اخبار

اخلاق و قانون (همیشه و برای همه)

آخرین به روز رسانی شنبه, 23 بهمن 1395 10:49

 اخلاق و قانون (همیشه و برای هم)



 امروزه آنچه بیش از همه در جامعه موجب تاثر و تاسف میباشد عدم پایبندی مکفی به اخلاق و قانون میباشد. وقتی چشم هایمان به صورتها یمان دوخته و با هم گپ و گفتگو میکنیم آنچنان از عزت بزرگی خودمان گرد و خاک میکنیم و سخن میگوییم که گویا معصوم زمان هستیم و هیچ ایرادی بر ما نیست اما همینکه از هم دور شدیم و نگاهی به سیمای یکدیگر نداریم خدا میداند از هم چه میگوییم.

صبح که بطور همزمان در محل کار با همکارمان از درب وارد میشویم تا او را پیش قدم نکنم امکان ندارد وارد اتاق شوم. اما همان روز در خیابان پشت فرمان نه برای عابر حق عبور قائل هستم و نه در تقاطع برای اتومبیل روبرو، فقط میخواهم خودم اول باشم و اگر موفق نشوم گویا شکست خوردم.

در زمان سخن گفتن انسان کامل میشوم و آنقدر از خود در صداقت، اخلاص و اعمال حسنه سخن میگویم گویا بهترین آفریده خدا بر کره زمین میباشم ، اما در عمل با هزار عذر و بهانه  کاملا مقابل همه آن ادعاهایی که بر زبان جاری ساخته بودم میشوم .  

از مرگ دوستان و نزدیکان چند روزی عبرت سخت گرفته متنبه میشویم اما به هفته نمیگذرد گویا اتفاقی نیافتاده، میشوم همان آدم قبل.
با هزار تلاش و واسطه کارمند دستگاه و دولت میشویم و قول میدهیم همیشه خدمتگذار خالص و صادق دولت و ملت باشیم. اما چند هفته وماه از شروع استخدام ما نگذشته خود را مستحق جایگاه بزرگتر و بالاتر میدانیم. مسئول قسمت نشده میخواهیم رئیس اداره بشوم و رئیس اداره نشده میخواهم معاون مدیرکل و....بشوم. سالها میگذرد و  با وجدانی در خلوت خود، آیا دانستم؟  بجای آن قولی که روز اول از خدمت صادقانه و خالصانه  به ملت و دولت داده بودم تمام و یا اکثر آنرا فقط صرف ارتقا و جایگاه شخصی خود بدون آنکه مستحق و شایسته آن باشم نمودم. آیا دانستم با این بداخلاقی و عدم توجه به قانون چه آسیبی به جامعه وارد نمودم؟ آیا از خود پرسیدم دیگران که ناظر کار من بودند آنها هم ممکن است مرام من پیشه کنند؟
در اتاق و صندلی قدرتمند ریاست  با قلم برنده و توانمند، از هرکه خوشم نیامد، به حق یا ناحق با هر دلیل و شیوه ای، پرونده ای ساختم که تا آخر خدمت و عمرش نفس نکشد. آیا رعایت اخلاق بود یا رعایت هوای نفس درونم؟ میتوانستم با همه لجبازی، نفس درون  و قدرت سرکش خود را مهار کنم و با محبت از او همکاری پرتلاش برای کشور بسازم  اما نکردم برای خود و خدای خود و آن انسان محروم و زمین گیر شده از قدرت کاذب خود چه دارم بگویم؟ مهمتر آنکه دیگران هم آموختند بجای آنکه تابع اخلاق و قانون باشند از ترس روزگار آن نگون بخت، کامل تابع من باشند. چنین نیست؟


بعنوان سخنران در اجتماعات و دانشگاهها با جملات احساسی بر خلاف اخلاق و قانون، عقل و منطق را  از مستمعین ولو برای لحظاتی سلب و آنها را به وجد و احساس کاذب وارد نموده و از کف و سود آنان سرمست شده چون با شور و نه با شعور خواستم حتی شده برای لحظه ای قهرمان میدان باشم. اما نمی فهمم جامعه و جوانان را به مرز بداخلاقی و بی قانونی هدایت نمودم در حالیکه میبایست در جمع فرهیختگان و دانش پژوهان که بزرگترین سرمایه های این مملکت هستند نمونه اخلاق، احترام، ادب و قانون مداری باشم. چرا که ما پیرو همان رسول خدا (ص) هستیم که حتی برای کسانیکه او را آزار نمودند نیز دعا و احترام قائل بود. چون محبت آغاز همه نیکی هاست.

وقتی بفرمایش رهبر معظم انقلاب این آقا ( ترامپ) از محدودیت ورود ملت مسلمان و بزرگ ایران سخن گفت بالاترین عزت و بزرگی بوسیله دشمن برای ملت ما کسب شد و مردم از کشورهای مختلف دنیا و حتی در خاک آمریکا بر علیه این فرمان و به حمایت از ملت و کشور ایران و 6 کشور دیگر برخاستند زیرا چهره واقعی تبعیض دشمن آشکار شد. و چه ارزنده و شایسته سخنگوی دولت کشورمان با جدا نمودن مردم، ورزشکاران و توریست ها از وابستگان حکومتی آن کشور متخاصم اعلام نمود ما برای ویزاهای صادره خودمان که نوعی پذیرش دعوت سفر به ایران در مسیر قانون و اخلاق میباشد با احترام رفتار میکنیم.  آنان اخلاق و قانون را زیر پا گذاشتند اما ما ضمن تشریح ظلم ایشان به جهانیان، بر اخلاق و قانون پافشاری و به استمرار آن تاکید نمودیم. تا آنجا که قاضی کشور خودشان ناچار در مقابل سیل اعتراضات جهان خط بطلان بر فرمان آقای رئیس صادر نمود.

اخلاق و قانون از مولفه های مهم زندگی فردی، اجتماعی، ملی و بین المللی میباشد از کوچکترین عنصر جامعه تا  بالاترین فرد صاحب قدرت مشمول رعایت آن میباشند. زیرا کوچکترین قانون گریزی و بداخلاقی نه تنها مضرات جبران ناپذیری خواهد داشت بلکه منشا بدآموزی در جامعه  و تحریک دیگران به اعمال بزه خواهد بود بالعکس رعایت قانون و اخلاق علاوه بر امنیت، آسایش و آرامش موجب تسریع و انتشار نیکی و محبت در جامعه خواهد بود.

بیاییم برای خودمان، خانواده مان و جامعه مان، چه مسلمان چه غیر مسلمان، چه انقلابی چه بی تفاوت به انقلاب، چه ارباب و چه رعیت،  چه مسئول و چه کارمند ساده، چه دانشگاهی و چه سیکل، چه نظامی و چه کاسب، همه و همه بعنوان ایرانی ناظم و منظم، به رعایت اخلاق و قانون به نام دین یا انسانیت و یا وجدان باشیم.
انشاالله
 یک هفته بطور آزمایشی به انجام آن در تمام طول شب و روز در هر زمان و مکان  ساعی و کوشا باشیم تا تفاوت های وجود و عدم وجود آنرا هم در خود و هم در جامعه درک و تجربه نموده تا عالمانه بدانم به استمرار آن کوشا باشم بهتراست یا بیخیال آن شوم؟   انشالله

سید ناصر عمادی
زمستان 95 - مازندران قائمشهر  

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید