اخبار

حضورم در پاکستان

آخرین به روز رسانی دوشنبه, 08 آذر 1395 18:53

 

حضور در پاکستان برای آموزش مبارزه با سلاح های شیمیایی

 

بیست چهارم آبانماه 95 به دعوت وزارت خارجه پاکستان و سازمان بهداشت جهانی به مدت یک هفته به اسلام آباد پایتخت کشور پاکستان رفتم. منظور از این مسافرت یکدوره آموزش فشرده از مبارزه با سلاحهای شیمیایی و میکروبی بود. در این دوره از حدود 30 کشور جهان نمایندگانی دعوت شده بودند تا بر اساس آخرین حملات شیمیایی که از عوامل مختلف تروریستی به آن اقدام نموده بودند بیشتر دانسته و راه مبارزه با آن را بیاموزیم.

 

دانش مبارزه با عوامل شیمیایی توسط نهاد بین المللی بنام OPCW  مدیریت و برگزار میگردد که مرکز آن در لاهه هلند میباشد. ایران نیز بعنوان یکی از قربانیان بزرگ سلاح های شیمیایی عضو این نهاد بین المللی میباشد و هر ساله ضمن پرداخت حق و حقوق عضویت خود انتظار دارد تا کارشناسان و پزشکان ایرانی از آخرین دانش مبارزه با سلاح های شیمیایی مطلع شود. اگرچه چنین دوره های آموزشی در کشورهای اروپایی برگزار میگردید اما این بار کشور پاکستان درخواست میزبانی نمود و بنده هم خوشحال از حضور در یک کشور همسایه مسلمان تا بیشتر از این کشور دوست و وضعیت آن به همراه یکدوره آموزش علمی بدانم.

 

در بدو ورود به اسلام آباد آقای دارایی رایزن فرهنگی سفارت ایران به استقبال ما آمدند که بی نهایت از محبت ایشان سپاسگزارم. اما بلافاصله از فرودگاه عازم کلاس های آموزشی شدیم. همه روزه از 8 صبح تا 5 عصر کلاس های تئوری و عملی از مبارزه با سلاحها و انفجارات شیمیایی بود. دروسی که مبنای آن اتفاقات واقعی از حوادث تروریستی در گوشه و کنار دنیا بود. در این دوره نکات مهمی بیان گردید.

 

1-       چگونه خود را در مقابل عوامل شیمیایی مصون و محفوظ نگه داشته باشیم؟

2-       چگونه مصدومین و بخصوص مردم بیگناه آسیب دیده را نجات دهیم؟

3-       چگونه عامل شیمیایی منفجر شده را شناسایی نماییم؟

4-       چگونه عامل انفجار را در محیط حنثی نماییم؟

5-        چگونه مردم و دیگر افراد جامعه را از حمله احتمالی مطلع نماییم؟

 

نکات بسیار مهم و ارزشمندی در این دوره از آموزش بیان گردید که همه یادآور دوران جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران بود. دورانی که به حمایت غرب بیش از یکصد هزار جانباز شیمیایی به خانواده های ایرانی و دولت ایران تحمیل نمود. جانبازانی که هنوز جسم و جانشان رنجور و متالم از تبعات شیمیایی دوران دفاع مقدس میباشد.

روز آخر فرصتی بود تا هر عضو شرکت کننده از 30 کشور جهان دقایقی از کشورشان صحبت کنند. نوبت به اینجانب رسید نزدیک به یکساعت سخنرانی ام مملو بود از آه و ناله جانبازان شیمیایی، تصاویر سربازان ایرانی که بعد از سی سال از جنگ هنوز ریه ها، چشم ها و پوست شان زخمی آشکار داشتند. خانواده های سردشتی، روستاهای مریوان و کرمانشاه که هنوز آه و ناله هایشان از حمله شیمیایی به گوش ما میرسید. اگرچه فرصت هر کشور یک ربع بود اما اجازه دادند یک ساعت از درد و آلامی که بر کشور حادث شده بود سخن بگویم. خدا را شکر میکنم هرجا باشم خون های پاکی که برای حفظ این مملکت و دین آن بر زمین ریخته شد را فراموش نمیکنم و نمیدانم آیا شهدا جنگ و انقلاب از ما راضی خواهند بود؟ آنها که بر خاک شلمچه افتادند و خردل ریه، چشم و پوست آنان را سوزاند تا ما ایستاده پیام آور روزهای دفاع ایشان باشیم. برایم سخت بود فقط از اصفهان و تبریز و مشهد و تهران و خیابانهای آن بگویم. در حالیکه نگویم چه کسانی آنرا برای ما حفظ کرده اند.

 

تمام مدت در دانشکده فیزیک مستقر بودیم هم کلاس ها و هم استراحت. محیط کمی سرد بود و شب آخر تیراندازی در محل اطراف سکونت ما که الحمدالله به خیر گذشت.

 

شب آخر هم برای معاینه و درمان کارکنان سفارت ایران که مشکل پوستی داشتند به رایزنی فرهنگی رفتم و شب شام را مهمان حاج آقا دارایی رایزن فرهنگی ایران در پاکستان بودم. همینجا از مهمانوازی ایشان و همه ایرانیان تقدیر و تشکر می نمایم.

 

روز اختتامیه سفرای کشورهای حاضر در پاکستان به مراسم دعوت شدند از جمله سفیر کشورمان. مراسم با شکوهی بود مسئولین لشگری و کشوری پاکستان آمده بودند. نکته جالب اینکه پاکستان کشوری امنیتی با جمعیتی بالغ بر 200 میلیون بدون گاز و نفت و به وسعت یک سوم خاک کشورمان میباشد. چهل درصد جمعیت این کشور شیعه میباشند کسانیکه علاقمند جدی ایران و مشهد مقدس میباشند.  عده ای از مردم عادی و حتی مسئولین همانجا اظهار می داشتند ایران وطن دوم ما چون امام رضا (ع) را در دل خود دارید. عشق و علاقه مردم پاکستان به کشور ایران اینجانب را بسیار به وجد آورد و برای همین به همه ایرانیان و بخصوص پزشکان ایرانی تاکید می نمایم تا آنجا که میتوانیم باید به همسایگان کشور خود از عراق، افغانستان و پاکستان محبت نماییم زیرا موجب اعتبار و امنیت برای کشور است. و از سوی دیگر فرصت بزرگی از فعالیت های اقتصادی و فرهنگی برای کشور و ملت بزرگ ایران فراهم میگردد. که بسیار جای تاسف در حالیکه این همه عشق و علاقه از کشور همسایه به ایران و نظام مقدس اسلامی وجود دارد اما نقش و حضور ما در این کشور 200 میلیونی حتی به اندازه یک دهم کشورهای خاور دور و اروپایی نمیباشد. امیدوارم به صداقت و اخلاص خدمتگزار برادران و خواهران دینی خود در پاکستان همانند رایزنی فرهنگی ایران کوشا و ساعی باشیم تا به اعتبار این صداقت و اخلاص جایگاهی عمیق و مستمر در دل مردم پاکستان داشته باشیم.

 

دوستان و عزیزان ایرانی ام  بدانیم نام بزرگ ایران بواسطه گفتار و کردار نیک هر یک از ما کسب میشود. نمیتوان منتظر دولت و وزارت خارجه و یا رایزن فرهنگی بود بلکه هر یک از ما میبایست یک وزارت خارجه، رایزن فرهنگی و پزشک بدون مرز بود.   چون به فرمایش مولا علی ان آثارنا تدل علینا هر کدام میتوانیم با عمل خود سخن از ایران بزرگ باشیم.

بعد یک هفته میهمانوازی برادران مسلمان پاکستانی به ایران عزیز برگشتم تا انشالله از دانش و تجربه آموخته آنرا در اختیار کارشناسان و مسئولین کشورم قرار داده تا همیشه کشورعزیز و بزرگم در مقابل کینه و دشمنی کینه توزان و دشمنان آن  مصون و محفوظ باشد.

 

به این نکته تاکید می نمایم:  اگرچه از خانه و خانواده دور میشویم، اگرچه از طبابت و منافع مادی آن مدتی محروم میشویم ، اگرچه در محیطی ناامن و نسبتا ناآرام وارد میشویم. اما بفرمایش مولا علی ع تجربه و توفیقات از راحت روزگار و خانه نشینی به دست نمیآید بلکه از سختی سفر و جذر ومد روزگار حاصل میشود.

 

 

سفیر ایران در پاکستان

ابانماه 95 – اسلام آباد پاکستان

 

سید ناصر عمادی  

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید