اخبار

عدم حضور ملی یعنی دزدیدن خود از میان ملت و کشور خود .

آخرین به روز رسانی شنبه, 21 فروردين 1395 18:51

فروردین امسال بعنوان پزشک بدون مرز در کشور آفریقایی کنیا در مسافرخانه جعفری کلاب در شهر نایروبی با خانمی که 5 دهه از عمر خود را پشت سر گذاشته و همچنان با نظافت اتاق مسافران نیاز های زندگی محقر خود را به سختی تامین می نمود از انتخابات ریاست جمهوری که در کشورش برگزار میگردید سخن گفتیم که گفته هایش برایم درس و عبرتی فراموش نشدنی بود. به نظرم آمد در آستانه انتخابات کشورمان آنرا به قلم آورم تا بدانیم هیچ دلیل و علتی مانع از حضور ما در تعیین سرنوشت کشورمان نمیشود.

او خانم شکسته و نحیف بنام کارول که تاکنون 50 سال از عمرش را سپری نموده چنین گفت: 15 سال قبل همسرم بعلت فقر و ابتلا به بیماری سل از دنیا رفت و از 2 فرزند پسرم یکی بعلت سوء تغذیه و بیماری ناشناخته در سن 5 سالگی فوت نموده و دیگر پسرم که اکنون 24 سال میباشد بعلت ابتلا به مالاریا در سن 7 سالگی دچار صدمه مغزی و فلج اندام گردیده. اگرچه تنها یادگار زندگی مان همین پسرم میباشد که نه قادر به حرکت و نه قادر به سخن هست اما هر روز صبح با نگاه به هم میخندیم و زندگی را آغاز میکنیم. اگر صبحی برای هم لبخند را هدیه نکنیم براحتی خواهیم دانست که دردی و بیماری در وجودمان هست که برای علاج آن به شدت بیقرار میشوم چون دنیای من فقط با لبخند پسرم برایم معنی و مفهوم دارد. مثل آدم های دیوانه به در و دیوار می زنم تا پسرم هر چه زودتر خوب شود. آخ که گویا صاحب همه دنیا میشوم وقتی که خنده را مجددا بر لب او می بینم.

برایم میگفت: هر روز حدود 5 کیلومتر را پیاده به این مسافر خانه میآیم و غروب مجددا به خانه بر میگردم تا از پس انداز کرایه ماشین و حقوق بتوانم علاوه بر نیاز زندگی خود و پسرم، مبلغ اجاره اتاقی را که در اختیار دارم را هم پرداخت نمایم. با این حال همیشه مقروض میباشم. از اوپرسیدم با توجه به اینکه همسرتان فوت نموده و یک فرزند معلول دارید آیا تحت پوشش بیمه یا نهاد یا سازمان کمک کننده ای میباشید یا دولت کمک تان میکند؟ پاسخ داد خیر. هر چه هست خودم هست اگر چند روز کار نکنم غذایی برای خوردن خود و فرزندم ندارم.

 

اتفاقا روز قبل، از انتخابات و نتیجه آن از ایشان پرسیدم که خیلی با علاقه از نحوه برگزاری و شرکت در انتخابات و برگه رای برایم تعریف کرده بود. ناگهان به ذهنم آمد انسان بدبخت تر، ناتوان تر و بدشانس تر از او هم در دنیا میتوان یافت؟ چنین انسانی که همه اعضای خانواده اش، بعلت ناتوانی بزرگترین حامی اش یعنی دولت کشورش از شدت بیماری یا فوت نموده یا در بستر بیماری میباشند آنوقت چگونه و با چه دل خوشی او با 50 سال سن کیلومترها پیاده به پای صندوق رای رفته و در انتخابات شرکت می نماید؟

خیلی جدی از او پرسیدم حتما این بار مطمئن بودی که دولت جدید برای شما محرومان کاری خواهد کرد؟ در کمال تعجب پاسخ داد: نه اتفاقا به این موضوع فکر نکردم. بیشتر کنجکاو شدم پرسیدم پس برای چه شرکت نمودی؟

جواب داد: برای آنکه اول : با حضورمان در انتخابات، ما مردم کنیا به هم خواهیم گفت ما همچنان زنده ایم و در کنار هم برای هم و برای کشورمان ایستاده ایم و این امید و تلاش برای یکدیگر و زندگی مان و پیشرفت کشورمان میباشد. دوم: دنیا ما را انسانهای با شرافت و وطن دوست خواهد شناخت که لحظه ای از سرنوشت خود که به مملکتمان گره خورده غافل نخواهیم شد و آنگاه اعتبار ما در دنیا بیش از گذشته خواهد شد. برایم بسیار جالب بود که یک انسان سیاه از قاره آفریقا با آن تحصیلات بسیار اندک و با همه مصائب و مشکلات زندگی چگونه از حیات اجتماعی و سیاسی با علاقمندی سخن میگوید زیرا او بدرستی درک نموده که حفظ کشور و مملکت و اعتبار جهانی آن در هر زمان و مکان با حضور یکپارچه و هماهنگ در حماسه های ملی و میهنی کسب میگردد.

اما قدم بعدی علت حضورمان در انتخابات بیان عقاید و اندیشه های مان میباشد که قطعا برای آن گوش های شنوا و چشمان بینا حاضر و شاهد میباشد

 

اکنون با آنچه از یک پیرزن افریقایی شنیده ام و با همه نعمت سلامت که در کشور عزیزمان ایران اسلامی از آن بهره مند میباشیم میتوانم بگویم:

آنانکه اجازه حضور در مشارکت ملی را از خود سلب نمودند یعنی خود را کشته اند و به این طریق وجود خود را از میهن و ملت عزیز خود دزدیده اند. و این همان آرزوی بیگانگان و دشمنان این ملت و میهن است.

 

دکتر سید ناصر عمادی - عضو هیئت علمی داشگاه علوم پزشکی تهران altalt

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید