اخبار

سفر 6 پزشک متخصص ایرانی بدون مرز به قاره آفریقا در آغاز سال نو میلادی 2013

آخرین به روز رسانی شنبه, 21 فروردين 1395 18:54

 بنام خالق نیکی ها

سفر نامه پنجم به آفریقا- دیماه 91

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن   من به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود.

اغاز سخن با فرمایش مولا علی (ع) که میفرماید: نیازمندیهای مردم به شما از نعمتهای خدا بر شماست و بهترین مردم کسی است که برای مردم مفیدتر باشد.

صاف و ساده میگویم : خدا را بر این لطف و محبتش که فرصتی به ما داد تا یکبار دیگر بعنوان پزشکان مسلمان ایرانی عازم قاره آفریقا شویم را بسیار بسیار شاکریم. تا ببینیم و از خود بپرسیم چه عدالت و حکمتی در پس این همه فقر و بیماری نهفته و چه پایان و پاسخی در پس آن همه آسایش و خوشی؟ آیا واقعا آنچه ما خوشبختی می نامیم ، نبودن همان بدبختی است، یا خوشبختی حقیقی آن است که هیچ یک از افراد بشر ، آن را تاکنون در این دنیای فانی ندیده اند.

و چه نیکو گفت سعدی بزرگ:

بنی آدم اعضا یک پیکرند   که در آفرینش ز یک گوهرند. چو عضوی به درد آورد روزگار     دگر عضوها را نماند قرار  

    تو کز محنت دیگران بی غمی       نشاید که نامت نهند آدمی.

 

آقای دکتر! خانم دکتر! ای خلیفه الله ! درد و بیماری فقط چین و چروک، بینی بزرگ، چربی شکم ، کله طاس، قد کوتاه و اندام غیر جذاب نیست که همه وقت و وجود خود را برای علاج آن سپری نمودی. استاد ممتاز و برتر شدن فقط به نوشتن مقاله و کسب امتیاز از درد و آلام بیماران وکسب افتخار رتبه دانشیاری و استادی در جشنواره های ساختگی که با هزاران فرمول آنرا ساخته و پرداخته میکنیم نیست که همه روز و شب را برای آن میگذرانیم.

سوگند نامه سقراط در اعماق قلب و وجودمان گاهی زمزمه ای دارد که  اگر خدای بزرگ مرحمتی کند وکمی وجدان درد شویم آنرا خواهیم شنید که میگوید: تو ای حکیم و ای طبیب باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی. اگر بارها و بارها در آسایش، ارامش و التماس بیماران جویای زیبایی، در مراکز خصوصی و دولتی با انجام اعمال زیبایی و اعمال جراحی دیگر، میلیونها و میلیاردها اندوختی که من بر آن اعتراضی نکردم و در دانشگاه با منصب هیئت علمی هزاران عزت، احترام و اعتبار بر خود افزودی که باز هم اعتراضی نکردم.

اما آیا گفتی اندکی از آن همه اندوخته دنیوی را برای حضور درکنار آن کودک بیمار مبتلا به مالاریا در گوشه آفریقا یا سیتان و بلوچستان سپری نمایم تا رفتن جان از بدن او را برای درک بیشتر انسانیت و هدایت خود شاهد باشم. یا گفتی آفریقا بیماری است و ناامنی و غم وغصه و سفر به غرب و فرنگ و شرکت در کنفرانس های به ظاهر علمی که نیمی از آن برای گردش و تفریح است برایم بهتر است.

یا شاید هم باز گفتی چه عبادتی بالاتر از این که امسال هم برای بار دهم به خانه خدا در کشور آل صعود بروم. واقعا نمیدانم خدای بزرگ زائر به ظاهر دکتری که دهها بار آمده به خانه خود را بیشتر میپذیرد یا آن زائر دکتری که به دیدار انسانهای بیماری در دل آفریقا میرود که جزء خدا کسی را نداشته و خالصانه خانه خدا را در دل خود دارند. کدام زیارت را خدا بیشتر قبول میکند؟

وقتی از مادر آفریقایی در کشور غنا که فرزند 6 ساله اش بعلت مالاریا دچار فلج مغزی شده بود پرسیدم چگونه با این همه سختی عاشقانه از کودک خود نگه داری میکنید؟ گفت خدا روزی فرزندم را نجات میدهد. پرسیدم مگر پزشکان نگفتند دیگر امکان بهبودی نیست؟ اشک در چشمانش جمع شد و پاسخ داد! من خدا را میبینم و از او میشنوم نه از بنده او. همینکه پیغامش را هر صبح در نفس و نگاه فرزندم میبینم و حس میکنم با نگاه به صورت هم خوشحال میشویم برایم کافی است حتی اگر کاملا خوب نشود. حالا خانه خدا کجاست؟ عاشق واقعی خدا کیست؟ از کدام دانشگاه میتوانستیم اینچنین خداپرستی را بیاموزیم.

 

6 پزشک ایرانی ( دکتر عنبری – متخصص اطفال، دکتر قویدل- متخصص داخلی، دکتر سلیمانی- جراح، خانم دکتر حکمت – متخصص زنان، دکتر چینی گرزاده –پزشک عمومی و خودم –متخصص پوست) یکدل و یکصدا گفتیم یا علی و آغاز کردیم.

روز یکشنبه سوم دیماه 1391   ساعت 9 شب از فرودگاه امام عازم شهر آکرا در کشور غنا در غرب آفریقا شدیم. 17 ساعت بعد وارد شهر آشنایی شدم که سالهای 2009 و 2010 آن، برایم یادآور دیدار، تشخیص و درمان نیازمندانی بود که از شدت بیماری پوستی رنج میبردند. اگر چه این یازدهمین باری بود که به آفریقا سفر میکردم اما این بار تنها نبوده و با گروهی از پزشکان ایرانی آمدیم تا بگوییم فارغ از فرهنگ و نژاد، ملیت و مذهب، رنگ و پوست، غنی و فقیر، فقط برای انسانیت و کمک به نیازهای انسانی به این قاره آمدیم.  

برادر عزیز و پرتلاشمان دکتر پهلوانیان (سرپرست مرکز درمانی هلال احمر ایران در آکرا) ، نماینده سفارت، نماینده صلیب سرخ غنا و جمعی دیگر در فرودگاه آکرا به استقبال مان آمدند تا دلمان را بیش از بیش به انجام خدمت در این دیار غربت آشنا و دلگرم نمایند. بخصوص مدیریت، درایت و محبت دکتر پهلوانیان و همسر محترمشان آنچنان نیرو و نشاطی مضاعف بر ما حاکم نمود که همیشه دعاگوی او خواهیم بود.

فردای آنروز (سه شنبه ) با اعضاء تیم پزشکی و به اتفاق رئیس صلیب سرخ غنا (پرفسور بوسمپم) و آقای دکتر پهلوانیان و برادر عزیزمان آقای خانبازی به روستای ( Amasaman) در خارج شهر آکرا رفته و نزدیک به 250 بیمار را ویزیت نموده و روز بعد (روز چهارشنبه) بعد از گذر از رود ولتا (با قایق محلی) به جزیره( Ada Foah ) که بسیار گرم بوده رسیده و بیش از 150 بیمار نیازمند مورد معاینه و درمان قرار گرفتند. بگذریم که گذر از رود ولتا با آن قابق محلی و جزیره دور افتاده چه صفایی داشت.

اما روز سوم حضورمان را به دیدن بیمار در مرکز درمانی هلال احمر ایران در شهر آکرا اختصاص دادیم که هر کدام از این گروه متخصصان6 نفره تعدادی از بیماران آفریقایی را معاینه و تمهیدات درمانی لازم را با تجویز نسخه های درمانی یا توصیه های درمانی و بهداشتی به آنها یاداوری نمودیم.

و در نهایت روز چهارم (شنبه) پس از ویزیت بیماران در کلینیک به سراغ بیماران زندانی در زندان بزرگ (Nsawam) رفتیم که بسیار جدی از بیماریهای بخصوص پوستی رنج میبردند. 150 زندانی بیمار با تشخیص های مختلف از بیماریهای عفونی و مسری مورد معاینه و درمان واقع شدند.

سرانجام اعضاء تیم پزشکی پس از دیدار یک روزه از مراکز تاریخی این کشور در روز یکشنبه به ایران بازگشتند.

اما من در ادامه سفر در کنار دکتر پهلوانیان عزیز در غنا ماندم تا درک و فهم بیشتری از ارائه خدمت صادقانه و خالصانه به آن انسانهای نیازمند در آینده و برای آیندگان عاشق ایرانی در دل قاره سیاه داشته باشیم. واقع مطلب آن است که آنچه ما در مدت یکهفته انجام دادیم اگرچه در نوع خود ابراز محبتی از صمیم قلب برای انسانهایی بود که که فقط برای زنده بودن تلاش میکردند ونه برای زندگی کردن. اما در حقیقت فقط یک مسکن موقت بر جزئی از درد ها و آلام بیشمار آنها بود که آثارش شاید به روزهای طولانی منتهی نمی شد.

چشمان سفید و منتظر و دندانهای براق نمایان شده از تبسم از میان آن چهرهای سیاه و بیمار آنان حامل پیامی بود که میگفت ای ایرانی خوش آمدید. ما را خرسند و خشنود نمودید. اما چه هدیه ای و پیامی برای سلامتی و زندگی ما دارید؟ تا من و خانواده ام و فرزندم از ایدز و مالاریا و سل و هزاران بیماری دیگر در امان باشیم. پاسخ به این سوال بسیار دشوار و شرم آور خواهد بود اگر نتوانیم برای آن نزد وجدان خود و خدای خود پاسخ قانع کننده ای داشته باشیم. چه بسا بجای آنکه مراحم باشیم مزاحم بودیم و اگر خدای نکرده مزاحم بودیم خدا به ما رحم کند در آخرت از آن همه قرتی بازی که داشتیم. این را گفتم که بدانیم خدا و بنده نیازمند او در آفریقا هرگز نمایش و همایش ما را نمیخواهند (همان که در ایران ما بسیار گرفتار آن هستیم) آنچه میخواهند راه سلامتی و زندگی سالم است.

بعد از معاینه حدود 600 بیمار طی این 10 روز و ارزیابی و آنالیز بیماریها و یافته ها و در ادامه چند جلسه مشترک با رئیس صلیب سرخ پرفسور بوسمپوم و مذاکره شفاهی با نماینده وزارت بهداشت غنا مقرر شد طرفین ایرانی و غنایی بر 2 مقوله درمان و بهداشت با انجام فعالیت های بنیادی (تحقیقات و پژوهش در کنار آموزش) نقش خود را در امر بهداشت و درمان ایفا نماییم که نتایج و درخواست مکتوب آن از سوی وزارت بهداشت (قبلا) و صلیب سرخ غنا (اکنون) به سفارت ایران، وزارت بهداشت ایران، دانشگاه تهران و جمعیت هلال احمر ایران رسانده شد(تصویر نامه ضمیمه). اکنون با وجود نیروی انسانی علاقمند و متخصص، برای مسئولین و متولیان ایرانی در عناوین ذکر شده کار چندان مشکلی نخواهد بود که به آنان (غنا) ثابت کنیم ما هستیم در عمل و نه در زبان و سخن.

امیدوارم وزارت خارجه، وزارت بهداشت و جمعیت هلال احمر حرف دل ما را شنیده و ما را در این فعالیت بشردوستانه هادی و حامی باشند. اگر هم نتوانستند خود خواهیم توانست چون خدا هست و دعای بندگان نیازمند آن.

جناب آقای دکتر صالحی وزیر محترم خارجه و جناب آقای دکتر طریقت وزیر محترم بهداشت که فرصت اندک حتی 6 دقیقه را هم مهم و کارساز میدانید و جناب آقای دکتر فقیه رئیس محترم هلال احمر که از همه همکاری و حمایت شما در این سفر بسیار سپاسگزاریم . بعنوان 6 پزشک متخصص ایرانی بدون مرز عرض میکنیم .

آرزوی ما آن است در هر گوشه از این دنیا بعنوان ایرانی مسلمان چنان کنیم و چنان به همگان بفهمانیم که تا وقتی هستیم واقعا باشیم و وقتی نیستیم باز هم باشیم و امیدواریم به لطف خدا و همت والا و مساعدت بیدریغ شما زمانی فرا برسد که وقتی هستیم انگار نیستیم و وقتی نیستیم گویا همه جا هستیم.

مطمئنا بعد از آمدن ما خبرهایی از فعالیت های بشردوستانه پزشکان ایرانی و جمعیت هلال احمر ایران در تلویزیون سراسری غنا پخش خواهد شد که گزارش آنرا به همان زمان موکول میکنیم تا کم و کاستی از ما بر آن نباشد و صبر میکنیم تا بشنویم هر آنچه ملت و دولت غنا از ما قضاوت میکنند.

باشد تا همیشه انسان مفید باشیم تا آدم مهم.

 

 

Dr-emadi.ir                    این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دکتر سید ناصر عمادی – متخصص پوست – 12 دیماه 91 – آکرا غنا

 

 

اعضا تیم اعزامی به همراه آقای دکتر پهلوانیان همسر  و پسرشان آقا محمد- و آقای خانبازی

 

alt

 

 اعضا تیم پزشکی ایران به همراه صلیب سرخ غنا در هنگام عبور از رودخانه ولتا به مقصد جزیرهAda Foah

alt

 

 جزیره َآدا فوآ و ازدحام بیماران در تصویر دکتر پهلوانیان دکتر قویدل و دکتر عنبری در حال درمان بیماران در پناه پرچم مقدس ایران

alt

 زندان بزرگ نسوآ - دیماه 91 - پس از معاینه 155 بیمار

alt

 

 روستای آسامان - آکرا غنا- دیماه 91- کنترل فشار خون و علائم حیاتی بیماران و سپس درمان آنان

alt

 روستای آسامان و صف کودکان بیمار در انتظار دکتر عنبری و خانم دکتر حکمت- دیماه 91 - آکرا غنا

alt

 

 شهر آکرا دیماه 91 - کودک غنایی آسیب دیده از ناحیه سر و درمان آن

alt

درمان سر کودک غنایی و خوشحالی مادر اما نگاه نافذ کودک به من میگوید! باز هم به کشورم میآیی؟

 

alt

 

 نامه تقدیر و تشکر رئیس صلیب سرخ غنا از ملت  و دولت ایران و انتظار همکاری روز افزون

 

alt

 

 

alt

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید