اخبار

دوست دوستی میخواهد (شهر العماره عراق)

آخرین به روز رسانی جمعه, 29 خرداد 1394 17:36

هوالشافی


هفته قبل در مراسمی که در شهر رامسر با عنوان تجلیل از مفاخر و مشاهیر استان مازندران  برگزار گردید اینجانب هم بعنوان یکی از برگزیدگان به این مراسم دعوت شدم.  در مقابل بزرگان و فرهیختگان منتخب، بسیار ناقابل بودم. آقای مجری در بین همه حضار در سالن هتل بزرگ رامسر دکتر عمادی را  بعنوان پزشک بدون مرز فراخواند تا معاون محترم رئیس جمهور آقای دکتر نوبخت لوح و تندیس را به ایشان هدیه نماید. در جایگاه حاضر، هدایا را دریافت و دقیقه ای چند جمله ای به استحضار آنانکه تشویم میکردم رساندم اینکه از امروز مسئولیتم برای کشور و ملت عزیزم ایران بیشتر و سنگین تر شده است. 


وقتی از رامسر بر می گشتم از خدای بزرگ خواستم در این تجملات  و مراسمات تشویق و تحسین زمین گیر نشویم. واقعا احساس خطر کردم چون کبر، غرور و خودخواهی از همین کف و سود و تندیس و تقدیر بر جان و روح انسان حاکم میشود. در همین فکر و گفتگو با خود و خدا بودم که حاج آقا فتحی برای مشکل پوستی با من تماس گرفتند. در میان صحبت تلفنی ناگهان جمله ای از ایشان شنیدم که گفتند امام رضا (ع) دعا میکردند که معروف نشویم. در حالیکه ما تلاش میکنیم تا مشهور شویم. تا قبل اینکه به منزل برسم آقای رضایی از تهران تماس گرفتند و اعلام کردند: دکتر عمادی یک تیم پزشکی برای کمک به مردم  مسلمان و شیعه شهر العماره که شرائط خوبی ندارند آماده اعزام به عراق هست " میآیید" ؟؟؟ 


لطف خدا بود ذره ای تردید نکرده همانزمان پاسخ مثبت دادم. اگرچه این چهارمین ماموریت پزشکی به عراق  در دو سال اخیر بود اما همیشه تازگی آن استشمام حال و هوای جبهه و جنگ و یاد شهدا را برایم به همراه دارد. خدای مهربان آنقدر لطف و کرامتش واسعه میباشد که هر وقت در مقابل این پرسش واقع میشوم که انسانهای دردمندی در سرزمینی دیگر به پزشک ایرانی نیازمند میباشند فکر، دل و زبانم  در نهایت مسرت و شادمانی با هم  و با تمام وجود یک کلمه را زمزمه میکند " چشم آماده ام "
شب جمعه بر مزار پدر و شهدا در سید نظام حاضر و از وجودشان طلب دعا نموده سپس در مراسم شهدای جمنان خدمت پدر شهید حاج آقا پناهنده رسیده و صبح شنبه، بعد برگزاری کلاس برای دانشجویان پزشکی در بیمارستان بوعلی سینا، مستقیم عازم فرودگاه مهرآباد و آز آنجا اهواز و در نهایت ساعت 7 عصر شنبه از مرز چذابه وارد کشور عراق شدیم.


پادگان حمید، تپه های الله اکبر و تنگه چذابه همه جا عطر و بوی سادگی، صداقت، رشادت و شهادت بود. میادین مین هنوز مملو از تله ها بود و حسرت قدم بر جای پای رزمندگان و شهدایی که دست، و پا و جانها برای حفظ آن در سالهای دفاع مقدس اهداء گردیده بود هنوز بر جسم و جان ما چیزی جز آه و حسرت نداشت.
با محافظت مسئولین و پلیس استان میسان عراق بعد طی مسافت 100 کیلومتر ساعت 10 شب  در معیت 9 پزشک ایرانی دیگر از تخصص های داخلی، اطفال، جراح، زنان، چشم، مغز و اعصاب، روانپزشک و پوست وارد شهر العماره شدیم.

شهر العماره عراق- خرداد 94


شهر العماره با جمعیتی بالغ بر هشتصد هزار نفر شهر غنی از نفت میباشد. بیش از 90 درصد جمعیت این شهر شیعه میباشند و تنها شهری در عراق میباشد که در سال 1990 بعد از جنگ کویت، مردم  آن علیه صدام شورش نمودند اما متاسفانه با شکست مواجه و صدام بیش از بیست هزار نفر از انقلابیون شهر را شهید و بسیاری را برای ترس و وحشت زنده به گور نمود. بسیاری از جوانان این شهراکنون در خظ مقدم جنگ با داعش میباشند و به همین علت شهر با تصاویر شهدا آذین و هر روز  تشیع شهیدی در شهر طنین انداز میباشد. حجاب زنان در شهر کامل و نزدیک به یکصد هزار نفر از مردم شهر کارمند دولت میباشند. نیروی پلیس با جمعیتی بالغ بر 23000 نفر برای حفاظت و امنیت حداکثری بیشترین جمعیت کارمندی و نظامی را در اختیار دارد. با اینکه رود دجله از این شهر عبور می نماید اما امکان کشاورزی وجود ندارد و به همین علت اکثر مردم کارمند میباشند. سرقت، اعتیاد، بزهکاری و ...در شهر بسیار نادر میباشد و عزت و احترام مردم به یکدیگر قابل توجه میباشد. برغم درمان کاملا رایگان نظافت، بهداشت  و درمان در شهر معظل قابل توجهی میباشد. بیمارستان بزرگ صدر در شهر با 420 تخت بستری، خدمات پزشکی کاملا رایگان از ویزیت سرپایی تا بستری و جراحی و حتی دارو و آزمایشگاه را برای مردم ارائه می نماید و همین علتی میباشد که عده ای برای کسب منافع کاذب از دارو و امکانات آزمایشگاهی بی جهت به این بیمارستان مراجعه نمایند و متاسفانه بیمارستان نیز مجبور گردیده برای صرفه و صلاح خود از نسخه های تجویز شده حتی برای بیماران واقعی مقداری اندک (یک چهارم دارو) را در اختیار بیماران قرار دهد. که این خود موجب درمان ناکافی و عود و مقاومت بیماری میباشد.

بیمارستان صدر شهر العماره از استان میسان عراق- خرداد 94


یکی از پزشکان متخصص پوست این شهر برایم تعریف میکرد در زمان صدام  حداکثر حقوق شان ماهانه سه دلار یعنی نه هزار تومان کنونی ایران بوده  و اگر کسی از این شهر در آزمون استخدامی و یا دانشگاهی قبول می شد بنحوی او را مردود اعلام میکردند. بهرحال اظهار ارادت و دوستی مردم این شهر به ایران بسیار قابل توجه میباشد زیرا در زمان حمله صدام به این شهر، آنان ایران را خانه دوم خود میدانستند و دعاگوی محبت ایرانیان بودند.

مراجعین بیماران شهر العماره به پزشکان ایرانی - خرداد 94


روز یکشنبه تیم پزشکی ایران متشکل از 9 متخصص در بیمارستان این شهر مستقر گردید و هر روزه از 8 صبح تا 11 شب به همراه پزشکان این شهر پذیرای بیماران بودیم. اعتقاد و ایمان مردم شهر به پزشکان ایرانی بسیار آشکار و مشهود بود و این فرصت بسیار خوبی برای ما پزشکان ایرانی بود تا نهایت محبت و انساندوستی خود را بعنوان پزشکانی مجرب از سرزمینی پهناور به نام ایران و به نمایندگی از ملتی بزرگ بنام ایرانی که محبت اهل بیت (ع) را در دل خود داشت به آنها نشان دهیم. با اعتقاد قلبی و به تجربه خدمت داوطلبانه در بسیاری از کشور ها عرض میکنم هیچ اندیشه، خدمت و رسالتی با نیت صحت، سلامتی و تندرستی برای انسانهای نیازمند برای کشورمان آبرو و اعتبار نمی آورد. دعای کسانیکه به دست توانای پزشکان و پرستاران ایرانی نعمت سلامتی خود را باز یافته اند، نافذتر و جاودانتر از هر عمل دیگر برای کشور و ملت ما میباشد زیرا این پیام و وعده  خدا، رسول اکرم (ص) و ولی او  علی (ع) میباشد که مقربترین شما سودمندترین شما به خلق خدا میباشد. بسیار واضح و آشکار میباشد حتی در کوچه ای که زندگی می نماییم نباید از درد و مشکل همسایه غافل باشیم زیرا امنیت و آسایش برایمان وقتی حاصل میشود که همسایه ای غمخوار و دلسوز داشته باشیم و این مراد حاصل نمیشود الا به محبت، اخلاق و ادب به همسایه. ما بعنوان مسلمان و ایرانی به حکم وظیفه دینی و انسانی عمل میکنیم حال اگر در عمل به اخلاق، ادب و وظیفه دوستانی بیشتر داشتیم  خدا را بسیار بسیار بیشتر شاکریم  و در غیر اینصورت لااقل نزد خدا و وجدان خود آسوده ایم که یادمان نرفته که از سرزمین  " بنی آدم اعضای یکدیگرند  که در آفرینش ز یک پیکرند "  هستیم.

درمان مجروح ساکن شهر میسان عراق توسط پزشک ایرانی


 کسانیکه منتقد خدمات پزشکی در عراق، افغانستان و آفریقا میباشند هرگز این پیام را از دل و قلب آنان نمی دانم  و حتی گاهی فکر میکنم آنها از من و این تیم پزشکی مهربانتر و دلسوز تر میباشند زیرا مطمئن هستم اگر یک بار مقدمات حضور ایشان برای این گونه خدمت فراهم شود آنچنان شور و شعفی از ادامه خدمت در دل و وجودشان شعله ور شود که دیگر لحظه ای از خدمت به انسانهای دیگر ولو با نژاد، ملیت و مذهب دیگر غافل نمی شوند. خدا میداند چه شکوه، عزت و عظمتی میباشد وقتی چشمانی منتظر محبت شما میباشند و با تمام وجود حضور شما را نعمتی بزرگ از جانب خدا برای خود میدانند.  زیرا دیگر در خلوت خود وجود درمانگر شما را می بینند و کابوس بیماری را با حضورتان فانی و پایان یافته می بینند.

مصاحبه شبکه تلویزیونی میسان عراق از نحوه ارائه خدمات پزشکی توسط پزشکان ایرانی


روزانه در دو نوبت صبح و عصر نزدیک به 150 بیمار ویزیت و حدود 25 عمل جراحی برای بیماران داشته ام که انصافا با تمام وجود و بدون خستگی نه تنها بنده بلکه همه پزشکان از تلاش و کوشش یکدیگر برای رضای خدا و مردم و کسب دوستان بیشتر از ملت و کشوری دیگر برای ملت و کشور ایران لذت می بردیم. همت و تلاش آقای رضایی مسئول تیم اعزامی بسیار دلگرم کننده بود لحظه ای از توجه به ما و تلاش برای امنیت و سلامتی ما غافل نبودند.
روز پنجشنبه ساعت یک بعداظهر در گرمای 52 درجه  بعد از بدرقه مسئولین شهر به همراه 9 پزشک ایراتی دیگر سر و پا شور و عشق عازم کربلا شدیم. بعد از طی مسافت حدود 500 کیلومتر راه سخت و دشوار، ساعت 12 نیمه شب وارد کربلا شدیم و اولین منظر نگاهم جمله " ساقی کوثر " و بقعه حضرت ابوالفظل العباس بود.

پزشکان اعزامی پس از درمان بیماران شهر العماره عراق در کربلای معلی


آقا حسین بن علی (ع)  در بدو ورود ما را به سراغ برادرش عباس هدایت نمود تا رسم ادب و احترام را به ما بیاموزد. بیاموزیم که ادب و احترام شرط پیشرفت زندگی خانوادگی و اجتماعی ما ملت ایرانی است و هرگز لحظه ای از آن غافل نشویم.  یا علی

 

خرداد94

سید ناصر عمادی - متخصص پوست

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید