اخبار

هفته آخر ماه مبارک رمضان و توفیق حضور در 5 روستا

آخرین به روز رسانی شنبه, 11 خرداد 1392 06:31

 

 

 

این هفته آخرین هفته مهمانی خدا در سال 91 بود و فردا احتمالا آخرین روزی که همچنان مهمان آن پروردگار ازلی و ابدی خواهیم بود. 3 سال مستمر عید فطر را در کشورهای آفریقایی غنا و کنیا بودم اما امسال را در کشورم. به یاد دارم پارسال در چنین روزی کمپ پزشکی رایگان را برای مسلمانان جزیره مومباسا در شرق آفریقا با تعدادی پزشکان ایرانی برگزار کرده بودیم. در بازگشت به ایران یکی از آشنایان به من گفت امیدوارم همینقدر که مردم آفریقا را دوست داری مردم نیازمند کشور خودت را هم دوست داشته باشی و آنها هم از درمان رایگان تو بهره مند شوند. نصیحت ارزشمندی بود زیرا خدمت به انسانیت نیمی از وظیفه و خدمت به میهن نیمی دیگر از آن. خدا نکند از دنیا برویم در حالیکه ندانیم برای مملکت خود چه کار مثبتی انجام داده ایم. و بدتر آنکه خدای نکرده زبان شکایت و گله به همه آرامش و امنیت و نعمت سلامتی در کشورمان بگشاییم در حالیکه ندانیم یا نخواهیم بدانیم که وظیفه و تکلیف ما بعنوان سرباز و جانثار برای این مملکت و مردم متمدن آن چیست؟ در حالیکه فقط به زبان، ادعای میهن پرستی را بارها و بارها بهتر و قشنگتر از همه بزبان آورده ایم

بله میتوان شبانه روز برای اثبات اینکه عاشق پیشرفت و اعتلای کشورمان هستیم در هر مقام و مسئولیتی جانانه تلاش و کوشش نمود. و آیا میدانید اینجانب پزشک متخصص پوست معنای واقعی  تلاش و کوشش را به قلب و جانم از آن رفتگر سیاه پوست شهر نایروبی آموختم که وقتی از او پرسیدم چه آرزویی داری؟ در حالیکه به شدت عرق می ریخت در نهایت خستگی پاسخ داد آرزو میکنم بهترین رفتگر شهرمان در جمع آوری زباله ها باشم و از خدا میخواهم همیشه مثل حالا عاشق و شیفته کارم باشم.

کاش ما هم چنین بودیم و آرزو نمیکردم تا کارمند نشده رئیس شویم تا رئیس نشده مدیرکل شویم تا مدیرکل نشده نماینده مجلس یا استاندارشویم و .....دیگر معلوم نیست با این همه آمال و آرزو و جاه طلبی و ریاست چه زمانی خدمتگزار مردم نیازمند خواهیم بود. جالب آنکه با همه ریاست و مدیریتی که ناعادلانه عهده دار آن شده ایم وقتی صحبت از کیفیت و کمیت خدمت به میان میآید آنچنان ماهرانه و مخلصانه از خدمت سخن میگوییم که گویا کسی به گرد پای اخلاص و صداقت ما نمیرسد.

هفته ای که گذشت به لطف و محبت پروردگار متعال به 4 روستا از توابع قائمشهر، جویبار و ساری رفته و جمعی از بیماران را که مبتلا به مشکلات پوستی بودند را معاینه و مداوا نمودم. همکاری و همراهی آقایان دکتر فاضلی و دکتر سلیمانی( مسئولین مراکز بهداشت قائمشهر و جویبار) فرصت این خدمت به بندگان خدا را برایم فراهم نمود. بطوریکه روز دوشنبه 23/5/91 در روستاهای قادیکلا قائمشهر با همراهی خانم دکتر احمدی و همانروز در روستای انار مرز جویبار با همکاری دکتر عرب و روز چهارشنبه 25/5/91 در روستای المشیر با تلاش ارزنده دکتر صیاد و آقای احمدی تعداد بسیاری بیمار (80 نفر) معاینه شدند. و روز پنجشنبه 26/5/91 صبح زود بعد از طی مسافت 150 کیلومتر به روستای مالخواست در منطقه کیاسر رفته و ضمن انجام عمل جراحی بینی پیرزن 70 ساله که مبتلا به سرطان پوست بوده به روستای اراء در مرز استان سمنان رفته تا ساعاتی را مهمان مردم با صفا و خونگرم اراء در دل کوهستان باشم. نتیجه تلاشم در این هفته معاینه رایگان نزدیک به 300 بیمار و جراحی چند بیمار با مشکلات پوستی و کشف 2 بیمار با بیماری خطرناک پوستی بود که برای ادامه درمان به بیمارستان بوعلی سینای ساری راهنمایی شدند. 

تصور کنید کشاورزان و روستانشینان زحمتکشی که قرار بود ضمن پرداخت ویزیت و اتلاف وقت و هزینه ایاب و ذهاب یک روز از شغل و کار خود جدا باشند تا با همه استرس رفت و آمد و نوبت انتظار مشکل پوستی خود را چاره کنند. اما خدا بر ما منت نهاد تا بجای آنکه 300 نفر با صرف هزینه، و تعطیلی شغل و فعالیت خود مسافر شهر باشند یک نفر با صرف هزینه اندک در کنار آنها و در خانه آنها به احوالپرس آنان برود.

اگر کمی دقت کنیم خواهیم یافت که 1- سرمایه ولو اندک کشاورزان و روستائیان همچنان حفظ و ذخیره گردید 2- تلاش و کوشش اقتصادی یا کشاورزی آنان که اساس و بنیان اقتصاد این مملکت میباشد حتی برای یک روز هم تعطیل نشد. 3- تعدادی از بیماریهای ناشناخته در منشاء بروز آن (مناطق محروم) توسط حضور فیزیکی پزشک شناخته و جامعه پزشکی از بیماریهای شایع هر منطقه آگاه گردید 4- مهمتر آنکه اعتقاد، ایمان و محبت به یکدیگر در دل جامعه شکل میگیرد. زیرا وقتی من شاهد دوستی و محبت بی منت و خالصانه از هموطن و همنوع خود برای بالاترین سرمایه خودم یعنی سلامتی باشم آنگاه ناخودآگاه خود منشاء محبت، انس و الفت به دیگران خواهم بود. و این بزرگترین سرمایه برای کشور و مملکت خواهد بود که در سایه اعتقاد و ایمان به یکدیگر زندگی نمایند.

تعداد بیماران در روستای اراء زیاد بود طوریکه زمان اذان مغرب به منزل در قائمشهر برگشتم. زمان نماز بود به مسجد جامع رفتم و بعد نماز جماعت ماجرای روزی که گذشت و هدیه دست بافت پیرزنی که او را عمل کرده بودم را برای امام جماعت مسجد حاج آقای پناهنده تعریف کردم و برایشان موضوع عدم همکاری فردی را بیان نمودم. فرمودند هر چقدر سختی کار بیشتر باشد موفقیت و رضایت قلبی تان بیشتر خواهد بود.

صبح جمعه (امروز) بسیار سبک و آرام بودم زیرا هفته پرتلاشی را سپری نمودم. و از صمیم قلب همه پزشکانی که حامی و هادی من بودند (فاضلی، سلیمانی،احمدی، صیاد، عرب، مدانلو، جان بابایی و همه پرسنل درمانی) را دعا کردم به خدا عرض کردم هیچ آرامشی بالاتر از خدمت به مخلوقت نیست و میدانم عمل ما بهترین شفاعت نزد تو در دنیا و آخرت خواهد بود زیرا حضرت رسول (ص) فرمود: بهترین مردم کسی است که برای مردم سودمندتر باشد. به توصیه بسیاری از دوستان آنچه در این هفته گذشت را نه کم و نه زیاد به قلم آوردم. مقصود و مراد یا نتیجه از این خاطرات ممکن است حدس و گمان های متفاوتی را در ذهن خوانندگان چه موافق و چه مخالف ایجاد نماید. اما خواهرم و برادرم دل همه ما انسانها به محبت زنده است. و به فرمایش امام جعفر صادق (ع) : برای مردم روزگاری پدید آید که با هم تماس ندارند مگر با نوشته های یکدیگر. یا بفرمایش مولا علی: دانش را با نوشتن پایبند کنید آنچه حفظ شوند بگریزد و آنچه نوشته شود برقرار ماند. ما هم نوشتیم تا بگوییم ابراز محبت به دیگران بسیار آسان، ساده و ارزان است.

سید ناصر عمادیdr-emadi.ir

روستای قادیکلا قائمشهر-91/5/23

dsc01290.jpg - 61.51 Kb

dsc01302.jpg - 43.78 Kb

روستای انارمرزدکترعربی-جویبار

dsc01312.jpg - 64.50 Kb

روستای المشیر 25/5/91

dsc01339.jpg - 48.15 Kb

روستای اراء 91/5/26

dsc01320.jpg - 43.62 Kb

تلمادره هدیه  بیمار 26/5

dsc01331.jpg - 26.06 Kb

تلمادره و جراحی بیمار 5/26

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید