباشند. سه نفر شامل (یک زن و شوهر و یک مرد دیگر) نیز طی روزهای اخیر بعد از ابتلا به زیکا مبتلا به یک بیماری عصبی – عضلانی ( گیلن باره) گردیده که با عدم پاسخ به درمانهای رایج به کام مرگ رفته اند. 
نکته قابل توجه اینکه اگرچه تاکنون  زیکا در برزیل بعنوان اولین زنگ خظر، زندگی نوزادان را با  تولد مکرر از نوزادان با سرهای کوچک (میکروسفال) مورد تهدید قرار داده اما بالعکس در کلمبیا، عدم گزارش از میکروسفالی نزد نوزادان و شیوع بیماری عصبی –عضلانی (گیلن باره ) در حدود یکصد بیمار بالغ مبتلا و مرگ 3 تن از آنها، ظاهرا بزرگسالان را هدف قرار داده است. 


3- همکنون این اختلاف در دو کشور همسایه  (برزیل و کلمبیا) از بیماری زیکا 2 تئوری را  مطرح نموده است.
1-    یا در آینده نزدیک کلمبیا با موجی از نوزادان میکروسفال مواجه خواهد شد.
2-    و یا عوامل دیگر علاوه بر ویروس زیکا در برزیل در بروز و تولد نوزادان میکروسفال نقش داشته است که در کلمبیا موجود نمیباشد.

4- ریشه و بنیان ویروس زیکا از کجاست؟

از دسته آربوویروس (Arboviruse) Flavivirus))  و ناقل آن پشه،  آدس ایجیپتا و آلبوپیکتوس (Aedes Aegypti) میباشد. که شیوع آن  در شمال شرقی برزیل در سال 2015 بواسطه نوزادان متولد شده با سر کوچک ( میکروسفال ) شناخته شد .
این پشه ها در مناظق با بارندگی زیاد و برکه های آب راکد و تقریبا دمای کم  زندگی و تخم گذاری می نماید. بخصوص در ظروف پلاستیکی حاوی آب که مدتها باقیمانده است.


5- علائم ابتلا به ویروس زیکا چیست؟
زیکا ویروس معروف به  بیماری تب دار ملایم  است که از طریق گزش حشره  به  انسان منتقل میشود. شایع ترین یافته فرد مبتلا به زیکا  تب، راش هاس پوستی، درد مفاصل و قرمزی چشمها میباشد. علائم بیماری از چند روز تا یک هفته میباشد.  درد عضلات و سردرد نیز در مواردی گزارش شده است. بیماران مبتلا بدلیل علایم ملایم مراجعه بیمارستانی نداشته و طول دوره بیماری تا یک هفته و در موارد نادری ممکن است بیش از یک هفته باشد. این بدان معنا میباشد که خون فرد مبتلا برای انتقال بیماری یک هفته و یا بیشتر از آن آلوده میباشد.


6-یک فرد مبتلا تا چه مدت میتواند حامل بیماری و عامل انتقال به دیگران باشد؟
و آخرین اطلاعات اینکه یک فرد مبتلا تا چه مدت مخزن بیماری بوده و موجب ابتلا دیگران میگردد از چند روز تا یک هفته و در مواردی نادر تا چند هفته (کمتر از یکماه) میباشد.
به همین علت گزارش اخیر از انتقال بیماری از انسان به انسان ( خانم مبتلا که از برزیل به ایالات تکزاس در آمریکا مسافرت نموده و همسرش را مبتلا نموده ) دوره کمون یا نهفتگی بیماری زیکا را مبهم نموده است (بیشتر از یک هفته).


7- آیا همه بیماران مبتلا دچار علائم میگردند؟
خیر اتفاقا از هر 5 بیمار مبتلا به زیکا یک نفر دچار علائم جدی از بیماری برای مراجعه به پزشک و بیمارستان میشود. یعنی اکثر مبتلایان مراجعه  به پزشک و درمانگاه نداشته و بنابراین در مدت یک یا چند هفته بدلیل عدم اطلاع از بیماری خود موجب انتقال بیماری میباشند.


8- علائم بیماری زیکا مشابه  چه بیماریهایی میباشد؟
-    لپتوسپیروزیس
-    مالاریا
-    سرخک
-    سرخجه
-    آنفولانزا
-     
9- راههای انتقال بیماری زیکا چیست؟
-    انتقال از پشه به انسان
-    از انسان به پشه
-    از انسان به انسان از طریق رابطه جنسی و از مادر به جنین و از طریق زخم های باز
-    انتقال و اهدا خون
نکته مهم اینکه گفته میشود باید پشه ها را از تماس با فرد آلوده بخصوص در هفته اول نجات داد. چون پشه ها به راحتی مبتلا و بیماری را به انسانهای دیگر منتقل می نمایند.
با این جمله که یک فرد مبتلا به زیکا دهها پشه سالم را آلوده نموده و این پشه های آلوده شده صدها انسان دیگر را مبتلا می نمایند. بنابراین تلاش ما فقط برای پیشگری و نجات انسانها نمیباشد بلکه باید برای پیشگیری و عدم ابتلا پشه ها نیز تلاش نمود.
ویروس از خون فرد آلوده به پشه منتقل و سپس از پشه آلوده به فرد سالم منتقل میشود. بنابراین هم پشه موجب ابتلا انسان به زیکا شده و هم انسان موجب انتقال بیماری به پشه میگردد.
اما ممکن است زیکا مستقیما از انسان به انسان دیگر از طریق تماس جنسی و تماس مستقیم با زخم های باز منتقل شود.

10- در برزیل چه گزارشی از 35 نوزاد و مادر مبتلا به ویروس زیکا اعلام گردیده؟
-    دور سر همه متولدین از مادران مبتلا مساوی یا کمتر از 2 SD  بوده
-    74 درصد از مادران راش های پوستی را در دوره حاملگی ذکر نمودند
-    71 درصد نوزدان به شدت  میکروسفال بودند
-    50 درصد نوزادان یک عارضه عصبی دیگر  علاوه بر میکروسفالی هم داشتند
-    هیچ نقص مادرزادی دیگر در نوزادان مبتلا کشف نشد
-    راش پوستی (ضایعات خارش دار پوستی کهیر مانند) در یک دوره یک هفته ای در مادران حامله مشخصه مهمی از ابتلا به ویروس زیکا در مقایسه با سایر ویروس ها میباشد.
-    در بررسی اسکن جمجمه و مغز نوزادان مناطق کلسیفیکاسیون در پری ونتیکولار، پارانشیم، تالامیک، گانگلیون های بازال در یک سوم نوزادان دیده شد.
-    بزرگی ونتریکول ها ثانویه به آتروفی کورتیکال و ساب کورتیکال دیده شد.
-    31 درصد نوزادان پوست اضافی و مواج در سر داشتند
-    همه 35 نفر نوزاد مبتلا به زیکا  برای سفلیس، توکسو پلاسموزیس، سرخک، سرخجه، سایتومگالو ویروس هرپس، تست منفی داشتند.


11- تشخیص زیکا چیست؟
سه روش مهم شامل
1-    علائم بیماری،
2-    محل و زمان مسافرت و
3-     آزمایش خون نقش مهمی در تشخیص بیماری دارد.
آزمایش خون شامل
-     هفته اول بیماری با تعیین ژن ویروس در سرم بیمار بنام (RT-PCR)
-    در هفته دوم یافتن آنتی بادی IgM  در خون بیمار مبتلا و آنتی بادی دیگر بنام neutralizing antibodies کمک کننده میباشد.


12- آیا زیکا  واکسیناسیون و درمان موثری دارد؟
واکسیناسیون و درمان مشخصی برای پیشگیری و درمان زیکا وجود ندارد. اما درمان های حمایتی شامل
-    استراحت کافی و لازم
-    مصرف مایعات فراوان
-    مصرف مسکن شامل استامینوفن
-    پرهیز از مصرف آسپرین و داروهای دیگر

13- موثرترین راه پیشگیری زیکا چه میباشد؟
لباس با پوشش مناسب تمام بدن - پشه بند – توری برای درب و پنجره - مواد دفع کننده پشه ها – حذف ظروف پلاستیکی تیره محتوی آب از مهمترین راههای پیشگیری میباشد
در دسترس نبودن واکسیناسیون و داروی مناسب اهمیت پیشگیری را ضروری می نماید.
از این روی  پرهیز از مسافرت به مناطق آلوده و پوشش مناسب و کامل  با حفاظت پشه بند های مناسب بسیار ضروری میباشد

14- چه نکاتی را در پیشگیری باید دقیق تر دانست؟
-    آشنایی با مناطق و کشورها و شهرهای آلوده
-    آشنایی با فصول زاد و ولد که معمولا در فصول بارانی و دو بار از سال میباشد
-    ظروف پلاستیکی و تیره حاوی آب که بیش از یک هفته در مکانی ثابت باقیمانده باشد
-    از بین بردن برکه های آب راکد و بخصوص تخریب حاشیه های برکه ها که مهمترین محل تخم گذاری میباشد
-    عدم نگه داری طولانی مدت آب در ظروف بخصوص ظروف باز
-    دارو های مالیدنی دور کننده و یا دفع کننده پشه ( mosquito repellent)
-    نصب توری ثابت و متحرک به درب و پنجره منازل
-    نصب تهویه و پنکه جهت ایجاد جریان هوا در اتاقها
-    سمپاشی مناطق مشکوک به زاد و ولد پشه ها


15- چه توصیه ای برای خانم های حامله دارید؟
-    خانم های حامله از مسافرت به مناطق آلوده در هر ماه از حاملگی پرهیز نمایند
-    خانم هایی که تصمیم به بارداری دارند باید آنرا به بعد از مسافرت به تاخیر بیاندازند
-    هر علائم از سرماخوردگی در خانم حامله مسافر به مناطق آلوده نیازمند آزمایشات تشخیصی لازم برای مادر و بررسی جنین در ماه های آینده از نظر میکروسفالی دارد.
-    خانم های حامله و حتی شیرده میتوانند از کرم ها و محلول های موضعی دور کننده پشه در مناظق آلوده استفاده نمایند
-    از آنجائیکه ویروس زیکا به مدت حداقل یک هفته در خون مادر باردار باقی می ماند میزان درصد آلودگی جنین و شدت اثر آن بر جنین مشخص نمیباشد. و از طرف شدت علائم بیماری در مادر در میزان ابتلا و شدت آن تعیین کننده نمیباشد.
-    اینکه فرزند بعدی هم مبتلا به زیکا میشود مستنداتی ندارد
-    میکروسفالی یا سر کوچک در نوزادان متولد شده تحت عنوان میکروسفالی مادرزادی یا (congenital) میباشد یعنی جنین در ماه های ابتدایی مبتلا گردید اما ابتلا جنین در روزهای آخر بارداری یا زمان تولد آیا میتواند منجر به میکروسفالی اکتسابی یعنی کوچکی سر بعد از تولد گردد هنوز نامشخص میباشد.

16- آیا خون و مایع نخاعی نوزادان متولد شده با  میکروسفالی آلوده به ویروس زیکا میباشد؟
خون و نخاع 35 نوزاد برزیلی مبتلا در حال بررسی میباشد اگر چه تاکنون شواهدی از ویروس زیکا یافت نشده اما مردود دانستن آن نیز نیازمند بررسی بیشتر میباشد.

در پایان این خبر تا امروز هجدهم بهمن 94 لازم است از بیماری زیکا بدانیم که

-    بیماری زیکا چهره متفاوتی در کشور ها و نژاد های مختلف دارد
-    همچنان خبرهای مختلفی و متنوعی از زیکا را شاهد خواهیم بود
-    با توجه به انتقال بیماری از انسان به انسان، سرعت و امکان انتقال آن از یک قاره به قاره دیگر  و از یک کشور به کشور دیگر به اندازه زمان پرواز یک هواپیما میباشد. همپنانکه از آمریکای جنوبی به آمریکا و از آنجا به اروپا در روزهای اخیر شاهد بوده ایم.
-    با شناسایی فرد مبتلا و ایزوله نمودن او به مدت یک تا دو هفته میتوان از ابتلا یک جامعه جلوگیری نمود.
-    ویروس زیکا اولین و آخرین ویروس کره خاکی در تهدید جان انسانها نخواهد بود.
-    مرام ، اخلاق، عملکرد و نحوه تهدید جان انسانها توسط  اکثر ویروس ها  مشابه یکدیگر میباشد.
-    بنابراین حداقل یکبار با رفتار و تهدید آنها بر جسم و جان مان آشنا شویم.

دکتر سید ناصر عمادی متخصص پوست

–هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران  - بهمن 94
ایمیل جهت پاسخ به سوالات
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید      



-      




آخرین به روز رسانی یکشنبه, 18 بهمن 1394 18:43

همدرد و همراه باشیم

همدرد و همراه باشیم

 

فردا شب شنبه -  94/11/10  (نیمه شب ساعت 12)  از شبکه دو سیما در برنامه " زنده باد زندگی "   به همراه سه تن از جانبازان عزیز شیمیایی کشور ( سلطانی از روستای دزک شهر کرد- موسوی اصل از یاسوج  و سلطانی از تهران که افتخار همنشینی و درمان آنان را در بیش از ده سال اخیر دارم ) به همراه مجری توانمند و دانشمند آقای خسروی  فرصتی از گپ و گفتگو با فرهنگ ایثار و شهادت خواهیم داشت.

تا مردم عزیز کشورمان همیشه با درد و آلام جانبازان مظلوم شیمیایی کشور مانوس و همدرد باشند. تصاویر لحظات مجروحیت سلطانی و موسوی اصل در زمان جنگ  (که آنها را در اختیار برنامه زنده باد زندگی گذاشته ام) گوشه ای از سوختن ها  در 8 سال دفاع مقدس میباشد. 

جانباز شیمیایی موسوی اصل اسفند 64 - عملیات والفجر 8

یاسوج - سال 83 نهار میهمان جانباز شیمیایی  موسوی اصل ( سمت راست ایشان نشسته ام)

جانباز شیمیایی سلطانی - سال 62 عملیات خیبر - بیمارستان هلند

روستای وردنجان شهرکرد - سال 84 - دیدار با جانبازان شیمیایی تیپ 44 قمر بنی هاشم - سلطانی ایستاده از چپ

هماچنانکه  امشب در  شبی بیاد ماندنی با دوست و همرزم آقای مختار رحیمی وکیل دادگستری و جانباز جنگ با زخمی عمیق در شاهرگ حیاتی گردن بعنوان سند و آثاری شش دانگ از دفاع در برابر دشمن دین و مملکت بود گپ و گفتگویی داشته ام. خاطرات این سربازان گمنام گاهی  همانند معادله های بسیار پیچیده هندسه و ریاضی، دل های بصیر و عالمی را برای درک عمیق آن طلب می نماید  زیرا شناختن معمای درون این اسطوره های ایثار همانند همان حل معادله های سنگین ریاضی، تاثیر شگرفی را در علم و عالم  بدنبال خواهد داشت. پس آنان را بیشتر و دقیق تربشناسیم. 

شهریور سال 1366-  غرب کشور- محور آلواتان و دلتو سردشت - از چپ خودم- پسر عمو شفیع

در کنار رزمنده دفاع مقدس جانباز عزیز مختار رحیمی - بهمن 94


اما هفته گذشته ضمن ملاقات و معاینه  کودکان معلولین ذهنی در مرکز پردیس ساری که به همت یکی از پزشکان جوان دلسوز فراهم گردیده بود به دیدار بیماران  بازتوانی یافته از بیماری جذام در مرکز فرهنگی شهرداری تهران رفتم. دوست عزیز و ایثارگر آقای دکتر نوروزی عزیز که به حق تمام زندگی ایشان ایثار و فداکاری است و  بسیار مقرب دلهای این نجات یافتگان از بیماری جذام بودند برای حضورم در کنار این بیماران زحمت زیادی کشیدند.  کمی دیر به جلسه این عزیزان رسیدم ولی همه منتظر ماندند تا خدمتشان برسم.

 

در کنار آقای سمیعی خیر بزرگوار- معاینه بیماران بازتوان یافته جذامی - بهمن 94 - تهران

اکثرشان از زخم های مزمن در دست و پا رنج میبردند که به دلیل بی حسی ناشی از بیماری جذام بود که دچار سوختگی می شدند. کمی برایشان صحبت کردم و عرض کردم با وجود  آقا علی ابن موسی الرضا (ع) در مشهد الرضا نباید ناامید باشیم. خلاصه اینکه با نام رضا هم آنها گریه کردند و هم من بغض کردم که با ذکر صلوات کار به گریه من نرسید.

بسیار دشوار بود که نزدیک به 100 نفر انسان را با معلولیت های ناشی از بیماری جذام در مقابل خود ببینیم و نفس راحت بکشیم. قرار شد به اتفاق دکتر نوروزی ضمن ویزیت ماهیانه، یکدوره برنامه آموزشی نیز برای آنان داشته باشیم.
   بیماری جذام علاوه بر معلولیت و ایجاد ناتوانی در حس و حرکت انگشتان دست و پا، موجب ایجاد مشکلات بینایی و صورت میگردد. که یکی از عمده مشکلات این بیماران ترس و وحشت افراد اجتماع از ایشان و  در نهایت عزلت و گوشه نشیتنی بیماران است. که خوشبختانه امروزه  با تمهیدات درمانی امکان سرایت بیماری صفر میباشد و به همین خاطر توجه به این بیماران و بذل محبت به آنان بسیار مهم و ضروری میباشد.


فراموش نکنیم همه از خاک هستیم و به خاک برمیگردیم. از محبت به دیگران بخصوص نیازمندان و بیماران غافل نشویم که دعایشان بزرگترین شفاعت بر دنیا و آخرت ما میباشند.  

 

سید ناصر عمادی - بهمن 1394 

آخرین به روز رسانی پنج شنبه, 08 بهمن 1394 23:06

محبت خدا یعنی خدمت خلق الله

محبت خدا یعنی خدمت خلق الله

روز یکشنبه ششم  دیماه 94 به دعوت مدیر مدرسه دخترانه سما قائمشهر برای سخنرانی از  موضوع مراقبت های پوست به این مدرسه رفتم. سه موضوع مراقبت از آفتاب، لوازم آرایشی و در پایان اینکه چگونه میتوانیم برای کشور، ملت و همه مردم دنیا مفید وموثر باشیم مطالبی را با عکس و تصویر نشان دادم .

استقبال خیلی خوبی شد حتی آنقدر فضا دوستانه و صمیمی شد که دانش آموزان با طرح سوالاتی نکات بسیار خوبی را به من اشاره نمودند و حتی شاید گفت من هم از آنها آموختم. هلیا سادات دخترم نیز در این مدرسه بودند که در تصویر مانند همه دانش آموزان خندان و شاد در کنارم نشسته اند.  بیاد روزهای آموزش دانش آموزان در شهر زلزله زده بم  از بیماری سالک و آموزش دانش آموزان در کشور آفریقایی کنیا از بیماری ایدز،  افتادم که  البته همیشه آموزش هم برای معلم و هم برای محصل موجب تعالی علم است و اخلاق. زیرا واقعیت و ماهیت زندگی با آموزش معنا و مفهوم می یابد. و شاید همین علتی بود که همیشه عاشق معلمین بوده و دوست داشتم همجا و همیشه نقش معلمین را ایفا نمایم که نافذترین آثار را در زندگی انسانها دارد. 

مدرسه سما قائمشهر در کنار دخترم هلیا و دانش آموزان بعد کلاس آموزشی 94

بم - پایش سلامت از سالک و آموزش دانش آموزان - سال 85

آفریقا - کنیا - نایروبی - دبیرستان دخترانه آموزش پیشگیری از ایدز- سال 91

آفریقا - غنا- دانشگاه آکرا - سال94

آفریقا - بروندی - سال 92
روز پنجشنبه دهم دیماه  مانند همیشه، به دعوت دوست و پزشک پرتلاش و دلسوز آقای دکتر رشیدی (رئیس شبکه بهداشت سوادکوه) برای ارائه جدیدترین مطالب از بیماری آنفولانزای خوکی برای پزشکان و پرستاران به شهرستان پل سفید رفتم جمعیت قابل توجهی حضور داشتند و چه حس خوبی که خارج از برنامه و  در روز فراغت، برای کمک به اطلاعات علمی یکدیگر که منافع آن برای همه مردم و بیماران خواهد بود،  صمیمانه پای صحبت هم می نشینیم.   جدیدترین مطالب را برای حضار بیان کردم سپس سوالاتی خوبی از مستمعین مطرح شد و در پایان هم به اتفاق دکتر رشیدی، دکتر جمشید عمادی متخصص بیماریهای عفونی (پسر عمویم ) برای ویزیت رایگان بیماران عازم روستای پاشاکلا و مته کلا شدیم .

کلاس آموزشی پزشکان و پرسنل بهداشتی سوادکوه پل سفید از آنفولانزای خوکی- دیماه 94
ابتدا در حسینیه روستا برای اهالی محل از بیماری آنفولانزا به همان زبان محلی مطالبی بیان نمودم ( اگر چه بیشتر آنها شاید در خواندن و نوشتن مهارت نداشتند اما بسیار دل به حرف ما داشتند) و بعد از پاسخ به سوالات بیماران مراجعه کننده، به معاینه، درمان و تجویز دارو برای بیماران مشغول شدیم . در پایان هم نهار دعوت آقا اکبر معروف به دکتر اکبر (کارمند بازنشسته شبکه بهداشت و ساکن همان روستا) بودیم. سفره دلچسبی را همسر و دختر بامحبت شان در دل روستای باصفای مته کلا فراهم آورده بودند نزدیک به 20 نفر بر سفره پربرکت ایشان نشستیم تا همه بدانند هیچ محبتی به لطف خدا بی پاسخ نمی ماند.  زیباترین صحنه ها از محبت به یکدیگر با مدیریت دکتر رشیدی عزیز و مهمانوازی دکتر اکبر  در روستای دور افتاده سوادکوه شکل گرفت.

لذت سخن گفتن با این صورت سوخته گان کمتر از سخن گفتن با خدا نیست

اکبر آقا معروف به دکتر اکبر کدخدای محل با خانواده شان که میشوند یک دنیا محبت

سمت راست دکتر رشیدی عزیز- من و پسر عمو دکتر جمشید عمادی مته کلا دیماه 94

سفره محبت دکتر اکبر و همسرمحترمه ایشان ایستاده درعکس در روستای مته کلا برای مهمانان

 

آنجا هم طبابت بود و هم درمان، هم گپ و گفتگو بود  و هم آموزش، هم بگو بخند بود و هم نهار و صبحانه مفصل در دل زیبای طبیعت، هرچه بود مهر و محبت و دلخوشی بود و چیزی که از آن صحبت نبود غم بود و غصه و پول ویزیت و دارو.
اگر هزاران بار بیماران به سراغ ما در مطب و بیمارستان آمدند چه خوب که خدا لطفی نمود تا ما یکبار به سراغشان برویم.

سید ناصر عمادی - دیماه 94

آخرین به روز رسانی سه شنبه, 22 دی 1394 12:48

خاطراتم در غنا و دیدار با عمادی غنایی

خاطراتم در غنا و دیدار با عمادی غنایی

بنام حق
بیست هشتم آبانماه 94 به دعوت پرفسور بوسمپوم استاد دانشگاه غنا، رئیس مرکز توسعه بهداشت و سلامت در آفریقا  و رئیس سابق صلیب سرخ غنا برای آموزش دانشجویان و پزشکان غنایی و نیز درمان بیماران با هماهنگی هلال احمر جمهوری اسلامی ایران عازم آکرا پایتخت این کشور شدم. این شاید هفتمین سفرم به غنا از سال 2009 بود.
این سفر با همکاری دوستان بسیار خوبم  آقای دکتر رئیس کرمی، دکتر ملکی سرپرست درمانگاه هلال احمر ایران در غنا  و آقای رضایی  معاون ایشان، فرصت خوبی را برای ما در غنا فراهم آورد تا بسیاری از بیماران ، دانشجویان، پزشکان و مسئولین غنایی بدانند ملت بزرگ ایران و نماینده آنان (پزشکان ایرانی) نگران سلامتی همه مردم دنیا از هر نژاد، ملیت، مذهب و رنگی میباشند. و به همین علت و بر اساس آموخته های دینی، علمی و وجدانی هزاران کیلومتر راه را طی نموده تا از قاره ای به قاره دیگر در خدمت مردم نیازمندی باشیم که ما را فرا خوانده اند.
این سفر همانند سفرهای قبلی ام  به آفریقا بسیار موفق و نشان از مهر و محبت ایرانی ها بود اما نکته جالب اینکه به دلیل همکاری و همراهی موثر دکتر ملکی و آقای رضایی توانستیم بسیار فراتر از انتظارات موفق و موثر عمل کنیم . بعبارت دیگر  اگر ایرانی ها به جان و دل در کشور بیگانه کنار یکدیگر باشند و بجای پا، دست یکدیگر را بفشارند  منشا بهترین و بیشترین خدمت بنام ایران و اسلام خواهند بود.  و  بواسطه این مودت و همدلی خدای بزرگ نیز  به ما توفیق بیشتر از  خدمت خالصانه که محبت واسعه خودش در آن متجلی است عنایت خواهند نمود.
دستاوردهای این سفر برای تجربه عزیزان پزشک ایرانی که قصد خدمت در کشورهای آفریقایی بنام ایران اسلامی  را دارند مرقوم میگردد تا بدانیم اگر بخواهیم میتوانیم در دلهای مردم دنیا  و حتی مسئولین آنها،  بزرگ و عزیز باشیم. مشروط به آنکه در مدت عزیمت و سفر ششدانگ نیت و عمل ما انسانی ، وجدانی و برای خدا باشد.


شرح خدمات


1-    شرکت در جلسه هیات بورد CDDF در بخش معاونت پژوهشی دانشگاه غنا  به منظور ارائه راهکار های مناسب در ارتقا سلامتی و بهداشت نیازمندان غنایی
2-    تشخیص و درمان بیماران پوستی در درمانگاه هلال احمر ایران در شهر آکرا غنا
3-    آموزش عملی پزشکان غنایی از نحوه تشخیص و درمان بیماریهای پوستی
4-    برگزاری  کلاس اهمیت اجرا حاکمیت بالینی جهت پرسنل مرکز هلال احمر در اکرا
5-    برگزاری کلاس  تئوری از تظاهرات پوستی در بیماران ایدز  جهت پزشکان و پرسنل درمانی هلال احمر
6-    برگزاری کلاس آموزشی سرطان پوست (کاپوزی) در بیماران ایدز در دانشگاه غنا جهت دانشجویان دوره ویروس شناسی
7-    جلسه هم اندیشی و تبادل اطلاعات علمی با متخصصین پوست و اعضا هیات علمی  دانشگاه غنا و بیمارستان کالیبو
8-    برگزاری کلاس آموزشی از بیماریهای مقاربتی در دانشگاه اسلامی آکرا و جلسه پرسش و پاسخ
9-    برگزاری کمپ رایگان پزشکی با محوریت هلال احمر ایران و مرکز CDDF درمنطقه محروم Amamorle  توابع آکرا
10-     مصاحبه مطبوعاتی و رسانه ای با شبکه تلویزیونی غنا و پخش فعالیت های فوق از تلویزیون  سراسری غنا


و در ضمن فرصتی هم فراهم شد تا خانواده غنایی که نام فرزند متولد شده در سال 2012 (سه سال قبل)  را "عمادی " انتخاب کرده بودند را ملاقات نمایم. مادر این خانواده که در سالهای 2009 و 2010 از فعالیت های بنده  در درمان بیماران غنایی آگاه بوده تصمیم میگیرد نام فرزند پسرش را که خدا در سال 2012 به او عنایت نموده "عمادی " انتخاب نماید  و اکنون پسرش سه ساله میباشد
 من ناصر عمادی 48ساله از ایران  و  او عمادی  آتوبراه  (Emadi ATOBRAH)   سه ساله از غنا  با هم کمی فوتبال کردیم             تا بگوییم نام ها با نیکی ها زنده می ماند.
هشتم آذر ماه به لطف پروردگار و با یاد و نام شهدا 8 سال دفاع مقدس و با خاطراتی دیگر از خدمات پزشکی در غرب آفریقا  به کشور عزیزم  ایران برگشتم . 
 انشالله خدای شهدا و شهدای خدا از ما راضی باشند.  یادشان گرامی 

و یادمان باشد که در آخرت شفیع ما  آنچه بخشیده ایم میباشد نه آنچه بدست آورده ایم

 

دانشگاه اسلامی غنا- آدزماه 94- آموزش بیماریهای ناشی از ایدز

معاونت پژوهشی دانشگاه غنا - دانشجویان گروه ویروس شناسی- موضوع سرطان پوست و ایدز

پزشکان،پرسنل درمانی مرکز هلال احمر ایران در آکرا - کلاس آموزشی بیماری پوست

دانشگاه اسلامی غنا - آموزش مبحث بیماریهای ناشی از ایدز

اتاق عمل مرکز هلال احمر ایران در آکرا -  جراحی پوست بیمار و آموزش پزشکان - آذرماه 94 غنا

نشست دوستانه با متخصصین پوست غنا - آقای رضایی عزیز و پرتلاش  سمت چپ

پرسنل مرکز هلال احمر ایران - آکرا - غنا

برگزاری کمپ رایگان پزشکی در روستای اطراف آکرا - غنا - آدرماه 

مصاحبه با خبرنگاران غنایی در محل برگزاری کمپ رایگان پزشکی توسط ایران کلینیک - آذر ماه

گزارش فعالیت های بشردوستانه ایران در روزنامه های غنا - آذر ماه 94 پرفسور بوسمپوم و دانشجویان مرکز پژوهشی دانشگاه غنا - دکتر ملکی و عمادی

ناصر عمادی 48 ساله ایرانی  و  عمادی  آتوبراه 3 ساله غنایی - آذر ماه

 

سید ناصر عمادی - آکرا- غنا غرب آفریقا - آذر ماه  94

آخرین به روز رسانی شنبه, 28 آذر 1394 22:23

آنفولانزای خوکی را با هم کامل بشناسیم

بنام خدا
كامل ترين اطلاعات علمي و تجربي از آنفولانزاي خوكي 
مقدمه و سخنی با خوانندگان
اين روزها گزارش ابتلا و مرگ و مير آنفولانزاي خوكي از جنوب و جنوب شرق كشور خبر مهم رسانه ها گرديده تا آنجائيكه عده اي از مسئولين آنرا خطري جدي و عده اي همچون مركز مديريت مبارزه با بيماريها آنرا حادثه اي معمول همچون سالهاي گذشته دانسته تا بيم و هراس بر جامعه نافذ نگردد. ساده انگاري است كه حتي از يك مورد ابتلا آسان بگذريم تا خداي نكرده ناموفق جلوه نكنيم زيرا اگر چنين باشد بشارت كاذب و اميد ناصواب دلهاي عموم مردم را در مقابل دشمن ويروسي آرام نموده و آنگاه آنفولانزا بر جسم و جان با سهل انگاري ما مي تازد. 
ساده انگاري ويروس و عواقب احتمالي آن از شناختن آسان آثار مخرب ويروس و جلوگيري آسان از ابتلا به آن بسيار متفاوت است. منظور مي بايست جامعه را با حداكثر آثار زيانبار و خطرناك بيماري آشنا نمود تا آنها را مهيا و مطمئن به مبارزه آسان و قطعا موفق با بيماري ويروسي موجود نماييم 
لذا بر آن شدم تا از   آموخته ها، دانسته ها و تجربیات درمانی بعنوان پزشک بدون مرز و متخصص پوست  در كشور های مختلف آفریقایی از تجربيات علمی و عملي كسب شده از بيماري آنفولانزاي خوكي كه به همراه آخرين اطلاعات علمي از بزرگترين مركز مبارزه بيماري هاي واگيردار در جهان (C.D.C) يا
( Center for Disease Control and Prevention) و WHO ميباشد را پس از ترجمه در اختيار هموطنان عزيز کشورم قرار دهم.
همانا که حضرت علی (ع) میفرمایند: تجربه آن نیست که بتوان آنرا در راحت روزگار بدست آورد بلکه آن از پیش آمدها و جزر و مدهای روزگار بدست می آید. لذا آنانکه از تجارب خود میاموزند اینها خردمندانند و آنانکه از تجربیات دیگران می آموزند سعادتمندانند و آنانکه نه از تجربه خود و نه از تجربه دیگران می آموزند اینها از واماندگان روزگارند بنابراین ما پزشکان ایرانی بر اساس رسالت والای پزشکی باید چشمی بینا ، گوشی شنوا ، زبانی ناطق، فکری اندیشمند و وجودی مهربان و دلسوز برای ارتقاء سلامتی مردم عزیز کشورمان و همه دنیا باشیم و بر اساس این گفته سقراط بزرگ : که ایرانیان اولین کسانی در دنیا بودند که بیمارستان را برای سلامتی بیماران ساختند باید بدانیم آباد کردن کشور،مبارزه با فقر و ارتقاء سلامتی و بهداشت با سخن گفتن تنها و انتقاد امکان پذیر نیست بلکه باید کار کرد و کاری بس طولانی و مداوم و در هر لحظه و هر مکان و هر مقام باید به یاد میهن ،مملکت و مردم کشور عزیزمان باشیم.
لذاآنچرا شما ملاحظه خواهید نمود اطلاعات جامع و کامل کاربردی از بیماری آنفولانزای خوکی میباشد که در چهار بخش ( تاریخچه، تشخیص، درمان ، پیشگری و واکسیناسیون) جمع آوری گردیده.
مطالعه دقیق این مجموعه، شما را با تمام زوایای این بیماری بطور کامل آشنا می نماید و پیشنهاد میشود حتما به دیگران خواندن این مقاله را یادآوری نمایید
 
بخش اول) ویروس آنفولانزای خوکی را بیشتر بشناسیم:
 
1- ويروس H1N1 چيست؟
اين ويروس از آنفولانزاي تيپ A مي باشد كه اولين بار در سال 1918 ميلادي در آمريكا شناخته شد و پس از يك دوره طولاني در آوريل 2009 (سال جاري) مجدداً اين بيماري به نام Swine flu يا آنفولانزاي خوكي با شكل، قدرت و توانايي بیماریزایی متفاوت از گذشته در ايالات كاليفرنياي جنوبي از كشور آمريكا گزارش گرديد و پس از آن به سرعت كشورهاي مكزيك، كانادا و كشورهاي اروپايي نيز مواردي از ابتلا به اين بيماري را گزارش نمودند. اگر چه Swine flu آنفولانزاي خوكي نام گرفته، اما اين به آن معني نيست كه اين بيماري از خوك به انسان انتقال می یابد بلكه در آزمايشات بعمل آمده از اين ويروس مشخص شده كه تعدادی از ژن هاي آن شبيه به آنفولانزاي ويروسي مي باشد كه در خوك هاي شمال آمريكا يافته اند. در عين حال بدليل شباهت بروز اين آنفولانزا در خوك هاي اروپا و آسيا و مرغان و انسان ها، دانشمندان آنرا يك آنفولانزاي ويروسي چهارگانه نام نهاده اند.
قدرت بيماري زايي اين ويروس 3 برابر ويروس آنفولانزاي معمولي بوده و بيشترين شيوع آن در فصول سرد سال مي باشد. انتقال آن از انسان به انسان مي باشد ( نه حيوان به انسان) معمولاً قسمت فوقاني سيستم تنفسي را درگير مي نمايد و تنها در 1 تا 2 درصد مي تواند منجر به مرگ شود كه دلايل آن ذكر خواهد شد.
 
2- آخرين وضعيت بيماري در جهان چگونه است؟
بنا بر گزارش WHO) ( سازمان بهداشت جهانی و CDC اين بيماري در مرحله پاندميك يعني همه گيري جهاني مي باشد و بيماري در فاز 6 مي باشد. اين بدان معني است كه جهان و تمام قاره ها در راه اين بيماري بوده یا مي باشند و اين بيماري همه كشورها را طي خواهد نمود و هيچ كشوري از اين بيماري در امان نخواهد بود. در حال حاضر 206 كشور جهان و تمام كشور های همسايه ايران مبتلا به این بیماری شده اند. آخرین آمار تا پایان آبانماه 88 اعلام میکند 526000 هزار نفر در دنیا به این بیماری مبتلا گشتند و 6770 نفر به علت این بیماری فوت نمودند. در همین ارتباط کشور آمریکا با 19000 مبتلا و 4800 مرگ و میر رتبه اول را به خود اختصاص داده است ¾) مرگ و میر ناشی از آنفولانزای خوکی در جهان).
 
3- آیا نتایجی از شیوع بیماری و مرگ و میر بر اساس گروههای سنی وجود دارد؟
بلی، بر اساس مطالعات انجام شده در کشور آمریکا بیشترین بیماران بستری شده در گروه سنی 5 تا 18 سال با آمار %26 درصد بوده و کمترین گروه بستری در گروه سنی 65 سال و بالاتر با آمار %7 درصد بوده و بیشترین میزان مرگ ومیر نزد گروه سنی 25 تا 49 سال با %32 و کمترین آن در گروه سنی 0 تا 4 سال با %3 بوده. که این آمار در کشورهای مختلف مطمئنا متفاوت خواهد بود.
 
4 - آخرین وضعیت بیماری در کشور ایران چگونه میباشد؟
در كشور ما اولین مورد ابتلاء از يك نوجوان 16 ساله ايراني الاصل مقيم آمريكا بوده كه در تیر ماه ٨٨ گزارش گردید و تنها بر اساس نتایج مثبت آزمایشگاهی از بیماران مراجعه کننده به مراکز درمانی مشخص گردید تا پایان آبانماه 88 بیش از 3000 موردابتلاء با بیش از 100 مورد فوت ناشی از این بیماری در کشور مان گزارش گردید. و  در هفته اخیر سال ٩٤  بيش از ٣٠ مورد فوت گزارش گردیده و این زنگ خطر مهمی میباشد كه سراسر كشور در آماج حمله اين بيماري ميباشد.
 
5- آیا میزان ابتلاء در کشورهای مختلف متفاوت میباشد؟
بلی کشورها و قاره های پنج گانه را بر اساس تعداد موارد کشف شده از بیماری به 3 رنگ سفید (کمترین موارد بیماری) ، صورتی یا زرد و نهایتا کبود یا قرمز ( بیشترین میزان آلودگی) تقسیم بندی نمود. که بعضی کشورهای آفریقای مرکزی، پاکستان، افغانستان و... در محدوده سفید و کشورهای ایران و آسیای میانه در محدوده صورتی و کشورهای آمریکا، انگلیس، آفریقای جنوبی، مکزیک و... در محدوده قرمز می باشند.
 
6- آیا این ویروس قادر است تغییر شکل داده و نوع جدیدی را بوجود آورد؟
 
از نکات مهمی که موجب نگرانی میباشد جهش یا تغییر توان بیماری زایی این ویروس میباشد که میتواند بخودی خود یا در ترکیب با ویروس های دیگر سرماخوردگی فصلی حادث شود به طوریکه در روزهای اخیر نوعی جدید از این ویروس در کشور نروژ یافت گردید. بنا بر این اطلاع از این موضوع که ممکن است در منطقه ای این بیماری به طور ناگهانی با علائم جدید آشکار شود مورد اهمیت میباشد.
 
7- چگونه میتوانیم از آخرین اخبار و اطلاعات این بیماری مطلع باشیم؟
سایت ها و مرکز اطلاع رسانی وزارت بهداشت کشورمان از جمله مرکز مدیریت مبارزه با بیماریهای کشور و ادارات تابعه در مراکز استان و شبکه های بهداشتی شهرستانها معتبرترین منبع اطلاع رسانی داخلی میباشند. اگر چنانچه میخواهید از شرائط بیماری در جهان و سایر کشورها مطلع باشید مطمئن ترین آن مرکز Centers for Disease Control and prevention یا
C.D.C H1N1flu میباشد که براحتی میتوانید از طریق اینترنت به ان دسترسی و از همه شرائط و زوایای این بیماری و جدیدترین یافته های ان به روز و حتی به ساعت مطلع باشید.و اگر در سمت راست و بالای صفحه اصلی این سایت آدرس الکترونیکی یا ایمیل خود را وارد نمایید تمام اطلاعات این بیماری به روز برای شما ارسال میشود.
 
 
بخش دوم) نشانه ها ، علائم و راه انتقال بیماری:
 
8- نشانه و علامت بيماري انفولانزای خوکی چيست؟
علائم اين بيماري مشابه آنفولانزاي فصلي همانند تب، سرفه، گلودرد، آب ريزش بيني، كوفتگي و درد بدن، سر درد، لرز و خستگي و در موارد مشخص اسهال، تهوع و استفراغ مي باشد و در مواردي ممكن است اين بيماري ويروسي پيشرفت نموده و ايجاد عفونت هاي شديد ريوي، گوشي و سينوسي نمايد.
 
9- چه افرادي بيشتر در خطر معرض اين بيماري مي باشند؟
4 گروه از مردم در گروه خطر مي باشند. خانم هاي حامله ، كودكان با سن كمتر از 5 سال، افراد با بيماري هاي مزمن و طولانی مدت مانند آسم، ديابت، برونشيت مزمن، بيماري هاي قلبي و ريوي،کلیوی، کبدی، افراد مسن 64 سال و بالاتر و كساني كه به عللي همانند جراحي وسيع، شیمي درماني مكانيزم دفاعي سيستم ايمني بدن آنان در شرايط مناسب نمي باشد. در عين حال وجود آنتي بادي ضد اين ويروس در بدن افراد ميانسال , جوان و سالم و حتي در يك سوم از افراد مسن بالاي 60 سال بدن آنها را در مقابل اين ويروس محافظت مي نمايد. بنابراين لازم است بدانيم بسياري از افراد در ابتلاي به اين بيماري نيازي به درمان ویژه به استثناء استراحت و اقامت 7 روزه در منزل و استفاده از داروهای معمولی جهت تسکین درد و علائم به اقدامی دیگر نیاز ندارند. زيرا مكانيزم دفاعي مناسب بدن ويروس را سركوب و نابود مي نمايد.
 
10- چگونه اين ويروس انتقال مي يابد؟
آخرين اطلاعات اظهار مي كند که انتقال اين بيماري از انسان به انسان از طريق سرفه، عطسه، تخليه ترشحات بيني و دهان مي باشد. كه ويروس مي تواند حداكثر تا فاصله 1.5 متري از طريق سرفه يا عطسه منتقل شود. اما راه ديگر انتقال تماس دست ها، با محيط آلوده به ويروس است. مانند دستگيره درب ها و يا وسايلي كه بطور عمومي و مشترك استفاده مي شود. دست تماس يافته با محيط آلوده به ويروس موجب انتقال آن از طريق دست آلوده شده به بيني و دهان و يا چشم مي شود.
 
11- دانستیم که ویروس از راه سرفه، عطسه و ترشحات بینی و دهان انتقال می یابد. آیا راه دیگری هم برای انتقال وجود دارد؟
بله براساس آخرین اطلاعات این ویروس می تواند از طریق صحبت کردن نیز انتقال یابد. زیرا ذرات ویروس از طریق تنفس بخصوص در زمان صحبت کردن که دم و بازدم با قدرت بیشتری هوای مجاری تنفسی را به خارج منتقل می نماید باعث انتقال بیماری به فرد مقابل شود. به همین منظور تأکید شده در هنگام صحبت کردن یا غذا خوردن بطور مستقیم مقابل همدیگر نباشید و اصطلاحا شطرنجی نشستن و یا ایستادن ضربدری در مقابل همدیگر را پیشنهاد نموده اند. این موجب می شود تا طرفین مخاطب و گفتگو، تماس مستقیم با هوای دم و بازدم ناشی از تنفس یکدیگر نداشته باشند.
 
12- آیا کسی می تواند مبتلا به این ویروس باشد ولی علامتی یا نشانی از بیماری نداشته باشد؟
در مواردی نادر ممکن است. بعبارتی توانایی سیستم ایمنی بدن فرد نقش مؤثری در بروز علائم جسمی و ظاهری دارد. و در این بین افراد را می توان به 3 گروه تقسیم نمود.
دسته اوّل: کسانیکه به شدت علائم بیماری را بروز می دهند مانند اطفال، خانم های حامله، افراد مسن و اشخاص با بیماری زمینه ای ( بیماریهای ریوی، قلبی و دیابت).
دسته دوّم: کسانیکه علائم خفیفی از عطسه، سرفه و کوفتگی بدن در حد سرماخوردگی مختصر دارند. یا ممکن است هرکدام از این علائم را به تنهایی داشته باشند.
و دسته سوّم: کسانیکه که ممکن است هیچ علامتی جزء یک تب خفیف نداشته باشند.
 
13- گروه سوّم که هیچ علامتی جزء تب خفیف ندارند می توانند منبع انتقال بیماری باشند؟
به طور قطع بلی و اتفاقاً تأکید فراوان شده که این افراد بیشتر از گروه اوّل و دوّم می توانند باعث انتقال بیماری به دیگران شوند. زیرا به راحتی در اجتماع در رفت و آمد و کسب و کار می باشند و بدون آنکه خود و یا دیگران بدانند محیط و افراد دیگر را آلوده می نمایند. و به همین منظور به عنوان مثال وزارت بهداشت یکی از کشورهای آسیای جنوب شرقی برای این عده پیشنهاد نموده حتماً یک دماسنج یا ترمومتر که مخصوص تعیین درجه دمای بدن می باشد همراه خود داشته باشند و روزانه دمای بدن خود را کنترل نمایند. و در صورت مشاهده تب ملایم(حدود 38درجه) با پزشک معالج مشاوره و در صورت تایید مدت 7 روز با اقدامات درمانی در منزل ایزوله و اقامت نموده و از محاوره و رفت و آمد خودداری نمایند و لو اینکه هیچ کسالتی نداشته باشند.
بنابراین بیماران با ظاهر سالم و باطن بیمار به مراتب خطرناکتر از بیماران به ظاهر و باطن بیمار می باشند.
 
 
 
14- چه علائمی در كودكان بسيار جدي است و باید به مراکز درمانی منتقل شوند؟
 
بيشتر مبتلايان به غير از 4 گروه در خطر(كودكان زير 5 سال، سالمندان بالاي 64 سال، خانم هاي باردار و افراد با بيماري زمينه اي) با استراحت در منزل و دوري در تماس با افراد و استفاده از داروهاي ضد ويروس به راحتي درمان مي شود. اما اگر علايم زير در كودكان بروز نمود حتماً نيازمند انتقال به بيمارستان مي باشند.
-1تنفس سريع و غير عادي (نفس نفس زدن(
-2 تغير رنگ پوست به آبي يا خاكستري بخصوص در لب ها
-3 بي اشتهايي شديد
-4 تهوع و استفراغ مقاوم و مداوم
-5 عدم هوشياري، تشنج و بي توجهي به محيط
-6 بي قراري و اضطراب شديد
-7 تب بالا و سرفه مقاوم
-8 اسهال به همراه علايم فوق
 
15- چه علائمی در بزرگسالان باید مورد توجه قرار گیرد؟
-1تنفس كوتاه كه به سختي انجام مي شود.
-2احساس درد و فشار در قفسه سينه و شكم
-3سرگيجه ناگهاني و استفراغ شديد و مداوم و اسهال
-4 كاهش سطح هوشياري
-5تب بالا و سرفه شديد.
 
16- مهمترین و شایع ترین علت بستری بیماران مبتلا به آنفولانزای خوکی در بیمارستان و
ICU چه میباشد؟
مطالعه در گروهی از بیماران بستری شده در آمریکا نشان میدهد این بیماری به میزان%32 با آسم همراهی داشته و از علل مهم انتقال بیمار به بیمارستان میباشد که در بیشتر موارد به پنومونی ریوی تبدیل شده و در نهایت %20 از این بیماران به علت وخامت بیماری در ICU بستری شده اند.
 
17- دوره این بیماری چه مدت یا چند روز میباشد؟
اطلاعات بر اين باور است كه شخص يك روز پس از ابتلا به اين ويروس دچار علايم مي شود يعني اين ويروس پس از ابتلاي شخص در روز اول هيچگونه علايمي ندارد و اصطلاحاً دوره نهفته آن يك روز است اما دوره بيماري در افراد با مكانيزم دفاعي نرمال و طبيعي 7 روز مي باشد. ولي اين دوره در كودكان، افراد مسن و خانم هاي باردار و افردا با بيماري هاي ديگر متفاوت و طولاني تر مي باشد. بنابراين طي اين مدت( 7 روز ) شخص بيمار منبع انتقال بيماري به افراد ديگر نیز مي باشد.
 
18- آيا امكان بيماري از طريق گوشت خوك مي باشد؟
اگر چه كاملاً مشخص نيست اما تاكنون گزارشي از آن ارسال نشده و پاسخ منفي است.
 
19- آيا انتقال این بیماری از طريق آب نوشيدني یا آب لوله كشي شهري ممكن است؟
گندزدايي و كلرزني آب موجب سلامت كامل آب هاي نوشيدني شهري مي باشد كه همواره در حال انجام مي باشد . اگرچه اثبات اين ادعا بر اساس موفقيت درماني و سلامت آب هاي نوشيدني در درمان آنفولانزاي مرغي (H5N1) مي باشد. اما تاكنون گزارشي از انتقال بيماري از آب هايي كه كلرزني شده اند نداشته ايم.
 
20- آيا استخر و چشمه هاي معدني مي توانند آلوده به ويروس شوند؟
بر اساس تجربيات بدست امده از آنفولانزاي مرغي (H5N1) اگر چنانچه استخرها به اندازه 3 PPM -1 و چشمه هاي معدني به اندازه PPM5-2 كلرزني و گندزدايي شوند احتمال وجود و انتقال ويروس صفر خواهد شد
 
. 21- چه مدت ويروس آنفولانزای خوكي مي تواند در محيط باقي بماند و بيشترين مكان هايي كه امكان آلودگي آن را دارد كجاست؟
در خارج از بدن ويروس به مدت 2 تا 8 ساعت زنده مي ماند. اما گرماي محيط 75 تا 100 درجه سانتيگراد مواد ضد عفوني كننده هيدروژن پروكسايد، بتادين و الكل آنرا به راحتي نابود مي كنند. اما منابع آلودگي در انسان شامل: بيني ، دهان، لب ها، چشم ها موي سر و دست ها مي باشند. زيرا مكان هاي فوق بيشتر مورد تماس دستها در افراد عادي مي باشد.
اما بيشترين امكان آلودگي محيطی براي وسايلي مي باشد كه به نحوي با دست، صورت انسان در تماس مي باشد. همانند دستگيره درها، ميز و صندلي، شيرآلات، نرده هاي پله ها، بالشت خواب و ملافه، اسباب بازي ها ، وسايل آشپزي و آشپزخانه، وسايل عمومي كه مورد استفاده مشترك مي باشد. همانند اسكناس، اسناد و مدارك دست به دست شده و ... . بنابراين حائز اهميت است پس از تماس با هر فرد يا اشیاء مشكوك دست و صورت خود را با آب و صابون شستشو دهيم. و بهتر است در محیط کار قبل از شروع کار و پایان کار میز کار مان را با پنبه الکلی ضد عفونی نماییم
 
22- چگونه مي توان خود را در مقابل اين بيماري محافظت نمود و عوارض بیماری را به حداقل رساند؟
1- پوشاندن صورت، بيني و دهان در زمان سرفه و عطسه با دستمال كاغذي يك بار مصرف و پس از آن قرار دادن آن در سطل در بسته مخصوص
2- شستشوي دست و صورت با آب و صابون بعد از هر عطسه و سرفه تا ويروس ها زدوده شوند. دستها را مي توان با پنبه و الكل ضدعفوني نمود.
3- در خارج از منزل، محيط كار و معابر عمومي از تماس دستهايتان با صورت يا چشم، بيني و دهان تان خودداري نماييد
4- استفاده از ماسک در محیط خارج از منزل بخصوص در مراکز شلوغ و پر رفت و آمد
5- حدامكان از تماس بسيار نزديك (دست دادن يا روبوسي) با افراد ديگر خودداري نماييد.
-6 آب دهان و ترشحات بيني را در زمين نريزيد. آنرا در دستمال كاغذي يك بار مصرف تخلیه و سپس آنرا به سطل مخصوص منتقل نماييد.
-7 سعي كنيد از حضور در مكان هاي پر ازدحام بخصوص در محيط هاي بسته كه امكان عطسه و سرفه در آن زياد مي باشد خودداري نماييد.
8- دقت كافي به مسافراني كه از خارج كشور بخصوص كشورهاي آمريكايي، اروپايي و آسياي جنوب شرقي وارد کشور میشوند داشته باشيد و در مسافرت به این کشورها به همه نکات مراقبتی دقت نمایید.
9 -اگر احساس سرماخوردگي داريد در صورت شك به آنفولانزاي خوكي حداقل 7 روز در خانه بمانيد. و يك روز بعد از بهبودي كامل مي توانيد وارد فعاليت روزانه و اجتماعي شويد. اين راهي است كه ديگران را آلوده نمي كنید.
10- بيمار بايد در اتاقي استراحت نماید كه محل عبور و مرور و رفت و آمد ديگران نباشد. اصطلاحاً ايزوله باشد. تماس با افراد بهتر است از طريق تلفن باشد و حدالامكان يك نفر نيازهاي شخص بيمار را تامين نمايد. درب و پنجره اتاق بيمار حدامكان باز باشد و از سيستم تهويه برخوردار باشد.
-11 حمام جداگانه براي بيمار به همراه وسايل شخصي ضروري است. در غير اينصورت قبل از استفاده از حمام براي ديگران بايد حتماً كلرزدايي و گندزدايي شود
-12 نوشيدن مايعات فراوان و مسكن هاي استامينوفن، بروفن، ناپروكسن با نظر پزشك فراموش نشود. محدودیت مصرف دارو برای اشخاص با نارسايي و مشكلات كبدي و كليوي بايد مدنظر باشد و مصرف آنتي بيوتيك فقط با نظر پزشك در صورت احتمال بروز عفونت هاي باكتريال ضروري مي باشد.
 
23- اگر يكي از اعضاي خانواده بيمارشد چه كنيم؟
 
در صورت ابتلاي يكي از اعضاي خانواده تان مي توانيد به محل كار و تحصيل خود برويد اما شرايط خود را كنترل نماييد و مسئول محيط كار را از موضوع مطلع نماييد زيرا به محض بروز علايم در شما مي بايست در منزل استراحت نماييد. 4 گروه افراد پرخطر ذكر شده در صورت اجبار به زندگي در كنار بيمار نيازمند درمان جهت پيشگيري از بيماري مي باشد و اگر شما در اين 4 گروه نمي باشيد نياز به درماني جز مراقبت هاي ذكر شده نداريد.(4 گروه شامل كودكان زير 5 سال، سالمندان، افراد با بيماري زمينه اي و خانم هاي باردار) در خصوص ظروف و وسايلي كه بوسيله شخص بيمار مورد استفاده قرار مي گيرند تاكيد شده شستن آن با آب گرم و مواد ضد عفوني كننده موجب نابودي ويروس مي شود و استفاده از آن برای ديگر افراد خانواده منعي ندارد. مانند (بشقاب، سيني، قاشق) البته اين مجزا از وسايل شخصي چون شانه، مسواك، لباس و ... مي باشد.
 
24- نکته مهم در روابط عاطفی با بیماران چیست؟
نكته مهم احترام و توجه ويژه به بيمار در اين شرايط بسيار مهم است. هرگز تصور نكنيد كه این بيماري بسيار خطرناك و صعب العلاج يا لاعلاج مي باشد. اين ويروس همانند همه ويروس هاي سرماخوردگي مي باشد اما با تفاوت هاي اندك و ناشناخته كه ما را مجاب به رعايت نكات جديد مي نمايد تا چيز مهمي را از دست ندهيم. بنابراين حتما بايد به سالمندان و كودكان كه به محدوديت در معاشرت و احترام حساس مي باشند و حتي ممكن است كمي ناراحت و دلگير شوند شرايط بيماري شان را توضيح دهيم كه بدانند بقاي سلامتي و شادابي ایشان و اطرافیان نيازمند يك هفته فراغت و دوري از تمايلات و علايق گذشته مي باشد تا محدودیت رفتاری دیگران با ایشان موجب تاثر و تالم بیشتر آنان نگردد. با پزشك معالج يا خانوادگي و يا مركز درماني همواره در تماس باشيد و همه روزه آنان را از شرايط بيمار خود مطلع نماييد تا در شرايط بحراني بيمار را به بيمارستان منتقل نماييد.
 
 
25-از چه زمانی شخص می تواند بیماری را به اطرافیان انتقال دهد؟
این موضوع در بیماریهای ویروسی مختلف متفاوت می باشد. مثلاً در بیماری سارس بعد از شروع علائم بیماری، ویروس بیماری قابل انتقال می باشد. اما در آنفولانزا یک روز بعد از شروع بیماری قابل انتقال می باشد. و در بعضی بیماری های ویروسی دیگر، یک روز قبل از شروع علائم بیماری قابل انتقال می باشد. به همین دلیل تاکید شده انتقال و سرایت بیماری ویروسی را باید بر اساس میزان ابتلاء منطقه ای و محلی ارزیابی نمود. بعنوان مثال اگر فردی در خانواده مبتلا به بیماری آنفولانزا شده باید 2 موضوع را در نظر داشته باشیم اوّل نزدیکترین افراد به او از یک تا 2 روز قبل شروع بیماری چه کسانی بودند؟ و دوّم اینکه از این نزدیکترین افراد به او چه کسانی در گروه خطر میباشند (کودکان زیر 5 سال، افراد بالای 64 سال، خانم های حامله و افراد با بیماری های زمینه ای و مزمن) و با این محاسبه می توانیم حلقه اوّل مبتلایان احتمالی را شناسایی و با هشدار به آنان، هم آنها را تحت نظر داشته و هم رفت و آمدهای آنان را با دیگران برای جلوگیری از انتقال بیماری به زنجیره دوّم محدود و کنترل نمائیم.
 
26- جدی ترین نکته ای که همه مردم باید به آن توجه کنند چیست؟
دو نکته مهم که از آن نباید غافل باشیم 1- آغاز فصل سرما که خواستگاه بیماری ویروسی است 2- مصادف شدن آن با شروع مدارس که مطمئنا با اوج انفولانزای خوکی در این دوره مواجه خواهیم بود. تماس نزدیک دانش اموزان خردسال با یکدیگر غیر قابل اجتناب است بنابراین آیا برنامه مدون و منسجمی برای اموزش انان توسط متولیان اموزش و پرورش و اولیا دانش اموزان داریم؟ C.D.C و WHO هشدار میدهند بیشترین قربانیان از گروه سنی کودکان و نوجوانان میباشند. هشدار اوج و طغیان بیماری را در این فصول با انتقال سریع بیماری در بین دانش اموزان جدی بگیریم.
 
27- به غیر از مراکز جمعی و گروهی مانند سربازخانه های، مدارس و... که می توانند بهترین و بیشترین راه انتقال باشند چه مکانهای دیگر باید مورد توجه جدی باشد؟
جالب است بدانیم برخلاف محتوی سؤال اماکن کم رفت و آمد نیز باید مورد توجه باشند. مانند هتل ها براساس قانونی در یکی از کشور های آسیای شرقی مقرر گردید. تمام توریست های خارجی وارد شده به هتل ضمن معاینه اوّلیه زمان، محل و مواجهات خود را از دو روز قبل و همینطور مقصد خود را بعد از ترک هتل تا مدت یکهفته، در بدو ورود به مسئول هتل اعلام نمایند. این از آن جهت است که اگر اخبار و اطلاعاتی از بروز بیماری در محل قبلی به هتل گزارش گردید باید این توریست یا مهمان بعنوان فرد مشکوک حامل ویروس که از آن محل امده مورد ارزیابی قرار گیرد تا خلاف آن ثابت شود. و نکته جالب تر اینکه اطلاع از مقصد او بعد از ترک هتل به این دلیل است که اگر فردی در هتل بعد از ترک او مبتلا به آنفولانزا گردید. بلافاصله او را که در واقع هتل را ترک نموده مطلع می نمایند تا اگر در زمان حضور در هتل به نحوی با این فرد تماس داشته، شرائط خود را در وضعیت مشکوک به این ویروس ارزیابی و به پزشک معالج مراجعه نماید.
شاید ما با نگاهی عجیب به این موضوع بنگریم ولی به واقع نظم و انضباط و جابجایی دقیق اطلاعات اینگونه می تواند ما را در پیچ و خم بیماریها مصون و محفوظ نماید. نمی توان به انتظار نشست تا بیمار شویم آنگاه فکر چاره کنیم.
 
 
28- آخرین روش پیشگیری درمانی برای افراد پرخطر (4 گروه ذکر شده) چیست؟
4 گروه پرخطر حتی در صورت احتمال ابتلاء به بیماری باید بعنوان پیشگیری و درمان بعد از تماس احتمالی با افراد آلوده به مدت 10 روز از داروی آنتی ویروس یا ضد آنفولانزا استفاده نمایند.
 
29- دانستیم که ویروس از دو طریق مستقیم (سرفه، عطسه .....) و غیر مستقیم (اسباب و ملزومات محیطی که به مدت 2 تا 8 ساعت ویروس می تواند در آن محیط زنده بماند به انسان انتقال می یابد) بنابراین چه پیشنهادی برای به حداقل رساندن انتقال ویروس در محیط های اجتماعی و اداری دارید؟
بعنوان مثال در دستورالعملی در مرکز مبارزه با بیماری C.D.C آمده بهتر است اطاق جلسات که افراد مختلف از نقاط مختلف برای بحث و بررسی یا سمینار و کنگره وارد آن میشوند، بعد از اتمام جلسه تا روز بعد یا حداقل 8 ساعت از این سالن یا اطاق برای جلسه دیگر استفاده نشود. زیرا اگر ویروسی بدلیل حضور افراد مختلف از مناطق مختلف به این محیط راه یافته و در محیط و اسباب و ملزومات آن باقی مانده باشد بعد از 8 ساعت از بین می رود.
ولی با این حال در صورت نیاز پیشنهاد گردیده محیط های پر رفت و آمد که به ناچار باید کراراً از آن استفاده نمود به روش زیر آنرا گندزدایی و تمیز و ضدعفونی نمود.
 
30- نحوه نظافت و ضدعفونی نمودن چگونه می باشد؟
1- افرادی که مسئول نظافت می باشند باید مشخص باشند.
2- افراد مسئول نظافت باید از ماسک مخصوص N95- دستکش- و لباس مخصوص یک بار مصرف در زمان نظافت استفاده نمایند.
3- سطل و پارچه های یک بار مصرف تمیز و محلول رقیق شده هیپوکلرید سدیم یک دهم درصد (%1/0) یا
( 1000ppm)(part per million) و الکل %70 و آب گرم در دسترس افراد مسئول نظافت باشد.
4- ابتدا پارچه ها و سطل را با آب داغ شستشو نمائید زیرا آب داغ خود موجب نابودی ویروس است.
5- گرد و خاک و غبار و سطوح خاکی را ابتدا با پارچه نمدار تمیز نمائید.
6- محلول ضدعفونی کننده (هیپوکلراید سدیم %1/0) را در سطل آماده نمائید.
7- پارچه را در سطل فروبرده و بعد از آغشته شدن آن حد امکان با وسیله ای دیگر مانند تی چوبی به همه مکانهایی که امکان آلودگی وجود دارد بکشید. البته بعد از غبارروبی با پارچه نمدار (محل های ورود و خروج، روی میز و صندلی، دستگیره ها، کنار پنجره ها، وسائلی که احتمالاً با دست لمس شده اند، کامپیوتر، حتی توالت)
8- سطل و دستمال ها و وسائل نظافت و ضدعفونی کننده هر اطاق باید مجزا باشد.
9- قبل از استفاده مجدد از پارپه برای محل دیگر آنرا در آب داغ فرو برده و سپس وارد سطل محلول ضد عفونی کننده نموده و آنگاه به محیط و اسباب وسائل بکشید.
10- در طول مدت نظافت مراقب باشید. لباس، دستکش و ماسک مخصوصتان پاره نشده و آسیب نبینند و در صورت صدمه آنرا تعویض نمایید.
11- باز کردن درب و پنجره اتاقها در طول مدت نظافت مهم می باشد. زیرا محیط نظافت در حداقل زمان ممکن باید خشک شوند زیرا رطوبت و خیسی محیط بهتر ویروس را به دست ها و بدن منتقل می نماید.
12- بهتر است نظافت را از یک نقطه اغاز و در طرف یا نقطه مقابل به پایان برسانید.
 
31- برای خشک کردن محیط و زدودن گرد و غبار می توان از پنکه یا فشار باد یا اسپری استفاده نمود؟
مطلقاً از این عمل خودداری نمائید. زیرا با فشار باد یا باد پنکه ویروس به همراه گرد و غبار در محیط پخش می شوند و در آن صورت به راحتی قابل استنشاق می باشند و به همین علّت تاکید شده گرد و غبار محیط را با دستمال نم دار پاک و تمییز نمایید و در طول نظافت درب و پنجره را باز بگذارید. و همچنین از گرفتن شیلنگ با فشار آب جداً خودداری نمایید زیرا ذرات در محیط و درزها پخش می شوند.
 
32- کارگران در کارخانه ها و سربازها در سربازخانه ها چه وضعیتی را باید اتخاذ نمایند؟
دستورات WHO برای این موارد بسیار جالب می باشد که به چند مورد مهم آن اشاره می کنم.
1- کارفرمایان باید گروههای کاری را از یکدیگر مجزا نمایند تا در تماس حداقل با یکدیگر باشند بعبارتی یک کارگر نباید در چند گروه کاری فعالیت نماید.
2- بازدید افراد خارجی از کارخانه و تماس آنان با وسائل کار و افراد کارگر باید در حداقل ممکن باشد.
3- اگر کارگری قادر به انجام کار کارخانه در منزل می باشد به او اجازه داده شود که در منزل مسئولیت خود را ایفاد نماید.
4- ملاقاتهای غیر ضروری حتماً لغو شود و در صورت نیاز تماس از فاصله بیشتر از 2 متر باشد و یا حائل شیشه ای بین ملاقات کننده گان باشد. و بهتر آنکه با تلفن باشد
5- در هنگام صرف نهار همه گروهها در یک زمان وارد سالن غذاخوری نشوند و هر گروه کاری مجزا و در فاصله 2 متر از یکدیگر وارد سالن شده و در میز غذاخوری بجای اینکه مقابل یکدیگر بنشینند بصورت ضربدری مقابل هم باشند.
6- کنترل علائم حیاتی، دمای بدن، علائم احتمالی باید به شدت بوسیله گروههای پزشکی کنترل شود.
نظرات ارائه شده در کارخانه ها به آن جهت است که آسیب های اقتصادی ناشی از بیماریهای ویروسی را به حداقل برسانیم و بتوان توان فیزیکی نیروهای انسانی را در حد امکان حفظ نمودو تصور کنید اگر با پیروی از این دستورالعمل ها بتوانیم حتی یک نیروی کاری را در هر کارخانه یا کارگاهی برای اقتصاد مملکت حفظ نماییم چه نیروی عظیمی می توانند با لحاظ نفوذ بالای بیماری ویروسی مشغول کار باشند. این دستورات را باید با اعتقاد به ان و در عمل به آن اثبات نماییم.
 
33- نقش ماسک در کنترل و پیشگیری بیماری چه اندازه می باشد؟ و نحوه استفاده آن چگونه است؟
ماسک تا بیش از %50 از ابتلاء به بیماری پیشگیری می نماید. بر اساس استاندارد جهانی ماسک N95 برای مبارزه با بیماری های ویروسی می باشد. و باید بدانیم اندازه های مختلف از آن برای افراد و گروههای سنی مختلف باید در دسترس باشد. نکاتی که در استفاده از ماسک باید مد نظر باشد:
1- ماسک باید کاملاً بروی صورت (بینی، لب و چانه) فیکس باشد.
2- زمانیکه ماسک بعلّت عطسه، سرفه یا تنفس مرطوب شده و یا سوراخی در آن ایجاد شده باید تعویض شود. و به همین خاطر باید چند ماسک همراه خود داشته باشیم.
3- برای تعویض ماسک از بندک یا کشی که به دور گوش شما می افتد استفاده کنید و دستتان با خود ماسک تماس نداشته باشد.
4- ماسک مخصوص شما باید دور از دسترس دیگران باشد و پس از استفاده و یا تعویض آنرا در سطل مخصوص قرار دهید.
اگر دچار سرگیجه یا حساسیت پوستی شدید احتمالاً به این نوع ماسک حساس می باشید. بنابر این در موارد بسیار نادر افرادی ممکن است به ماسک حساس باشند.
 
 
34- نحوه شستن دستها چگونه باشد؟
دستها با آب گرم و صابون به مدت 15 تا 20 ثانيه بايد شسته شوند و يا با پنبه و الكل تمام دستها و حتي بين انگشتتان و زير ناخن ها تميز شوند
 

 

بخش سوم) تشخیص و درمان:
 
35- ایا روش تشخیص ازمایشگاهی برای این بیماری وجود دارد؟
بلی به 4 روش میتوان این بیماری را با تهیه نمونه از ترشحات حلق یا بینی تشخیص داد. 1- RT-PCR که بررسی ملکولی است و RNA که پروتئین ویروس میباشد را در محیط ازمایشگاه بدست میاوریم. میزان اطمینان این آزمایش 80 تا %100 میباشد و بهترین راه تشخیصی میباشد. 2- کشت ویروس در محیط ازمایشگاه که 2 تا 10 روز به طول می انجامد و اطمینان آن کمتر از تست PCR میباشد. 3- اندازه گیری انتی ژن با آنتی بادی به روش مستقیم و غیر مستقیم که 2 تا 4 ساعت وقت نیاز دارد اما این تست نمی تواند بین گونه های مختلف آنفولانزای A اختلاف بگذارد. 4- تست سریع تشخیصی یا RIDT که در مدت نیم ساعت انجام میشود ولی اطمینان آن از همه تست ها کمتر بوده (10 تا %70) و همچنین قادر به افتراق انواع مختلف آنفولانزای A نمیباشد. بنابراین 2 تست اول قادر به تشخیص آنفولانزایA نوع خوکی H1N1 میباشند.
36- آيا درمان دارويي براي درمان آنفولانزاي خوكي وجود دارد؟
بله داروي ضد ويروس Oseltamivir (اسلتا مي وير) يا Zanamivir (زانا مي وير) كه داراي اشكال قرص، مايع و اسپري مي باشد و در داخل كشور توليد مي شود. اين دارو در پيشگيري موثر بوده و بخصوص با نظر پزشك معالج در موارد شديد ابتلاء به بيماري نيز مصرف ان ضروري مي باشد.
37- اثرات دارو چگونه میباشد؟
اظهار شده دارو دارای 4 اثر درمانی میباشد. 1- کاهش یا تخفیف علائم 2- کوتاه نمودن دوره بیماری 3- جلوگیری از عوارض جدی و مهلک بیماری 4- کاهش امکان سرایت بیماری به دیگران.
38- آیا داروهای فوق عوارضی دارند؟
مهمترین عوارض Oseltamivir تهوع و استفراغ میباشد که برای کاهش اثرات آن پیشنهاد شده با غذا میل شود.
وZanamivir دارای عوارض شبه آنفولانزا مانند سرگیجه، سینوزیت، سرفه، اسهال و سردرد میباشد که تاکید شده از مصرف این دارو در مبتلایان به آسم خودداری نمایید.
39- آیا حتما تجویز دارو باید بر اساس نتیجه مثبت آزمایشگاهی باشد؟
بر اساس پیشنهاد WHO اگر چه نتایج آزمایشگاهی نقش مهمی در درمان دارند اما تشخیص بالینی و وضعیت ظاهری بیمار مهمتر از نتیجه ازمایشگاهی میباشد به همین دلیل تاکید شده در بیماران در معرض خطر (4 گروه) در صورت بروز علائم آنفولانزای خوکی حتی در صورت نتیجه آزمایشگاهی منفی باید درمان آنان را در 48 ساعت اول آغاز نمود.
و در ساير بيماران مبتلا به درجات متوسط و خفيف از شدت بيماري استراحت، مصرف مايعات فراوان و اقدامات درماني، حمايتي و علامت درماني با مسكن هاي تجويز شده از سوي پزشك كافي مي باشد.
40- داروی موجود و نحوه مصرف ان چگونه است؟
Oseltamivir یا Tamifluبهترین داروی موجود میباشد که کپسول ان 75 میلی گرمی و شربت ان 12 میلی گرم در میلی لیتر میباشد و در دمای 15 تا 30 درجه باید نگه داری شوند.
نحوه مصرف برای بزرگسالان از 13 سال به بالا 2 عدد کپسول در روز به مدت 5 تا 7 روز میباشد و در کودکان از یکسال و به بالا با وزن 15 کیلو گرم تا 40 کیلوگرم از 30 میلی گرم تا 75 میلی گرم دو بار در روز متفاوت میباشد. مطمئنا پزشک معالجتان بهتر شما را راهنمایی مینماید و ممکن است بر حسب شرائط بیمار شما دستوراتی کم یا بیش از این داشته باشد.
41- آیا دارو را میتوان در هر مرحله از بیماری استفاده نمود؟
بلی .اما بهترین و موثرترین زمان با حداکثر اثرات درمانی در 48 ساعت اولیه آغاز بیماری میباشد.
42- آیا محدودیت دارویی (Oseltamivir) برای خانم های حامله یا کودکان وجود دارد؟
خیر حتی برای کودکان کمتر از یکسال هم میتوان تجویز نمود در صورت عدم دسترسی به شربت میتوان کپسول را باز نمود و پودر آن را با مقداری آب میوه مخلوط و برای مصرف کودکان استفاده نمود.
 
43- نحوه درمان در بیماری که قبلا مبتلا به سرطان بوده اما اکنون در بهبودی کامل میباشد چیست؟
تاکید شده است حتی اگر چنین بیمارانی به بهبودی و درمان قطعی نیز دست یافته اند همچنان باید به عنوان گروه پرخطر مورد توجه باشند. لذا واکسیناسیون و درمان آنها در اولویت میباشد.
44- در بیمار مبتلا به ایدز یا HIV چه باید کرد؟
WHO پیشنهاد نموده در بیمارانی HIV+ که تعداد CD4 آنان در محدوده کمتر از 500 میباشد باید در گروه پر خطر قرار گرفته و در اولویت درمان و واکسیناسیون از نوع تزریقی قرار گیرند. در عین حال به استراحت، دوری از استرس و تغذیه کامل در این بیماران تاکید شده.
 
بخش چهارم: واکسیناسیون
 
45- واکسیناسیون چیست و چرا ما نیاز به واکسن داریم؟
همانطور که میدانیم بدن ما همواره در معرض عفونت های ویروسی و میکروبی میباشد و گاهی سیستم دفاعی بدن بنا به دلایل گوناگون قادر به حذف و نابودی عامل عفونی نمیباشد زیرا ایمنی سلولی و هورمونی که دو سیستم دفاعی در بدن میباشند در ابتدا باید قادر به شناسایی ساختمان و عملکرد میکروب یا ویروس باشند و آنگاه با ساختن پادتن یا ضد میکروب و ضد ویروس آنرا نابود نمایند اما گاهی سیستم دفاعی بدن بنا به 2 دلیل مهم قادر به انجام این عمل دفاعی نمیباشد 1- ضعف سیستم دفاعی ناشی از شرائط سنی ، ژنتیکی ، ارثی یا بیماریهای زمینه ای و داروها 2- توانایی بیماریزایی بالای ویروس و یا باکتری در مقابله با سیستم دفاعی بدن بطوریکه با تغییر شکل و یا همانند سازی خود را در مقابل سربازهای دفاعی بدن ( گلبول های سفید) ناشناخته و نهفته و مقاوم نگه میدارند. به همین دلیل سیستم دفاعی بدن باید به نوعی با این مکانیسم مرموز و ناشناخته و پیچیده ویروس و میکروب آشنا شود تا مغلوب حقه و کلک آن نشود. که در این راه دانشمندان موفق به ساخت عامل کشته و یا ضعیف شده از میکروب یا ویروس بنام واکسن شدند تا پس از تزریق آن به بدن انسان این فرصت را برای سیستم دفاعی بدن او فراهم آورند تا خود را در مقابل ویروس ضعیف یا کشته شده آزمون نماید تا با همه شرائط و ساختمان آن اشنا شود تا اگر در روز مبادا با فرم و شکلی قویتر از ان مواجه شد با دانش و تجربه قبلی که از فرم ضعیف یا کشته شده آن بدست آورده بتواند بلافاصله آنرا نابود نمایند.
 
46- تاکنون چند کشور موفق به تولید و عرضه واکسن شده و چه تعداد از مردم واکسینه شده اند؟
تاکنون 16 کشور موفق به تولید و عرضه واکسن شده اند و نزدیک به 65 میلیون نفر در دنیا واکسن این بیماری را دریافت نمودند. در کشور ایران تولید و عرضه واکسن در مراحل پایانی میباشد و انتظار میرود تا پایان آذر ماه عرضه گردد.
47- چگونه و کجا میتوان واکسن را تهیه نمود؟ و آیا رایگان میباشد؟
شبکه ها و مراکز بهداشت و پایگاههای علوم پزشکی کشور محل عرضه و تزریق این واکسن میباشند زیرا حفظ ،نگهداری و انتقال این واکسن نیازمند شرائط خاصی میباشد و ارائه این واکسن در بسیاری از کشورها تاکنون رایگان میباشد. بنابر این هرگونه تحویل ، عرضه یا تزریق و فروش واکسن در محل های دیگر غیر قانونی و فاقد اثرات واکسیناسیون میباشد.
48- واکسن آنفولانزای خوکی تولید شده و به چه اشکالی میباشد؟
بلی تولید شده و دارای 2 شکل میباشد 1- فرم اسپری بینی که به داخل محفظه بینی( سوراخهای) بینی اسپری میشود 2- فرم تزریقی که در محل بازو تزریق میشود. FLU SHOTتزریقی)) -2 FLU MIST) اسپری بینی ( -1
49- تفاوت های این 2 نوع واکسن چیست و موارد کاربرد ان چگونه میباشد؟
1- واکسن اسپری نازال یا بینی از ویروس ضعیف شده میباشد و برای افراد سالم که سن آنها بین 2 تا 49 سال میباشد قابل استفاده میشود بنابراین برای سایر گروههای سنی از جمله کودکان زیر 2 سال و افراد مسن و خانم های باردار و همچنین در افراد با بیماری زمینه ای ممنوع میباشد. 2- اما واکسن تزریقی که از ویروس کشته شده میباشد برای تمام گروههای سنی حتی خانم باردار و شیرده و در افراد با بیماریهای زمینه ای مجاز میباشد.
50- تزریق واکسن برای چه کسانی از اهمیت بیشتری نسبت به سایر افراد برخوردار میباشد؟
بر اساس دستور سازمان بهداشت جهانی به ترتیب : 1- خانم های حامله 2- افراد نزدیک یا نگهدارنده کودکان زیر 6 ماه 3- پرسنل و کادر پزشکی و درمانی در بیمارستانها و درمانگاهها 4- افراد سالم از 6 ماه تا 24 سال 5- افراد 25 تا 64 سال با بیماریهای زمینه ای 6- بالغین سالم از 25 سال به بالا
51- در چه کسانی استفاده از واکسن اسپری بینی ممنوع میباشد؟
1- در کودکان کمتر از 2 سال و افراد بالاتر از 50 سال ممنوع میباشد 2- خانم های حامله 3- کسانیکه سابقه آلرژی به واکسن های دیگر داشته اند حتی کسانیکه به تخم مرغ حساسیت داشته اند 4- افراد با سابقه بیماریهای زمینه ای قلبی ، ریوی، کلیه، کبد و بیماریهای خونی 5- کودکان با سن کمتر از 5سال و سابقه آسم و یا یک دوره بیماری تنفسی در هر سال 6- هر شخصی با بیماری عصبی – عضلانی مانند ( سندرم گیلن باره) و یا فلج مغزی – عضلانی7- کسانیکه اخیرا پیوند کلیه یا قلب شده و یا از بیماری عفونی و تب دار شدید رنج میبرند 8- کسانیکه در حال شیمی درمانی میباشند و کسانیکه مدت طولانی تحت درمان با اسپرین میباشند .
 
52- در چه کسانی استفاده از واکسن تزریقی ممنوع میباشد؟
1- افراد با سابقه بیماری عصبی- عضلانی (گیلن باره) 2- کودکان کمتر از شش ماه 3- افراد با سابقه آلرژی شدید به واکسن های دیگر4- کسانیکه حساسیت به تخم مرغ دارند 5- کسانیکه در مرحله حاد و شدید از بیماری عفونی و تب دار میباشند
53- آیا سایر واکسن های سرماخوردگی فصلی میتواند موجب مصونیت در مقابل ویروس آنفولانزای خوکی گردد؟
مطمئنا خیر و حتی واکسن آنفولانزای خوکی هم نمی تواند موجب مصونیت در مقابل سایر ویروس های سرماخوردگی فصلی گردد. بنابر این در صورت نیاز یک شخص می بایست از هر دو واکسن به طور جداگانه استفاده نماید.
54- واکسن آنفولانزای خوکی چند بار باید تزریق شود ودوره مصونیت آن چگونه میباشد؟
آخرین اطلاعات اظهار میکند1- نوزادان تا 6 ماهگی نیازی به این واکسن ندارند.2 - افراد از شش ماه تا 9 سال دو بار و طی 3 تا 4هفته جداگانه و 3- افراد بالاتر از 9سال فقط یکبار کافی است. مصونیت در مقابل بیماری از 2 هفته بعد از تزریق آغاز میشود و مدت اثر آن اگر چه هنوز مشخص نمیباشد ولی انتظار میرود حداقل برای یک دوره فصول سرد (6ماهه) پایدار باشد. با اینحال بررسی های منطقه ای و پاسخ های ایمنی و نشانه های عدم ابتلاء پاسخگوی این سوال میباشند که میزان اثر بخشی این واکسن جدید چه اندازه میباشد که باید به انتظار پاسخ آن باشیم.
55- تا چه اندازه واکسن فوق موجب عدم ابتلاء به آنفولانزای خوکی میگردد؟
مصونیت ایجاد شده از این واکسن در مقابل ابتلاء به بیماری از 30 تا 90 درصد میباشد و در مقابل مرگ و میر تا حدود 80 درصد میباشد علت این تفاوت ناشی از شرائط و توانایی اشخاص نسبت به این بیماری میباشد. بعنوان مثال بیشترین مصونیت در افراد جوان و میانسال ایجاد میشود و کمترین مصونیت در کودکان و افراد مسن و اشخاص با بیماری زمینه ای میباشد.
56- چرا باید هر سال واکسن بزنیم؟
به دو دلیل 1- ویروس قابلیت تغییر پذیری بالایی دارد بنابر این واکسن تزریق شده در سال گذشته فقط این فرصت را برای سیستم ایمنی بدن فراهم آورده تا ویروس سال گذشته را شناسایی نماید نه ویروس تغییر شکل یافته جدید را 2- گاهی ما با ویروس های جدید و خطرناک مواجه میشویم که در دهها سال اخیر هم هیچ ویروس مشابه به آن وجود نداشته مانند همین ویروس آنفولانزای خوکی یا مرغی که هر چند دهه ناگهان با اشکال کاملا متفاوت و خطرناک ظاهر میشوند.
57- آیا ممکن است تزریق واکسن هم عوارضی داشته باشد؟
سوال بسیار مهمی است زیرا همواره فکر میکنم واکسن به نوعی پیشگیری و رهایی از بیماری است ولی واقعیت این است که حتما باید به علائم و شرائط جسمی خود بعد از تزریق واکسن توجه نماییم و تزریق واکسن هم در مواردی میتواند عوارضی را در پی داشته باشد. و این عوارض معمولا از چند دقیقه بعد از تزریق آغاز شده و تا حداکثر 2 روز ادامه می یابد اما در مواردی ممکن است طولانی تر باشد که در آن صورت نیازمند مراجعه به پزشک میباشد
58- چه عوارضی از واکسن آنفولانزای خوکی جدی میباشد و باید به پزشک مراجعه نماییم؟
1- تب بالا 2- تغییر در رفتار و هوشیاری 3- کهیر یا راشها و ضایعات پوستی منتشره 3- عطسه و سرفه مکرر 4- گرفتگی صدا و مشکلات تنفسی 5- ضربان قلب بالا و ضعف شدید بدنی با رنگ پریدگی
59- چه عوارضی از واکسن فوق ممکن است شایع باشد در حالیکه از اهمیت چندانی برخوردار نمیباشد و نیازی به مراجعه به پزشک نمی باشد؟
در نوع تزریقی: 1- قرمزی، سفتی و تورم و درد مختصر در محل تزریق 2- تب پایین موقت 3- آلرژی موقت از خارش مختصر تا عطسه، سرفه و آبریزش بینی موقت 4- احساس خستگی و کوفتگی مختصر و کوتاه مدت
در نوع اسپری بینی: 1- ابریزش بینی 2- سردرد 3- حالت تهوع و استفراغ مختصر با درد شکم خفیف 4- گلو درد و سرفه کوتاه با مختصر صدای خشن تنفسی
البته باید بدانیم که تمام این عوارض کوتاه مدت و مختصر گاهی ممکن است به عوارض جدی و مهم تبدیل شوند که در ان زمان مراجعه به پزشک ضروری میباشد.
60- آیا ممکن است این واکسن عوارض ناشناخته داشته باشد؟
از آنجائیکه این واکسن با سرعت بالایی به جهت شیوع گسترده و پیشرونده بیماری تولید گردیده ممکن است اثرات پیشگیرانه و عوارض آن تا اندازه ای متفاوت از سایر واکسنها باشد به همین لحاظ دقت و انتقال اطلاعات ما به مراکز درمانی و بهداشتی از عوارض احتمالی این واکسن و همینطور رعایت نکات ایمنی و پیشگیرانه از ابتلاء به بیماری به رغم تزریق واکسن ضروری میباشد و میتواند نقش مهمی در اصلاح ، تقویت و عرضه بهتر و موثرتر واکسن در تولید ات آتی و آینده داشته باشد.
61- چه نکته مهمی را ما باید از این بیماری و واکسیناسیون آن به یاد داشته باشیم؟
قدر مسلم در مبارزه با هر بیماری جدید و خطرناک نقش پزشک و بیمار به یک اندازه میباشد زیرا بیمار با تحمل درد و رنج و انتقال آه و ناله به مراکز درمانی و تحقیقاتی ، سلامتی انسانهای دیگر را بواسطه انسانهای دیگر بنام پزشک تضمین می نماید . بعبارتی بیمار ضمن تحمل درد ناشی از بیماری ، خود کانونی برای ارتقاء سلامتی دیگران میباشد زیرا ما پزشکان از پیام شما بیماران میآموزیم تا چگونه دیگران را با بیماری مشابه درمان نماییم و در این مبارزه نفس گیر با بیماریهای ناشناخته چه نیکو است که 1- شما بیمار عزیز تا آنجا که میتوانید به دقت و کامل از بیماری خود و تمام مراحل آن با پزشک خود سخن بگویید و 2- نیکوتر از آن اینکه پزشک معالج با تمام وجود به پای سخن شما بنشیند و از همه آلام شما به خوبی و متانت بشنود زیرا هر کلام بیمار میتواند چراغ هدایتگری برای پزشک در علاج بیماریهای سخت برای هرانسانی دیگر باشد. بنابر این به همه بیماران عزیز توصیه می نمایم در مواجهه با چنین بیماریهایی حتما تمام مراحل بیماری از ابتلاء تا درمان و حتی واکسیناسیون را در دفتری کوچک یادداشت و آنرا برای ارائه به پزشک و حتی آیندگان حفظ نمایید زیرا گاهی نکته ای کوچک در دفتر یادداشت تان میتواند انقلاب بزرگی در درمان و پیشگری از بیماریهای مهم و صعب العلاج برای متولیان بهداشت و درمان باشد. بنابراین اکنون که در آغاز واکسیناسیون آنفولانزای خوکی میباشیم حتما همه جوانب و علائم بعد از واکسیناسیون را به یاد داشته و پزشک خود را از آن مطلع نمایید.
62- آیا ترس و اضطراب از ابن بیماری می تواند در تشدید علائم نقش داشته باشد؟
قطعاً همینطور می باشد.
قبل از هر چیز باید اشاره نمایم. مرگ و میر ناشی از این بیماری از میان بیش از یکصد هزار نفر کمتر از 2 درصد بوده که بیشتر این مرگ و میر هم در زمانی بوده که بسیاری از مراکز درمانی و بهداشتی و در عین ناباوری هیچگونه راهکار منسجم و مشخصی برای مبارزه ، درمان و پیشگیری از این بیماری نداشته اند. در حالیکه اکنون به سرعت تمام مراکز درمانی دنیا بخصوص در کشور عزیزمان به همت و تلاش همه گروههای پزشکی، درمانی و بهداشتی تمام شرائط آماده و مهیا به مبارزه با این بیماری می باشد.
نکته دیگر که باید بر آن انتقاد نمائیم این است. اظهار مطالبی از تاریخچه این بیماری و بیماریهای ویروسی دیگر در بعضی سایت ها و خبرها که در قرن گذشته موجب مرگ و میر بالایی شده چه ارتباطی با دنیای پرقدرت و پرتوان بهداشت و درمان امروزی دارد. شایسته است اگر خبری از مرگ و میر تلخ این بیماری در گذشته آورده ایم در ادامه اظهار کنیم که امروز آنروز نیست که در مقابل بیماری درمانده باشیم زیرا به برکت نفوذ علم و دانش بسیاری از بیماریهای لاعلاج و صعب العلاج امروز علاج می شوند و خنده و شادی بر جسم بیمار شفا یافته نقش می بندد. و به همین لحاظ در هر شرائط از بیماری جسمی و روحی باید وجود خود را متصل به وجود حکیم یگانه الهی نموده و با خودباوری و تقویت نیروی درونی, ضمیر و نهاد خود را از ترس و اضطراب رها یی بخشیم.
زیرا واضح است سیستم ایمنی بدن و قوای عقلانی در شرائطی فارغ از ترس و اضطراب به راحتی به نقش خود عمل می نمایند و به شدت هر عامل بیگانه ویروسی و میکروبی را سرکوب می نمایند و در مواجهه با هر بیماری و مشکل جسمی باید به فکر راه چاره باشیم و ذهن و اندیشه خود را از نگاههای منفی و آزار دهنده پاک نمائیم.
63- چه توصیه ای به افراد خانواده و اجتماع دارید؟
ما باید بدانیم ویروس آنفولانزای خوکی اوّلین بیماری ویروسی نبوده و مطمئناً آخرین آن هم نخواهد بود. فراموش نمی کنیم ویروس های دیگر هم مانند ویروس هپاتیت، ایدز، فلج اطفال، سارس، آنفولانزای مرغی و طاعون و... تا ویروس پر هیاهوی امروز ما آنفولانزای خوکی و ویروسهایی که خواهند امد تهدیداتی در زندگی ما انسانها بوده میباشند و خواهند بود.
اما آن چیزی که ما باید از قاعده و قانون مبارزه با این بیماری و هر بیماری ویروسی مسری دیگر بدانیم و بیاموزیم بسیار مهمتر از نام و ترس و وحشتی است که این بیماریها در جامعه ما پدید میاورند و از سوی دیگر مطمئناً نقش تک تک افراد اجتماع در پیشگیری از این بیماری ها کمتر از نقش متولیان بهداشت و درمان نمی باشد. و نباید منتظر باشیم تا همه چیز برای ما اماده و مهیا شود.
زیرا آنان قانون و مقررات را تنظیم و ارسال می نمایند و ما مردمان عادی باید مجریان آن باشیم بنابر این ما هم در زندگی اجتماعی مسئولیتی داریم که نقش ان کمتر از کارگزاران ان نیست. لذا برای یک بار هم شده باید تمام اسرار و راه مبارزه با این بیماری ویروسی هزار چهره را بشناسیم تا اگر روزی دیگر با آنفولانزای دیگر مواجه شدیم با خیالی آسوده و مطمئن بدانیم نقش و مسئولیت ما در مبارزه با ان چیست؟ زیرا تجربه و علم به ما میگوید برای زندگی سالم و شاد ضمن اموختن باید به دیگران هم بیاموزیم.
همانا که که حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند: 4 چیز از خرد و دانش بر امت من لازم است 1- شنیدن دانش و علم 2- حفظ کردن آن (نوشتن) 3- انتشار آن 4- عمل و اهتمام به علم و دانش آموخته شده
بنابر این از شنیدن تا عمل به علم و دانش شنیده و آموخته شده تضمینی بر سلامت فردی و اجتماعی میباشد. و این به ما میآموزد که همه افراد جامعه در قبال سلامتی یکدیگر مسئول میباشند. و چنین بود که شاعر نامی ایران زمین فردوسی گفت : بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به دردآورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار.
پايان سخن اميدوارم با تاسی از فرموده حضرت امام علی (ع) كه دانا زنده است گرچه بميرد و نادان مرده است هرچند زنده باشد به اين نكته مهم دست يابيم كه دانايي انسان را از شك و تردید رهايي مي بخشد فضيلت اخلاقي او را از رنج و درد مي رهاند و همت و عزم استوار او را از ترس نجات مي دهد. شك و درد و ترس بدترين دشمنان نيك بختي ادمي هستند و دانايي ، فضيلت و همت براي او فرشتگان نجات اند.
هميشه بخواهيم كه بخوانيم و بدانيم تا سالم، سلامت و شاد زندگي كنيم.
سالم تندرست باشید و تلاش کنیم انسانی مفید برای جامعه باشیم تا انسانی مهم.
 
سید ناصر عمادی - آذر ماه94
آخرین به روز رسانی شنبه, 21 آذر 1394 20:30

شعور حسینی یا شور حسینی؟

شعور حسینی  یا  شور حسینی؟
روز چهارشنبه  94/7/29 توفیق و سعادت حضور در کربلای معلی در معیت تیم پزشکی هلال احمر متشکل از 14 متخصص ایرانی نصیب اینجانب گردید.  اگر چه  حضور در کربلا و عزاداری در غم و ماتم حسین (ع) برای اثبات و احیا حقانیت نماز و فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر بوده و میباشد اما  همراهی آن با شعور  و شور حسینی  ارزش و قداست آنرا آنچنان متعالی می نماید که عاقبت و فرجام آن  چه در معنا و مفهوم اعتقادی و چه در بیان معیارهای علمی و عملی از دیدار با افعال  انسان آزاده و شرافتمند، آنرا حتی فراتر و خطیرتر از فریضه حج جلوه می نماید .
عاشقی برای حسین ابتدا شعور حسینی را  می طلبد  و آنگاه شور حسینی . و تاسف از آن روزی که شعور حسینی که همان اصل نماز و امر به معروف بوده  فراموش شده و فقط بر طبل شور حسینی بکوبیم . این مقدمه را از آن جهت گفتم تا  بدانیم شور حسینی بدون شعور حسینی مشقی بیش نیست که بسیار آسان پاک میشود و هیچ آثاری از خود بجا نمیگذارد.
شب پنجشنبه به اتفاق پزشکان اعزامی جلسه ای در کربلا داشتیم تا از ماموریت حضور و وظائف خود مطلع شویم. به 4 گروه امداد و نجات پزشکی در 4 منطقه از کربلا (نزدیک حرمین) تقسیم شدیم تا برای 3 حادثه مهم آماده ارائه خدمت به زائرین میلیونی امام حسین (ع) باشیم.
ماموریت اول ارائه خدمات پزشکی به زائرین با هر کسالت جسمی و روحی  ماموریت دوم نجات و درمان مجروحین احتمالی ناشی از عملیات تروریستی و ماموریت سوم درمان عزادارانی که فقط به بهانه شور حسینی با قمه و چاقو به جان خود افتاده اند.  
ساعت 4 صبح روز عاشورا نحوه و ترکیب ارائه خدمات پزشکی آرایش جدیدی به خود گرفت وسائل جراحی، امکانات احیا، تزریق خون و سرم و تخت های اورژانسی   جایگزین قرص و شربت و آمپول در چادر های امداد  گردید. موضوع از آن قرار بود که سیل مجروحین قمه و چاقو از بعد اذان صبح به چادرهای ما سرازیر میشوند. دسته جمعی همه پزشکان بعد خواندن  زیارت عاشورا و سپس نماز صبح  در محل بین الحرمین آماده پذیرش مجروحین و مصدومین شدیم. همینقدر که از بعد اذان صبح تا ساعت 2 بعداظهر یعنی حدود 10 ساعت هرگز نتوانستیم لحظه ای بنشینیم و استراحتی اختیار کنیم. سیل مصدومین و خونهایی که به اندیشه و دلیلی ناصواب بر زمین میریخت و ما هم چاره ای جز نجات آنان نداشتیم.
زائری جوانی از ایران که از شدت خونریزی خود را در آغوش مرگ می دید فقط توانست بگوید "دکتر من ایرانی هستم نجاتم بده " و سپس بیهوش نقش بر زمین شد. با زحمت بسیار در همان کف خیابان با جراحی و بخیه خونریزی او را بند آورده و با تجویز سرم پس از مدت یکساعت به هوش آمد. از او پرسیدم برای عاشقی حسین (ع) راههای دیگر هم وجود دارد چرا بجای جنگ با داعش و صهیونیست به جنگ با خود میروید؟  خوب هست که در زندگی امروزمان هم سربازان حسینی همانند آن بزرگان و سردارانی را می بینیم که در دفاع از حرم جان خود را هدیه به بزرگی دین و مملکت در مبارزه با دشمنان دین و انسانیت می نمایند. پس چرا  باز این دل و قلب مان روشن و آگاه نمیشود و عقل و اندیشه ما صاحب منطق و حقیقت حسین (ع) نمیشود؟ پاسخ داد مرگ را بسیار خوب لمس کردم و  زندگی خود را مدیون شما هستم  و به شما قول میدهم به همین باب الحسینی که یکبار دیگر چشمانم به آن منور گردید همیشه حسین را به عقل و اندیشه و اعتقاد قلبی بخوانم و هرگز مرتکب چنین خطایی نشوم.
آقا ابا عبدالله (ع) آنقدر منشاء عزت، عظمت، علم، صداقت، محبت،  کرامت و برکت میباشد  که هیچ احدی را قابل به درک و شناخت آن نمیباشد. روزی 72 تن تشنه و گرسنه در همین کربلا جان به درگاه احدیت برای حریت و آزادگی تقدیم نمودند تا امروز شاهد باشیم که از برکت و حقانیت آن ایثار از  سیل عظیم جمعیت تا بیست میلیون در اربعین حسینی  حتی یک نفر هم تشنه و گرسنه سر به بالین نمیگذارد.  این چه حکمت و عظمتی از روز عاشورا و کربلا است که دهها میلیون انسان اینچنین برای یک نام از گوشه گوشه دنیا اینچنین با نظم و انظباتی که ناظم آن کسی جزء حسین و ابوالفظل نمیباشند به این دیار عزیمت میکنند تا دل در گرو عاشقی ابی عبدالله  با شعور حسینی دهند.

خدایا به حرمت همان حسین (ع) و ساقی کوثر آقا ابوالفظل (ع) عقل و جانم را عارف و عاشق به معرفت و حقیقت عاشورا فرما.

 

سید ناصر عمادی - خادم زائرین کربلای حسینی

عراق کربلا - پنجم آبانماه 94

 

 

 

 

 

آخرین به روز رسانی چهارشنبه, 13 آبان 1394 22:06

از حضور سفرای کشورهای آفریقایی در زادگاهم تا جهادی ترین پزشک کشور


29 مرداد 94 با تشکیل یک تیم پزشکی متشکل از متخصص داخلی،  متخصص اطفال، متخصص زنان، پزشک عمومی ، و با حمایت هلال احمر مازندران  به 3 منطقه کیاسر، روستای اراء، و فولاد محله در استان سمنان و مازندران عزیمت نمودیم. ضمن معاینه 450 بیمار در این سه منطقه محروم، دارو نیز بطور رایگان به بیماران ویزیت شده تحویل گردید. این اقدام به مناسبت روز پزشک برای همراهی و همدردی با ساکنین مناطق محروم از دو استان مازندران و سمنان بود. اگرچه در روستای اراء بدلیل عدم هماهنگی قبلی با مشکلاتی مواجه شده بودیم اما در کیاسر و فولاد محله خدمات پزشکی به نحو احسن برگزار گردید.


اما مرداد ماه 94 با حضور مکرر اینجانب در مراسمات مختلف ملی و بین المللی همراه بود.
موضوع از آنجا آغاز شد که تعدادی از سفرای کشورهای آفریقایی تصمیم گرفتند برای سالها حضور داوطلبانه اینجانب  (بعنوان پزشک بدون مرز) در کشورشان به شهر و زادگاهم برای ابلاغ تقدیر و تشکر مردم  و دولت کشورشان عزیمت نمایند. آنها میخواستند از خانواده و مردم شهرم برای عدم حضورم در قائمشهر و طبابت در آفریقا تشکر کنند. 

به ترتیب از چپ: سفرای نیجریه، کمور، سنگال، بروندی و خودم در فرودگاه دشت ناز ساری
سفرا به اتفاق همسرشان ابتدا  به منزل ما و سپس به سالن اجتماعات شهرداری و شورای شهر آمدند و با استقبال گرم مردم و مسئولین شهر مواجه شدند. امام جمعه محبوب و پدر بزرگوار دو شهید حضرت آیت الله معلمی  به همراه فرماندار، شهردار، و اعضا محترم شورای شهر که مظهر حضور مردمی ترین مراسم بودند خالق صحنه زیبایی از پیوند دو ملت آفریقا و ایران بودند.

استقبال مردم و شهردار قائمشهر آقای حجازی از سفرای آفریقایی در محوطه شهرداری
مردم قائمشهر و سوادکوه به نمایندگی از ملت ایران و سفرای کشورهای بروندی، نیجریه، کمور، سنگال  به همراه همسرانشان به نمایندگی از ملت آفریقا نشان دادند که در تاریخ دوم شهریور 94 برای قدردانی از نیکی ها و محبت ها فارغ از نژاد، ملیت و مذهب  در شهر قائمشهر از استان مازندران و کشور ایران کنار هم آمده اند تا یکصدا بگویند همپنان که پیامبر بزرگ اسلام فرمودند " نیکی و محبت به یکدیگر آغاز همه خوبی ها، امنیت، آسایش و آرامش در  زندگی و با هم بودن هاست ".


اگرچه آغاز فعالیت های بشردوستانه ام در کشورهای آفریقایی که به همت و حمایت جمعیت هلال احمر از سال 2008 آغاز شده بود را به چنین روزی از حضور سفرای آفریقایی در شهرم پیش بینی نمیکردم . اما اگرچه پاسخ سفرای ملت آفریقا دیر و بعد از 7 سال محقق شد اما به وعده الهی خوب و باشکوه محقق گردید.
همپنان که در مراسم حضور سفرای آفریقایی گفتم " حضور سفرا در شهرم برای تقدیر و تشکر از اینجانب نبود بلکه برای تقدیر و تشکر از دین، مذهب، ملت و خانواده ای بود که فردی و پزشکی را آنچنان بر اساس معیار های دینی و فرهنگ غنی ایرانی ساخته اند که بتواند به نمایندگی از ملت مسلمان و بزرگ ایران خدمتگزار نیازمند هر انسانی در هر گوشه از این دنیا  بخصوص آفریقا باشد.  حضور سفرا برای احترام به معلم ها ی  دوران ابتدایی، راهنمایی و دبیرستانم بود که زندگی کردن و خدمت به انسانها را به من آموختند. تکریم و احترام به شهدای همرزم 8 سال دفاع مقدس بود که با شهادت خود دفاع از سلامتی و تندرستی همه انسانها را به من آموختند. و به همین علت این افتخار را به  پدر مرحوم، همه شهدا و معلمین و اساتیدم از دوران ابتدایی تا دانشگاه و مردم خونگرم شهر و دیارم قائمشهر و سوادکوه تقدیم میکنم که همه خوبی ها را از ایشان آموختم.


سفرای آفریقایی و همسرانشان  در سالن اجتماعات شهرداری قائمشهر

اما حضور سفرا که با همکاری و همراهی ویژه استاندار محترم و مسئولین استان همراه بود منجر به امضاء 4 تفاهم نامه اقتصادی، کشاورزی، صنعتی و آموزشی با کشور های آفریقایی فوق در میلاد امام هشتم گردید  که آنرا قطعا از برکات توجه آقا امام رضا (ع)  میدانم.


سفرای آفریقایی پس از امضاء تفاهم نامه اقتصادی با استاندار مازندران

اما به همت و توجه دوستان در تاریخ 31 مرداد 94 مراسمی با عنوان تکریم از پزشکان جهادی کشور در دانشگاه شهید بهشتی با حضور وزیر محترم بهداشت آقای دکتر هاشمی، رئیس نمایندگی ولی فقیه در دانشگاها حاج آقا محمدیان، آیت الله اراکی رئیس مجمع جهانی تقریب مذاهب، و دکتر رئیس زاده رئیس بسیج جامعه پزشکی کشور برگزار گردید که فرصتی شد تا اینجانب به نمایندگی از 14 پزشک جهادی منتخب کشور دقایقی مطالبی را برای مسئولین و حضار بیان نمایم و در پایان هم لوح تقدیر و نشان پزشک جهادی برتر را از وزیر محترم دریافت نمودیم.


از راست: وزیر بهداشت آقای هاشمی، آیت الله اراکی، حاج آقا محمدیان نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها و دکتر عمادی

اما آنچه بیان گردید از لطف، توجه پروردگار متعال برای اندک خدمتی بود که انجام داده بودم این بدان معنا میباشد که انشالله از لطف و محبت او و بزرگان و مسئولین کشور مغرور نشویم و همیشه هر تقدیر و تشکر را آغاز راهی بزرگتر و مسئولیتی خظیرتر در آینده برای اعتلای دین، کشور و انسانیت بدانیم.
لازم میدانم از حمایت همیشگی و ارزشمند انسان فرهیخته و برجسته جناب آقای مهندس ولیپور مدیر عامل هلال احمر استان  مازندران که همواره کلام و کردار ایشان موجبات دلگرمی و عشق اینجانب به خدمت داوطلبانه بوده قدردانی نمایم.  
انشاالله طی هفته های  آینده به دعوت مسئولین بهداشت و درمان کشور نیجریه عازم این پرجمعیت ترین کشور آفریقایی با بیش از 90 درصد جمعیت مسلمان خواهم بود که از جنگ طلبی گروههای افراطی بکوحرام در رنج و آسیب میباشد. 

سید ناصر عمادی - متخصص پوست

مرداد ماه 94

 

آخرین به روز رسانی چهارشنبه, 13 آبان 1394 21:55