اخبار

ماجرای بیماری کودک بجنوردی "نرگس"

آخرین به روز رسانی پنج شنبه, 18 تیر 1394 00:34

اوست که شفا میدهد

بازخوانی آموخته های ماجرای نرگس

شانزدهم خرداد ماه برای درمان بیماران بسیار نیازمند عراقی در معیت 9 پزشک متخصص دیگر به استان میسان و شهر العماره در جنوب عراق اعزام شدیم. گرمای هوا بسیار طاقت فرسا بود اما تیم پزشکی اعزامی از ایران که بعنوان نماینده ملت و دولت کشور اسلامی با نیت بشر دوستی  و ارائه خدمات پزشکی رایگان اعزام شده بودند آنقدر مورد توجه مردم و مسئولین آن کشور و شهر واقع شده بودند که بارها حضور موفق و درمانگر پزشکان ایرانی از تلویزیون عراق به نمایش درآمد.

بعد ازیک هفته درمان شبانه روزیدر شهر العماره عراق به خاک پاک کشورم  ایران که همیشه وجود شهدای طاهر و شاهد ما را دلتنگ این مرز و بوم میکند رجعت نمودیم.  نام نیک و با عزت از کشور و ملت عزیزم ایران بر جان و جسم مردم نیازمند العماره پاسخی به همه تلاش های تیم پزشکی از ایران بود.

از فرودگاه امام عازم شمال کشور شهر قائمشهر برای دیدار با خانواده  نگرانم بودم  که در بین راه دوست عزیز و همرزم دوران جنگ، جانباز سرافراز حاج نقی مهدوی  در تماس تلفنی بیان نمود " دکتر کجایی؟ "

الان از شبکه سه سیما دختری شش ساله بنام نرگس را نشان دادند که به شدت از بیماری پوستی رنج میبرد و سالها است خواب راحت و آرامی بدلیل خارش و پوسته ریزی بدن ندارد! ساعتی نگذشت دیگر دوستان و بستگانم از روستای محل تولدم "چاشم" در فضای مجازی پیام هایی از کمک به این دختر معصوم رد و بدل نمودند و مستقیم و غیر مستقیم از من خواستند  "دکتر ناصر! وقتی عراق و آفریقا و افغانستان میروی، نباید اینجا را خدای نکرده فراموش کنی". شب دیر وقت به منزل رسیدم دختر کوچکم  هلیا سادت از دیدنم بسیار خوشحال شد اما چند لحظه ای نگذشت که ماجرای نرگس را با آه افسوس برایم بازگو نمود.

از این همه اظهار همدردی، لطف و محبت ایرانیان در شگفتم. ملاحظه فرمایید از تلویزیون، همکاران، دوستان، همرزمان، خانواده، دخترم، کاسب، معلم، همه و همه پیام رسان آه و ناله نرگس و خانواده او بودند. گمان میکنید پروردگار متعال این همه محبت انسانها به یکدیگر در خاک ایران را نادیده میگیرد؟

با شبکه سه سیما از طریق دوستان آدرس این خانواده را جویا و با پدر نرگس برای حضور در منزلشان تماس گرفتم.  سرانجام به لطف و مرحمت خدای بزرگ، در دومین روز بازگشتم از عراق، با ماشین شخصی در روز اول ماه مبارک رمضان (پنجشنبه) بعد از نماز ظهر و عصر از شهر قائمشهر با بدرقه گرم و مشفقانه دوست خوبم حاج آقا رستگار و معیت آقا میثم عازم بجنورد در خراسان شمالی شدم.  قرار شد افطار را در بجنورد میهمان خانواده نرگس باشم. که الحمدالله بعد از 7 ساعت با کمی تاخیر در یکی از محلات اطراف شهر بجنورد با استقبال پدر نرگس و خوشامد گویی گرم آقای ابراهیمی از بزرگان شهر، وارد منزل نرگس خانم  شدیم. بعد از صرف افطار و شام مفصلی که تهیه گرفته بودند نرگس خانم را معاینه کامل نموده و سپس داروهایی را که برایشان تهیه نموده بودم را برای آشنایی از نحوه دقیق مصرف به پدر و مادرشان یادآور شدم. حقا پدر و مادری بسیار دلسوز و مهربان که تمام زندگی خود را وقف این کودک نیازمند نموده بودند.

منزل نرگس کودک 6 ساله مبتلا به بیماری پوستی مادرزادی- خراسان شمالی بجنورد- خرداد 94

نرگس خانم مبتلا به یک بیماری ژنتیکی بنام ایکتیوز میباشد که پوست های او همیشه خشک و در حال پوسته ریزی میباشد. اگرچه درمان قطعی ندارد اما با کمی دقت و توجه بیماری ایشان قابل کنترل میباشد همچنان که پدر و مادر ایشان با دقت تمام با راهنمایی پزشکان بجنورد از او مراقبت نمودند. تصور کنید مثل کسی که بیماری فشارخون دارد. طبیعی است ناپرهیزی و عدم مصرف دارو موجب افزایش  فشارخون میباشد. بیماری نرگس هم دو نکته بسیار مهم داشت اول آنکه خانواده ایشان بدانند چه محیط، لباس، غذا و عواملی در تشدید یا بهبودی بیماری نرگس نقش دارند ؟ که این خود نیمی از درمان میباشد.  و دوم نحوه مصرف دارو در چه زمانی و با چه میزانی و به چه شکلی میباشد؟ تنها تجویز نسخه  و تحویل دارو به خانواده کفایت نمیکرد بلکه آموزش خانواده نیز از مهمترین و موثرترین بخش درمان کودک میباشد. نزدیک به 3 ساعت نحوه مالیدن دارو به بدن نرگس و پانسمان آنرا در قسمت های مختلف به پدرشان آموزش دادم و این همان نکته ای بود که همه ما پزشکان بدنبال آن هستیم یعنی بیماران باید با آشنایی به نحوه درمان  به نوعی همکار ما باشند.

نکته بسیار جالب تماس افراد مختلف با ادعای تجویز داروهای گیاهی یا داروهای معجزه گر از خارج  و داخل کشورکشور بود. حتی فردی در تماس تلفنی از پدر نرگس خواسته بود دارویی که فقط با 3 بار مصرف نرگس را بطور کامل و برای همیشه درمان خواهد نمود را در مقابل 30 میلیون تومان آن هم در مرز ترکیه تحویل او دهد. این موضوع نشان میدهد در چنین خبرهای پخش شده از رسانه ملی، در کنار محبت و توجه هم میهنان، مسئولین، پزشکان و کادر درمان ، دو آفت، خرافات و  سوء استفاده افراد سود جو هم  باید مورد توجه خانواده و جامعه باشد: اول  دخالت افراد غیر مسئول و ناآشنا با فعالیت های تخصصی پزشکی و راهنمایی های بسیار زیانبار از تجویز بسیاری دارونما، گیاه، آب، خاک مخصوص، دعا و انرژی درمانی کاذب و بسیاری دیگر و دوم حضور افراد سودجو و فرصت طلب که با توجه به نگرانی خانواده و یا با اطلاع از کمک هایی که مردم مهربان و دلسوز نموده اند طرح و نقشه فریبکارانه را به خانواده بیمارپیشنهاد می نمایند بخصوص اگر والدین کمی از تحولات روزگار و شهر نشینی به دور باشند. این نکات را هم دقیقا به خانواده نرگس یادآور شدم که ضمن عدم توجه به چنین ارتباطاتی، در صورت نیاز قبل از هر اقدامی با اینجانب در هر زمانی که لازم دانست تماس بگیرند.

در همانزمان متوجه شدم که آقای دکتر هاشمی (وزیر بهداشت) به اتفاق رئیس دانشگاه و همکار متخصص پوست از بجنورد به منزل ایشان آمده و از نزدیک از مشکلات نرگس مطلع شده و دستور لازم برای درمان ایشان را صادر نمودند. بسی موجب تقدیر و امتنان که از وزیر تا همکاران پزشک به رغم همه مشکلات کاری جویای احوال نرگس در منزلشان شدند.

نیمه شب ساعت 1 بامداد بعد از چند عکس یادگاری در منزل نرگس با خانواده ایشان و همه در نهایت خوشحالی و خرسندی از این دیدار، خداحافظی و باز به لطف و مرحمت خدای بزرگ ساعت 7 صبح  در قائمشهر به منزل رسیدم.

جیاط خانه نرگس ساعت 1 بامداد لحظه خداحافظی- پدر مادر و خواهر نرگس

چند نکته برایم از این اتفاق مهم بود.

1-      قدر مسلم همکاران عزیزمان در بجنورد بهتر و بیشتر از بنده مراقب نرگس میباشند که انصافا چنین بوده و بسیار موجب تقدیر و سپاس میباشد. اما حضور خودم در خانه نرگس اول پاسخ به درخواست همه دوستانم  و بستگانم بود که بی درد مردم یا بی درد پزشک نباشیم. بعنوان مثال یکی از دوستان خوبم حاج آقا بهمن رستگار در قائمشهر از من خواستند برای کمک  با رانندگی بنده را مشایعت نمایند و حتی در بین راه  با تماس تلفنی جویای احوالم شده  و دوستان بجنوردی شان را متوجه حضورم برای هر کمک لازم و ضروری نمودند  که این فکر و اندیشه همراه از یک دوست،  مایه دلگرمی بنده  و هر کسی دیگر بوده و میباشد.    دوم پاسخ به درخواست دل خودم  بود چون روح ما پزشکان هم گاهی نیازمند درمان و صیقل کاری است و این جز با خنده و خشنودی قلبی بیمار و  حضور درمنزل و سفره آنان و بدون هیچ تعامل ریالی حاصل نمیشود . سوم اثرات آرامش و آسایش روحی و روانی خانواده بیمار از حضور یک پزشک  دیگر که از راه دور به کنارشان آمده میباشد. بعنوان مثال در مراسم، جشن و یا ترحیم میهمانان از همه راه دور و نزدیک میآیند اما شاید آنچه بیش از همه مورد توجه صاحب مراسم میشود کسی است که از راه دورتری آمده. بنابراین متوجه میشویم اول بیمار و خانواده اش،  دوم من و خانواده ام،  و سوم دوستان و بستگان و مردمی که در جریان موضوع بوده اند همه به یک منفعت،آرامش و اعتماد و اعتقاد  فردی و اجتماعی  دست می یابیم. و این یعنی احیا و  تقویت باورهای دینی، انسانی و اخلاقی در محبت و دوستی به یکدیگر میباشد.

2-      مردم عزیز و بزرگوارمان بدانند از حضور وزیر تا سایر همکاران متخصص و پزشکان همه نشان و حکایت از یک تعلق خاطر در جان و دل همه پزشکان این مرز و بوم به بیماران میباشد و خوبیها را با اندک بدیهای عده ای  اندک ارزیابی و مقایسه نکنیم.

3-      حضور و فعالیت های خبرنگاران و رسانه ها را همانطور که در این اتفاق نقش بسیار مهمی داشته اند را همیشه به فال نیک بگیریم همچنان که خانم داورنیا بسیار تلاش نمودند و همه اقدامات انجام شده را از روز شناسایی بیماری کودک تا حضور وزیر و در ادامه درمان ایشان را با نهایت انصاف و عدالت به تصویر و خبر آوردند. بطوریکه با اشاعه فرهنگ همراهی و همدردی با  اعتماد سازی ، مردم و پزشکان را بهم نزدیکتر نمودند.

4-      مداخله افرادی که با بی اعتماد نمودن بیماران به پزشکان و تعریف و تمجید از تجربیات دارویی و  درمانی خود با شرح مثالهای محدود و دروغین سهوا از سر دلسوزی آسیب جدی به درمان بیماران وارد می نمایند و مهمتر اینکه گاهی افراد سودجو که عمدا آسیب غیر قابل جبران بر خانواده و جامعه  با ایجاد فضای  بی اعتمادی تحمیل می نمایند را هرگز فراموش نکنیم تا اعتماد واسعه مردم در جاده یکسویه و بی انتها به گمراهی نرود.

5-      با محبت به یکدیگر منشا گسترش ابعاد معنوی و روحی محبت به دیگران میشویم. مطمئنا ماجرای داستان نرگس از روز اول تاکنون که بارها از سیما و سایت های مختلف به تصویر آمده مخاطب های میلیونی جویایی داشته که داستان این کودک را پیگیری می نمودند. قطعا لازم بود دل های پر از غصه کسانی که با آه افسوس شاهد ماجرای این کودک بوده اند به آرامش نسبی برسد. حتی اگر قرار باشد بطور نمادین هم وارد این میدان شویم( که انشاالله نیت قربت الی الله بوده). بسیاری دل های عاشق به خدمت خالصانه و صادقانه از جامعه پزشکان و پرستاران نیازمند صحنه هایی اینچنین میباشند تا آنها هم وارد مسابقه ابراز محبت و نیکوکاری شوند. وقتی بدانند دنیا و آخرت اعمال نیک را فراموش نمیکنند و آنرا در کشور عزیز ایران به تصویر میکشند دیگر هم به شوق عزت دنیا وهم به رحمت آخرت موضوع را فراموش نمیکنند.

6-      اما مهمترین و ساده ترین نکته اینکه اگر ما همدیگر را دوست داشته و دلسوز یکدیگر بوده و برای یکدیگر ادب، احترام را در نهایت صداقت و درستی قائل شویم آنگاه خدای بزرگ هم همه نعمات و برکات خود را بر کشور و ملت ما ساری و جاری می نماید. از دروغ، بی احترامی، غیبت و مکر و حیله به یکدیگر در همه جوانب سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و حتی پزشکی بطور بسیار جدی پرهیز نماییم تا خدای نکرده گرفتار این مصیبت بزرگ نشویم که گذشتگان ما گفته اند که  "نکند خدا با ما قهر کند" آنگاه است که مصیبت ها از زمین و آسمان جایگزین رحمت و برکت میشود.

ادب و احترام به یکدیگر را فراموش نکنیم که رمز بزرگ امامت ائمه اطهار (ع) بوده است.

 سید ناصر عمادی – متخصص پوست

تیر ماه 94

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید