اخبار

محبت خدا یعنی خدمت خلق الله

آخرین به روز رسانی سه شنبه, 22 دی 1394 12:48

محبت خدا یعنی خدمت خلق الله

روز یکشنبه ششم  دیماه 94 به دعوت مدیر مدرسه دخترانه سما قائمشهر برای سخنرانی از  موضوع مراقبت های پوست به این مدرسه رفتم. سه موضوع مراقبت از آفتاب، لوازم آرایشی و در پایان اینکه چگونه میتوانیم برای کشور، ملت و همه مردم دنیا مفید وموثر باشیم مطالبی را با عکس و تصویر نشان دادم .

استقبال خیلی خوبی شد حتی آنقدر فضا دوستانه و صمیمی شد که دانش آموزان با طرح سوالاتی نکات بسیار خوبی را به من اشاره نمودند و حتی شاید گفت من هم از آنها آموختم. هلیا سادات دخترم نیز در این مدرسه بودند که در تصویر مانند همه دانش آموزان خندان و شاد در کنارم نشسته اند.  بیاد روزهای آموزش دانش آموزان در شهر زلزله زده بم  از بیماری سالک و آموزش دانش آموزان در کشور آفریقایی کنیا از بیماری ایدز،  افتادم که  البته همیشه آموزش هم برای معلم و هم برای محصل موجب تعالی علم است و اخلاق. زیرا واقعیت و ماهیت زندگی با آموزش معنا و مفهوم می یابد. و شاید همین علتی بود که همیشه عاشق معلمین بوده و دوست داشتم همجا و همیشه نقش معلمین را ایفا نمایم که نافذترین آثار را در زندگی انسانها دارد. 

مدرسه سما قائمشهر در کنار دخترم هلیا و دانش آموزان بعد کلاس آموزشی 94

بم - پایش سلامت از سالک و آموزش دانش آموزان - سال 85

آفریقا - کنیا - نایروبی - دبیرستان دخترانه آموزش پیشگیری از ایدز- سال 91

آفریقا - غنا- دانشگاه آکرا - سال94

آفریقا - بروندی - سال 92
روز پنجشنبه دهم دیماه  مانند همیشه، به دعوت دوست و پزشک پرتلاش و دلسوز آقای دکتر رشیدی (رئیس شبکه بهداشت سوادکوه) برای ارائه جدیدترین مطالب از بیماری آنفولانزای خوکی برای پزشکان و پرستاران به شهرستان پل سفید رفتم جمعیت قابل توجهی حضور داشتند و چه حس خوبی که خارج از برنامه و  در روز فراغت، برای کمک به اطلاعات علمی یکدیگر که منافع آن برای همه مردم و بیماران خواهد بود،  صمیمانه پای صحبت هم می نشینیم.   جدیدترین مطالب را برای حضار بیان کردم سپس سوالاتی خوبی از مستمعین مطرح شد و در پایان هم به اتفاق دکتر رشیدی، دکتر جمشید عمادی متخصص بیماریهای عفونی (پسر عمویم ) برای ویزیت رایگان بیماران عازم روستای پاشاکلا و مته کلا شدیم .

کلاس آموزشی پزشکان و پرسنل بهداشتی سوادکوه پل سفید از آنفولانزای خوکی- دیماه 94
ابتدا در حسینیه روستا برای اهالی محل از بیماری آنفولانزا به همان زبان محلی مطالبی بیان نمودم ( اگر چه بیشتر آنها شاید در خواندن و نوشتن مهارت نداشتند اما بسیار دل به حرف ما داشتند) و بعد از پاسخ به سوالات بیماران مراجعه کننده، به معاینه، درمان و تجویز دارو برای بیماران مشغول شدیم . در پایان هم نهار دعوت آقا اکبر معروف به دکتر اکبر (کارمند بازنشسته شبکه بهداشت و ساکن همان روستا) بودیم. سفره دلچسبی را همسر و دختر بامحبت شان در دل روستای باصفای مته کلا فراهم آورده بودند نزدیک به 20 نفر بر سفره پربرکت ایشان نشستیم تا همه بدانند هیچ محبتی به لطف خدا بی پاسخ نمی ماند.  زیباترین صحنه ها از محبت به یکدیگر با مدیریت دکتر رشیدی عزیز و مهمانوازی دکتر اکبر  در روستای دور افتاده سوادکوه شکل گرفت.

لذت سخن گفتن با این صورت سوخته گان کمتر از سخن گفتن با خدا نیست

اکبر آقا معروف به دکتر اکبر کدخدای محل با خانواده شان که میشوند یک دنیا محبت

سمت راست دکتر رشیدی عزیز- من و پسر عمو دکتر جمشید عمادی مته کلا دیماه 94

سفره محبت دکتر اکبر و همسرمحترمه ایشان ایستاده درعکس در روستای مته کلا برای مهمانان

 

آنجا هم طبابت بود و هم درمان، هم گپ و گفتگو بود  و هم آموزش، هم بگو بخند بود و هم نهار و صبحانه مفصل در دل زیبای طبیعت، هرچه بود مهر و محبت و دلخوشی بود و چیزی که از آن صحبت نبود غم بود و غصه و پول ویزیت و دارو.
اگر هزاران بار بیماران به سراغ ما در مطب و بیمارستان آمدند چه خوب که خدا لطفی نمود تا ما یکبار به سراغشان برویم.

سید ناصر عمادی - دیماه 94

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید