اخبار

شعور حسینی یا شور حسینی؟

آخرین به روز رسانی چهارشنبه, 13 آبان 1394 22:06

شعور حسینی  یا  شور حسینی؟
روز چهارشنبه  94/7/29 توفیق و سعادت حضور در کربلای معلی در معیت تیم پزشکی هلال احمر متشکل از 14 متخصص ایرانی نصیب اینجانب گردید.  اگر چه  حضور در کربلا و عزاداری در غم و ماتم حسین (ع) برای اثبات و احیا حقانیت نماز و فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر بوده و میباشد اما  همراهی آن با شعور  و شور حسینی  ارزش و قداست آنرا آنچنان متعالی می نماید که عاقبت و فرجام آن  چه در معنا و مفهوم اعتقادی و چه در بیان معیارهای علمی و عملی از دیدار با افعال  انسان آزاده و شرافتمند، آنرا حتی فراتر و خطیرتر از فریضه حج جلوه می نماید .
عاشقی برای حسین ابتدا شعور حسینی را  می طلبد  و آنگاه شور حسینی . و تاسف از آن روزی که شعور حسینی که همان اصل نماز و امر به معروف بوده  فراموش شده و فقط بر طبل شور حسینی بکوبیم . این مقدمه را از آن جهت گفتم تا  بدانیم شور حسینی بدون شعور حسینی مشقی بیش نیست که بسیار آسان پاک میشود و هیچ آثاری از خود بجا نمیگذارد.
شب پنجشنبه به اتفاق پزشکان اعزامی جلسه ای در کربلا داشتیم تا از ماموریت حضور و وظائف خود مطلع شویم. به 4 گروه امداد و نجات پزشکی در 4 منطقه از کربلا (نزدیک حرمین) تقسیم شدیم تا برای 3 حادثه مهم آماده ارائه خدمت به زائرین میلیونی امام حسین (ع) باشیم.
ماموریت اول ارائه خدمات پزشکی به زائرین با هر کسالت جسمی و روحی  ماموریت دوم نجات و درمان مجروحین احتمالی ناشی از عملیات تروریستی و ماموریت سوم درمان عزادارانی که فقط به بهانه شور حسینی با قمه و چاقو به جان خود افتاده اند.  
ساعت 4 صبح روز عاشورا نحوه و ترکیب ارائه خدمات پزشکی آرایش جدیدی به خود گرفت وسائل جراحی، امکانات احیا، تزریق خون و سرم و تخت های اورژانسی   جایگزین قرص و شربت و آمپول در چادر های امداد  گردید. موضوع از آن قرار بود که سیل مجروحین قمه و چاقو از بعد اذان صبح به چادرهای ما سرازیر میشوند. دسته جمعی همه پزشکان بعد خواندن  زیارت عاشورا و سپس نماز صبح  در محل بین الحرمین آماده پذیرش مجروحین و مصدومین شدیم. همینقدر که از بعد اذان صبح تا ساعت 2 بعداظهر یعنی حدود 10 ساعت هرگز نتوانستیم لحظه ای بنشینیم و استراحتی اختیار کنیم. سیل مصدومین و خونهایی که به اندیشه و دلیلی ناصواب بر زمین میریخت و ما هم چاره ای جز نجات آنان نداشتیم.
زائری جوانی از ایران که از شدت خونریزی خود را در آغوش مرگ می دید فقط توانست بگوید "دکتر من ایرانی هستم نجاتم بده " و سپس بیهوش نقش بر زمین شد. با زحمت بسیار در همان کف خیابان با جراحی و بخیه خونریزی او را بند آورده و با تجویز سرم پس از مدت یکساعت به هوش آمد. از او پرسیدم برای عاشقی حسین (ع) راههای دیگر هم وجود دارد چرا بجای جنگ با داعش و صهیونیست به جنگ با خود میروید؟  خوب هست که در زندگی امروزمان هم سربازان حسینی همانند آن بزرگان و سردارانی را می بینیم که در دفاع از حرم جان خود را هدیه به بزرگی دین و مملکت در مبارزه با دشمنان دین و انسانیت می نمایند. پس چرا  باز این دل و قلب مان روشن و آگاه نمیشود و عقل و اندیشه ما صاحب منطق و حقیقت حسین (ع) نمیشود؟ پاسخ داد مرگ را بسیار خوب لمس کردم و  زندگی خود را مدیون شما هستم  و به شما قول میدهم به همین باب الحسینی که یکبار دیگر چشمانم به آن منور گردید همیشه حسین را به عقل و اندیشه و اعتقاد قلبی بخوانم و هرگز مرتکب چنین خطایی نشوم.
آقا ابا عبدالله (ع) آنقدر منشاء عزت، عظمت، علم، صداقت، محبت،  کرامت و برکت میباشد  که هیچ احدی را قابل به درک و شناخت آن نمیباشد. روزی 72 تن تشنه و گرسنه در همین کربلا جان به درگاه احدیت برای حریت و آزادگی تقدیم نمودند تا امروز شاهد باشیم که از برکت و حقانیت آن ایثار از  سیل عظیم جمعیت تا بیست میلیون در اربعین حسینی  حتی یک نفر هم تشنه و گرسنه سر به بالین نمیگذارد.  این چه حکمت و عظمتی از روز عاشورا و کربلا است که دهها میلیون انسان اینچنین برای یک نام از گوشه گوشه دنیا اینچنین با نظم و انظباتی که ناظم آن کسی جزء حسین و ابوالفظل نمیباشند به این دیار عزیمت میکنند تا دل در گرو عاشقی ابی عبدالله  با شعور حسینی دهند.

خدایا به حرمت همان حسین (ع) و ساقی کوثر آقا ابوالفظل (ع) عقل و جانم را عارف و عاشق به معرفت و حقیقت عاشورا فرما.

 

سید ناصر عمادی - خادم زائرین کربلای حسینی

عراق کربلا - پنجم آبانماه 94

 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید