اخبار

پرچم ایران و نام مولایم حسین در آفریقا

آخرین به روز رسانی جمعه, 03 ارديبهشت 1395 12:45

امروز بیش از هر زمانی بعنوان ایرانی باید پیام آور صلح و دوستی در دنیا باشیم:

 
 كنيا كشوري مسيحي نشين و قدرتمند با بیش از 40 ميليون جمعيت ( 25 درصد مسلمان) در شرق آفريقا بعنوان دروازه ورود به شرق و مركز قاره آفريقا ميباشد. پیشرفت این کشور در سالهای اخیر  بدلیل حضور کشورهای چین، ترکیه، هند چشمگیر بوده  از سیاست های رئیس جمهور جدید این کشور یعنی آقای اهورو (فرزند جمعه کنیاتا  رهبر انقلاب این کشور) بوده که کشورهای شرقی را به غرب ترجیح داده است.
و امسال ششمين سالي بود كه در ایام فروردین و سال نو بعنوان پزشك مسلمان ايراني براي آموزش پزشكان و درمان بيماران آفريقايي به كنيا میرفتم. حضور در مراکز درمانی و آموزشی، مراکز درمانی ایدز و حتی مدارس ابتدایی که در گزارش قبلی آورده بودم آثار خوبی را از فعالیت ها آشکار نمود.  


اما در آخرين سخنراني علمي از بيماريهاي پوست در دانشگاه كنياتا كه با حضور جمع كثيري از پزشكان و دانشجويان و مسئولين بوده از بنده به گرمي از كشور و ملتي بزرگ بنام ايران تقدير شد
در پايان مراسم تقدير از بنده مجددا خواسته شد تا چند جمله اي براي حاضر مطلبي بيان كنم
گفتم: نماينده ملتي بزرگ و مسلمان هستم كه آرزويش سلامتي تندرستي و دل خوش براي همه ملت هاي دنيا است.
ما خدمتگزار همه مردم دنيا فارغ از نژاد، فرهنگ، مليت، مذهب، رنگ پوست و سياست هستيم.
چون 1- مرام مولاي مان حسين انسان آزاده و 2- تمدن كهن ايران اسلامي به ما چنین آموخت که
" زندگی ما ایرانیان برای کمک به دیگران است " و مادامی زندگی میکنیم که نشاط و سلامتی را برای دیگران به ارمغان آوریم.   
بنابراين بنام حسين و بنام ملت ايران درخواست ميكنم تابلويي به اين نام در اين بيمارستان نصب شود
كه با تشويق همه حاضرين تاييد و روز بعد اين تابلو در بيمارستان بزرگ و آموزشي باگاتي در پايتخت كنيا يعني نايروبي نصب شد.


به آقا حسين عرض كردم:
شش سال  به کنیا آمدم و رفتم. تا آنجا که میتوانستم به نام انسانیت بیمار دیدم  و زخم های بسیاری را  خودم شستم و پانسمان نمودم. و آنچه میدانستم به دانشجویان و پزشکان کنیایی آموختم.
سختی ها و کسالت ها  از غربت خانه و خانواده ،تهدید دشمنان دین و انسانیت،  تا مشکلات و سختی دانشگاه و  ابتلا جسم و جانم به مالاریا و تیفوئید را تحمل نمودم 
تا امروز پرچم تو حسين ابن علي و  نام کشورم برافراشته شود. تا شاید ما را قبول فرمایید!


میخواهم عرض کنم : هر که باشیم اگر اظهار محبت ما به دردمندان و نیازمندان خالصانه و صادقانه باشد حتما به باب الحسین در کربلا میرسیم و این شاید برتر از بارها و بارها سفر کربلا و حج باشد.

 و ایکاش فقط یک سفرمان به کربلا برای بیعت با حسین زهرا بود و دیگر سفرهایمان به نقاط دیگر از گوشه و کنار این دنیا برای بیعت با مرام و اخلاق حسین در کمک و یاری به مستضعفین، نیازمندان و بیماران برای اعتلای نام کشورمان ایران و ملت بزرگ آن بود.

 

 



خاطره یک پزشک زن مسیحی را که برای کمک به بیماران مبتلا به ایبولا به کشور لیبریا رفته بود را میخواندم  که برای ساعات پایانی عمر کسانی که دیگر نجات آنان غیر ممکن بود هر چه میخواستند برایشان تهیه می نمود و در اختیارشان قرار میداد. لحظه ای او را با تعدادی بستنی و عروسک دیدند که به سرعت به سمت بیماران مبتلا به ایبولا در سالن مدرسه ای می دوید. بستنی برای کسانی بود که از شدت تب و تشنگی در آخرین لحظات عمرشان طلب آنرا نمودند و عروسک برای کودک چارلی 4 ساله که دیگر دیر شد و از دنیا رفته بود و آن پزشک زن گریه و حسرت که کاش قبل مرگ کودک میتوانست عروسک را در آغوش چارلی کودک قرار می داد. 

نمیدانم آیا روزی بر ما خواهد آمد که چرا بعنوان پزشک مسلمان ایرانی، چه خانم دکتر و چه آقای دکتر اینقدر بیخیال درد و غم دردمندان دنیا بودیم؟ و چشم و گوش ما فقط به مطب و درمانگاه و بیمارستان خصوصی ما بود؟ به خود میگویم آیا میتوان با خدا شرط کنیم که خدایا یازده ماه از سال را برای خودم کار و تلاش میکنم اما قول میدهم یکماه از دوازده ماه را فقط برای تو و بندگان نیازمند تو بدون هیچ رابطه مالی کار کنم! خدایا میتوانم؟؟

بگذریم!

 

در تابلویی که بعد از شش سال تلاش در کشور مسیحی نشین کنیا و در بزرگترین بیمارستان دولتی مرکز بیماریهای عفونی نصب گردید که هر روز در معرض نگاه صدها بیمار و مراجعین میباشد چهار نکته مهم در آن نهفته میباشد.

 



1-نام و پرچم کشور ایران  برای آنان که میهن پرست هستند.
2-نام و نشان از حسین ابن علی برای آنان که عاشق اهل بیت ع هستند.
3-نام و لوگو دانشگاه علوم پزشکی تهران برای آنان که اهل علم و دانش هستند.
4-نام و نشان از خودم اگر طالب شهرت و نام و نشانی از کار و تلاش خود هستیم. 

بنابراین محبت و نیکی سرمایه و اعتباری عظیم  هم برای کشور، هم برای دین، هم برای علم و دانشگاه و هم برای خود فرد است.

مشروط بر آنکه

1- صاحب دانش و تجربه  برتر، از نیازانسانها باشیم. همچنانکه اگر متخصص پوست نبودم شاید هرگز در چنین مقامی از دفاع برای کشورم نبودم

2- صبور و بردبار باشیم 

3- شجاعت و جسارت حضور در میدان رقابت با همه تهدیدی ها را داشته باشیم.

4-  با اطلاع کامل و جامع از فرهنگ و مرام کشور هدف و احترام به همه اعتقادات آنان،قدرت سخن به زبان انگلیسی را داشته باشیم.

5-مدیر و صاحب درایت به اعتلای دین و نام کشورمان ایران به موازات فعالیت های بشردوستانه باشیم.

 
این یعنی همان فرمایش مولا علی (ع) که موفقیت ها و تجربه ها ی ارزشمند  از جذر و مد و سختی های روزگار حاصل میشود نه راحت روزگار.

 

یکبار دیگر خدای بزرگ را برای این اراده و رحمت واسعه ایشان شکرگزارم و  دعاگوی معلمین، دوستان محبت گستر هلال احمر و اساتیدی که از آنها مرام زیستن و خدمت را آموختم و نیز مدیون دعای خیر مردم کشور، شهر و دیارم روستای چاشم. 

 

اول اردیبهشت 95 مصادف با میلاد علی ابن ابیطالب (ع)

سید ناصر عمادی




  

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید